2024 June 19 - چهار شنبه 30 خرداد 1403
نکات شنیدنی «امام خمینی» در «آداب الصلاة» درباره «نیّت»
کد مطلب: ١٣٠١٩ تاریخ انتشار: ٣٠ ارديبهشت ١٤٠٣ - ١٨:٠٣ تعداد بازدید: 51
سخنراني ها » شبکه ولی عصر
نکات شنیدنی «امام خمینی» در «آداب الصلاة» درباره «نیّت»

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی1403/01/16

 
 
 
 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

16/01/1403

موضوع: نکات شنیدنی «امام خمینی» در «آداب الصلاة» درباره «نیّت»

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

فریاد آتشین استاد حسینی قزوینی بر سر اسرائیل و داعش!

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

شبهای پایانی ماه رمضان و عشق بازی با مناجات «ابوحمزه ثمالی»!

روایتی عجیب که بیش از آیات قرآن توجه مرا جلب کرد!

نکات شنیدنی «امام خمینی» در کتاب «آداب الصلاة» درباره «نیّت»

تماس های بینندگان برنامه

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق را داریم در ماه مبارک رمضان در شب جمعه ای دیگر برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را خدمت شما تقدیم کنیم. برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستیم.

ان شاءالله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم مخصوصاً در واپسین روزها و چند صباحی که از ماه مبارک رمضان باقی مانده است.

در برنامه های قبل صحبت شد که اگر ما بخواهیم خودمان را در زمره یاران حضرت آقا ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) ببینیم چه کارهای باید انجام بدهیم؟

چه فرصتی بهتر از این که در این ماه مبارک بتوانیم استفاده کنیم و بهره ببریم خودمان را پیشرفت بدهیم. در همین چند صباح باقیمانده ان شاءالله بتوانیم با نفسمان کنار بیاییم و از این چند روزی که باقی مانده است بتوانیم بهره ببریم. حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمتتان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. طبق برنامه همیشگی مان عرایض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم باشد که آن بانوی دو سرا گوشه چشمی به ما و بینندگان عزیز ما داشته باشد.

در گلشن رسالت آتش زبانه می زد * گل گشته بود خاموش بلبل زبانه می زد

وقتی که باغ می سوخت صیاد بی مروت * مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را * دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه می زد

گردیده بود قنفذ همدست با مغیره * او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد

با چشم خویش دیدم مظلومی پدر را * از ناله ای که مادر در آستانه می زد

علی لعنة الله علی القوم الظالمین؛ وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ

فریاد آتشین استاد حسینی قزوینی بر سر اسرائیل و داعش!

قبل از این که سوالات مطرح شود لازم می دانم چند نکته ای را خدمت بینندگان عزیز و گرامی تقدیم کنم.

نکته اول این که فردا روز قدس است, روز فریاد مسلمان ها، فریاد خشم علیه صهیونیزم بین المللی؛ این دولت غاصب، جلاد، کودک کش، بی رحم، بی مروت و بی شرف که هر چه صدا داریم باید فردا بر سر این دشمن بشریت که قرآن به عنوان:

(لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا)

به طور مسلم، دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشرکان خواهی يافت.

سوره مائده (5): آیه 82

معرفی کرده است فریاد بزنیم. ندای مساعدت و فریاد خواهی عزیزان ما در قدس شریف بویژه در غزه این مادران داغ دیده، پدران عزیز از دست داده و فرزندانی که پدر و مادر از دست داده اند بچه های دو،‌ سه ساله ای که با دست کوچک شان و با زبان کوچک شان یا رب یا رب شان قلب هر بیننده را به درد می آورد اشک هر شنونده را جاری می کند.

فریاد ما ان شاءالله بر سر این رژیم خونخوار و لبیک بر عزیزان مظلوم و ستمدیده و ستم کشیده و از خدا هم بخواهیم ان شاءالله هر چه سریع تر (أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا) را از صفحه گیتی بر دارد و نقشه «اسرائیل» را برای همیشه از صفحه گیتی محو کند ان شاءالله.

 نکته دیگر امروز در شرق کشور ایادی اسرائیل غاصب و صهیونیسم بین المللی که مشخص است با پشتیبانی اطلاعاتی آنها صورت گرفت تعدادی از عزیزان ما را اسیر گرفتند و برای رهایی این عزیزان آن چه که من آمار دارم تا یازده نفر از عزیزان سپاهی، بسیجی، نیروی انتظامی ما به درجه شهادت نائل گشتند.

«آمریکا» و «اسرائیل» تصور می کنند که با این آتش بازی هایی که دارند انجام می دهند مردم جنایات آنها را در سطح بین الملل علیه بشریت فراموش می کنند. تصور می کنند مشغول کردن کشور با این بچه بازی ها نظام از انتقام شهادت افسران ارشد و بزرگان مان چشم پوشی می کند قطعاً این چنین نیست.

 همان طور که «مقام معظم رهبری» فرمودند یک سیلی محکمی این دفعه «اسرائیل» خواهد خورد که تا ابد فراموش نخواهد کرد.

این جنایات در حقیقت مقدمه ای برای نابودی هر چه زودتر این رژیم هتاک، خونخوار و بی رحم است که حتی جنایات «هیتلر» را هم اینها تحت پوشش قرار دادند.

 امیدواریم عزیزان ما فردا با حضورشان در خیابان ها و با فریادشان هم جنایات «آمریکا» و «صهیونیزم» را محکوم کنند هم حمایت خودشان را از «سپاه، بسیج، نیروی انتظامی» اعلام کنند و هم به داعشی های بدبخت، بیچاره یا حرامزاده نشان بدهند که با این جنایات خود دارند آبرو و حیثیت خودشان را می برند.

در اینجا باز لازم می بینم از بعضی از آخوندهای خودسر، آخوندهای وطن فروش، آخوندهایی که با پول های حکومت وهابی عربستان سعودی دارند مدرسه می سازند خطبه می خوانند تحریک می کنند اینها هم بدانند صبر این نظام، صبر این ملت حد و حدودی دارد اگر چنان چه از حد گذشت همان درسی را به شما خواهند داد که در گذشته در رابطه با شرارتهای شما دادند.

مردم به هیچ وجه این شرارت ها، تحریک های شما و چراغ سبزی که برای این جنایتکاران نشان می دهید را فراموش نخواهند کرد. در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

ان شاءالله با ظهور منجی عالم بشریت حضرت آقا صاحب العصر والزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هر چه زودتر شاهد نابودی تمام کفر از ریشه باشیم.

حضرت استاد در جلسات گذشته راجع به اینکه یاران حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه ویژگی های داشتند؛ از زبان حضرتعالی آموختیم که باید آن گونه که حق توحید است موحد باشیم تا بتوانیم در زمره یاران حضرت قرار بگیریم.

اگر امکانش است مختصری از مطالب گذشته را بیان بفرمایید تا ان شاءالله وارد مباحث جدید شویم.

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در گذشته اشاره داشتیم بر این که یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ویژگیهایی دارند که اگر ما بخواهیم جزء یاران حضرت باشیم ناگزیر هستیم که این ویژگی ها را در خودمان ایجاد کنیم.

چه در حوزه اعتقادی، چه در حوزه اخلاقی و چه در حوزه عبادی اینها یک سری اعمالی را انجام می دهند که ما ناگزیر هستیم برای این که خودمان را در زمره این بزرگواران قرار بدهیم، این اعمال و ویژگی ها را در خودمان داشته باشیم.

اینها در حوزه توحید و خداشناسی بالاترین مراحل کمال را پیموده اند. در مسائل عبادی در بعضی از روایات اشاره داشتیم بر این که اینها شبها عابدان شب و شیران روز هستند.

شبها به عبادت بر می خیزند گریه و زاری و مناجات با پروردگار عالم و روز هم به تکلیف و وظایفشان برای آماده سازی خودشان و آماده کردن جامعه برای ظهور تلاش می کنند.

در چند جلسه گذشته چند ویژگی خاصی را از اینها مطرح کردیم، در حوزه عمل یکی از بالاترین ویژگی اینها این است که کاری جز برای خدا انجام نمی دهند. هر کاری انجام می دهند نه برای طمع در بهشت است نه به خاطر ترس از آتش جهنم است بلکه به خاطر فقط به دست آوردن رضای خدای عالم و یا به عبارت دیگر:

 «حُبًّا لِلَّه‏»

 یا:

«وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك‏»

خدا را با توجه به اسماء حسنایی که دارد و با این خلقت زیبایی که دارد و عنایتهایی که دارد شایسته این عبادت می دانند.

خودشان را هم در این عبادت ها شایسته هیچ گونه تقدیر از خدا و غیر خدا هم نمی بینند؛ چون هر چه دارند از خدا است عبادت آنها هم برای خدا است.

ولذا بعضی از عرفا می گویند اگر چنانچه که شما کاری برای خدا انجام می دهید و امید پاداش هم ندارید پاداش می دهد تفضلی است اگر هم ندهد شما چیزی طلب ندارید.

این در صورتی مشخص می شود که یک کسی مشغول نماز شب است دعای کمیل، دعای ندبه، دعای ابو حمزه ثمالی و ... ترک نمی شود اگر مشکل و گرفتاری برای او پیش آمد آیا آنجا زبان به گلایه می گشاید یا نه؟

آیا می گوید خدایا من بنده خوبی بودم چرا من را گرفتار کردی؟ اینجا معلوم می شود این کار برای خدا نبوده در حقیقت خدا را بدهکار خودش می داند.

کار برای خدا این است که چه خدا برای انسان خوش مقدر کند یا بد مقدر کند، سلامتی یا بیماری مقدر کند هر چه هست او صلاح ما را بهتر از ما می داند.

وقتی ما در سرّا و ضرّا یعنی در خوشی و ناخوشی فقط خدا گفتیم معلوم می شود که اعمال ما خالص برای خدای عالم است. در بعضی از عبارت ها می بینیم یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) در دعا و مناجات گوی سبقت را از دیگران ربوده اند و عشقشان مناجات با خدا است.

«فَأَنْتَ لَا غَيْرُكَ مُرَادِي‏»

خدایا مراد من از تمام فعالیتم تو هستی

«وَ لَكَ لَا لِسِوَاكَ سَهَرِي وَ سُهَادِي»

خدایا بیداری ها و مناجات من فقط تو هستی

«وَ لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي»

خدایا ملاقات تو و دیدن جمال تو بالاترین آرزو و مایه چشم روشنی من است.

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص411

اگر ما این چنین بودیم، دوستان بویژه الان چند شب بیشتر از ماه مبارک رمضان نمانده است بیاییم همت کنیم برای سحری می خواهیم بیدار شویم یک ساعت زودتر بیدار شویم مشغول خواندن قرآن، نماز شب و مناجات شویم بویژه مناجات «ابو حمزه ثمالی» یک ویژگی های دارد و عنایاتی در این مناجات است شاید در دیگر مناجات ها به این شکل پیدا نکنیم.

شبهای پایانی ماه رمضان و عشق بازی با مناجات «ابوحمزه ثمالی»!

فصل این هم بهار رمضان است، ماه رمضان برود آن حال و صفایی که ما در ماه رمضان داریم در غیر ماه رمضان شاید کم برای ما اتفاق می افتد. چون در این ماه دعاها مستجاب است. شیطان به غل و زنجیر بسته است درهای بهشت باز و درهای جهنم بسته است.

اگر آنچه که از معصومین فرا گرفتیم با خدای عالم راز و نیاز کنیم مخصوصاً‌ همیشه به دوستان عرض می کنم مناجات شعبانیه، مناجات خمس عشر، مناجات امام حسین در عرفه یا دعای کمیل و مناجات ابو حمزه ثمالی برای این است که به ما راه حرف زدن با خدا را یاد بدهند.

فرض دعا می کنید می بینید فرجی نیست، مثل بچه ای که پدر و مادر به او وعده می دهند منتظر است پدر می گوید انجام می دهم بچه می گوید وعده ها و قولهایت چه شد؟ این تعبیر امام سجاد است می گوید خدایا:

«أَيْنَ سِتْرُكَ الْجَمِيلُ»

پرده پوشی هایت کجاست؟

«أَيْنَ عَفْوُكَ الْجَلِيلُ»

گذشت های بزرگت کجاست؟

«أَيْنَ فَرَجُكَ الْقَرِيبُ»

خدایا همیشه گفته بودی فرج نزدیک است از شما دعا کردن و از من اجابت کردن خدایا تو گفتی «أکرمُ الأکرمین» هستی

«أَيْنَ كَرَمُكَ يَا كَرِيم‏»

ای کریم، کرَمت کجاست؟

چقدر زیبا است؟ گویا بچه ای است که پدر و مادر قول و وعده دادند منتظر وعده است دیگر صبر بچه لبریز می شود می گوید:

«أَيْنَ فَضْلُكَ الْعَظِيمُ أَيْنَ مَنُّكَ الْجَسِيمُ أَيْنَ كَرَمُكَ يَا كَرِيم‏»

اگر تکه آخر را یاد بگیریم در سجده هایمان بگوییم سه جمله پایانی

«أَيْنَ مَنُّكَ الْجَسِيمُ»

 خدایا آن منت های بزرگت کجاست؟

«أَيْنَ إِحْسَانُكَ الْقَدِيم‏»

آن احسانی که از اول خودت را به آن احسان مزین و ملقب کردی و به ما گفتی، کجاست؟

«أَيْنَ كَرَمُكَ يَا كَرِيم‏»

 کَرَمت کجاست؟

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص 585

یا در فراز دیگر می گوید:

«وَ مَا أَنَا يَا سَيِّدِي وَ مَا خَطَرِي‏»

خدایا من چه کسی هستم که بخواهی من را عذاب کنی؟

من چه قدرتی دارم؟ مثل کسی که قوی هیکل و پهلوان است می خواهد یک بچه دو ساله را ادب کند، سیلی بزند باز هم قیاس مع الفارغ است می گوید:

«وَ مَا أَنَا يَا سَيِّدِي وَ مَا خَطَرِي هَبْنِي لِفَضْلِكَ سَيِّدِي تَصَدَّقْ عَلَيَّ بِعَفْوِك‏»

خدایا به عفو خودت بر من منت بگذار و مورد عفو و کرمت قرار بده!

 بعد در یک فراز دیگری لحن و نحوه سخن عوض می شود می گوید خدایا:

«أَنَا يَا رَبِّ الَّذِي لَمْ أَسْتَحْيِكَ فِي الْخَلَاء»

من همان بنده بی حیا تو هستم در خلوت ها از تو حیا نکردم.

 در جَلوت ها مراقب تو نبودم. جلوی دیگران گناه و معصیت کردم.

«أَنَا الَّذِي عَصَيْتُ جَبَّارَ السَّمَاءِ»

خدایا من همانی هستم که جبار آسمانی، کسی که با یک اراده تمام هستی را می تواند نابود کند معصیت او کردم.

«أَنَا الَّذِي أَعْطَيْتُ عَلَى مَعَاصِي الْجَلِيلِ الرِّشَا أَنَا الَّذِي حِينَ بُشِّرْتُ بِهَا خَرَجْتُ إِلَيْهَا أَسْعَى»

خدایا برای این که غیبت کنم و دروغ بگویم مجلسی فراهم می کردم شب نشینی، مهمان و سوری می گرفتم تا در این سور بتوانم حسابی گناه و معصیت کنم.

 بعد می گوید خدایا:

«أَنَا الَّذِي أَمْهَلْتَنِي فَمَا ارْعَوَيْتُ وَ سَتَرْتَ عَلَيَّ فَمَا اسْتَحْيَيْتُ وَ عَمِلْتُ بِالْمَعَاصِي فَتَعَدَّيْتُ»

خدایا هر چه گناه کردم به من مهلت دادی و عقابم نکردی. معصیت کردم پرده روی معصیتم پوشاندی و رسوایم نکردی!

«وَ أَسْقَطْتَنِي مِنْ عَيْنِكَ فَمَا بَالَيْتُ فَبِحِلْمِكَ أَمْهَلْتَنِي وَ بِسِتْرِكَ سَتَرْتَنِي حَتَّى كَأَنَّكَ أَغْفَلْتَنِي‏»

خدایا من را از چشمت انداختی، لذت عبادت از نمازها و دعاهایم گرفتی، توفیقاتت را از من سلب کردی ولی هیچ عین خیالم نبود

«فَبِحِلْمِكَ أَمْهَلْتَنِي»

خدایا با حِلمت به من مهلت دادی

«وَ بِسِتْرِكَ سَتَرْتَنِي»

مدام گناه کردم پرده پوشاندی

«حَتَّى كَأَنَّكَ أَغْفَلْتَنِي»

خدایا مثل این که اصلاً من را نمی بینی غافل هستی

«حَتَّى كَأَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَنِي»

خدایا تو (نستجیر بالله) حیا می کنی من را عذاب و رسوایم کنی این همه گناه و معصیت با حلمت از کنار معصیت های من عبور می کنی.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص 589

اینها نمونه ای از دعاهای «ابو حمزه ثمالی» است دوستان عزیز چند شبی که مانده است تلاش کنیم زمزمه کنیم و ببینیم با کدام یک از فقرات، قلب ما می لرزد، رگ های ما به حرکت در می آید و اشک مان جاری می شود و اعصاب ما به حرکت در می آید.

این ها را گزینش کنیم در دفتری یادداشت کنیم یا در موبایل مان بنویسیم در طول سال این ها را تکرار کنیم.

در یک جا نکته خیلی ظریف و جالبی است می گوید:

«إِلَهِي وَ سَيِّدِي إِنْ كُنْتَ لَا تَغْفِرُ إِلَّا لِأَوْلِيَائِكَ وَ أَهْلِ طَاعَتِكَ»

خدایا اگر بنا است کَرم، بزرگی و بخششت برای آن بنده های باشد که مطیع تو هستند بنده های بد تو کجا بروند؟

«فَإِلَى مَنْ يَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ»

گنهکارها کجا بروند؟

 اگر بنا است خوب ها را مورد ترحم قرار بدهی بدها کجا را دارند بروند؟ بعد می گوید:

«إِلَهِي إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ فَفِي ذَلِكَ سُرُورُ عَدُوِّكَ»  

خدایا حرفی ندارم می خواهی جهنم ببری عدالت است ولی اگر من را جهنم ببری دشمن هایت خوشحال می شوند.

آنهایی که با اهل بیت سر و کار نداشتند آنهایی که تو را نمی شناختند آنهایی که دشمن اهل بیت بودند به جهنم می روند من هم پیش آنها بروم شماتتم می کنند همه خوشحال می شوند می گویند فلانی که بنده خدا بود این همه دعا، تضرع، یا حسین و یا علی می گفت این هم این جا آمد.

«وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ فَفِي ذَلِكَ سُرُورُ نَبِيِّكَ»

خدایا اگر من را به بهشت ببری یقیناً پیغمبرت خوشحال می شود.

 والله می دانم خوشحالی پیغمبر برای توی خدا خیلی بهتر و محبوبتر است تا خوشحالی دشمنانت! بعد می گوید:

«إِلَهِي أَدْخَلْتَنِي النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّي لَكَ»

اگر من را در آتش ببری به همه اهل جهنم می گویم خدا را دوست داشتم یا خدا را دوست دارم.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، طوسى، محمد بن الحسن‏، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة – بیروت، ج‏2، ص 596

محبت تو از قلب من بیرون نمی رود بدترین عذابم کنی به زنجیرها بکشی با دشمن هایت محشورم کنی باز هم در آنجا می گویم خدایا دوستت دارم. اینها نمونه هایی از راز و نیاز آقا امام زین العابدین (سلام الله علیه) با خدای عالم است.

این فقراتی که در ذهنم آمد عرض کردم فقرات دیگری هم دارد هر کسی با یک فقره و فرازی می تواند با خدای عالم حرف بزند و بتوانیم در این ماه رمضان آن فرازی که با قلب، روح، مغز، رگ، پوست و استخوان ما همخوانی دارد اینها را انتخاب کنیم، در طول سال تا ماه رمضان آینده در قنوت و سجده های نمازمان قبل از نمازمان بعد از نماز این ها را تکرار کنیم.

یکی از بزرگان می گوید «إِلَهِي أَدْخَلْتَنِي النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّي لَكَ» اگر من را در آتش ببری به همه مردم اهل جهنم می گویم خدا را دوست داشتم.

من که می گویم خدا را دوست داشتم می دانم دروغ می گویم ولی خدایا «إِلَهِي أَدْخَلْتَنِي النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّي لی، بلطفک علی، بفضلک علی» اگر من را به آتش ببری می گویم خدا من را دوست داشت اگر دوست نداشت معرفتش را نصیب من نمی کرد.

 اگر دوست نداشت ولایت اهل بیت را نصیب من نمی کرد. اگر من را دوست نداشت عشق محمد وآل محمد در رگ و پوست و استخوان من عجین نمی کرد. عرض کردم بعضی ها فقط زبان دعا را یاد می گیرند به هر نحوی می خواهند زمزمه کنند.

یا یکی می گفت خدایا این اشک چشمی که در دنیا برای امام حسین ریختم تو را به امام حسین قسم به جهنم هم می بری این اشک چشم را از من نگیر! خدایا اگر اشک چشم را از من نگیری قسم به عزت و جلالت به قدری برای امام حسین در جهنم گریه می کنم آتش جهنم را برای همه جهنمیان خاموش می کنم.

روایت صحیحه هم است رسول اکرم فرمود اگر یک قطره اشک برای امام حسین در جهنم بیافتد جهنم برای همیشه خاموش می شود.

خلاصه دوستان عزیز در این چند شب باقی مانده فرصت ها را غنیمت بشماریم. با مناجات آقا امام سجاد (سلام الله علیه) انس مان بیشتر باشد.

مجری:

در شبهای ماه مبارک، خود این اذکار به تنهایی کیمیا هستند آدم آموزش ببیند و یاد بگیرد چطور باید ابراز فقر کند. چطور باید طلب و درخواست کند. انسان متصل بشود به همان کسی که همه چیز تحت اختیارش است کسی که بالاتر از کیمیا را می تواند برود از کیمیا هم بالاتر است. این ایام و لیالی هم مضاعفاً ایام خوبی هستند ان شاءالله بتوانیم قدر بدانیم و استفاده کنیم.

الحمدلله پای درس حضرت استاد حسینی قزوینی هستیم. این فرصت ها را غنیمت بشماریم چه بسا خیلی وقت ها خودمان شاید تنهایی بخواهیم به خیلی چیزها فکر کنیم و تأمل کنیم نتوانیم به نتیجه ای برسیم.

دوستان عزیز! در جلسات گذشته به بحث «نیّت» رسیدیم و نکاتی را از زبان استاد شنیدیم که چه بسا خود این نیت بالاتر از عمل خود انسان بشود. استاد بفرمائید.

روایتی عجیب که بیش از آیات قرآن توجه مرا جلب کرد!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

روایتی را از «معاذ ابن جبل» از نبی مکرم خواندیم که روایت طولانی هم بود «معاذ» می گوید بعد از این که روایت را از رسول اکرم شنیدم بیش از قرائت قرآن، این روایت را قرائت می کردم.

رسول اکرم فرمود بنده عملی انجام می دهد ملائکه این عمل را به طرف عرش می برند در مسیرها پاسگاه هایی است.

پاسگاه غیبت آسمان اول، مراد از آسمان اول مشخص نیست چه است. قطعاً این کرات آسمانی نیست بلکه او یک عالم دیگری است. مثلاً اگر اهل غیبت بود بر می گردانند نمی گذارند عملش بالا برود.

عمل دیگری را می برند غیبت نداشت به آسمان دوم می رود اهل دروغ بود بر می گردانند. بالا می رود اهل گناه، کبر، تکبر و ... بود تا آن جایی که ملائکه می بینند عملی است نورش خیی ساطع است با هزاران ملائکه این عمل را می برند تا به عرش الهی خیلی خوشحال هستند تمام آن مراحل را گذراند.

بعد خدای عالم به ملائکه خطاب می کند چیزی از قلب این خبر دارم که شما هم خبر ندارید. در «دعای کمیل» از حضرت امیر است:

«أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ عَنْهُم‏»

خدا می گوید چیزهای از این بنده ام می دانم شما خبر ندارید.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، طوسى، محمد بن الحسن‏، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة – بیروت، ج‏2، ص 489

این که عبادت کرد «قربةً إلی الله» و «قربةً إلیَّ» نبود خالص برای من نبود عمل را بر گردانید و به سر صاحبش بکوبید.

چند روز پیش در برنامه «زندگی پس از زندگی» آقایی که قیافه اش به آدم مذهبی هم نمی خورد کسی بود که پدر، مادر و همسرش را اذیت کرده بود در عالم کما می گفت بالا رفتم.

داستانش خیلی مفصل بود و یکی از جذاب ترین برنامه های زندگی پس زندگی امسال بود.

البته روز هشتم یا نهم بود مال خانم «اربابی» را مطرح کردند آقای اربابی از محققین برجسته ما در «مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر» است ایشان دو سه ماه قبل به من گفت خواهرم نزدیک به دو ماه در کما بود معمولاً می دیدیم ایشان به «تهران» رفت و آمد داشت.

دوستان اگر ندیدند حتماً این را در آرشیو شبکه چهار ببینند البته مطالبی که در دو جلسه نقل کردند شاید بیست، سی درصد آن چه که در دو ماه خانم «اربابی» در کما بود آوردند خیلی از مطالب را نیاوردند.

با جناب آقای «اربابی» هم یکی دو مرتبه مصاحبه داشتند. می گفت یک سری مطالب علمی برای ما نقل می کرد تصور می کردم «بو علی سینا» زنده شده است دقت های عجیب فلسفی و کلامی را دارد مطرح می کند.

می گفت با آن که خواهر من معلم دبستان است اصلاً در این فازها نیست اهل نماز و عبادت است ولی این که اهل عرفان و فلسفه باشد خیر، اصلاً نمی داند فلسفه را چطور می نویسند. می گفت یک سری مطالبی را آن جا مطرح می کرد همه ما مبهوت مانده بودیم البته دوستان صلاح ندیدند مطرح کنند یا آن خانم صلاح ندیده بود بیان کند. ولی در دو جلسه خیلی جذاب بود.

پریروز هم آقایی می گفت در عالم کما دیدم اعمال مردم به صورت نور بالا می آید و می رود بعضی از این اعمال با این که نورانی است به زمین بر می گردانند نمی گذارند بالا برود.

ایشان شاید در عمرش حدیث «معاذ» را نشنیده بود حتی بعضی از دوستان می گفتند خودمان این همه پای منبر بودیم حدیث «معاذ» را اولین بار است می شنویم. بنده هم در طول بیست و چند سال اولین بار بود قبل از ماه رمضان این حدیث را مطرح کردیم.

دوستان عزیز! اعمال هر چه خالص تر باشد مقبولیتش بیشتر است اگر اعمال خدای ناکرده آغشته به مسائل دنیوی یا حتی اخروی باشد، مثلاً کسی نماز می خواند خدا او را به جهنم نبرد برای خدا نمی خواند.

نماز می خواند خدای عالم عذابش نکند اینها هم خوب است نمی گوییم بد است. اینها را می گوییم «یدعونَ طمعاً وخوفاً» همه اینها چیزها خوبی است ولی آنچه که می خواهد به عرش برود در محضر حق تعالی فردای قیامت برای ما نور ایجاد کند باعث ترفیع مقامات ما بشود این نیست جز این که عمل خالص برای خدا باشد.

نکات شنیدنی «امام خمینی» در کتاب «آداب الصلاة» درباره «نیّت»

«امام خمینی» (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «آداب الصلاة» چند نکته اساسی دارند از عزیزان تقاضا می کنم این نکات را نه به عنوان یک شخصیت سیاسی به عنوان یک شخصی که هفتاد، هشتاد سال در حوزه علمیه مشغول تحصیل و تدریس و مطالعه قرآن و احادیث اهل بیت بوده آیات قرآن و احادیث اهل بیت با خون، رگ، پوست و استخوان او عجین شده است بپذیرند.

ایشان در کتاب «آداب الصلاة»، صفحه 172 می گوید: "بدان که نیت عبارت است از تصمیم و عزم، یعنی قصد و إتیان شئ و انجام شئ و اجماع نفس آوردن آن پس از تصور آن و تصدیق آن"

این تعبیر را خیلی کار نداریم اینجا می گوید: "بالجمله این تصمیم، عزم که عبارت از نیت است در لسان فقها در هر عمل بدون تخلف موجود است."

بعد ایشان می گوید بعضی از افراد در نیت وسوسه دارند مدام دو رکعت نماز می خوانم نشد دوباره تکرار می کند. «امام» می گوید این وسوسه ها از القائات و وسوسه شیطانی است. ما باید اول در نیت هایمان این را اصلاح کنیم.

حتی «وهابی» ها می گویند اگر نیت را شما به زبان بیاورید کافر هستید باید کشته شوید!! در لسان فقها ما هم ائمه فرمودند نیت به زبان نباید بیاید در حد اعدام نیست، «وهابی»ها فتوا دادند ولی نیت را به زبان آوردن خلاف شرع است.

یعنی بگوییم نماز صبح می خوانم قربةً إلی الله آقایان می گویند نادرست است نباید نیت را به زبان آورد.

بعد امام مثالی می زند می فرماید اگر چنانچه کسی می خواهد غذا یا آب بخورد نیت می کند آب می خورد؟ می گوید آب می خورم برای این که تشنگی ام بر طرف بشوم قربةً إلی الله!؟

نماز هم همین طور است همان طور که شما تصمیم می گیرید آب بخورید تصمیم می گیرید نماز ظهر بخوانید می گویید الله اکبر، اصلاً نیازی نیست در دلت بگذرد نماز ظهر یا عصر می خوانم.

روایت «عبد الله ابن سنان» را حضرت امام نقل می کند که می گوید پیش امام صادق عرض کردم فردی که مبتلا به وسوسه در وضو و نماز بود گفتم او مرد خیلی عاقلی است امام فرمود چه عقلی دارد با آن که اطاعت شیطان می کند؟

یعنی کسی که در نماز و دعا وسوسه دارد امام صادق این را آدم عاقل نمی داند می گوید این تابع و مطیع شیطان است.

بعد حضرت فرمود از این آقای وسواس سوال کن این که یک دفعه دستت را آب کشیدی نشد چندین بار دستت را آب می کشی باز به دلت نمی چسبد، این وسوسه شیطان است.

سال 49- 50 ، مدرسه فیضیه بودیم آقایی در حوض مدرسه فیضیه وضو می گرفت، زمستان هم بود آب حوض یخ بسته بود، یخ را می شکست مدام دستش را در آب می برد و بیرون می آورد می گفت نشد. دوباره همین کار را تکرار می کرد؛ یعنی نماز جماعت را می خواندند تمام می شد این آقا وضویش تمام نشده بود آخرش هم به خاطر همین بیمار شد در تقریباً قبل از 50 سالگی از دنیا رفت.

چون وسوسه یک بیماری خیلی شدید است یعنی وقتی می دیدیم از طرفی شکر می کردیم که خدایا ما همچنین گرفتاری نداریم، از طرفی هم دلمان برایش می سوخت. در زمستان نمی توانستیم دو کف آب به صورت مان بریزیم یعنی به قدری آب یخ بود؛ این آقا بعضاً بیست، سی بار دستش را داخل حوض می کرد وضوی ترتیبی هم نمی گرفت وضوی ارتماسی می گرفت صورتش را داخل آب می کرد بیرون می آورد، بعضاً می دیدیم صورتش در اثر سرمای آب، مثل چغندر قرمز می شد.

امام صادق فرمودند این آدم عاقل نیست. حضرت فرمود از او سوال کن وسوسه ات از کجا است؟ می گوید عمل شیطان است.

بعد حضرت می فرماید ببینید این آقا در غذا خوردن، آب خوردن یا می خواهد لباس بپوشد نیت می کند لباس بپوشد یا نیت می کند غذا یا آب بخورد؟ خیر. همین که تصمیم می گیرد لیوان را بردارد آب بخورد نیت عملی است، لازم نیست نیت زبانی و قلبی داشته باشد.

لیوان را برداشت یعنی چه؟ یعنی من می خواهم آب بخورم. شما وقتی روی سجاده آمدی اذان هم شد وقت نماز ظهر است دیگر لازم نیست بگویید نماز ظهر می خوانم چهار رکعت تمام یا قصر قربةً إلی الله نیاز نیست. همین که روی سجاده نشستی وقت نماز ظهر هم است الله اکبر نماز را شروع می کنید.

«امام خمینی» می گوید این بیچاره از دین خارج نیست پس بی عقل است مطیع شیطان و مخالف رحمان که برای علاج این مصیبت چاره ای نیست جز آن که تفکر کند در این امور که ذکر شد و مقایسه کند عمل خود را با عمل نوع متدینین، علما و فقها (رضوان الله تعالی علیهم)

بعد دارد: عادت ندهید شیطان را به شکستن نماز پس به طمع نیاندازید. بعضی ها مشغول نماز هستند الله اکبر می گویند نشد البته در صف جماعت بعضی ها بودند می دیدیم شروع می کرد الله اکبر نشد. آخر الله اکبر گفتی نماز بسته شد شکستن نماز خلاف شرع و حرام است. این نمازی که باید:

«الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِيٍّ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص265، ح6

باشد؛ نمازی که باید:

«الصَّلَاةُ مِعْرَاجُ المُؤْمِنِ»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق: جمعی از محققان، ج79، ص303

باشد؛ این نماز مایه بدبختی است. فردای قیامت به خاطر همین نماز تو را در آتش جهنم می اندازند. همین نماز مایه جهنم رفتن تو می شود.

بعد «امام خمینی» وقتی بحث وسوسه را که اساسی ترین کار است مخصوصاً متدینین ما بیشتر گرفتار هستند. آن آقایی که یک روز نماز می خواند یک روز نماز نمی خواند اصلاً کاری ندارد نیت درست شد یا درست نشد!

ولی معمولاً متدینین ما می خواهند کاری کنند که نمازشان صد در صد درست بشود آیا با این نیت درست شد؟ (وَلَا الضَّالِّينَ) را ده بار، بیست بار تکرار می کند، همه آقایان فتوا دادند تکرار به قصد وسوسه، حرام، گناه و معصیت است. اطاعت شیطان و عصیان رحمان است.

بعد «امام» (رضوان الله تعالی علیه) در رابطه با نیت مطالبی دارد فقط خیلی فشرده عرض می کنم صفحه 177 می فرماید نیت از آداب مهمه جمیع عبادات است. یعنی نیت فقط مال نماز نیست در روزه، زکات و خمس همین طور است که البته در خمس آقایان می گویند قصد قربت شرط است و در حج همین طور.

بعد می فرماید و حقیقت نیت تصفیه نمودن عمل از شائبه غیر خدا است، یعنی من به این نیت نماز می خوانم خدایا هدفم تو هستی و غیر تو را در نظر نگرفتم. و صافی نمودن سِرّ از رؤیت غیر حق تعالی در جمیع اعمال صوریه، لُبیَه، ظاهریه و باطنیه است.

ما تلاش کنیم غیر از خدا چیز دیگر نبینیم یعنی همین نماز ما جلوه ای از جلوه های حق است.

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

هر کجا نظر کنید همه جا وجه الله است. دست، زبان، گوش وجه الله است. عمل من وجه الله است نماز و روزه من هم وجه است.

 اگر ما در این نماز، نماز نبینیم جمال و تجلی خدا را ببینیم نیتی هم می کنیم در نیت مان هم باز جلال خدا را ببینیم در رکوع و سجده مان هم خم می شویم در خم شدن مان جلال خدا را ببینیم در «سبحان ربی العظیم بحمده» گفتن هم جلال خدا را ببینیم.

در این که خدای عالم از هرگونه عیب و نقص و توصیف منزه است باز خدا را ببینیم. یعنی اعمال ما چه سوری، چه غالبی، چه لُبی، ظاهری و باطنی باشد.

یک روایت خیلی عجیب و جذابی دیدم از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است. عزیزان خوب دقت کنند بهره امشب و امسال ما اگر نشود جز این یک روایت گمانم کافی است. در کتاب «علل الشرایع» دارد که حضرت فرمود:

«إِنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا كَانَ فِي الصَّلَاةِ»

انسان وقتی مشغول نماز می شود

«فَإِنَّ جَسَدَهُ وَ ثِيَابَهُ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَوْلَهُ يُسَبِّح‏»

علل الشرائع؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: كتاب فروشى داورى، ج2، ص336

جسدش مشغول تسبیح خدا است، لباس هایش مشغول تسبیح خدا است تمام آن چه که اطراف او است فرش، سجاده، مهر همه و همه چیز مشغول تسبیح خدا هستند، دیوار مشغول تسبیح خدا است ما نمی شنویم یک بحث دیگری است.

قرآن در رابطه با حضرت داود (علی نبینا و آله و علیه السلام) می گوید وقتی تسبیح می گفتند تمام ریگ ها، در و دیوار همه تسبیح می گفتند.

در رابطه با مرحوم آیت الله «کمپانی» که فقیه، اصولی، عارف و فیلسوف بود می گوید وقتی در حجره مشغول نماز می شد بعضی ها داخل حجره می رفتند می دیدند در و دیوار هم با ایشان مشغول تسبیح گفتن است.

دقیقاً‌ در ذهنم نیست از مرحوم «قاضی» یا یکی دیگر از بزرگان است می گوید یکی از طلبه ها شب بیدار شده بود صدای: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوح‏» دارد می آید.

این طرف و آن طرف را گشت ببینید این صدا از کجا می آید؟ می بیند حجره مرحوم «قاضی» است مشغول نماز است در و دیوار با او دارد ذکر می گوید. او بسم الله الرحمن الرحیم می گوید همه در و دیوار بسم الله الرحمن الرحیم می گوید.

فردا این را جایی نقل کرده بود مرحوم «قاضی» گفته بود این که در و دیوار با من ذکر می گویند خیلی مهم نیست مهم این است که این طلبه از کجا صدای تسبیح در و دیوار را با من شنیده است!

وقتی من مشغول نماز هستم این را یقین بکنم لباس من،‌ دست من، تمام سلول های بدن من، تمام ریزترین اتم های بدن من مشغول تسبیح هستند. قرآن هم می گوید:

(وَإِنْ مِنْ شَيءٍ إِلَّا يسَبِّحُ بِحَمْدِهِ)

همه تسبيح او می ‌گويند؛ و هر موجودی، تسبيح و حمد او می ‌گويد؛

سوره اسراء (17): آیه 44

وضو دارم می گیرم از شیری که آب می آید تسبیح خدا دارد می گوید. این آبی که دارد می آید تسبیح دارد می گوید. در این ظرفی که آب وضوی من می ریزد تسبیح خدا دارد می گوید.

این چراغی که بالای سر من روشن است مشغول وضو گرفتن هستم این چراغ هم دارد تسبیح خدا می گوید. اگر این را داشته باشیم (وَإِنْ مِنْ شَيءٍ إِلَّا يسَبِّحُ بِحَمْدِهِ) تمام ذرات عالم مشغول ذکر خدا هستند.

لذا در اینجا هم امیرالمؤمنین می فرماید نماز می خوانی یقین داشته باش تو فقط مشغول راز و نیاز با خدا نیستی تمام اعضای بدنت هم مشغول راز و نیاز با خدا هستند.

در روایت از امام صادق (سلام الله علیه) است می گوید وقتی بنده مشغول نماز می شود یکی از فرشته ها می گوید آی بنده اگر بدانی با چه کسی داری حرف می زنی؛ چه کسی دارد صدایت را می شنود اصلاً غیر از او فکر نمی کنی، فکرت هیچ جا نمی رود.

در روایتی در حدیث قدسی است می گوید بنده من مشغول نماز است من احساس می کنم تنها بنده من این است. ولی بنده من نماز می خواند اصلاً‌ به فکر من نیست به فکر همه چیز غیر از من است.

 لذا «امام» (رضوان الله تعالی علیه) در صفحه 177 می گوید باید نیتمان را خالص کنیم یعنی غیر از خدا هیچ چیز نبینیم نه این که برای خدای عالم خالص کنیم.

مردان خدا پرده پندار دریدند * یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند!

امیرالمؤمنین فرمود:

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

هر چه دیدم قبل از او، با او بعد از او خدا را دیدم.

 می گوید همین آیه شریفه ملاک ما باشد (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) این جهان هر چه است از ریزترین تا درشت ترینش جلوه خدای عالم است. بعد ایشان آیه شریفه:

(وَمَنْ يخْرُجْ مِنْ بَيتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ)

و هر کس به عنوان مهاجرت به سوی خدا و پيامبر او، از خانه خود بيرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست؛

سوره نساء (4): آیه 100

را مطرح می کند. تا آنجایی که می گوید اگر سالک در سلوک إلی الله یکی از حظوظ نفسانیه را طالب باشد ولو وصول به مقامات نماز که می خوانی قصدت این است که به بالاترین مرتبه کمال و وصال خدا برسی می گوید اگر همین هم که باشد این سلوک إلی الله است بلکه سالک خارج از بیت نشده یعنی از نفسش بیرون نرفته است.

بعد ایشان یک بحثی را در رابطه با مراتب نیت مطرح می کند بزرگوارانی که در رابطه با «آداب الصلاة» کتاب نوشتند، مرحوم «شهید ثانی» در رابطه با آداب نماز دارد. مرحوم «میرزا جواد آقای ملکی» و بزرگان دیگر هم دارند؛ شاید بشود گفت نزدیک ده، پانزده نفر از بزرگان، کتاب در رابطه با آداب نماز و راه به دست آوردن اخلاص در نماز نوشته اند.

ولی تعابیری که من در کتاب «آداب الصلاة» امام خمینی دیدم نمی گویم نیست، بنده جایی ندیدم. یعنی در رابطه با مراتب نیت که ایشان هشت، نُه تا مرتبه برای نیت می آورد وقتی انسان این مراتب را می خواند آدم از خودش مأیوس می شود.

اگر راه و چاه این است که بزرگان معین کردند همه اینها بر گرفته از آیات و روایات است باید اول کاری که بعد از هر نمازمان می کنیم از نمازمان استغفار کنیم.

تعبیر «امام» است که یکی از گناهانی که باید استغفار کنیم همین نمازمان است. نمی دانیم با چه کسی حرف می زنیم و چه حرف می زنیم!

در اول «آداب الصلاة»، «امام» می فرماید شما باید قلب و روحت را با گریه، توبه و استغفار پاک کنی، خدای عالم به خم شدن در رکوع، سجده و قیام ات نگاه نمی کند خدا به قلبت نگاه می کند. قلب تو محل نگاه خدا است قلبت را برای نگاه و عنایت خدا آماده کن.

وقتی می خواهی با خدا حرف بزنی ذلت عبودی و عزت ربوبی در نظرت کاملاً‌ تجلی کند. احساس کنید یک بنده (به تعبیر امام) مجرم، گنهکار و فراری پیش مولایش آمده و مولایش هم منتظر آمدنش بوده است.

 عبد مجرم احساس کند هم مجرم، هم گنهکار و هم فراری است آمده پیش مولایی که «ارحم الراحمین» و «أکرم الأکرمین» است این مولا چشم دوخته است که این بنده فراری و مجرمش بیاید یا رب، یا رب بگوید.

دوستان اگر مطالعه کنند پی دی اف که «مرکز نشر آثار امام» گذاشته اند صفحه 181 است. من تلاش می کنم پی دی اف کتاب را روی کانال شبکه بگذارم دوستان ملاحظه کنند مخصوصاً جاهایی که رنگ سبز کردم اینها مطالب خیلی مهم است.

یعنی شاید من بیست، سی بار مطالعه کردم آن قسمت هایی که خیلی حساس است هیچ راهی نیست که ما اینها را ترک کنیم باید مدام اینها را تکرار کنیم.

آن قسمتهایی که متوسط است با رنگ زرد مشخص کردم ان شاءالله عزیزان مان ملاحظه کنند. ان شاءالله جلسه بعد مراتب نیت از دیدگاه «امام» را بیشتر توضیح می دهیم هم برای خودمان و هم برای بینندگان عزیزمان صفائی داشته باشد.

بزرگان هم گفتند می گویند اگر کسی بخواهد به جایی برسد نمازش را باید اصلاح کند تصحیح نماز بالاترین و مهم ترین توصیه ائمه (سلام الله علیهم اجمعین)، فقهاء و عرفا بوده است.

«أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا»

اول چیزی که در قیامت از ما سوال می کنند نماز است اگر نماز قبول شد دیگر اعمال مان را هم برای مان ارفاق قائل می شوند، اگر نماز رد بشود از دیگر اعمال ما هیچ خبری نیست.

فلاح السائل و نجاح المسائل‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: بوستان كتاب‏، قم: 1406ق، ص127

در خدمت حضرتعالی و دوستان هستم.

مجری:

تشکر می کنم ان شاءالله بتوانیم دریابیم این مطالبی که بیان می شود و بتوانیم استفاده کنیم جناب آقای «حسینی» از «مازندران» بفرمایید

تماس های بینندگان برنامه:

بیننده: (آقای حسینی از مازندران – شیعه)

السلام علیک یا حجت ابن الحسن المهدی الهادی، محضر استاد قزوینی و مجری برنامه سلام و عرض ادب می کنم که ادب را باید از مهدی فاطمه یاد گرفت که فرمودند ادب در امتثال است یا مهدی بحر العلوم.

ما هم با عرض ادب، محضر استاد بزرگوار آیت الله قزوینی ادب می کنیم که بزرگتر از همه هستند، سپس مجری محترم آقای مرعشی نجفی واقعا هم مرعشی نجفی هستند رعشه به تن ایشان می افتد وقتی ذکر خدا می شود چشم هایش را من به والله من می دیدم خدا حفظ تان کند.

سوال من مربوط به دهه سوم ماه رمضان است یعنی دریافت محصول است باید محصول مان را از خدای مان بگیریم. مؤمن وقتی به مؤمنی می رسد خداوند می گوید (غفورٌ رحیم) تخطی کردی من هستم که باید مغفرت کنم بعد رحیم می شوم یعنی رحم می کنم اول می بخشم بعد رحم می کنم.

یکی قتل می کند می گویند او را ببخش می گوید نمی بخشم التماس می کند می گوید می بخشم ولی از ته دل راضی نیستم. مغفرت کردم ولی رحم نکردم ولی خداوند به مؤمن می گوید، من هم مغفرت می کنم هم می بخشم. سوال من اینجا است به تائب می رسد

(وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ)

از پروردگار خود، آمرزش بطلبيد؛ و به سوی او باز گرديد؛ که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه ‌کار) است!»

سوره هود (11): آیه 90

رحیم می گوید پس مغفرت را رد کرد حالا نوبت رحیم است یعنی تائب علاوه بر این که مورد لطف و مغفرت قرار می گیرد رحیم هم شاملش می شود اما (وَدُودٌ) می گوید عملاً دوستت دارم. فرق بین تائب و مؤمن چیست که خداوند می گوید تائب را نسبت به مؤمن خیلی دوست دارم دلیلش چیست؟ دوست تان دارم خدا نگهدار

مجری:

آقای «حسینی» خدا نگهدار شما، سوالشان را کاملاً در سبک و سیاق برنامه مطرح کردند تشکر می کنیم.

استاد! سوال آقای «حسینی» مثل این که تائب یک مرحله جلوتر از مؤمن می رود در تعابیری که در قرآن آمده است وَدود هم به صفات الهی نسبت به شخص تائب اضافه می شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با مؤمن، آخر سوره یوسف دارد که:

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعی ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

مجری:

ببخشید استاد! تماس آقای «اکبری» وصل شد، بعد در خدمت شما باشیم.

بیننده: (آقای اکبری از شیراز – شیعه)

سلام عرض می کنم دو سوال از دو تا آیه دارم یک آیه درباره امامت است

(وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يدْعُونَ إِلَى الْخَيرِ وَيأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)

بايد از ميان شما، جمعی دعوت به نيکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.

سوره آل عمران (3): آیه 104

این آیه برای اثبات امامت خیلی عمیق و مستدل است قوی تر و بهتر از آیات دیگر است، چرا آقایان کارشناس از این آیه برای «وهابی» ها که اصل امامت را زیر سوال می برند استفاده نمی کنند؟

 سوال دوم آیه:

(وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيكُونَ الرَّسُولُ عَلَيكُمْ شَهِيدًا)

همان‌گونه (که قبله شما، يک قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانه ‌ای قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط؛) تا بر مردم گواه باشيد؛ و پيامبر هم بر شما گواه است.

سوره بقره (2):‌ آیه 143

این آیه به نظر می رسد امت نیست این آیه امام است بنا به استدلال آیات دیگر روشن است که امام است نه امت مثل آیه ای که در سوره حج است می فرماید:

(وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ)

و در راه خدا جهاد کنيد، و حق جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين (اسلام) کار سنگين و سختی بر شما قرار ندارد؛ از آيين پدرتان ابراهيم پيروی کنيد؛ او شما را «مسلمان» ناميد.

سوره حج (22): آیه 78

خیلی روشن است که با استدلال به این آیه می فهمیم که این آیه باید امام باشد نه امت؛ امت چطور می تواند شاهد بر اعمال دیگران باشند که در روز قیامت شهادت بدهد در حالی که در این دنیا هیچ چیز نمی داند.

 اگر در میان انسان ها تفحص کنید یک نفر پیدا نمی شود بتواند اعمال یک فرد را بتواند بفهمد چطور می خواهد روز قیامت شهادت بدهد؟

مجری:

تشکر می کنیم از آقای «اکبری» عزیز که از شیراز همراه ما بودند، ان شاءالله همراه ما باشید تا پاسخ های سوال تان را دریافت خواهید کرد.

حضرت استاد در خدمت تان هستیم سوال آقای «حسینی از مازندران» سوالشان نسبت به تعبیر وَدود بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با مؤمنین:

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعی ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

در قضیه حضرت یوسف، یوسف را به چاه انداختند به قصد این که برای همیشه پدر و مادر از او بریدند از چاه بیرون می آید و به عنوان عبد فروخته می شود و به زندان می رود سر از سلطنت و پادشاهی در می آورد.

 آن دسته از افرادی که گناه و معصیت کردند عاقبت شان ذلیل بودن در برابر حضرت یوسف در می آید.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ) مگر فرزندان حضرت یعقوب مؤمن نبودند؟ کافر بودند این کار را کردند یا نه همه مؤمن بودند؟ همه موحد و اهل نماز بودند ولی تصور می کردند این برادرشان است که پدر به او محبت بیشتر می کند و به اینها محبت کمی می کند.

یعنی تصور می کردند یوسف تأثیرگذار است در حقیقت یوسف را به عنوان یک خدای بزرگ و مؤثر می دانستند ولذا برای این که محبت پدر را منحصر به خودشان کنند حضرت یوسف را در چاه انداختند این شرک است.

«لا مؤثّر في الوجود إلّااللَّه‏»

عزت و ذلت دست خدا است

(قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيدِكَ الْخَيرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ)

بگو: «بار الها! مالک حکومت ها تويی؛ به هر کس بخواهی، حکومت می ‌بخشی؛ و از هر کس بخواهی، حکومت را می ‌گيری؛ هر کس را بخواهی، عزت می ‌دهی؛ و هر که را بخواهی خوار می ‌کنی. تمام خوبی ها به دست توست؛ تو بر هر چيزی قادری.

سوره آل عمران (3): آیه 26

لذا می خواهد بگوید همان طوری که برادران یوسف غیر خدا را مؤثر می دانستند و خدا را مؤثر تام نمی دانستند دچار شرک شدند.

اکثر مؤمنین هم این طوری هستند ما که تصور می کنیم حقوق ماهیانه دارند به ما می دهند این حقوق زندگی ما را می چرخاند فردا بچه های ما هستند دست ما را می گیرند و همسر ما فردا غم ما را می خورد اینها در حقیقت یک نوع شرک است.

باید در این طور موارد مؤثر واقعی خدا را بدانیم اینها را اسبابی در مسیر خدای عالم بدانیم. من که منتظر هستم فرزندانم آخر عمر دستم را بگیرند می بینیم خیلی از بچه ها دست پدر و مادرشان را می گیرند خانه سالمندان می برند سال به سال هم سراغ شان نمی روند. این نتیجه شرکشان بوده است.

یا مثلا در مورد غم و غصه همسران، داریم بعضی از همسران را می بینیم شوهرش از کار می افتد همسر التماس می کند برای این که راحت بشوند او را خانه سالمندان ببرند.

پناه می برم به خدا شنیدم البته احتمال این که درست باشد خیلی زیاد است خانمی که کاملاً ایشان را می شناسم همسرش بیمار بود تمام کارهایش را انجام می داد، دیگر حوصله اش سر می رود یک شب دور از چشم بچه ها، بالش را روی دهان شوهرش می گذارد چند دقیقه ای رویش می نشنید بعد به فرزندانش می گوید بیایید پدرتان حرف نمی زند ببیند چه شده است!

ببینید همین همسری که امید داشت غم و غصه اش را بخورد قاتلش می شود این که می گویم واقعیت دارد، آن که خبر نداریم الله اعلم چقدر مسائل بوده است.

یا بچه های که چه ظلم های در حق پدر و مادرها می کنند همه اینها شرک است ولذا بحثی که این عزیزمان دارد طرف می رود سرش به سنگ می خورد از همه جا ناامید می شود زندگی برایش تنگ می شود می فهمد همه چیز دست خدا است.

به طرف خدا عاشقانه بر می گردد، وقتی که بر می گردد خدای عالم به این هم رحیم و هم ودود است هم مهربان است هم دوستش دارد؛ چون سرش به سنگ خورده و برگشته؛ یعنی راه های امتحانش را رفته و به این نتیجه رسیده که غیر از خدای عالم به هیچ وجه مؤثری در عالم وجود نداریم.

و اضافه بر اینها یک جمله ای از بعضی از عرفا است که خدای عالم غفار است. یکی از اسماء خداوند غفار است اگر بنا باشد بنده گناه نکند صفت غفاریت خدای عالم کجا می خواهد تجلی کند؟

بعضی از اولیاء خدا می آیند می گویند خدایا گناه کردم درست است اگر من گناه نکرده بودم غفاریت تو کجا می خواست متجلی بشود، یا نه این غفاریت تو تا قیامت می خواست دست نخورده بماند؟

لذا اینها مشمول یکی از صفات برجسته خدای عالم که غفاریت است البته همیشه به دوستان توصیه می کنیم از خدای عالم طلب مغفرت نکنند، بالاتر از طلب مغفرت چون خدای عالم هم غفار، هم رحیم و هم ودود است.

 شاید یکی از چیزهای تجلی ودودیتی خدا این است که:

«يَا مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ.»

خدا نه تنها گناهان را می بخشد بلکه گناهان را به چندین برابر به حسنه تبدیل می کند.

الصحيفة السجادية؛ على بن الحسين عليه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص36

همان غیبت و دروغ را به صد تا حج، جهاد، نماز و نماز شب تبدیل می کند.

اما در رابطه با آیه ای 73 سوره انبیاء (وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يهْدُونَ بِأَمْرِنَا) در کنارش هم آیه 41 قصص هم عزیزمان بخوانند کاملاً درست است ولی اینها مربوط به زمان «بنی اسرائیل» است.

درست است به عنوان کلی می توانیم از آن استفاده کنیم به عنوان امامت عامه ولی در رابطه با آیات 3- 55 و 67 سوره مائده در حقیقت می شود گفت امام خاصه با استفاده از سنت نبوی  است.

(شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ) همین طور کاملاً مشخص و واضح است آقایانی که می گویند نبی مکرم و ائمه وقتی از دنیا رفتند از اعمال ما خبر ندارند در حقیقت انکار این آیه شریفه را دارند.

مجری:

حضرت استاد از محضرتان تشکر می کنیم بسیار استفاده کردیم و بهره بردیم همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب همراه ما بودید، ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید تا دیدار آینده خدا نگهدار!





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها