2022 August 10 - چهار شنبه 19 مرداد 1401
معرفت امام علیه السلام
کد مطلب: ١٢٦٠١ تاریخ انتشار: ١١ خرداد ١٤٠١ - ١٩:١٥ تعداد بازدید: 24
دروس خارج » فقه الحکومه
معرفت امام علیه السلام

جلسه هفتاد و دوم 24 12 1400

 بسم الله الرحمن الرحیم

(جلسه هفتاد و دوم 24 12 1400)

موضوع:  معرفت امام علیه السلام

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم با سلام به همه عزیزان و بزرگواران و تبریک اعیاد شعبانیه.

پرسش:

«يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا»؛ یعنی چه؟ آیا امام دنیا را بعد از ظهور، پر از عدل می کند؟

پاسخ:

کلمه کَما در خیلی از روایات است

«يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا»

كتاب سليم بن قيس الهلالي، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى‏؛ ج‏2، ص 908

همان گونه ای که از ظلم و جور پر شده حضرت می آید با عدل پر می کند. یعنی معنایش این نیست که کل جهان پر از ظلم بشود، یعنی به آن مقداری که ظلم، جهان را فرا گرفته به همان مقدار حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) می آید جهان را پر از عدل می کند.

 یعنی یک سوم جهان پر از ظلم است یک سومش را پر از عدل می کند. نصفش باشد نصفش را پر از عدل و داد می کند و اگر 90 درصدش است 90 درصدش را پر از عدل می کند.

اگر یک جایی ظلمی نیست اصلاً‌ معنا ندارد فرضا در یک جایی سراسر عدل است، دیگر آن جا پر از عدل کردن تحصیلِ حاصل است ولذا این را باید دقت بکنیم. تعبیری که آمده این تعبیر را ما باید حفظ کنیم.

 اما بعد از این که از ظلم پر شده آیا این ظلم فراگیر است یا فراگیر نیست، آن یک بحث جدایی است.

پرسش:

خداوند انبیاء را فرستاد تا مردم گمراه نشوند و یا گمراهان را هدایت کنند در مورد حضرت حجت ظهور را تأخیر انداختند تا گمراهی ها زیاد بشود و بیداد همه جا را بگیرد تا حضرت ظهور نماید مقداری توضیح دهید.

پاسخ:

اول گفتید پیامبران را فرستاد تا مردم گمراه نشوند «هذا اولُ الکلام»، حضرت نوح آمده سراسر کره زمین بت پرست هستند حضرت موسی آمده در حالی که سراسر منطقه بنی اسرائیل پر از ظلم و جور است حضرت موسی برای رفع ظلم آمده یعنی این که انبیاء (علیهم السلام) آمدند نگذارند ظلم بشود این قطعاً صحیح نیست.

تمام انبیاء، بله حضرت آدم و حوا (سلام الله علیهما) وقتی آمدند ظلم و جوری نبود، ولی تمام انبیاء وقتی می آیند برای این می آیند که بت پرستی، ظلم، جور، جنایات را بر دارند حضرت آدم 2 تا بچه به نام های هابیل و قابیل دارد.

اولین ظلم توسط قابیل صورت می گیرد، این شکلی می فرمایید که همه جا را فرا بگیرد نه. این که حضرت اگر غایب است نمی آید چون زمینه نیست اگر زمینه باشد مردم مهیای آن عدل جهانی باشند بنا نیست حضرت ولی عصر بیاید مثل حضرت موسی یک کاری بکند و فرعون دنبالش برود یا مثل حضرت رسول اکرم بیاید و آخرین لحظه با:

«إن الرجل ليهجر»

ديوان المتنبي؛ اسم المؤلف: أبو البقاء العكبري الوفاة: 616، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: مصطفى السقا/إبراهيم الأبياري/عبد الحفيظ شلبي، ج1، ص9

«دعوا الرجل فإنه ليهجر»

سر العالمين وكشف ما في الدارين؛ اسم المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الوفاة: 505هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424هـ 2003م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد حسن محمد حسن إسماعيل وأحمد فريد المزيدي، ج1، ص18

امت مواجه بشود بنا است حضرت ولی عصر بیاید تمام ستمگران را نابود کند طاغوتیان را از بین ببرد و کسی نفس کش نیاید حضرت ولی عصر می آید. حضرت وعده حتمی الهی است.

 حضرت می‌ آید و به علمش هم عمل می کند بر خلاف تمام انبیاء یعنی اگر یک جایی ظالمی زیر خاک پنهان شده از زیر خاک بیرون می آورد و مجازاتش می کند.

لذا هدف و امید نهایی تمام انبیاء و اولیاء (سلام الله علیهم اجمعین) این بود که یک روزی حضرت ولی عصر بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند.

 یعنی هدف نهایی خلقت همان ظهور حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است که بیاید و اهداف انبیاء را برای اولین بار و آخرین بار پیاده کند.

پرسش:

استاد! چند تا کتاب اصول فقه اهل سنت معرفی کنید که خواندنش ضروری باشد.

پاسخ:

آقای محمد تقی حکیم کتابی دارد الأصول العامه للفقه المقارن ایشان اصول شیعه و سنی را با همدیگر به خوبی کار کرده. اهل سنت یک کتابی به نام اصول شاشی دارد که آقای شاشی نوشته است. شاشی فارسی نیست عزیزان یک مقدار اشتباه نکنند !

 المحصول مال آقای فخر رازی است در رابطه با اصول است 7- 8 جلد است. ابن حزم اندلسی کتاب اصول مفصلی به نام الاحکام‌ فی‌ اصول‌ الاحکام‌ دارد دوستان می توانند مطالعه کنند.

خودمان تقریباً 20- 25 تا از کتاب های اصولی را داریم، الإحکام الأحکام مال تقی الدین ابن دقیق عید است. اصول الفقه الاسلامی مال دکتر وهبه الزحیلی است که از معاصرین است

 اصول الفقه شیخ محمد خضری از معاصرین است کتاب خوبی است. اصول الفقه عوض احمد ادریس کتاب خوبی است. المستصفیٰ مال محمد بن محمد غزالی است. الموافقات برای اقای شاطبی است.

این ها کتاب هایی است که آقایان نوشته اند، این ها جزء کتاب های اصول اهل سنت است.

 

پرسش:

رجعت افراد هم زمان با ظهور یا بعد از ظهور اتفاق می افتد؟

پاسخ:

نه هم زمان با ظهور اتفاق می افتد

آغاز بحث...

جلسه قبل روی بعضی از مباحثی که مربوط به حضرت ولی عصر است گفتیم یک مقداری کار بکنیم. من چند تا نکته را خدمت عزیزان عرض کنم.

عزیزان دقت کنند یکی از مسائلی که ما باید نسبت به حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) دقت کنیم به یاد حضرت بودن است یعنی تلاش کنیم شبانه روزمان همه، حتی درس می گوییم، شما درس می شنوید سخن می گویید همین جا در دل مان یا صاحب الزمان بگوییم. لازم نیست به زبان بیاوریم یا ابا صالح المهدی ادرکنی بگوییم.

 غذا می خوریم دهان مان غذا می خورد عقل و فکرمان که غذا نمی خورد، همان زمان هم به یاد حضرت ولی عصر باشیم داریم می خوابیم با یاد حضرت ولی عصر بخوابیم، بلند می شویم با یاد حضرت ولی عصر بیدار بشویم. تلاش کنیم فکر و مغز ما کاملاً رنگ ولی عصر بگیرد.

تا ما به این جا نرسیم قطعاً موفقیت برای ما حاصل نخواهد شد، فردا حضرت بیاید معلوم نیست ما در کدام قسمت هستیم. البته خودشان باید به یاد ما باشند که ما به یاد آن ها باشیم.

 تا که از جانب معشوق نباشد کششی/ کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد!

 که عبارت مصباح المتهجد هم این است که:

«اللَّهُمَّ وَ لَا تَسْلُبْنَا الْيَقِينَ لِطُولِ‏ الْأَمَدِ فِي غَيْبَتِهِ وَ انْقِطَاعِ خَبَرِهِ عَنَّا وَ لَا تُنْسِنَا ذِكْرَهُ»

خدایا به ما توفیق بده که یاد حضرت را فراموش نکنیم.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص: 757

این خیلی مهم است شما یک دفعه یا الله، یا رحمان، یا رحیم می گویید به یاد خدا هستید یک دفعه یا صاحب الزمان می گویید به تعبیر حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) ائمه (علیهم السلام) از نظر رتبه از اسم اعظم بالا هستند.

 یعنی وقتی ما یا صاحب الزمان می گوییم اسم اعظم خدا را صدا می زنیم این را در نظر داشته باشیم. اسم یعنی نشانه و بالاترین نشانه که تعبیر حضرت امام این است که اسم اعظم تابع وجود مقدس محمد و آل محمد (صلوات الله وعلیهم اجمعین) هستند.

 آن که برای ما مهم است شناختن خدا و شناختن اهل بیت (علیهم السلام) است که در بعضی از روایات داریم تعبیر خیلی زیبایی است می گوید یاران حضرت ولی عصر:

«رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏»

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏2، ص478

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج51، ص87

جالب است که این در منابع اهل سنت هم آمده کتاب الفتوح ابن اعثم کوفی، جلد 2، صفحه 320 روایت از حضرت امیر (سلام الله علیه) است در رابطه با یاران حضرت می گوید این ها اهل عبادت و ... هستند بعد می گوید:

«ويحا لك يا طالقان ! فإن لله عز وجل بها كنوزا ليست من ذهب ولا فضة ولكن بها رجال مؤمنون عرفوا الله حق معرفته، وهم أنصار المهدي في آخر الزمان»

كتاب: الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري (ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411 ق، ج2، ص320  

ببینید معرفت حق، معرفت خدا در حقیقت هدف نهایی خلقت است، یعنی ما آفریده شدیم نماز، روزه و دیگر مسائل شریعت همه مقدمه بر این است که ما خدا را بشناسیم

«كنتُ كنزاً مَخفيّاً، فأردتُ أن اعْرف، فخلقتُ الخَلْقَ لِكَيْ أُعْرف‏ - فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ»

علل الشرائع؛ نويسنده: الشيخ الصدوق (وفات: 381) رده‌ : مصادر حديث شيعه – فقه، تحقيق: تقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر : منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، سال چاپ : 1385 - 1966 م، ج1، ص9

(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيعْبُدُونِ)

من جن و انس را نيافريدم جز براي اينکه عبادتم کنند (و از اين راه تکامل يابند و به من نزديک شوند)!

سوره زاریات (51): آیه 56

«لیعبدون ای لیعرفون»؛ هدف نهایی این است که ما به «معرفة الله» برسیم راه رسیدن به معرفة الله هم معرفت امام است از امام حسین سوال می کنند

«فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ»

می فرماید:

«مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه‏»

علل الشرائع؛ نويسنده: الشيخ الصدوق (وفات: 381) رده‌ : مصادر حديث شيعه – فقه، تحقيق: تقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر : منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، سال چاپ : 1385 - 1966 م، ج1، ص9

تعبیر حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) این است که این ها واسطه فیض هستند و ولایت تکوینیه دارند و این ها واسطه هستند به حسب اصل وجود و این ها مظهر رحمانیت هستند که:

«بل بحسب مقام الولاية هم الرحمة الرحمانيّة بل هم الاسم الأعظم هم الرحمة الرحمانيّة بل هم الاسم الأعظم الَّذي كان «الرّحمن الرّحيم» تابعين له»

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية؛ مؤلف: امام خمينى- تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ص78

به این ها باید خوب دقت کنیم تعابیر زیبای بزرگان در این باره را به خوبی حلاجی کنیم.

بعد یک تعبیر زیبایی دارد البته اهل سنت هم همین تعابیر را دارند. ایشان می گویند تمام کمالات ذات، صفات و اسماء حق در وجود محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) تجلی کرده است.

عزیزان دقت کنند من تعبیری به این زیبایی از دیگر بزرگان ندیدم یا مثلاً دارد که:

«فالحقيقة المحمّديّة هي الَّتي تجلَّت في صورة العالم والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّيها»

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية؛ مؤلف: امام خمينى- تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ص57

که حق تعالی به جمیع شئون ذاتیه، صفاتیه، اسمائیه و افعالیه بر آن تجلی نموده است، شما ببینید همین جمله را اگر غیر از امام می گفت متهم به شرک و کفر می کردند؛ ولی چون امام هست کسی جرأت نمی کند بالای حرف ایشان حرفی بزند. حق تعالی به جمیع شئون ذاتیه، صفاتیه، اسمائیه و افعالیه بر وجود رسول اکرم تجلی کرده است.

«کل ما فوض الله تبارک و تعالی الی النبي قد فوض الی علي و کل ما فوض الی علي قد فوض الینا»

این ها در حقیقت:

«وَ أَنَّ أَرْوَاحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَ طِينَتَكُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعْض‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص613

لذا ما این ها را یک مقداری دقت بکنیم خوب این ها را بشناسیم مسئله قطعاً حل خواهد شد که:

«عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏»

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏2، ص478

یعنی همین. و بهترین راه شناختن این ها هم شناختن نفس است که اگر ما خودمان را از آلودگی های نفس مبرا کنیم با عمل به شریعت به واجبات، محرمات و اجتناب از مکروهات و عمل به نوافل مخصوصاً تقرب نوافل را فراموش نکنید.

«لا يزال العبد يتقرب إليّ بالنوافل حتى أحبه، فإذا أحببته كنت سمعه و بصره و لسانه و يده و رجله؛ ففيّ يسمع، و بي يبصر، و بي ينطق، و بي يبطش، و بي يمشي»

در کتاب صحیح بخاری دارد:

«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137

این جا تمام اعضای ما «اعضاء الله» می شود «کنت سمعَهُ وبَصرَهُ» من چشم او می شوم وقتی من دارم بسم الله الرحمن الرحیم می گویم وقتی ما این نفس را در خودمان نابود کردیم احساس کردیم خودمان آیه ای از آیات خدا هستیم، اسمی از اسمُ الله هستیم در حقیقت ما نیستیم الله اکبر می گوییم این خدا هست الله اکبر می گوید ولی از جسم و زبان ما در می آید.

 همان طوری که خدای عالم با موسی حرف می زند:

(إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ)

منم خداوند، پروردگار جهانيان!

سوره قصص (28): آیه30

از یک درخت در می آید آیا نستجیر بالله درخت، خدا بود؟ نه خدای عالم در درخت تجلی کرد، اگر ما هم یک مقداری خوب باشیم مثل درخت گناه در وجود ما نباشد، وجودمان تجلی اسماء و صفات الهی می شود.

(وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى)

و اين تو نبودی (ای پيامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت!

سوره انفال (8): آیه 17

را یک مقداری خوب دقت کنیم این فقط (وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ) نیست.

این در همه جا سریان دارد، ولی درک این با گفتار نیست چه بسا این مطالب ما برای بعضی ها خیلی باور کردنی نشود. در صورتی ما می توانیم این ها را لمس کنیم که این نفس در ما مرده باشد، در خطبه 220 نهج البلاغه است:

«قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ وَ أَمَاتَ نَفْسَه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 337، خطبه 220

یعنی خودش را نبیند فقط خدا را ببیند، اگر ما به این مرحله رسیدیم که خودمان را ندیدیم خودمان را جلوه حق دیدیم خودمان را اسمی از اسماء الله دیدیم خودمان را آیه ای از آیات الله دیدیم

(وَالسَّمَاوَاتُ مَطْوِياتٌ بِيمِينِهِ)

و آسمانها پيچيده در دست او

سوره زمر (39): آیه 67

دیدیم خدای عالم را آن چنان محیط دیدیم که از خودمان هیچ اراده ای نیست هر چه هست او دارد اراده می کند اگر من هم اراده می کنم اراده من هم تابع اراده خدای عالم است اگر ما به این جا برسیم این را عرض کردم فقط عمل به شریعت است.

 دوستان عزیز عمل به شریعت مقدمه است هدف نیست این را داشته باشید نماز، روزه، زکات، خمس، راستگویی، اجتناب از دروغ و  تمام شریعت، تمام این ها مقدمه است. ما چه کار کنیم این نَفْس را که:

«اعدا عدوك نفسك التى بين جنبيك‏»

دشمن ترین، دشمن تو نفس تو است.

 این را ما چه کار کنیم؟ در خودمان بمیرانیم این نفس را نبینیم خودمان را آیات الله ببینیم اگر به این جا رسیدیم بعد می فهمیم که (وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ) یعنی چه؟ «وما صلیت اذ صلیت» یعنی چه؟ «كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ» یعنی چه؟

 به قول بعضی از عرفاء آن جا عابد و معبود یکی می شود نه بحث اتحاد وجودی، مزخرفاتی که بعضی از عرفاء یا صوفی ها دارند این ها سراسر کفر است اتحاد وجودی نیست بلکه خدا هست و جلوه خدا، خدا هست سایه خدا.

(أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيفَ مَدَّ الظِّلَّ)

آيا نديدی چگونه پروردگارت سايه را گسترده ساخت؟!

سوره فرقان (25): آیه 45

خورشید هست نور خورشید، دریا هست موج دریا که بعضی از عرفاء می گوید تمام هستی مثل موج دریا است موج دریا، از خودش چیز دیگری نیست. همان دریا است به صورت موج در آمده اگر ما هستی را این طوری دیدیم:

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

یعنی تمام عالم را ما وجه الله دیدیم اگر به این جا رسیدیم همه چیزمان حل است دیگر لیاقت خدمتگذاری حضرت و تشرف به خدمت حضرت و توفیق یاری حضرت برای ما پیش می آید تا مادامی که ما به این جا نرسیدیم (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) این که من می گویم من دارم حرف می زنم من هم دارم غذا می خورم من هم دارم راه می روم یعنی این «من» را دارم می بینیم یعنی در برابر خدا یک «اناَ» برای من است.

این «انا» ها خانه ما را ویران کرده یک دفعه عرض کردم یک کسی در خانه پیغمبر آمد پیغمبر گفت کیه؟ گفت منم؛ گفت تا کی انا، انا، انا می گویید؟ گفت من بنده خدا هستم در را باز کرد.

 مرحوم علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) صاحب المیزان می گویند در عمرش یک دفعه کلمه «من» از زبانش در نیامد همیشه می گفت منِ عبدالله، منِ بنده خدا.

 ولی مادامی که این من هست خودم را من می بینم حرف می زنم من هم علم دارم من هم سخنرانی می کنم من هم راه می روم این دیگر (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) نیست.

اگر ما آمدیم خودمان را، فکر مان را، دست و پا و گوش مان را گفتیم همه وجه الله است این وجه الله دارد الله را عبادت می کند؛ یعنی در حقیقت خود جلوه خدا است یعنی عابد و معبود در آن جا تقریباً یکی می شود. معبود، ذات اقدس ربوبی است

«يَا مَنْ يَعْلَمُ كَيْفَ هُوَ إِلَّا هُوَ يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ مَا هُوَ إِلَّا هُوَ يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ مَا يَعْلَمُهُ إِلَّا هُو»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص343

و این هم جلوه آن ذات حق است که خدا را عبادت می کند یعنی خدا و جلوه خدا در این عبادت هست که در این عبادت تجلی کرده در این حرف زدن تجلی کرده این توحید می شود. توحید یعنی ما یک چیز را در عالم ببینیم ذات اقدس ربوبی و جلوه آن ذات اقدس ربوبی.

 دقت کنید که این جا خیلی باریک و ظریف است در ورطه این صوفی ها ی لا مذهب نیفتیم که می گویند:

«لیس في جبتی الله إنی انا الله»

دارند می گویند در آن کفریات .

 اگر مراد از وحدت وجود این است که ما بگوییم در جهان فقط خدا هست و جلوه او این عین توحید است. اگر ما بگوییم وحدت وجود این است که همه چیز خدا است این کفر است. خدا و جلوه خدا، خدا و آیات خدا، خدا و نشانه های خدا است.

(قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ)

بگو: «خدا خالق همه چيز است.

سوره رعد (13): آیه 16

دوستان، این را خوب درک کنیم (قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ) من دارم حرف می زنم این شیئ است یا نه؟ به تعبیر مرحوم علامه طباطبائی

«كل ما هو شئ فهو مخلوق لله سبحانه»

الميزان في تفسير القرآن؛ تأليف: العلامة السيد محمد حسين الطباطبائي قدس سره، ناشر: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة، ج11، ص288

نماز من شیئ است یا نه؟ اگر شیئ است (قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ)؛ لذا بحث جبر و تفویض به قدری پیچیده است حتی امثال ابوذرها در مسئله توحید نتوانستند خودشان را برسانند به آن جایی که سلمان خودش را رسانده می گوید:

«لَوْ عَلِمَ أَبُوذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَه‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص332

این که همه چیز به اراده خدا اراده می شود پس در این وسط اراده من کجا است؟ ثواب و عقاب به کجا است؟ روایتی است می گوید خدای عالم بعضی از افرادی که هیچ عمل صالحی انجام نداده اند بهشت می برد، عمل بدی انجام نداده اند جهنم می برد. جهنمی ها اعتراض می کنند خدایا ما که عمل بدی انجام ندادیم خدای عالم می گوید:

(لَا يسْأَلُ عَمَّا يفْعَلُ وَهُمْ يسْأَلُونَ)

هيچ کس نمي‌تواند بر کار او خرده بگيرد؛ ولي در کارهاي آنها، جاي سؤال و ايراد است!

سوره نبياء (21): آیه23

من می دانستم که شما اگر قدرت داشتید چه و چه بودید اهل گناه و معصیت بودید می گفتند خدایا اگر به ما امکان داده بودی ما هرگز شما را معصیت نمی کردیم اطاعت می کردیم گفت حالا مسئله ای نیست الان امتحانش می کنیم گفت من دستور می دهم به جهنم بروید گفتند نه خدایا ما به جهنم نمی رویم می گوید پس دیدید شما اهل اطاعت نیستید من شما را آفریدم می دانم جنس تان چیست!

آن بهشتیانی که هیچ عملی انجام ندادند، خدای عالم بهشت می برد می گوید من می دانم این ها اگر در دنیا هم بودند همه اهل بهشت می شدند، از من اطاعت می کردند جهنمیان می گویند: خدایا این ها را هم امتحان کن کسانی را که به طرف بهشت می فرستاد می گوید همه بر گردید به طرف جهنم بروید، می گویند سمعاً و طاعتاً همه به طرف آتش جهنم بر می گردند. به آن افراد می گوید دیدید من می دانستم این ها فرمان بردار من هستند از من اطاعت می کنند.

در هر صورت ...

این هم بد نیست ما آخر جلسه این را خدمت آقایان هدیه داشته باشیم عبارت خیلی عجیب و تکان دهنده است روایت در توحید شیخ صدوق است در رابطه با جبر و تفویض است راوی می گوید خدمت امام صادق عرض کردم

«أَجْبَرَ اللَّهُ الْعِبَادَ عَلَى الْمَعَاصِي»

خدای عالم که می گوید همه چیز دست خدا است (وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى) پس خدا خلایق را بر معصیت مجبور کرده؟

«قَالَ اللَّهُ أَقْهَرُ لَهُمْ مِنْ ذَلِكَ»

قدرت خدای عالم بالاتر و فراتر از این است.

«قَالَ قُلْتُ فَفَوَّضَ إِلَيْهِمْ»

کار را به مردم وگذار کرده؟

«قَالَ اللَّهُ أَقْدَرُ عَلَيْهِمْ مِنْ ذَلِكَ»

قدرت خدا بالاتر از این است.

«قَالَ قُلْتُ فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ هَذَا أَصْلَحَكَ اللَّهُ»

پس قضیه جبر و تفویض چه است؟

چه است بر این که همه اش بر ارادة الله است؟ اراده من کجا است؟

«قَالَ فَقَلَبَ يَدَهُ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً ثُمَّ قَالَ»

حضرت دو مرتبه یا سه مرتبه دستش را به هم مالاند و فرمود:

«لَوْ أَجَبْتُكَ فِيهِ لَكَفَرْتَ»

اگر حقیقت را برای تو بگویم کافر می شوی!

التوحيد( للصدوق)؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏، (وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: حسينى، هاشم‏، ناشر: جامعه مدرسين‏، ص313

خیلی تکان دهنده است، یک مقداری نشان می دهد فاصله ما با توحید خیلی بیشتر است.

امیدواریم ان شاء الله عزیزان ما در ایامی که تعطیل هستند کتاب توحید شیخ صدوق را یک دوره با دقت مطالعه کنند هر کجا متوجه نشدند از اساتید، بزرگان بپرسند یا شرح این مطالب هست ملاحظه کنند.

  در رابطه با ائمه (علیهم السلام) هم کتاب بصائر الدرجات مرحوم صفار را مطالعه کنند این دو تا کتاب را کتابی بگذارند که در طول هفته همیشه با این دو تا کتاب مأنوس هستند.

یعنی هر وقت فرصتی بکنند یا می خواهند مطالعه کنند اول ده دقیقه، یک ربع کتاب توحید صدوق، کتاب بصائر الدرجات مرحوم صفار را مطالعه کنند یا شب ها که می خواهند بخوابند بالای سرشان باشد معمولاً‌ انسان ابتدا خوابش نمی برد یک ربع، نیم ساعتی در رختخواب پهلو به پهلو می شود به جای این کار با این کتاب ها مأنوس بشوند تا ان شاء الله خدای عالم چشم دل این ها را باز کند و این ها برسند به آن جا که:

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند/ بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

 یا:

 بار دیگر از ملک پرّان شوم/ آن چه در وهم تو ناید آن شوم

 برسد به یک جایی که جبرئیل هم می گوید:

«لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقْتُ.»

اگر یک بند انگشت هم من جلو بیایم می سوزم!

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج18، ص382

بشر می تواند به آن جا برسد ما نمی توانیم پیغمبر، امام حسین بشویم ولی در مقامی که خدا به آن ها داده می توانیم برسیم در زیارت عاشورا می خوانیم

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص332، الباب الثامن و المائة نوادر الزيارات‏، ح177

خیلی واضح است به آن مقام ما می توانیم برسیم همان طوری که:

(قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيهِ لَقَوِي أَمِينٌ)

عفريتي از جن گفت: «من آن را نزد تو مي‌آورم پيش از آنکه از مجلست برخيزي و من نسبت به اين امر، توانا و امينم!

سوره نمل (27): آیه 39

حضرت سلیمان گفت نه این خیلی است.

(قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ)

(اما) کسي که دانشي از کتاب (آسماني) داشت.

یک ذره ای از علم کتاب داشت.

(أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يرْتَدَّ إِلَيكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِي كَرِيمٌ)

گفت: «پيش از آنکه چشم بر هم زني، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامي که (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش کند که آيا شکر او را بجا مي‌آورم يا کفران مي‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر مي‌کند؛ و هر کس کفران نمايد (بزيان خويش نموده است، که) پروردگار من، غني و کريم است!»

 سوره نمل (27): آیه 40

پس انسان می تواند برسد به آن مقامی که خدای عالم برای انبیاء و اولیاء داده است. رسیدن به مقام یک چیزی است یعنی به آن رتبه یک چیزی است آن مقام نبوت، امامت یک چیز دیگری است.

امیدواریم ان شاء الله ماه رمضان عزیزان یک مقداری در این مباحثی که امروز گفتیم فکر بیشتری بکنند ان شاء الله خدای عالم بر توفیقات تان بیافزاید.

 خدا همه را ان شاء الله به راهی که رضای خودش و رضای ولی اش است رهنمون کند عزیزان هم ان شاء الله در ایام ماه مبارک رمضان همدیگر را دعا کنند و ما را هم دعا کنند.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها