2025 September 1 - دوشنبه 10 شهرويور 1404
مولیٰ در آیینه تاریخ (بررسی مفهوم ولی و مولیٰ در شیعه، سنی و وهابیت)
کد مطلب: ١٣٢٣٥ تاریخ انتشار: ٠٩ شهریور ١٤٠٤ - ١٨:٣٩ تعداد بازدید: 1
سخنراني ها » عمومي
مولیٰ در آیینه تاریخ (بررسی مفهوم ولی و مولیٰ در شیعه، سنی و وهابیت)

برنامه «حبل المتین» - 04 09 1403 (دویست و بیست و چهارم)

  
 
لينک دانلود  
 
 
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه «حبل المتین» - 04 09 1403 (دویست و بیست و چهارم)

عنوان برنامه: مولیٰ در آیینه تاریخ (بررسی مفهوم ولی و مولیٰ در شیعه، سنی و وهابیت)

کلیدواژه: امامت؛ ولایت؛ امیر المؤمنین (علیه السلام)؛ فضائل؛ واژه مولیٰ؛ ولی در لغت؛ شیعه؛ خلافت؛ نماز خواندن ابوبکر؛ پاسخ به شبهات!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِینْ عَلَيْهِمُ السَّلَام اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

سلام، درود و ارادت به محضر شما دوستان عزیز، بینندگان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ در هر کجا که هستید بهترین‌ها را برای شما آرزومندم.

با برنامه زنده «حبل المتین» در خدمت شما هستیم، امیدواریم در این برنامه بتوانیم از ولایت و امامت مولای متقیان امیر مؤمنان، اسدالله الغالب علی بن ابی طالب آقا جانمان امیر المؤمنین (سلام الله علیه) تمام قد دفاع کنیم.

با افتخار این کار را انجام می‌دهیم و ان شاءالله ذخیره برای دنیا و آخرت همه مان بشود، شما هم که پای تلویزیون نشستید و بیننده این برنامه هستید قطعا برای شما ثواب و حسنه خواهند نوشت. ذکر علی عبادت از این باب که ذکر امیر المؤمنین عبادت است ان شاءالله برای همه مان این عبادت را بنویسند.

 دوستان عزیز بیننده می‌دانند که در برنامه «حبل المتین» ابتدا مباحث مقدماتی خواهیم داشت «درس‌هایی از امامت و ولایت» تقدیم حضور شما می‌شود.

در محضر استاد عزیز، بزرگوار، گرانقدر و فرزانه‌مان حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم، حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

طبق برنامه همیشگی تلاش مان بر این است، یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم باشد که آن بزرگوار به کرم خود نگاه کند نه به اعمال ما، گوشه چشمی هم به ما داشته باشد.

 این روزها بنا به نقل فاطمیه اول است، فرزندان صدیقه طاهره (سلام الله علیها) گریان و نالانند، گریه‌‌های آنها به عرش اعلا می‌رسد.

 امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در فراق داغ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در فراق داغ صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و غصه غصب حق مسلم خود است. از آن طرف گریه‌های جانسوز بچه‌های فاطمه زهرا را می‌بیند، نمی‌دانیم این شب‌ها به امیرالمومنین چه گذشت؟

در دیوار این خانه بگرید از برای تو مادر

 نمی‌دانم چه رخ داده نمی‌آید صدای تو

 بیا مادر، بیا مادر ببین تنهایی حیدر

 ز جا خیز و ببین بابا گرفته در بغل زانو

 گمانم با خبر گشته ز درد سینه و پهلو

 بیا مادر، بیا مادر ببین تنهایی حیدر

ز هجران شرر بارت دلم را پر شر کردی

 نشستم بر در خانه به امیدی که برگردی

 خودم دیدم که باغبان گل خود را کفن می‌کرد

 نظرگاهی به سوی من، گهی سوی حسن می‌کرد

 بیا مادر، بیا مادر ببین تنهایی حیدر!

یابن الحسن اگر به خاطر ما نیست، به خاطر مادرت صدیقه طاهره صورت سیلی خورده مادرت زهرا منتظر توست، سینه پهلو شکسته‌اش منتظر توست، پهلوی شکسته منتظر توست، محسن شهیدش منتظر توست بیا آقا جان!

 خودت برای ظهورت دعا کن ای مولیٰ

 دعای من به خودم هم نمی‌کند اثری!

 دلم جز هوایت هوایی ندارد

 لبم غیر نامت نوایی ندارد

یابن الحسن:

 وضو و اذان و نماز قنوتم

 بدون ولایت بهایی ندارد

 بیا تا جوانم بده رخ نشانم

 که این زندگانی وفایی ندارد!

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان؛

مجری:

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)؛ دعا می‌کنیم عزیزان دلم تو این ایام فاطمیه برای پیروزی جبهه مقاومت، برای پیروزی رزمندگان اسلام در «فلسطین» در «غزه»، در «لبنان»، در «یمن»، «عراق»، «سوریه» و همه جبهه‌ها ان شاءالله به زودی شاهد خبرهای خوب و خوش باشیم و شاهد نابودی «اسرائیل» جنایتکار، هر روز که می‌گذره بر جنایاتش افزوده می‌شود.

 البته خدا را شکر که خشم و نفرت مردم و ملت های دنیا از این باند جنایتکار بیشتر می‌شود و الحمدلله که دادگاه لاهه هم دستور بازداشت این مردک جنایتکار و کسی که دستور همه این حمله‌ها و جنایت‌ها را داده بود، صادر کرد ان شاءالله که روزی شاهد این موضوع هم باشیم که ببینیم این‌ها به سزای اعمال شان برسند.

 اگر در خاطر شریف تان باشد در برنامه «حبل المتین» درس‌هایی از امامت و ولایت را در محضر استاد «حسینی قزوینی» مطرح می‌کردیم، حضرت استاد به کلمه مولیٰ رسیدیم.

واژه مولیٰ یکی از موضوعاتی است که امشب می‌خواهیم در موردش صحبت کنیم، وهابیون مدعی هستند که کلمه مولیٰ به معنای اولیٰ نیامده تا دلالت بر امامت حضرت مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) داشته باشد، قدری در مورد این موضوع بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با ولایت حضرت امیر (سلام الله علیه) این‌ها از همان روزهای اول بعد از رحلت نبی مکرم تلاش کردند حقایقی که درباره حضرت امیر است پنهان کنند، یا آن‌ها را آتش بزنند یا جلوی نقل و نشرش را بگیرند.

بعد از روی کار آمدن دودمان نحس «بنی امیه» آمدند حدیث‌های مشابهی را شروع کردند جعل کردن، هر فضیلتی که برای امیر المؤمنین بود یک بدلی هم برای دیگران جعل کردند، ساختند و در میان مردم منتشر کردند.

بعد از گذشت زمان حقیقت داشت رو می‌شد، این‌ها شروع به توجیه و تأویل نادرست و غیر عالمانه کردند. یا به عبارت دیگر توجیهات احمقانه راه انداختند. از آن طرف حدیث غدیر بنا به نقل «سبط ابن جوزی» و دیگران یک صد و بیست و یا یک صد و بیست و چهار هزار انسان آن‌جا بودند و همه مسئله غدیر را شنیده بودند.

 ابتدا فشارهایی بود که جرأت نمی‌کردند این‌ها را مطرح کنند از این فشارها تا حدودی کاسته شد این مطالب در میان مردم منتشر شد، بزرگانشان راهی جز اینکه بیان توجیه کنند چیز دیگری ندارند.

یک تعبیری را «سیف الدین آمدی متوفای 631» از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «غایة المرام فی علم الکلام» دارد، در این کتاب ایشان به بحث حدیث غدیر که می‌رسد می‌گوید:

«ولا يمكن حمل لفظ المولى على الأولى»

نمی‌توانیم کلمه مولیٰ که حضرت فرمود: «من کنت مولیٰ فعلي مولیٰ» را بر اولیٰ که نشانگر ولایت مطلقه امیر المؤمنین بر جامعه است حملش کنیم. چرا؟

«فإن ذلك مما لا يرد فى اللغة أصلا»

این مسئله در لغت اصلاً نیامده که مولیٰ به معنای اولیٰ باشد. من نمی‌دانم این آقایان تو آشپزخانه منزل‌شان بودند، خانم شان غذا می‌پخته هوا گرم بوده مغز شریف شان پخته که این‌طور حرف‌هایی را می‌زنند!

عرض می‌کنیم که در لغت چه است.

 بعد می‌گوید:

«وقوله (مأواكم النار هي مولاكم) ليس المعنى به أولى بكم بل مستقركم ومكانكم»

 (مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِي مَوْلَاكُمْ)

جايگاهتان آتش است و همان سرپرستتان مي‌باشد!

سوره حدید (57): آیه 15

یکی از واژه هایی که خیلی واضح و روشن است کلمه مولیٰ در قرآن چندین جا تکرار شده و مفسرین بزرگ اهل سنت و لغت شناسان همه گفتند اینجا مولیٰ به معنای اولیٰ است. ایشان می‌گوید بله در آن جا «(مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِي مَوْلَاكُمْ، بل مستقركم ومكانكم»؛ یعنی مستقر و مکان شما آتش است.

مأواکم که این را دارد دوباره هی مولاکم چه معنایی دارد؟ مکان مستقر را خدا در مأواکم النار آورده است.

 بعد می‌گوید اگرچه ما بگوییم احتمال دارد مولیٰ به معنای اولی باشد فرمایش پیغمبر را نمی‌توانیم به این حمل کنیم. یعنی نبی مکرم وجودش کلماتش تافته جدا بافته است! چرا؟

«لما فيه من مراغمة الإجماع»

برای این‌که اگر کلام رسول اکرم را حمل کنیم به این که امیرالمؤمنین در غدیر به عنوان ولی امر است، در حقیقت پوزه اجماع را به خاک مالیدیم.

«ومخالفة اتفاق المسلمين»

با اتفاق مسلمان‌ها مخالفت کردیم

«وهدم قواعد الدين»

پایه‌های دین را هم نابود کردیم!

غاية المرام في علم الكلام؛ اسم المؤلف: علي بن أبي علي بن محمد بن سالم الآمدي الوفاة: 631، دار النشر: المجلس الأعلى للشئون الإسلامية - القاهرة - 1391، تحقيق: حسن محمود عبد اللطيف، ج1، ص378

خیلی جالب است، نمی‌دانم این اجماع چه اجماعی است که «حضرت امیر، بنی هاشم، سلمان، ابوذر و...» نبودند آقای «ابن حزم اندلسی» در کتاب «المحلیٰ» جلد 9 صفحه 345 می‌گوید:

«لَعْنَةُ اللَّهِ على كل إجْمَاعٍ يَخْرُجُ عنه عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ من الصَّحَابَةِ»

لعنت خدا بر آن اجماعی باد که امیر المؤمنین و یارانش در آن‌جا نبودند!

المحلى؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي، ج9، ص345

در «صحیح بخاری» جلد ۵ صفحه ۸۲ حدیث 4240 است می‌گوید شش ماه بعد از رحلت پیغمبر علی (علیه السلام) بیعت نکرد. وقتی هم که خواست بیعت کند باز در همین روایت است فرمود پیش ما بیا ولی هیچکس را با خود نیاور. من روی دیدن عمر ابن الخطاب را ندارم

«كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ»

ابوبکر هم وقتی آمد گفت:

«اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ»

در امر خلافت در حق استبداد کردی!

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 4، ص 1549، ح 3998 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

آقای بزرگوار! این اجماع، این امیر المؤمنین، این هم این قضیه. البته این حرف آقایان است که بعد از شش ماه بیعت کرد. مرحوم «شیخ مفید» در کتاب «الفصول المختاره» شان صفحه 65 می‌گوید:

«و المحققون من أهل الإمامة يقولون لم‏ يبايع‏ ساعة قط»

محققین شیعه بر این عقیده هستند که امیر المؤمنین یک لحظه هم با هیچ‌ کدام شان بیعت نکرد!

الفصول المختارة من العيون و المحاسن؛ نویسنده: الشیخ المفید، محمد بن محمد بن نعمان، (متوفاي 413هـ)، ‌محقق / مصحح: السيد نور الدين جعفريان الاصبهاني ، الشيخ يعقوب الجعفري ، الشيخ محسن الأحمدي، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت ص 56

حالا احادیث جعل می‌کنند وقتی در رابطه با فضیلت و غیره و یا مذمت امیر المؤمنین برایشان کاری ندارد بیایند حدیث بیعت هم درست کنند.

«وهدم قواعد الدين» نمی‌دانم این چه است؟ اگر فرمایش پیغمبر را بیایم به نام ولایت بگیریم، پایه های دین نابود می‌شود! کدام پایه‌های دین؟ پایه‌های دینی که در سقیفه پی ریزی شد یا پایه های دینی که در غدیر پی ریزی شد، کدام پایه؟

 بله قبول داریم اگر چنانچه حدیث غدیر را به معنای ولایت بگیریم پایه‌های دینی که در سقیفه پی ریزی شد قطعاً نابود می‌شود هیچ شکی در آن نیست.

بعد «عضد الدین ایجی - متوفای ۷۵۶» که از استوانه‌های کلامی اهل سنت است کتابی به نام «المواقف» دارد. ایشان هم می‌گوید:

«ولأن مفعل بمعنى أفعل لم يذكره أحد»

 كتاب المواقف؛ اسم المؤلف: عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي الوفاة: 756هـ، دار النشر: دار الجيل - لبنان - بيروت - 1417هـ - 1997م، الطبعة : الأولى، تحقيق: عبد الرحمن عميرة، ج3، ص602

مفعل به معنای افعل بیاید؛ یعنی مولیٰ به معنای اولیٰ بیاید حدیث غدیر به معنای ولایت بیاید «لم یذکره احد» هیچکس نگفته است! من نمی‌دانم به این‌ها چه بگویم؟ به قول آقای «سجودی» ای کاش آن‌جا بود تشخیص می‌داد این‌ها چه میل فرمودند که این‌طور فرمایش می‌فرمایند!

«شریف جرجانی – متوفای 816» که کتاب «مواقف» را شرح کرده در جلد 8 صفحه 361 ایشان هم می‌گوید:

«ولأن مفعل بمعنى أفعل لم يذكره أحد من أئمة العربية»

شرح المواقف؛ القاضي الجرجاني (وفات : 816)، تحقيق و شرح: علي بن محمد الجرجاني، مطبعة السعادة - مصر - 1325 - 1907 م، ج 8، ص 361

این‌که مولیٰ به معنای اولیٰ بیاید که غدیر برای ولایت علی استفاده بشود همچنین حرفی را هیچ کسی نزده است، ائمه عربی و پیشوایان عرب اصلاً نگفتند مفعل به معنای افعل است.

اصلا آقایان بیایند از ابتدای بای بسم الله مباهله و ملاعنه کنیم. حداقل ده، بیست، سی تا از ائمه عربیه، از ائمه لغت، از مفسرین، از محدثین و از مورخین گفته اند مفعل به معنای افعل است و مولیٰ به معنای اولیٰ است.

نمی‌دانم اگر بگوییم این‌ها اهل مطالعه نبودند خیلی بعید است این‌که بیاید روی یک سری احساسات نظر بدهد آدم تعجب می‌کند.

در دنیا گیرم که خلق را به طریقی فریفتی * با دست انتقام طبیعت چه می‌کنی!

 من واقعا خیلی غصه می‌خورم که این‌ها فردای قیامت در محکمه عدل امیر المؤمنین که اولین محکمه در قیامت است، قبل از اینکه به هیچ ظلم ظالمی، حق ذی حقی رسیدگی شود چه پاسخی می‌دهند؟!

«عن عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه أَنَّهُ قال أنا أَوَّلُ من يَجْثُو بين يَدَيْ الرحمن لِلْخُصُومَةِ يوم الْقِيَامَةِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1458، ح3747

عبارت «صحیح بخاری» است، امیر المؤمنین می‌فرماید اولین کسی هستم که محکمه برای من تشکیل می‌شود.

 آقای «ابن حجر هیتمی - متوفای 974» هم از قافله عقب نمانده ایشان در کتاب «الصواعق المحرقة» می‌گوید این‌که مولیٰ به معنای امام باشد:

«لم يعهد لغة ولا شرعا»

نه در لغت آمده و نه در استعمالات شرعی آمده بعد می‌گوید:

«أما الثاني فواضح»

اما این‌که در شرع مولیٰ به معنای اولیٰ نیامده محرز است، در شرع نبی مکرم قبل از این‌که «من کنت مولیٰ فعلي مولیٰ» بگوید آیه 6 سوره احزاب را خواند

(النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)

پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.

سوره احزاب (33): آیه 6

«الست اولیٰ بکم من انفسکم» یعنی شما از رسول اکرم عرب‌تر هستید؟ شما رعایت شرع تان از رسول اکرم بالاتر است. آیا رسول اکرم به اندازه شما از قواعد شرعی و عربی آگاه نبود؟

 اما اینکه در لغت نیامده است:

«فلأن أحدا من أئمة العربية لم يذكر أن مفعلا يأتي بمعنى افعل»

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج1، ص108

هیچ کدام از پیشوایان لغت هم همچنین چیزی نگفته است. شما راست می‌گویید ولی بر پدر دروغگو لعنت!

آقای «ولی الله دهلوی» در کتاب «تحفه اثنا عشریه» همین تعبیر را دارد، می‌گوید "اهل عربیه قاطبه انکار کردند که مولیٰ به معنای اولی آمده باشد، بلکه گفتند مفعل به معنای افعل هیچ جا در هیچ ماده نیامده است" اگرپیدا کردیم چه؟

 خداوند آقای «مدرس» را رحمت کند، در مجلس که داشتند علیه او بیانیه می‌دادند آمدند گفتند حرف های شما با فلان ماده، با فلان ماده ... مشکل دارد ده دوازده تا ماده آوردند ایشان گفت این همه ماده‌ است یک نری هم مثل من می‌خواهد!

«آلوسی» هم از قافله عقب نمانده در جلد ۶ تفسیرش می‌گوید اولین غلطی که شیعه مرتکب شده این است که در اینجا مولیٰ را به معنای اولی گرفته اند، اهل عربیه قاطبة گفتند که مفعل به معنای افعل نمی‌آید! این خلاصه حرف آقایان وهابی ها و اهل سنت است.

آدم وقتی این مسائل را مطالعه می‌کند دل آدم می‌سوزد؛ یعنی ما راضی نیستیم حتی احدی از بندگان خدا گرفتار آتش بشود؛ حتی برای شیطان هم از خدا می‌خواهیم ای کاش یک راهی بود توبه می‌کرد گرفتار عذاب نمی‌شد؛ ولی این‌ها دیگر به اختیار خودشان می آیند یک همچنین بساطی را راه می‌اندازند، یک مسیری را می‌روند و هزاران و میلیون ها نفر را منحرف می‌کنند. می‌گویند اهل عربیه نگفتند، اهل لغت نگفتند و...

مجری:

استاد! من می‌خواهم از کلام شما الهام بگیرم یکی از مباحثی که مطرح کردید یک آقایی ادعا کرد که در لغت هم به معنی اولیٰ نیامده، می‌خواهم در این زمینه صحبت بفرمایید از نظر لغویین، اهل لغت در رابطه با معنای مولیٰ آیا به معنای اولی آمده یا خیر؟ این آقا ادعا کرد ما ثابت می‌کنیم که چنین چیزی نیست!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سوال قشنگی است، ایشان می‌گوید ائمه اهل لغت و در لغت و ائمه عربیه هیچکس نگفته مولیٰ به معنای اولی است. عمدتا ائمه و پیشوایان لغت را پنج نفر شمرده‌اند «محمد ابن سائب کلبی - متوفای ۱۴۶» هم مفسر، هم نسابه و هم لغت شناس است. یعنی در حقیقت هم زمان امام باقر (سلام الله علیه) را درک کرده و هم زمان امام صادق (سلام الله علیه) را درک کرده است.

«فرا یحیی ابن زید - متوفای ۲۰۰۷» در لغت‌ها در «سیوطی» و دیگر کتب زیاد آمده «فرا» این‌طوری گفته است «اخفش» اینطوری گفته است. ایشان هم زمان امام رضا (سلام الله علیه) را درک کرده، هم زمان امام جواد (سلام الله علیه) را درک کرده است.

مجری:

این‌که می‌فرمایید درک کرده است یعنی خدمت این ائمه بودند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در عصر آن‌ها بودند. در «بغداد» و در «مدینه» بودند بعد از نابودی «بنی امیه» ارتباطات در جهان اسلام زیاد شد، «جزیره العرب، یونان ایران و...» همه قاطی شدند و این‌ها به عنوان چهره های شاخص عصر بودند. مثلا کسی در این زمان باشد اسم امام (رضوان الله تعالی علیه) را نشنیده باشد یا اسم آیت الله «خویی» را نشنیده باشد!

 یا مثلاً از طرف منفی اسم جانی و وحشی مثل «نتانیاهو» را نشنیده باشد. یا مثلاً اسم «ملک عبدالله» را نشنیده باشد. این‌ها شهرتشان در آن عصر این شکلی بوده است.

مثلاً «اخفش» اقوالش خیلی مشهور است، طلبه‌ها از همان ابتدای کتاب «جامع المقدمات» با اسم «اخفش» آشنا هستند. «اخفش - متوفای ۲۲۱» است؛ یعنی در حقیقت هم عصر با امام جواد و امام هادی (سلام الله علیهما) بوده است.

«زجاج» اسم ایشان هم در کتاب‌های ادبی مان زیاد آمده، یعنی کسی که «سیوطی، مغنی، جامع المقدمات و...» را خوانده باشد با این اسامی آشنا است. مثلا این‌جا اعرابش منصوب است باید حال باشد، تمیز باشد «اخفش» این‌طوری گفته «زجاج» نظرش این است و «فرا» آن طوری گفته و «کلبی» هم نظر دیگری دارد.

این اسامی که من دارم می‌گویم اسامی است که در ادبیات عرب طلبه‌ها که وارد حوزه می‌شوند با این اسامی آشنا می‌شوند؛ یعنی طلبه‌های پایه ۲ و ۳ با این اسامی «اخفش، فرا، و ابوعبیده، و زجاج و...» آشنا هستند.

«فخر رازی - متوفای 606» در کتاب تفسیرش، جلد 29 می‌گوید:

(مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِي مَوْلَاكُمْ )

جايگاهتان آتش است و همان سرپرستتان مي‌باشد.

سوره حديد (57): آیه15

آیه قرآن است. آن آقا (ابن حجر هیتمی» گفت در هیچ جا شرعاً و لغتاً نیامده که مولیٰ به معنای اولی است.

«فخر رازی» می‌گوید:

«قال الکلبي»

گفتیم اولین کسی که جز ائمه لغت است، «کلبي» است، و عرض کردیم ایشان متوفای ۱۴۶ است. می‌گوید آقای «کلبی» گفته: «هِي مَوْلَاكُمْ يعني أولى بكم»

«قال الكلبي: يعني أولى بكم، وهو قول الزجاج والفراء وأبي عبيدة»

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب؛ اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، ج29، ص198

آن آقا گفت مولیٰ به معنای اولی نمی آید، بفرمایید «کلبی، زجاج، فرا و ابو عبیده» گفته‌اند؛ یعنی چهار نفر از بنیانگزاران ادبیات عرب گفتند مولیٰ به معنای اولی است. این آقایانی که نام بردیم، عمدتاً از قرن پنجم - ششم به این طرف بودند، تا «آلوسی» که متوفای 1270 است، آیا این مطالب را ندیدند و مطالعه نکردند؟

 یا حداقل کتاب «فخر رازی» آن زمان در خانه همه بود همه علما با «تفسیر فخر رازی» آشنا بودند این یک مورد.

«ابوحیان اندلسی - متوفای ۷۴۵» در تفسیر «بحرالمحیط» ایشان در واژه مولیٰ می‌گوید:

«أولى بنا من أنفسنا في الموت والحياة»

در «جنگ احد» کفار قریش به رسول اکرم گفتند ما بت داریم

«لَنَا عُزَّى وَ لَا عُزَّى لَكُمْ‏»

رسول اکرم فرمود همه شعار بدهند:

«اللَّهُ مَوْلَانَا وَ لَا مَوْلَى لَكُم‏»

آن آقا گفت در شرع وارد نشده است! «اللَّهُ مَوْلَانَا وَ لَا مَوْلَى لَكُم‏»؛ می‌گوید «کلبی» گفته: «أولى بنا من أنفسنا في الموت والحياة»

«الله مولانا، یعنی اولی بنا، وقيل: مالكنا وسيدنا، فلهذا يتصرف كيف شاء»

تفسير البحر المحيط؛ اسم المؤلف: محمد بن يوسف الشهير بأبي حيان الأندلسي الوفاة: 745هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1422هـ -2001م، الطبعة : الأولى، تحقيق: الشيخ عادل أحمد عبد الموجود - الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق 1) د.زكريا عبد المجيد النوقي 2) د.أحمد النجولي الجمل، ج5، ص53

ولایت مطلقه خدای عالم دارد به بشر هرچه بخواهد انجام می‌دهد؛ یعنی «الله مولانا» ولایت تامه بر کل خلایق دارد، آن آقا گفت در شرع نیامده است «الله مولانا ولا مولاکم» معنایش چیست؟ یعنی خدا ارباب ما، است، دوست ما است، رفیق ما است چیست؟ نمی‌دانیم!

در رابطه با «کلبی» که از بنیانگزاران ادبیات عرب است جستجو کردم «ابن حجر» در «تهذیب التهذیب» جلد نهم می‌گوید:

«وحدث عنه ثقات من الناس ورضوه في التفسير»

تهذيب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، ج9، ص158

در رابطه با «فرا - تاریخ بغداد» جلد 14 می‌گوید:

«كان ثقة إماما ... لولا الفراء لما كانت عربية»

اگر «فرّا» نبود ادبیات عربی وجود نداشت.

یا دارد:

«لولا الفراء لسقطت العربية»

اگر فرا نبود عربیت سقوط می‌کرد!

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج14، ص149

این آقا (فرا) می‌گوید مولیٰ به معنای اولی است چه کار کنیم؟

«زجاج» به همین شکل، «سمعانی» در «انساب» به عنوان یکی از شاخص‌ترین افراد نام می‌برد

«الزجاج ... صاحب كتاب معاني القرآن كان من أهل الفضل والدين حسن الإعتقاد جميل المذهب وله مصنفات حسان في الأدب»

شخصیت نحوی است دارای کتاب معانی قرآن و کتاب‌های در ادبیات عرب دارد!

الأنساب؛ اسم المؤلف: أبي سعيد عبد الكريم بن محمد ابن منصور التميمي السمعاني الوفاة: 562هـ، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الله عمر البارودي، ج3، ص141

«ابی عبیده» عرض کردیم یکی از شخصیت‌های بنیانگزار ادبیات عرب است و «ذهبی» در مورد ایشان می‌گوید:

«لم يكن في الأرض خارجى ولا جماعى اعلم بجميع العلوم من أبي عبيدة»

در میان داخل و خارج یعنی میان مسلمان‌ها غیر مسلمان‌ها، کسی مثل «ابی عبیده» عالم به جمیع امور علوم ادبیات باشد نداریم!

تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج1، ص372

ملاحظه بفرمایید این چنین تعابیری در مورد این شخصیت‌ها است!

 در رابطه با «اخفش» ابن «خلکان» در «وفیات الاعیان» جلد ۲ صفحه ۳۸۰ می‌گوید:

«أخفش أحد نحاة البصرة»

یکی از شخصیت‌های نحوی بصره است.

وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان؛ اسم المؤلف: أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر بن خلكان الوفاة: 681هـ، دار النشر: دار الثقافة - لبنان، تحقيق: احسان عباس، ج2، ص380

ملاحظفه فرمودید این پنج نفر از بنیانگزاران ادبیات عرب، و از بنیانگزاران لغت عرب هستند من جمله «فرا» که در مورد ایشان دارد: «لولا الفراء لسقطت العربية»! همه این‌ها گفتند مولیٰ به معنای اولی است.

 اگر شب اول قبر از شما سوال کنند بگویند شما همین جمله را نوشتید کاری با دیگر حرف‌هایتان ندارم، آمدید به لغت شناسان خودتان هم افترا و تهمت زدید، شما می‌گویید هیچ لغت شناسی نگفته مولیٰ به معنای اولیٰ است. این پنج نفر چنین نظر دارند، اگر این‌ها در برزخ بیایند یقه شما را بگیرند چه پاسخی دارید؟

در این دنیا پنجاه، شصت، هفتاد، هشتاد اصلا گیریم یک صد و بیست سال عمر کردیم بیش از این که نیست، آن طرف چقدر است؟ صد سال، صد میلیون سال، صد تریلیون سال، عدد یک بگذار تمام ذرات عالم و مولکول‌های عالم را جلوش بگذار باز کفایت نمی‌کند؛ چون بی‌انتها است. (خالِدينَ فيها أَبَداً)

دوستان، رفقا! می‌ارزد به خاطر صد سال زندگی دنیا که یک حقوقی از حکومت می‌دهند، چهار نفر هم دور و بر حرف می‌زنند و هورا می‌کشند، آقا، مُلا، ثقة الاسلام، حجت الاسلام، آیت الله و اعلم زمان به ما می‌گویند آیا این‌ها این‌قدر می ارزد خودمان را ببازیم، خودمان را فریب بدهیم، به دست خودمان زندگی خودمان را ساقط کنیم؟

مجری:

استاد این‌ها به خاطر تعصب یا دشمنی با امیر المؤمنین واژه لغت را هم نزد خودشان نابود کردند!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. یعنی به لغت شناسان شان هم بی احترامی کردند و تهمت زدند. آن آقا می‌گوید: «لم يعهد لغة ولا شرعا»

مجری:

یعنی اگر موضوع امیر المؤمنین و ولایت ایشان نبود هیچ وقت این کار را نمی‌کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قطعا این طوری نبود، یعنی همه شان روی بحث غدیر و قضیه امیرالمؤمنین این کار را کردند.

من این مطلب را از صمیم قلب می گویم نه به عنوان یک شماتت، به عنوان دلسوزی، واقعا دلمان برای این‌ها می سوزد، این‌های که یک عمری رو به قبله نماز خواندند، یا الله گفتند، خودشان را به زحمت انداختند، خودشان را تابع پیغمبر می‌دانستند در نمازهایشان نام رسول الله را بردند، فردا آن‌جا گرفتار بشوند خیلی درد است یعنی واقعاً من شخصاً دلم می‌سوزد.

 بعضی وقت‌ها از خدای عالم می‌خواهم، خدایا اگر امکان‌پذیر است این‌های که واقعاً این چنین اشتباه کردند اگر راهی نجات برای شان است خودت یک راهی برای این‌ها بگشا.

کسی که واقعا دشمن و ناصبی است که هیچ، نسبت به امیرالمؤمنین و اهل بیت جسارت می‌کنند گرچه همین هم یک نوع نصب است، هیچ فرقی نمی‌کند، انسان بیاید به امیر المؤمنین جسارت کند سب و شتم کند یا بیاید یک جملاتی بگوید و فضایل امیر المؤمنین را به استهزاء بگیرد.

یکی از علمای بزرگ «عربستان سعودی» به صراحت دارد می‌گوید: "مخفی کردن فضایل علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) یکی از مصادیق ناصبی بودن است"

یکی از مصادیق ناصبی بودن، پنهان کردن و مخفی کردن فضایل امیر المؤمنین و اهل بیت است.

مجری:

 یعنی منکر شدن نه!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 منکر شدن نه، مخفی کردن، والله ایشان شیعه هم نیست سنی است، حالا سنی ضد وهابی است! فردای قیامت ایشان که یک سنی است می‌خواهد آن‌جا پای حساب بیاید، این افرادی هم که آوردیم مثل «شاه ولی الله دهلوی، ابن تیمیه، محمد ابن عبدالوهاب و...» این‌ها هم پای حساب می‌آیند!

در هر صورت...

زحمت‌ها و عذاب قیامت را چشیدن، برای این‌که انسان محکمه عدل علی را تماشا کند واقعا می‌ارزد.

ما از خدا می‌خواهیم این محکمه را ببینیم، البته اختیار با خودش است ما را بدون حساب بهشت ببرد، اگر بهشت هم برد از خدا می‌خواهم با آبروی امیر المؤمنین برگرداند محکمه عدل علی را مشاهده کنیم، ببینیم این‌ها آن‌جا چه جوابی دارند؟ کسانی را که این‌ها فریبشان دادند، به آن‌ها چه جوابی می‌خواهند بدهند؟

چند تا مشکل است، در برابر خدا، در برابر پیغمبر، در برابر امیر المؤمنین، در برابر کسانی که با این کارهایشان آن‌ها را از راه به در کردند!

مجری:

بله، یک جمله در کتابشان نوشتند، یک امت و تعداد زیادی منحرف شدند!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اصلاً کار به شیعه و سنی نداریم، اصلا به عنوان شیعه و سنی حرف نمی‌زنیم، این آقا می‌گوید ائمه و بزرگان لغت همچنین حرفی نزدند، ما پنج تا را به عنوان نمونه آوردیم با توجه به این‌که تعدادشان زیاد است، این‌ها قاطعانه گفتد "مولیٰ به معنای اولی است"

 مردم شما قضاوت کنید نه می‌خواهیم فحش بدهیم، نه می‌خواهیم توهین کنیم، می‌گوییم کسانی که گفته اند "مولیٰ به معنای اولیٰ نیست" در کتاب‌های شما آمده، و کسانی هم که گفته اند "مولیٰ به معنای اولی" است این هم در کتاب‌های شما آمده است!

 من اصلاً اسمی از کتاب‌های شیعه نبردم از «کلینی، مجلسی، شیخ طوسی و شیخ مفید» هیچ حرفی نزدم البته که این‌ها هم حرف‌های خیلی زیاد دارند. در مورد واژه مولیٰ «سید مرتضی» در کتاب «الشافی» کولاک و غوغا کرده است.

«علامه امینی» در «الغدیر» به همین شکل. «مرحوم میر حامد حسین» در کتاب «عبقات» همینطور. «مرحوم قاضی نورالله شوشتری» در کتاب «احقاق الحق» به همین شکل. ما به هیچ وجه حرف‌های علمای شیعه را نقل نکردیم، این حقیقت است. همان جمله حضرت امام صادق که فرمود: "قسم به والله، به خدا قسم حقیقت امر ما از این آفتاب روشن تر است" مثال از این بالاتر نمی‌شود زد.

 یعنی شما اگر بیایید بگویید آفتاب و روز نیست، همه مسخره تان می‌کنند. حضرت هم می‌فرماید حقیقت امر ما از آفتاب در روز روشن واضح‌تر است. این افتخار شیعه است که حقیقت خودش را افزون بر این‌که در کتاب‌های خودشان آمده، از ائمه خودشان (سلام الله علیهم اجمعین) فرا گرفته‌اند در کتب دیگران از علما و بزرگان مخالفین یعنی کسانی که معتقد به ولایت امیر المؤمنین نیستند از آن‌ها دارند استفاده می‌کنند. این فخر است این را باید بالید و نازید.

 امیدواریم ان شاءالله خدای عالم این نعمت بزرگی که به ما داده، نعمت ولایت تا آخر عمرمان ثابت قدم بدارد و فردای قیامت هم با صاحب ولایت ما را محشور کند.

مجری:

 ان شاءالله، با تمام وجودمان در همه لحظات و ثانیه‌ها و آنات زندگیمان باید این دعا را بخوانیم و شاکر خدا باشیم و حمد و سپاس حضرت حق را به جا بیاوریم و عرض کنیم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِینْ عَلَيْهِمُ السَّلَام»

واقعا بارها حضرت استاد اشاره فرمودند، ما هم عرض کردیم، نعمت بزرگی است نعمت فقط همین مرغ، گوشت، و برنجی که می‌خوریم و بعدش اگر یادمان نرود دست‌مان را بالا ببریم الحمدلله رب العالمین بگوییم نیست. به خدا قسم تنها این‌ها نعمت نیست، ممکن است از این‌ها هم سؤال بشود:

(ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ)

سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهايي که داشته‌ايد بازپرسي خواهيد شد!

سوره التکاثر: (102): آیه 8

نعمت‌های که از آن سوال می‌شود. یکی از نعمت‌های اصلی‌ترین و جدی‌ترین نعمت، نعمت ولایت محمد و آل محمد ولایت مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) است. باید یک طوری این ولایت را در گوشت، پوست، استخوان و وجودمان قرار بدهیم که اگر در شب اول قبر اگر در برزخ در قیامت از ما سوال کردند از بر باشیم تا می‌پرسند امام اولت چه کسی است؟ با افتخار فریاد و صدا بزنیم مولامان، آقا جانمان امیر المؤمنین علی (علیه السلام). اگر در دنیا این طور شد، آن‌جا هم قطعاً این اتفاق خواهد افتاد.

برای این‌که وجود نازنین مولیٰ نبی مکرم و معظم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

 من که اولی از شمایم بر شما در نزد دوست * هر که من مولای اویم این علی مولای اوست!

(میان برنامه)

سلام و درود خداوند بر حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده، اولین مدافع ولایت، اولین شهیده ولایت که با تمام وجود ایستاد و برای دفاع از مولیٰ و امامش ایثار و از خود گذشتگی کرد، و پای امامش ایستاد، ما باید یاد بگیریم همه مان از مثل حضرت زهرایی که تا آخرین قطره خونشان وجودشان ایستادند و از مولا، از امام و ولی خدا حمایت کردند.

از این لحظه در خدمت مخاطبین هستیم، اولین بیننده آقای «مجیدی از کردستان» روی خط ارتباطی هستند سلام علیکم بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای مجیدی از کردستان – اهل سنت)

سلام خسته نباشید آقای «اسماعیلی» همچنین خدمت استاد بزرگوار عرض سلام و ادب دارم. سوالی داشتم، در کتابی به نام داستان غدیر خم که با نظر جمعی از پیشوایان تشیع در شهر «مشهد» چاپ شده دارد که پیغمبر اکرم در روز هجدهم ذی‌الحجه سال ۱۱ هجری قمری در محل «غدیر خم» با حضور ۱۲۴۰۰۰ نفر که از حجت الوداع در رکاب حضرت مراجعه کرده بودندة علی را خلیفه بلافصل خود معرفی فرمود.

و عموم آن یکصد و بیست و چهار هزار نفر با او بیعت کردند. جای حیرت است که حضرت رسول در همان سال به مریضی رحلت مبتلا شد و در ایام مریضی ابوبکر را به مسجد فرستاد و جانشین خود معرفی فرمود، اگر علی خلیفه بود و عموم مسلمین بیعت کرده بودند چگونه ممکن است پیغمبر اسلام برخلاف تعیین خود و برخلاف امر خدا اگر آیه:

(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ)

اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان!

سوره مائده (5): آیه 67

مربوط به خلافت علی باشد کسی دیگر را به مسجد بفرستد!

مجری:

 آقای «مجیدی» پیامبر ابوبکر را به عنوان خلیفه به مسجد فرستاد تا به جایش نماز بخواند؟

آقای مجیدی:

پیامبر به مسجد ابوبکر را به جای خودش فرستاد!

مجری:

 برای چه؟

آقای مجیدی:

 برای نماز خواندن و پیش نمازی!

مجری:

 سند این مطلب تان کجاست؟

آقای مجیدی:

در کتاب‌ها است ولی الان سند یادم نیست.

مجری:

شما یک سند بگویید

آقای مجیدی:

در کتاب «صحیح بخاری» است.

مجری:

آیا همچنین چیزی در کتاب «صحیح بخاری» آمده است؟

آقای مجیدی:

بله.

مجری:

الان استدلال و حرف تان چه است؟ چون ایشان به جای پیامبر نماز رفته است می‌تواند خلیفه باشد؟

آقای مجیدی:

پیامبر با فرستادن ابوبکر برای نماز زمینه را برای خلافت ایشان مهیا کرد.

مجری:

ان شاءالله استاد پاسخ می‌دهند.

آقای مجیدی:

در ادامه عرض کنم... بر خلاف امر خدا اگر آیه: (يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ) مربوط به خلافت علی باشد کسی دیگر را به مسجد بفرستد که به جای او نماز بخواند، و چگونه است که از میان آن ۱۲۴ هزار نفر یک نفر با ایمان، خداشناس پیدا نشد که بگوید خلیفه حضرت رسول علی است و ما او بیعت کردیم، و پشت سر غیر علی نماز نمی‌خوانیم؟

 یا به هنگام فرستادن ابوبکر به جای خود در نماز خواندن یک نفر به حضرت تذکر بدهد که تو در «غدیر خم» علی را خلیفه خود قرار دادی و ما با او بیعت کردیم فرستادن ابوبکر به مسجد مورد ندارد!

از این قضیه روشن است که «غدیر خم» مربوط به خلافت نیست بلکه منشأ آن به طوری که در کتب تاریخ آمده و کتاب «روضه الصفاء» هم در صفحه ۴۵۸ ذکر کرده و در کتاب‌های دیگر هم ذکر شده است فقط برای تسکین خشم فاتحین «یمن» بود که تصور کرده بودند حضرت علی جاریه یمنی را بر خلاف تصرف کرده است!

مجری:

مطلب تان تمام شد؟

آقای مجیدی:

بله.

مجری:

آقای «مجیدی» روی خط باشید، استاد در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «مجیدی» بزرگوار! یک سوال از حضرت عالی دارم، در همان آخرین بیماری که رسول اکرم فرمود قلم و کاغذی بیاورید «أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعدي»؛ من یک چیزی بنویسم که شما هرگز گمراه نشوید! گفتند:

«إن الرجل ليهجر»

ديوان المتنبي؛ اسم المؤلف: أبو البقاء العكبري الوفاة: 616، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: مصطفى السقا/ إبراهيم الأبياري/ عبد الحفيظ شلبي، ج1، ص9

گفتند پیغمبر دارد هذیان می‌گوید. این «صحیح بخاری» چاپ «عربستان سعودی» حدیث 3053 است.

«ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»

فرمود، من کتاب و وصیتی بنویسم که هرگز گمراه نشوید!

«فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

گفتند پیغمبر دارد هذیان می‌گوید!

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888

باز در «صحیح مسلم» این کتاب صحیح شما است «ابن عباس» می‌گوید گریه می‌کرد اشکش از صورتش جاری بود و گفت که تمام مصیبت‌ها از زمانی شروع شد که پیغمبر فرمود قلم و کاغذی بیاورید «اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا»

«قَالوا: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه واله وسلم) يَهْجُرُ»

پیغمبر دارد هذیان می‌گوید!

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1259، ح1637

آقای بزرگوار! چطور شد وقتی پیغمبر فرمود یک قلم و کاغذی بیاورید من وصیتی بنویسم هرگز گمراه نشوید گفتم پیغمبر هذیان می‌گوید.

اما زمانی که پیامبر فرمود:

«مُرُوا أَبَا بَكْرٍ فَلْيُصَلِّ بِالنَّاسِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 1، ص240، بَاب أَهْلُ الْعِلْمِ وَالْفَضْلِ أَحَقُّ بِالْإِمَامَةِ، ح646

به ابوبکر بگویید برود با مردم نماز بخواند، این بزرگ‌ترین دلیل خلافت ابوبکر شد؟ این را جواب بدهید تا من سوال دوم را بپرسم!

آقای مجیدی:

 حاج آقای بزرگوار! اگر حضرت علی خلیفه بود باید حضرت پیامبر علی را به جای خود برای نماز خواندن می‌فرستاد. سوال من این است مگر خلیفه جانشین پیامبر نیست؟ اگر حضرت علی خلیفه و امام من عند الله بود باید او را به جای خود می‌فرستاد.

مجری:

 آقای «مجیدی» چندین بار پیامبر افراد دیگری را هم برای نماز جماعت فرستاد؛ پس آن‌ها هم خلیفه باید بشوند.

اقای مجیدی:

چه کسی را فرستاد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«ابن ام مکتوم» یازده بار جای پیغمبر نماز خوانده است.

آقای مجیدی:

این‌جا زمانی است که پیامبر داشت رحلت می‌فرمود!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

فرق نمی‌کند.

مجری:

آقای «ابن ابی مکتوم» هم به جای پیامبر نماز جماعت خوانده است ایشان هم باید خلیفه می‌شد.

آقای مجیدی:

نه، آن زمانی بوده که پیامبر مثلاً چند سال دیگر داشت زندگی می‌کرد؛ ولی اینجا پیامبر داشت از دنیا می‌رفت ابوبکر را به جای خودش برای نماز خواندن فرستاد.

مجری:

آقای «مجیدی» شما گفتید پیامبر ابوبکر را فرستاده نماز جماعت بخواند و امام جماعت باشد. آن بنده خدا «ابن مکتوم» ده بار به جای پیامبر نماز جماعت خوانده است؛ پس چرا ایشان خلیفه نشد؟

آقای مجیدی:

کجاست و در کدام کتاب آمده است؟

مجری:

الان بگوییم در کدام کتاب است شما قبول می‌کنید؟

آقای مجیدی:

اگر در «صحیح مسلم و صحیح بخاری» است قبول می‌کنم.

مجری:

شما می‌گویید معیار امام جماعت بودن است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «مجیدی» از امام «شافعی» شما «شافعی» هستید؟

آقای مجیدی:

بله.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه بفرمایید این کتاب «الام» برای «امام شافعی» است از «صحیح بخاری» هم بالاتر است.

آقای مجیدی:

از کتاب «صحیح بخاری یا صحیح مسلم» بیاورید من این کتاب‌ها را قبول ندارم

مجری:

شما فقط «صحیح بخاری» را قبول دارید؟

آقای مجیدی:

 بله فقط «صحیح بخاری و صحیح مسلم» را قبول دارم.

مجری:

 در «صحیح بخاری» می‌گوید پیامبر هذیان می‌گوید این را قبول دارید؟ چه کسی این نسبت به را به پیامبر داد؟

آقای مجیدی:

حضرت علی هم آن‌جا بود، چرا ایشان قلم و کاغذ نیاورد؟

مجری:

چه کسی نسبت هذیان را داد؟

آقای مجیدی:

حضرت عمر فرمود این آقا حضرت پیامبر مریض است، الان حالش خوب نیست!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دستت درد نکند مرحبا مرحبا. چطور شد در وصیت گفت پیغمبر حالش خوب نیست ولی گفت برو نماز بخوان حالش خوب بود!

 آقای مجیدی:

اگر در «غدیر خم» منظور از مولی خلافت بود این یک صد و بیست و چهار هزار صحابه چرا بعدا اعتراض نکردند؟

مجری:

 آقای «مجیدی» اگر یک کسی به بابای شما بگوید دیوانه و مجنون شده هذیان می‌گوید به شما بر نمی‌خورد؟

آقای مجیدی:

 طبیعیه زمانی که انسان مریض باشد ممکن است مثل زمان سالم بودن حواسش سرجایش نباشد!

مجری:

این چه حرفی است شما می‌زنی مگر پیامبر زمان سالم و مریضی دارد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «مجیدی» عزیز! یک سوال شما از شما دارم شما گفتید فقط «صحیح بخاری و صحیح مسلم» به تصویر مانتیور نگاه بفرمایید این کتاب «صحیح بخاری» است، پیغمبر فرمود:

«مُرُوا أَبَا بَكْرٍ أَنْ يُصَلِّيَ بِالنَّاسِ»

پیغمبر فرمود به ابوبکر بگویید برود با مردم نماز بخواند.

«فلما دخل في الصَّلَاةِ وَجَدَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم في نَفْسِهِ خِفَّةً فَقَامَ يُهَادَى بين رَجُلَيْنِ وَرِجْلَاهُ تخطان في الأرض حتى دخل الْمَسْجِدَ فلما سمع أبو بَكْرٍ حِسَّهُ ذَهَبَ أبو بَكْرٍ يَتَأَخَّرُ فَأَوْمَأَ إليه رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَجَاءَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم حتى جَلَسَ عن يَسَارِ أبي بَكْرٍ»

همین که اذان گفتن را شروع کرد، رسول اکرم فرمود من را به مسجد ببرید به قدری هم حالش خراب بود که یک دستش در گردن امیر المؤمنین یک دستش در گردن عباس بود و پاهایش هم از زمین کشیده می‌شد. مسجد آمد ابوبکر را کنار زد خودش نماز خواند بعد «صحیح بخاری» می‌گوید:

«فَكَانَ أبو بَكْرٍ يُصَلِّي قَائِمًا وكان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يُصَلِّي قَاعِدًا»

پیغمبر نشسته نماز می‌خواند ابوبکر ایستاده به پیغمبر اقتدا کرده.

«يَقْتَدِي أبو بَكْرٍ بِصَلَاةِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَالنَّاسُ مُقْتَدُونَ بِصَلَاةِ أبي بَكْرٍ رضي الله عنه»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص138، ح681

ابوبکر به پیغمبر اقتدا کرده بود مردم هم به ابوبکر اقتدا کرده بودند!

مجری:

 پس امام جماعت نبوده است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، امام جماعتی در کار نبود!

مجری:

آقای مجیدی! ملاحظه فرمودی این مطلب در کتاب «صحیح بخاری» است.

آقای مجیدی:

حاج آقا! شما این‌ها را بریده بریده نشان می‌دهی!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کجاش بریده بریده است جملات پشت سرهم است.

مجری:

 آقای مجیدی! قرار نشد این طور بهانه در بیاوری مردم همه دارند می‌بینند.

آقای مجیدی:

بله درست است.

مجری:

این جا نوشته امام جماعت نبوده است.

آقای مجیدی:

من یک سوال داشتم جواب سوالم را می‌خواستم

مجری:

شما گفتی ابوبکر امام جماعت بوده ما از کتاب «صحیح بخاری» ثابت کردیم امام جماعت نبوده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«صحیح بخاری» می‌گوید ابوبکر امام جماعت نبود!

اقای مجیدی:

حضرت پیامبر چرا حضرت علی را به جای خود نصب نکرد؟

مجری:

 آقای مجیدی! این موضوع را حل بکنیم بعد سراغ موضوع بعدی می‌رویم جواب می‌دهیم.

آقای مجیدی:

 جواب بدهید.

مجری:

آقای مجیدی! پس معلوم شد که ابوبکر امام جماعت نبوده در «صحیح بخاری» است.

آقای مجیدی:

 امام جماعت بوده

مجری:

از «صحیح بخاری» روایت آوردیم نوشته بود امام جماعت نبوده.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یک روایت بیاور ابوبکر امام جماعت بوده است؟ ملاحظه بفرمایید این کتاب «صحیح بخاری» است از از اول تا آخر حدیث را دارم نشان می‌دهم ما تقطیع و حذف نمی‌کنیم تصویر کتاب را آوردیم نشان می‌دهیم.

مجری:

مردم هم دارند نگاه می‌کنند و می‌بینند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این کتاب «صحیح بخاری» چاپ «عربستان سعودی» هم است «بیت الافکار دولیه ریاض» صندوق پستی ۱۱۵۵۷ می‌گوید آقا ابوبکر رفت نماز بخواند پیغمبر آمد ابوبکر را کنار زد خودش نماز خواند، اگر پیغمبر گفته بود برو نماز بخوان چرا آمد ابوبکر را کنار زد؟

اقای مجیدی:

آن روایت هم هست که فرمود ابوبکر برود به جای من نماز بخواند.

مجری:

 شما سند بیاور ما الان سند آوردیم نشان دادیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای مجیدی! شما یک روایت بیاور که ابوبکر در آن‌جا به جای پیغمبر نماز خوانده است.

مجری:

 اگر شما آوردی قبول می‌کنیم ما الان سند آوردیم.

آقای مجیدی:

 باشد دفعه بعد سند می‌آورم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

باز روایت دیگر «صحیح بخاری» همان چاپ «عربستان» این روایت‌ها را شماره حدیث یادت بسپار حدیث ۷۱۳ و حدیث ۷۱۲ در حدیث ۷۱۲ می‌گوید ابوبکر در مسجد بود.

«وأبو بَكْرٍ يُسْمِعُ الناس التَّكْبِيرَ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص138، ح680(آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

ابوبکر مکبر بوده است مثل بچه های که مکبر هستند می‌گویند «سمع الله لمن حمد الله اکبر»، «بحول الله و قوته اقم و اقعد» و... مردم وقتی می‌خواستند رکوع بروند می‌گفت آی مردم رکوع، از رکوع برمی‌خواستند می‌گفت «سمع الله لمن حمد...» از سجده بلند می‌شدند می‌گفت «الله اکبر»

مجری:

آقای مجیدی تلفنش را قطع کرد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببین برادر بزرگوارم! این که می‌گویید پیغمبر ابوبکر را فرستاد این دروغ است، دروغ است، دروغ است. این ساختند برای این‌که بتوانند برای آقای ابوبکر یک فضیلتی درست کنند.

مجری:

 ضمن این‌که اصلاً اگر هم به جای پیامبر نماز خوانده باشد دلیل بر خلافت نیست!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این مطلب را «بخاری» دارد. ما می‌گوییم اگر پیغمبر فرمود ابوبکر برود نماز بخواند چرا بعد آمد ابوبکر را کنار زد؟ خودش دلیل بر این است که پیغمبر نفرموده است. «عایشه» به پدرش اصرار می‌کند برو جای پیغمبر نماز بخوان.

مجری:

 بعداً هم با سختی پیامبر خودش را می‌رساند و نماز می‌خواند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، با آن سختی که پیغمبر حال راه رفتن ندارد، یک دستش در گردن یک نفر و دست دیگرش در گردن نفر دیگر. معمولاً شما دست بچه را می‌گیرید تازه می‌خواهد راه بیفته با پایش راه می‌رود ولی رسول اکرم با پایش هم نمی‌توانست راه برود.

مجری:

 با این شدت مریضی که داشت رفت تا خودش نماز بخواند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. امام شافعی هم می‌گوید یکبار این اتفاق افتاده است ده بار نبود که یک دفعه پیغمبر رفته و دفعه دوم نرفته و...

عزیز دل من! شما می‌خواهید «حدیث غدیر» را که ۱۲۴ هزار نفر به قول خودت شاهد بودند همه بیعت کردند، اگر بیعت کردند برای چه بیعت کردند؟ برای اینکه علی دوست و رفیق مردم است بیعت کردند بیعت برای چیست؟

برادر عزیز! شما کتاب «البدایه و النهایه» شاگرد «ابن تیمیه» را نگاه کن ایشان در جلد هفتم صفحه ۳۵۰ می‌گوید بعد از این‌که پیغمبر علی را نصب کرد عمر بلند شد گفت:

«يا ابن أبي طالب اصبحت مولاي ومولى كل مسلم»

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج7، ص350

تبریک می‌گویم تو مولیٰ و ولی کل مؤمن و مؤمنه هستی، ولی امر تمام زن‌ها و مردان هستید.

مجری:

 ان شاءالله بحث باز هم جا دارد آقای «مجیدی» فرصت دارند بعداً بیاید و مستندات خودش را ارائه بدهد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، ایشان بعضی از علمای دیگری که اطلاع دارند با خودشان بیاورند زنگ بزنند.

مجری:

باید سند نشان بدهد ما این‌جا سند نشان می‌دهیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای مجیدی جان! ما این‌جا توهین و جسارت به اهل سنت نمی‌کنیم، مقدسات اهل سنت را مورد هجمه قرار نمی‌دهیم از کتاب‌های خودتان نشان می‌دهیم شما یک فرمایشی کردید ما مستند از کتاب «صحیح بخاری» آوردیم!

مجری:

 خیلی ممنون متشکرم از تماس تان. آقای «مجیدی» به این موضوع استدلال کردند ما مستند پاسخ دادیم، کتاب را مردم دیدند، روایت و حدیث شماره دارد. برای چه تقطیع کنیم؟ داریم تصویر خود کتاب را نشان می‌دهیم از جای کپی نکردیم، خود تصویر کتاب را استاد نشان دادند. روایت اول و آخرش همه چه روشن و مشخص بود؛ پس در این قضیه هم ابوبکر امام جماعت نبود!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جالب است خود آقایان آوردند که رسول اکرم پشت سر «عبدالرحمن ابن عوف» نماز خوانده این که خیلی بالاتر از قضیه نماز خواندن ابی بکر است. خود پیامبر به «عبدالرحمن ابن عوف» اقتدا کرده است آن که خیلی خلیفه در خلیفه شد؛ یعنی خلیفه خلیفه‌ها می‌شد!

این مطلب را امام «شافعی» در کتاب «الام» خودش نقل کرده است. این کتاب در نزد آقایان از «صحیح بخاری» ارزشش بالاتر است، ایشان امام و رهبر شما است. جلد یک صفحه 175:

«قد صلى رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم خَلْفَ عبد الرحمن بن عَوْفٍ في سَفَرِهِ إلَى تَبُوكَ»

 الأم؛ اسم المؤلف: محمد بن إدريس الشافعي أبو عبد الله الوفاة: 204، دار النشر: دار المعرفة - بيروت - 1393، الطبعة: الثانية، ج1، ص175

مجری:

خیلی ممنون هستم، بیننده بعدی آقای «احمدی از کرمانشاه» روی خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای احمدی از کرمانشاه – اهل سنت)

سلام علیکم شب شما بخیر، در ادامه صحبت‌های آقای مجیدی من این را می‌خواهم بگویم شما الان گفتید حضرت عمر نگذاشت قلم و کاغذ بیاورد، قلم و کاغذ را می‌خواستند چه کار کنند؟

مجری:

به نظر شما برای چه می‌خواستند؟

آقای احمدی:

 نظر شما این است که ولایت حضرت علی را می‌خواست بنویسد.

مجری:

 نظر شما چه است؟

آقای احمدی:

 من می‌گویم علم غیب شما چطور فعال شد، که مثلا پیامبر می‌خواست در مورد حضرت علی بنوسید؟

مجری:

چه می‌خواست بنویسد؟

آقای احمدی:

شما بگویید چه می‌خواست بنویسد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای احمدی جان! ما علم غیب نداریم!

اقای احمدی:

از کجا می‌دانید که پیغمبر می‌خواست ولایت حضرت علی را بنویسد؟

مجری:

خیلی ممنون شما الان سوال تان را پرسیدید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای احمدی عزیز! تصویر را نگاه کنید این کتاب «فتح الباری - ابن حجر عسقلانی» از علمای طراز اول شما است «سیوطی» می‌گوید علمای اهل سنت عیال کنار سفره «ابن حجر و ذهبی» و دو نفر دیگر هستند.

 این کتاب «فتح الباری - شرح صحیح بخاری» است در جلد اول می‌گوید پیغمبر که گفت قلم کاغذ بیاورید من بنویسم

«أراد أن ينص على أسامي الخلفاء بعده حتى لا يقع بينهم الاختلاف»

می‌خواست اسامی خلفای بعد از خودش را بنویسد تا بین‌شان اختلاف واقع نشود.

فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج1، ص209

«ارشاد الساری – قسطلانی شرح صحیح بخاری» می‌گوید می‌خواست پیغمبر:

«النص علي الائمة بعدي»

پیغمبر فرمود می‌خواهم اسامی ائمه بعد از خودم را بیاورم

إرشاد الساري لشرح صحیح البخاري؛ المؤلف: شهاب الدین احمد بن محمد القسطلاني (المتوفی 923 هـ)، ج، ص207

آقای «عینی» باز هم در «شرح صحیح بخاری» جلد دوم صفحه ۱۷۱ دارد:

«أنه أراد أن ينص على الإمامة بعده»

پیغمبر می‌خواست امامت بعد از خودش را برای مردم معرفی کند!

عمدة القاري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج2، ص171

حاج آقای احمدی بزرگوار! این چهار نفر از علمای شما کافی نیست؟

مجری:

 آقای احمدی علمای شما که این روایت را آوردند این‌ها علم غیب داشتند؟

آقای احمدی:

 پیامبر، در آن چند سال پیامبری اصلا یادش نبوده که مثلاً این حرف‌ها را بزند.

مجری:

 چرا، بارها پیامبر گفته بود ولی لحظه آخر هم می‌خواست بنویسد.

آقای احمدی:

 کجا بود چرا یک نفر اعتراض نکرد شما می‌گویید یک صد و بیست چهار هزار نفر در «غدیر خم» حضور داشتند و بیعت کردند؟

مجری:

آقای احمدی! پیامبر از روز اول گفته بود.

اقای احمدی:

 حضرت علی خودش چرا یکبار نگفت من جانشین پیامبر هستم؟

مجری:

حضرت پیامبر می‌خواست این مطلب را بنویسد بعد نگذاشتند و یک نفر گفت (نستجیر بالله) پیامبر هذیان می‌گوید!

آقای احمدی:

آن را ولش کن!

مجری:

چرا ول کنیم؟

آقای احمدی:

در این مدت که با پیامبر بودند حضرت علی چرا یکبار نگفت من جانشین پیامبر هستم؟ شما یک روایت در این مورد به من نشان بدهید.

مجری:

اگر بیاوریم شما قبول می‌کنید!

اقای احمدی:

اگر با سند صحیح باشد بله.

مجری:

شما روایت صحیح را می‌توانید تشخیص بدهید ملاک روایت صحیح چیست؟

اقای احمدی:

هرکس زنگ می‌زند شما وسط حرفش می‌پرید نمی‌گذارید حرف بزند.

مجری:

شما می‌گویید روایت صحیح بیاورید ما الان برای شما می‌آوریم شما روایت صحیح را می‌توانید تشخیص بدهید؟

اقای احمدی:

خود حضرت علی گفته باشد.

مجری:

می‌آوریم شما قبول می‌کنی؟

اقای احمدی:

شما بیاورید ببینیم چه دارید نشان می‌دهید شاید شما جعلی آوردی!

مجری:

شما می‌دانید روایت صحیح چیست؟

اقای احمدی:

اگر کسی بلد نباشد شما نباید سندش را نشان بدهی و روایانش را معرفی کنی.

مجری:

آقای احمدی می‌آوریم شما قبول نمی‌کنی مشکل این است.

آقای احمدی:

شما هنوز نیاوردی من چه را قبول نکرده ام؟

مجری:

قضیه سوال اول تان را آوردیم چهار تا از «شارحین صحیح بخاری» نوشته بودند پیامبر چه می‌خواست بنویسد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای احمدی جان! ملاحظه بفرمایید کتاب «معجم کبیر طبرانی متوفی ۳۶۰» از علمای خودتان است می‌گویند «معجم کبیر» تمام روایاتش صحیح است. امیر المؤمنین حتی در زمان پیغمبر می‌فرمود والله من برادر پیغمبر و ولی امر از طرف او هستم!

«وَاللَّهِ إني لأَخُوهُ وَوَلِيُّهُ وبن عَمِّهِ وَوَارِثُهُ فَمَنْ أَحَقُّ بِهِ مِنِّي»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج1، ص107

اقای احمدی:

وَلي یعنی دوست، یعنی من دوست پیامبر هستم، کجا گفته من جانشین پیامبر هستم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ای زنده باد، احسنت بارک الله، در کتاب «صحیح مسلم» که عمر می‌گوید:

«فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ...ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص 1378، ح 1757

وقتی پیغمبر از دنیا رفت ابوبکر گفت من ولی پیغمبر و جانشین پیغمبر هستم! یعنی گفت دوست پیغمبر هستم؟

آقای احمدی:

بله، یعنی من دوست پیامبر هستم!

مجری:

 پس چه شد خودش را خلیفه معرفی کرد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عمر هم می‌گوید «ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ» بعد از این‌که ابوبکر از دنیا رفت من گفتم من ولی بعد از ابوبکر و ولی بعد از پیغمبر هستم.

مجری:

چطور در مورد حضرت علی به معنای دوست است و در مورد ابوبکر و عمر به معنی خلیفه است؟

اقای احمدی:

در مورد ابوبکر و عمر هم به معنای دوست است.

مجری:

پس چطور ابوبکر خلیفه شد؟

اقای احمدی:

به خاطر که به جای پیامبر نماز خواند.

مجری:

می‌گوید من ولی و جانشین پیامبر هستم خلیفه شد.

آقای احمدی:

کلمه جانشین کجاست؟

مجری:

آقای احمدی من گفتم شما نمی‌پذیرید!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 آقای احمدی جان! نمی‌شود که همین‌طوری حرف بزنیم، ما حرفی که می‌زنیم فردای قیامت باید پاسخگو باشیم. این حدیث 4468 کتاب «صحیح مسلم» است. آقای عمر در یک مجلسی که «امیر المؤمنین، عباس عموی پیغمبر، طلحه و زبیر، سعد ابن ابی وقاص و عبدالرحمن ابن عوف» هستند می‌خواهد برای حضرت امیر استدلال کند که ابوبکر خلیفه پیغمبر بوده من هم بعد از ابوبکر خلیفه هستم.

 می‌گوید: «فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ...ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»

 برادر بزرگوارم! این مطلب در «صحیح مسلم» است، این‌جا ولی به معنای خلیفه است خواست برای «امیر المؤمنین، عباس عموی پیغمبر، طلحه و زبیر، سعد ابن ابی وقاص و عبدالرحمن ابن عوف» استدلال کند.

 می‌خواهد استدلال کند بر این‌که خلیفه بعد از پیغمبر ابوبکر بوده بعدش هم من هستم، از کلمه ولی استفاده کرده است، چرا نگفت «قال ابوبکر انا خلیفة رسول الله»

آقای احمدی:

 این‌جا کجاش گفته بعد از ابوبکر من خلیفه هستم؟

مجری:

آقای «احمدی» مگر عربی بلد نیستید؟

آقای احمدی:

آقای «اسماعیلی» شما اجازه بدهد

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا جان مگر عمر نمی‌گوید «أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ... وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ» یعنی می‌گوید من دوست پیغمبر و دوست ابوبکر هستم!

اقای احمدی:

بله دوست ابوبکر هستم، جانشین کجایش است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دیگران دشمن ابوبکر هستند! پسر خوب آخر یک حرفی بزن که معنا داشته باشد.

اقای احمدی:

این که عمر گفته من بعد از ابوبکر خلیفه هستم آن کجاست به من نشان بدهید.

مجری:

 الان استاد نشان داد.

اقای احمدی:

 کجاست بیاور!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کلمه «ولی» این‌جا به چه معنا است؟

آقای احمدی:

چه کسی ولی گفته است ابوبکر گفته یا عمر گفته است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

هر دو گفته‌اند، ابوبکر بعد از پیغمبر گفت «انا ولی رسول الله» عمر هم بعد از ابوبکر گفت «أنا ولی رسول الله»

اقای احمدی:

این که عمر گفته بعد از ابوبکر من خلیفه رسول الله هستم کجاست من آن کلمه منظورم است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

پسر خوب! همین که می‌گوید: «ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ» نمی‌دانم عربی متوجه می‌شوید یا نه؟ توفي ابوبکر، ابوبکر ابوبکر وفات کرد «وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»؛ من ولی امر بعد از پیغمبر و ولی امر بعد از ابوبکر هستم!

برادرم! کلمه ولی هم حاکم، در آن خوابیده، هم خلیفه در آن خوابیده هم سلطان در آن خوابیده، هم امام در آن خوابیده است. شما برو به کتب لغت مراجعه کن، ببین واژه ولی را لغت شناسان شما چه معنا کرده‌اند.

 وَلي یعنی ولی امر جامعه اسلامی، ما ولی امر مسلمین می‌گوییم. ولی امر مسلمین یعنی چه؟ ولایت فقیه، می‌گوید یعنی چه؟ یعنی کسی که حق تدبیر امور جامعه را دارد. کلمه ولی به این معنا است.

این‌که امیر المؤمنین می‌گوید «انا ولی رسول الله»، شما می‌گویید علی در کجا فرموده است ملاحظه بفرمایید من می‌توانم در پنجاه منبع برایتان نشان بدهم که امیر المؤمنین بر امامت خودش به حدیث غدیر، به حدیث خلافت و به حدیث وصایت استدلال کرده است.

اقای احمدی:

 شما یک روایت صحیح از «صحیح بخاری» الان به من نشان بدهید، روایتی که به نفع شما باشد می‌خواهید چیزی را ثابت کنید می‌روید از «صحیح مسلم و صحیح بخاری» می‌آورید الان یک روایت از «صحیح بخاری و صحیح مسلم» به من نشان بدهید که علی گفته باشد من بعد پیامبر جانشین ایشان هستم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! «بخاری» چند تا روایت از امیر المؤمنین آورده که من نشان بدهم؟

مجری:

نیاورده است.

اقای احمدی:

نیست! شما وقتی که یک مطلب را به نفع خودتان می‌خواهید اثبات کنید سراغ «صحیح بخاری و صحیح مسلم» می‌روید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای احمدی عزیز! «بخاری» به خاطر عنادی که داشته از «ابوهریره» 450 تا روایت آورده، اما از امیر المؤمنین ۲۹ تا روایت آورده است. این را به من جواب بدهید.

آقای احمدی:

متوجه نشدم یکبار دیگر بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

می‌گویم آقای «بخاری» از «ابوهریره» که ۱۸ ماه با پیغمبر بیشتر نبود، سال ۴ هجرت بعد از جنگ خیبر مسلمان شد، بعد از ۱۸ ماه بحرین رفت، بعد از رحلت پیغمبر برگشت. در «صحیح بخاری» 450 تا روایت از «ابوهریره» آمده است.

 از امیرالمؤمنین که از اول طفولیت تا آخرین لحظه با پیغمبر بوده همه اش ۲۹ تا روایت آورده است. چه کار کنیم با ۲۹ تا روایت بگوییم حضرت چنین و چنان گفته است، روایت‌های مربوط به این که حضرت در مورد جانشینی و ولایت خودش فرموده «بخاری» نیاورده است.

 شما که این همه دم از کتاب «صحیح بخاری» می‌زنید می‌توانید نماز صبح که دو رکعت است از کتاب «صحیح بخاری» در بیاورید؟

اقای احمدی:

شما برای اثبات حرف خودتان می‌روید از کتاب «صحیح بخاری» روایت می‌آورید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 

برادر! من که از «صحیح بخاری» برای تان آوردم که می‌گوید:

«هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888

آن آقا (مجیدی) آمد گفت پیغمبر ابوبکر را برای پیش نمازی فرستاده است از «صحیح بخاری» آوردیم، پیغمبر آمد ابوبکر را کنار زد خودش نماز خواند. برادر شما این را جواب بدهید. شما به جای این‌که حاشیه بروید این را به ما جواب بدهید ما که دعوا نداریم!

اقای احمدی:

من کجا حاشیه رفتم؟ من گفتم حضرت علی نگفته من بعد از پیامبر جانشین ایشان هستم شما گفتید گفته است.

مجری:

جواب دادیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای احمدی! «صحیح بخاری» در مورد ابوبکر آورده که من خلیفه هستم؟

 آقای احمدی:

من الان دم دستم نیست، بله آورده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کجاست؟ بفرمایید کجا گفته پیغمبر به من فرمود تو خلیفه‌ای بعد از من هستی یک روایت بیاور.

آقای احمدی:

وقتی پیامبر در حال رحلت بود ابوبکر را برای نماز جماعت خواندن فرستاد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز دل من! آن را که ما گفتیم دروغ است، آقای احمدی ما داریم فارسی حرف می‌زنیم!

مجری:

استاد! ایشان گفت امیر المؤمنین گفته باشد من خلیفه هستم، ما می‌گویم عیب ندارد، عمر و ابوبکر هم گفته باشند ما خلیفه هستیم آن را از «صحیح بخاری» بیاورد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این را از «صحیح بخاری» بیاور ما قبول می‌کنیم.

مجری:

این را بیاور قبول می‌کنیم و ما هم سنی می‌شویم، آقای احمدی قبول است؟

آقای احمدی:

شما جواب سوالم را با سوال دیگر از من پاسخ می‌گویید من یک سند از شما خواستم نیاوردید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! «علامه حلی» هزار تا دلیل از کتاب‌های شما در کتاب «الفین» خودش برای خلافت حضرت امیر آورده است. برو مطالعه کن، شما می‌خواهی از «صحیح بخاری» بگویی «صحیح بخاری» را ما قبول نداریم؛ چون «صحیح بخاری» مغرضانه آمده با امیر المؤمنین برخورد کرده آقای احمدی جان!

آقای احمدی:

شما برای اثبات حرف‌های خودتان می‌روید از کتاب «صحیح بخاری» روایت می‌آورید ولی وقتی ما در مورد بحث خلافت حضرت علی سوال می‌کنیم استناد به «صحیح بخاری» نمی‌کنید و می‌گویید «صحیح بخاری» را قبول نداریم، اگر قبول ندارید چرا برای اثبات حرف‌های خودتان به «صحیح بخاری» استناد می‌کنید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

شما از «صحیح بخاری» بیاور ابوبکر گفته باشد من خلیفه پیغمبر هستم!

اقای احمدی:

شما چندین مورد مطلب از کتاب «صحیح بخاری» آوردید به خاطر که حرف خودتان را به اثبات برسانید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله آوردیم اثبات کردیم، شما هم از کتاب «صحیح بخاری» اثبات کنید.

آقای احمدی:

پس الان چرا می‌گویید «صحیح بخاری» را قبول ندارم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! شما می‌گویید امیر المؤمنین چرا نگفته است، می‌گویم روایات آقا امیر المؤمنین را «بخاری» نیاورده است، همه بیست و نه تا روایت آورده است.

فقط کتاب «نهج البلاغه» نزدیک هفتصد - هشتصد تا خطبه حضرت امیر را آورده است، نامه‌های حضرت امیر، نزدیک هزار و خورده‌ای است. بزرگان شما هم آوردند چرا هیچ کدام این مطالب را آقای «بخاری» نیاورده است؟

 یعنی امیرالمؤمنین در این ۲۳ سال همه اش بیست و نه تا روایت از پیغمبر شنیده بوده است؟

آقای احمدی:

شما از حضرت زهرا در کتاب‌هایتان چند تا روایت دارید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«کتاب موسوعه فاطمه حضرت زهرا» بیست و سه جلد است.

اقای احمدی:

چند تا روایت صحیح دارید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«کتاب موسوعة حضرت زهرا» شاید بیش از هزار تا روایت آورده باشد، شما برو کتاب بخوان!

اقای احمدی:

چند تا روایت صحیح از حضرت زهرا دارید می‌خواهم عددش را ببینم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! حضرت زهرا خطبه فدکیه دارد، آمده همه حقایق را مطرح کرده است، یک خطبه فدکیه حضرت به اندازه ۱۰ میلیون روایت می ارزد.

 

مجری:

آقای احمدی! خیلی ممنون متشکرم، وقت مان تمام شده و دو سه دقیقه هم از وقت مان گذشته؛ چون تا ساعت ده برنامه داریم؛ ولی به شما قول می‌دهیم که هفته آینده شما روی خط بیایید هم بروی مطالعه کنی، اگر نکته، سؤال و بحث داشتی روی خط بیایی با هم صحبت کنیم.

نکته‌ای که استاد فرمودند، نکته دقیقی است عزیزان اهل سنت شما همیشه حرف تان این است که کجا امیر المؤمنین گفته که من خلیفه هستم؟ شما هم ادعا می‌کنید که کتاب «صحیح بخاری» معتبرترین کتاب تان است یک جمله بیاورید که ابوبکر گفته باشد که من خلیفه هستم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اصلا این ادعای غلط است که بگوییم همه مطلب را فقط از «صحیح بخاری» بیاورید «صحیح بخاری» کلاً دو هزار هفتصد روایت دارد. «مسند احمد ابن حنبل» سی هزار روایت دارد. شما اگر واقعاً بگویید فقط «صحیح بخاری» قبول است باید روایت‌های که در کتب دیگر تان آمده دور بریزید.

شما حتی در رابطه با غسل و نمازتان بخواهید به «صحیح بخاری» اکتفا کنید با مشکل بر می‌خورید. کل روایات «صحیح بخاری» دو هزار هفتصد روایت است. «صحیح مسلم» چهار هزار و پانصد تا روایت آورده است.

شما این دو هزار هفتصد روایت را با سی هزار روایت «احمد ابن حنبل» مقایسه کنید متوجه می‌شوید. برادر من! با لجبازی نمی‌شود کار کرد.

 امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در زمان پیغمبر فرمود من خلیفه پیغمبر هستم، موقع غسل رسول الله فرمود من خلیفه پیغمبر هستم، روز دوم خلافت ابوبکر در مسجد آمد گفت من خلیفه پیغمبر هستم. روز هفتم رحلت پیغمبر گفت من خلیفه پیغمبر هستم.

 با ابوبکر در کوچه های مدینه گفت من خلیفه پیغمبر هستم، در مدینه زمان خلافت عثمان در جمع ۲۰۰ نفر از مهاجرین و انصار گفت من خلیفه پیغمبر هستم. در شورای شش نفره با سند صحیح از کتب اهل سنت «مناقب ابن مردویه» نزدیک پنجاه مورد امیر المؤمنین دلیل آورده و فرموده من خلیفه پیغمبر هستم. امیرالمؤمنین چه کار کند با چه زبانی بگوید؟

احتجاج و مناشده حضرت علی بعد از خلیفه شدنش است، در قبل از خلیفه شدنش فرصت و شرایط فراهم نشد حرف بزند، بعد از خلافتش بالای منبر حرف زده، کمتر منبری است که علی از خلافتش حرف نزده باشد.

 امیر المؤمنین وقتی به سمت جنگ صفیین می‌روند، می‌گوید پیامبر من را در غدیر نصب کرده، در جنگ جمل با طلحه و زبیر مناظره می‌کند می‌گوید پیغمبر من را خلیفه معین کرده است. در جنگ نهروان می‌گوید من خلیفه پیغمبر هستم. این‌ها را چه کار کنیم؟!

مجری:

استاد خیلی ممنونم بزرگواری فرمودید استفاده کردیم. از عزیزان اهل سنتی که آمدند آقای «مجیدی» و آقای «احمدی» ممنون و سپاسگزاریم.

 این‌که شما می‌گویید چرا وقتی که می‌خواهید استدلال کنید «صحیح بخاری» می‌گویید به خاطر این است که می‌خواهیم اثبات کنیم قاعدتاً باید از کتاب شما بگوییم که شما قبول کنید، اگر از کتاب‌های خودمان بگوییم که شما می‌گویید کتاب‌های خودتان است.

ضمن این که ما می‌گوییم حتی شما خلافت ابوبکر را هم نمی‌تونید از «صحیح بخاری» خودتان ثابت کنید. این هم نکته‌ای است که شما بروید مطالعه کنید. در پایان خدمت آقای «مجیدی» خدمت آقای «احمدی» و خدمت عزیزان اهل سنت عرض می‌کنم فردای قیامت که هیچ، عالم برزخ، لحظه مرگ و مردن همه این‌ها را سؤال می‌کنند دیگر این توجیهات و مباحث را از ما نمی‌پذیرند.

 می‌گویند یک روزی شبکه جهانی حضرت ولی عصر آمد با شما گفتگو کرد واقعیت و حقایق را به شما گفت چرا قبول نکردید؟ دیگر اتمام حجت است و هیچ بهانه‌ای را از ماها نمی‌پذیرند، حواس مان به این موضوع باشد.

 ممنونیم که همراهی فرمودید، ان شاءالله بازهم عزیزان اهل سنت تشریف بیاورید آقای «مجیدی» و آقای «احمدی» دوباره تشریف بیاورید، تلفن را قطع نکنید، ما داریم با هم صحبت و گفتگو می‌کنیم، بیایید صحبت کنید؛ ولی خواهش مان این است وقتی تشریف می‌آورید، حداقل اطلاعات را داشته باشید، مثلاً متن عربی را بلد باشید که به چه معنا است.

 یا اگر سندی را می‌گویید در «صحیح بخاری» است باید آدرس دهید کجای «صحیح بخاری» آمده است. ما کتاب و سند نشان می‌دهیم و مردم هم دارند می‌بینند و قضاوت می‌کنند شما هم ان شاءالله عالمانه بیاید، هیچ اشکالی ندارد با هم گفتگو و بحث می‌کنیم.

 ممنونم که امشب هم برنامه «حبل المتین» را همراهی فرمودید عزیزان دلم در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی خدا نگهدار!





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها