2022 December 1 - پنج شنبه 10 آذر 1401
سیره عملی علما و بزرگان شیعه نسبت به عزاداری امام حسین (سلام الله علیه)
کد مطلب: ١٢٦٦٦ تاریخ انتشار: ١٣ شهریور ١٤٠١ - ١٩:٣٨ تعداد بازدید: 55
سخنراني ها » شبکه ولی عصر
سیره عملی علما و بزرگان شیعه نسبت به عزاداری امام حسین (سلام الله علیه)

ویژه برنامه مع امام منصور 1401/05/06

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

06/05/1401

موضوع: سیره عملی علما و بزرگان شیعه نسبت به عزاداری امام حسین (سلام الله علیه)

ویژه برنامه مع امام منصور

فهرست مطالب این برنامه:

ذکر مصیبت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

سیره عملی مراجع و بزرگان شیعه نسبت به عزاداری امام حسین (سلام الله علیه)

پاداش گریه بر عزای امام حسین (سلام الله علیه) در منابع اهل سنت!

امام حسین (سلام الله علیه) نعمتی بی پایان برای نجات در قیامت!

تماس‌های بینندگان برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز. عرض تسلیت دارم به مناسبت فرارسیدن ایام حزن و اندوه، ایام ماه محرم و شهادت آقاجانمان حضرت أبا عبدالله الحسین (علیه السلام).

از اینکه بیننده برنامه «مع امام منصور» از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» شدید از شما متشکر و سپاسگذاریم.

برنامه خودمان را با یاد و نام خدای بزرگ و مهربان آغاز می‌کنیم. ان شاءالله چند شبی را خدمت شما بینندگان عزیز و بزرگواران خواهیم بود. ان شاءالله که با وجود ایام ماه محرم استفاده کامل از این برنامه را ببرید.

همانطور که مستحضر هستید در اطراف خودمان و در شهر و دیار خودمان پرچم‌های حضرت امام حسین (علیه السلام) برافراشته شده است.

ان شاءالله هرچه از خداوند بزرگ و مهربان در این ماه گرامی طلب کنیم خداوند به ما بدهد. در شروع برنامه از همه شما بینندگان عزیز خواهش می‌کنم دعا برای ظهور حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همیشه داشته باشیم.

برنامه خودمان را آغاز کردیم و در حضور حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستیم و مهمان گرامی برنامه ما هستند. حضرت آیت الله قزوینی محبت فرمودند دعوت ما را پذیرفتند و در استودیوی برنامه ما حضور پیدا کردند.

با استاد گرامی سلام و علیک می‌کنیم و این ایام را خدمت این بزرگوار تسلیت عرض می‌کنیم و می‌پردازیم به موضوع برنامه امشب. حضرت استاد خدمت شما سلام عرض می‌کنم، خیلی خوش آمدید، خدمت شما عرض تسلیت دارم؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل السلام علیک یا أبا عبدالله و علی الأرواح آلتی حلت بفنائک و اسئل الله أن یرزقنی طلب ثارکم مع امام منصور من أهل بیت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی که در هرکجای این کره خاکی بیننده این برنامه هستند و یا تکرار برنامه را می‌بینند، خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

ایام شهادت جانگداز سرور آزادگان حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی حضرت سیدالشهدا سوگند می‌دهیم پاداش ما را در این مصائب جانکاه فرج موفور السرور مولایمان و تعجیل در فرج آن حضرت قرار بدهد ان شاءالله.

ذکر مصیبت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

ما برنامه را با یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم. روایتی را «مرحوم خصیبی» در کتاب «الهدایة الکبری» از قول امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که روایت بسیار جانگدازی است. حضرت به «مفضل» فرمودند:

«وَ لَا کیوْمِ مِحْنَتِنَا بِکرْبَلَا»

گرچه کربلا برای ما خیلی دردآور است.

حضرت در روایت دیگر فرمودند: گریه برای امام حسین پلک چشمانمان را زخم کرده است. از قول حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) نقل شده است که در طول بیش از هزار و دویست سالی که از عمر من گذشته است، یک لحظه از مصائب جدم سیدالشهدا غافل نبودم.

«وَ إِنْ کانَ کیوْمِ السَّقِیفَةِ وَ إِحْرَاقِ الْبَابِ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ وَ زَینَبَ وَ أُمِّ کلْثُومٍ وَ فِضَّةَ وَ قَتْلِ مُحَسِّنٍ بِالرَّفْسَةِ لَأَعْظَمُ وَ أَمَرُّ لِأَنَّهُ أَصْلُ یوْمِ الْفِرَاش»

اما روز سقیفه که به خانه مادرم حمله کردند و در خانه امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین و زینب و أم کلثوم و فضه را آتش زدند و حضرت محسن را شهید کردند برای ما دردناک‌تر از روز عاشورا بود.

الهدایة الکبری، نویسنده: خصیبی، حسین بن حمدان، ص 417، الباب الرابع عشر باب الإمام المهدی المنتظر (علیه السلام)

شاعر می‌گوید:

تازیانه خصم اگر بر دخت پیغمبر نمی‌زد

کعب نی هرگز کسی بر زینب اطهر نمی‌زد

دشمن بی رحم اگر بر بیت وحی آتش نمی‌زد

عصر عاشورا کسی بر خیمه‌ها آذر نمی‌زد

محسن شش ماهه گر مقتول پشت در نمی‌شد

حرمله تیری به حلقوم علی اصغر نمی‌زد

فاطمه گر کشته راه امام خود نمی‌شد

زینب غم دیده هم بر چوب محمل سر نمی‌زد

خوار اگر در دیده مولا علی از کین نمی‌رفت

تیر کس بر دیده عباس نام آور نمی‌زد

دختر غم دیده ویران نشین سیلی نمی‌خورد

خصم اگر در کوچه سیلی بر رخ مادر نمی‌زد

و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

مجری:

حضرت استاد استفاده کردیم از این بیانات بسیار بسیار شیرین. حضرت استاد بفرمایید که با توجه به فرارسیدن ایام سوگواری حضرت سید و سالار شهیدان امام حسین در خصوص اهمیت مراجع و علمای بزرگ نسبت به عزاداری امام حسین مطالبی بیان کنید.

سیره عملی مراجع و بزرگان شیعه نسبت به عزاداری امام حسین (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

یکی از نکاتی که قابل توجه هست و در سؤال عزیزمان هم وجود دارد، این است که برخورد عملی و گفتاری مراجع عظام ما بیانگر مکتب و مذهب ماست.

اگر ما بخواهیم ویژگی‌های مکتب را بیان کنیم و مبانی فکری و اعتقادی شیعه مخصوصاً شهادت امام حسین و عزاداری را ترسیم کنیم، باید ببینیم مراجع بزرگوار ما که در هر عصری از زمان «شیخ مفید» تا عصر حاضر چه سخنی و چه برخوردی داشتند.

یک شب آقازاده «مرحوم علامه امینی» صاحب کتاب «الغدیر» مهمان ما بودند. در این جلسه مطالب زیادی مطرح شد.

یکی از مطالبی که ایشان برای من نقل کردند، این بود که گفتند: بعد از رحلت پدرم او را در خواب دیدم و پرسیدم در عالم برزخ چه خبر هست؟! کتاب «الغدیر» توانست به داد شما برسد و مقام شما را بالا ببرد؟!

«علامه امینی» در جواب گفت: پسرم در عالم برزخ همه بازارها کساد است. تنها یک بازار رونق دارد و آن هم بازار امام حسین است. تنها چیزی که در عالم برزخ به داد ما رسید، زیارت امام حسین و گریه برای امام حسین بود.

بنده این تعبیر را خودم با گوش‌هایم از فرزند «علامه امینی» شنیدم. در شرح حال «علامه امینی» نوشته‌اند که در مصائب اهلبیت و امام حسین آنچنان بی تابی می‌کرد که حد و حسابی نداشت.

مرحوم آیت الله العظمی بهجت تعبیر زیبایی دارند. ما افتخار داشتیم یک سال در جلسه خصوصی محضر ایشان بودیم و خیلی استفاده کردیم. شاید بگویم این یک سال به اندازه هزار سال درس و بحث در حوزه علمیه برای ما مفیدتر بود.

آیت الله العظمی بهجت می‌فرمودند: گریه بر حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) از نماز شب بالاتر است. این در حالی است که در میان مستحبات فریضه‌ای مثل نماز شب نداریم. نماز شب تنها فریضه‌ای است که قضا دارد. اگر کسی خواب بماند تا فردا ظهر یا تا غروب می‌تواند نماز شب را بخواند.

به عنوان مثال اگر نافله نماز صبح قضا شود دیگر قضا ندارد. اگر نافله ظهر و عصر را از دست بدهید دیگر نمی‌توانید قضا کنید. اگر نافله مغرب و عشاء را از دست بدهید دیگر نمی‌توانید قضا کنید.

تنها نماز شب هست که قضا دارد. خداوند عالم به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خطاب می‌کند:

(وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَک عَسی أَنْ یبْعَثَک رَبُّک مَقاماً مَحْمُودا)

پاسی از شب را از خواب برخیز و قرآن (و نماز) بخوان، این یک وظیفه اضافی برای تو است، تا پروردگارت تو را به مقامی درخور ستایش برانگیزد!

سوره اسراء (17): آیه 79

مرحوم آیت الله العظمی بهجت می‌فرماید: ثواب گریه برای امام حسین از ثواب نماز شب بالاتر است.

این بزرگواران یک سری چیزهایی را دیدند. به تعبیر «شهید مطهری» این مطالب گفتنی و شنیدنی نیست، رفتنی و دیدنی است.

«مرحوم شیخ جعفر شوشتری» صاحب کتاب «الخصائص الحسینیة» هم مطلبی در این زمینه نقل کرده‌اند. بنده توفیق داشتم تحقیق این کتاب را انجام دادم و به چاپ رسید.

الحق و الانصاف کمتر کتابی همانند این کتاب است که اینطور حماسی در رابطه با شهادت امام حسین (علیه السلام) قلم زده باشد.

«مرحوم شوشتری» می‌نویسد: اگر کسی نام امام حسین را بشنود و تغییری در روحیه‌اش حاصل نشود، باید نگران ایمان خودش باشد.

نام امام حسین (علیه السلام) محک ایمان است. ببینید با شنیدن نام امام حسین قلبتان به وجد می‌آید یا نمی‌آید. ببینید با شنیدن نام امام حسین عشق می‌ورزید و روحتان عوض می‌شود یا خیر.

وقتی کسی عاشق و دلباخته کسی است، هرگاه اسم او می‌آید چشمانش برق می زند، چهره‌اش برافروخته می‌شود و بی تابی می‌کند. اگر شخص با خواندن نوشته‌ای به اسمی برسد که هم نام معشوقه‌اش هست، روحیه‌اش عوض می‌شود.

امام حسین هم این چنین است. به گفته «مرحوم شوشتری» اگر کسی به اسم امام حسین بربخورد و روحیه‌اش عوض نشود، باید در ایمانش تجدید نظر کند.

مرحوم آیت الله قاضی (رضوان الله تعالی علیه) از عرفای بزرگ معاصر ما هستند. ایشان به کرات خدمت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مشرف شدند و از کسانی است که در میان ما مجهول قدرا هستند.

تعبیر آیت الله قاضی این است که در عزاداری و زیارت حضرت سیدالشهدا مسامحه نکنید. در طول هفته ولو با دو سه نفر جلسه روضه امام حسین بگذارید. اگر نمی‌توانید در دهه محرم زن و فرزندتان را جمع کنید و روضه امام حسین بخوانید.

بعضی از عزیزان خارج از کشور هستند و مجالس عزاداری امام حسین ندارند. همچنین کسانی در داخل کشور هستند و بیمار هستند یا شغلشان اقتضا نمی‌کند که در مجالس عزاداری امام حسین شرکت کنند.

این افراد زن و فرزندانشان را جمع کنند و قبل از شام یا بعد از شام قدری روضه یا چند بیت شعر در رابطه با مصائب امام حسین (علیه السلام) بخوانند.

البته بنده زیاد به نوارها عقیده ندارم. اگر انسان خود قلبی و زبانی بخواند، اثر فوق العاده ای دارد نسبت به اینکه کلیپی گوش دهد. اگر کسی با کلیپ و فایل صوتی حالش عوض می‌شود خوب است، اما اگر کلیپی هم هست سعی کند آن را تکرار کند.

اگر شخص مداحی روضه امام حسین را از موبایل یا کامپیوتر گوش می‌دهد، تلاش کند این اشعار یا عبارت‌ها را تکرار کند و به زبان بیاید. وقتی زبان برای مصائب امام حسین حرکت می‌کند، فردای قیامت به داد انسان می‌رسد.

زمانی که خداوند انسان را به طرف آتش جهنم می‌برد، زبان به سخن گفتن می‌آید و عرضه می‌دارد: خدایا! من در دنیا برای امام حسین روضه خواندم.

آتش جهنم جرئت نمی‌کند لب‌هایی که به نام امام حسین روضه خوانده و چشمی که برای امام حسین اشک ریخته است را داخل آتش جهنم کند.

بنده با تمام ایمان عرض می‌کنم چشمی که برای امام حسین اشک بریزد، در آتش جهنم نمی‌سوزد. در روایت هم داریم که اگر قطره‌ای اشک برای امام حسین در آتش جهنم ریخته شود، آتش جهنم خاموش خواهد شد.

بنده چیزی به دوستان یاد می‌دهم تا عزیزان از من یادگاری داشته باشند. ما در دنیا زیاد به فکر مرگ و قبر نیستیم. سختی‌های قبر بسیار مشکل است، قیامت بسیار سخت است.

سوره إنسان در شأن اهلبیت (علیهم السلام) نازل شده است. حضرت فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و روزه خود را با آب افطار کردند. قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ یخافُونَ یوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرا)

و از روزی که عذابش گسترده است می‌ترسند.

سوره إنسان (76): آیه 7

اهلبیت که این مقام را دارند و آیه تطهیر و آیه مباهله درباره آن بزرگواران نازل شده است، از عذاب روز قیامت می‌ترسند و وحشت دارند. ولی ما قدری بی خیال هستیم.

حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در یکی از مناجات‌های خود می‌فرماید:

«إِلَهِی إِنْ طَالَ فِی عِصْیانِک عُمُرِی وَ عَظُمَ فِی الصُّحُفِ ذَنْبِی»

خدایا اگر عمر من تنها در معصیت گذشت و پرونده اعمالم تنها با گناه سپری شد.

«فَمَا أَنَا مُؤَمِّلٌ غَیرَ غُفْرَانِک»

غیر از مغفرت تو به هیچ چیزی چشم ندوختم.

حضرت در ادامه می‌فرماید:

«آهِ مِنْ نَارٍ نَزَّاعَةٍ لِلشَّوَی»

آه از آتشی که درون و کبد انسان‌ها را می‌سوزاند.

الأمالی، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ص 78، ح 9

قرآن کریم هم می‌فرماید:

(نَزَّاعَةً لِلشَّوی)

دست و پا و پوست سر را می‌کند و می‌برد.

سوره معارج (70): آیه 16

شاعر می‌گوید:

جایی که عقاب پر بریزد

از پشه لاغری چه خیزد

بنده یک جمله به دوستانی که برای امام حسین گریه می‌کنند یاد می‌دهم و تقاضا می‌کنم این را از من یادگاری داشته باشند.

اگر موقع جان کندن دیدند جان به سختی کنده می‌شود و عزرائیل به سختی جان می‌گیرد، شب اول قبر با فشار مواجه می‌شوید، ملائکه عذاب می‌آیند و در قیامت سختگیری می‌کنند تنها در یک جمله بگویند: "خدایا من هرچه بد بودم، اما برای امام حسین گریه کردم و اشک ریختم. آیا انصاف است من که برای امام حسین اشک ریختم این مشکلات و مصائب را تحمل کنم؟! از کرم تو خیلی به دور است!!"

دوستان این جمله را داشته باشند. ان شاءالله امیدواریم همین جمله‌ای که ما خدمت عزیزانمان عرض کردیم، در سختی‌هایی که بعد از این دنیا هست به دادمان برسد.

همچنین اگر دوستان در دنیا گرفتار می‌شوند و مشکلاتی پیش می‌آید، بگویند: "خدایا همه بدی‌ها و گناهانمان به کنار، حداقل در عمرمان یک قطره اشک برای امام حسین ریختیم. خدایا آن یک قطره اشک را واسطه میان خودمان و تو قرار می‌دهیم و شفیع قرار می‌دهیم تا مشکل ما را برطرف کنی."

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: همه ما کشتی نجات هستیم، اما کشتی امام حسین سریع السیرتر است.

کشتی امام حسین در هیچ ایستگاهی نه پیاده می‌کند و نه سوار می‌کند. اگر در ایستگاهی سوار کرد انسان را یکسره می‌برد.

امام حسین هرچه داشت در راه خداوند داد و خداوند هم هرچه دارد به امام حسین داده است. جدش رسول گرامی اسلام اشرف انبیاء الهی است و حدیث قدسی می‌فرماید:

«لو لاک لما خلقت الأفلاک»

عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال(مستدرک سیدة النساء إلی الإمام الجواد، نویسنده: بحرانی اصفهانی، عبد الله بن نور الله، محقق / مصحح: موحد ابطحی اصفهانی، محمد باقر، ج 11، ص 44، باب أنّه لما ذا لو لا فاطمة لما خلق النبی صلی اللّه علیه و آله و سلم و علی علیه السّلام؟

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که اشرف خلائق و اشرف پیامبران است، خوردن خاک قبرشان گناه و حرام و معصیت است. این در حالی است که خوردن تربت امام حسین نه تنها گناه و حرام نیست، بلکه شفاست.

از اینجا پی توان بردن که در دریا چه طوفان است

بنابراین به قول «مرحوم قاضی» تلاش کنیم هفته‌ای یک جلسه روضه ولو با حضور دو سه نفر برگزار کنیم. حتی اگر امکان دارد خانواده و فرزندان را جمع کنیم و روضه‌ای بخوانیم.

«مرحوم علامه طباطبایی» (رضوان الله تعالی علیه) صاحب کتاب «تفسیر المیزان» می گوید: برای رسیدن به عرفان کامل دو راه و دو مکان بیشتر نیست؛ یا در حرم امام حسین و یا جلسه روضه امام حسین.

اگر کسی می‌خواهد به مقامات بالا برسد و به لقاء الله برسد و به مرتبه‌ای برسد که خداوند متعال می‌فرماید:

(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکون)

فرمان او تنها این است که هر گاه چیزی را اراده کند به او می‌گوید:" موجود باش" آن نیز بلافاصله موجود می‌شود!

سوره یس (36): آیه 82

دو راه دارد: یا در حرم امام حسین و یا در عزاداری حضرت سیدالشهدا (علیه السلام). بنابراین ما در این زمینه باید قدری دقت کنیم.

در شرح حال آیت الله العظمی بروجردی نقل شده است که ایشان مبتلا به درد چشم بودند و اصلاً نمی‌توانستند مطالعه کنند. روز عاشورا در بروجرد هیئت عزاداری آمده بودند. معمولاً رسم است که روز عاشورا مردم خاکی بر سر و صورتشان می‌مالند.

آیت الله العظمی بروجردی قدری از خاکی که یکی از عزاداران بر سر و لباسش مالیده بود برداشت و روی چشمش مالید و تا آخر عمر چشم درد به خود ندید و احتیاج به عینک هم نداشت. خاک شانه عزاداران امام حسین چنین خاصیتی دارد!

نقل شده است شخصی داشت وارد حرم امام حسین می‌شد که «مرحوم شیخ انصاری» را دید. «شیخ انصاری» مرجع تک و تنهایی است که کتاب «مکاسب» ایشان کتابی درسی حوزه‌های علمیه در سطوح عالی است.

ایشان نقل می‌کرد که دیدم «شیخ انصاری» در حرم امام حسین عتبه را می‌بوسد. یکی از طلبه‌ها گفت: آیا بوسیدن عتبه امام حسین شرعاً درست است؟! بعضی افراد معرفت ندارند و خداوند عالم شناخت اهلبیت را قسمتشان نکرده است.

«مرحوم شیخ انصاری» گفت: عتبه امام حسین که هیچ، بوسیدن خاک زیر پای زوار قمر بنی هاشم هم ثواب دارد و ارزش دارد و لیاقت می‌خواهد.

بزرگان ما نسبت به ائمه اطهار (علیهم السلام) و امام حسین (علیه السلام) این چنین بودند. بزرگان ما واقعاً شناخته بودند و چیزهایی را خوانده بودند و چیزهایی دیده بودند. چیزهایی سینه به سینه از معصومین (علیهم السلام) به آنها رسیده بود.

ما باید بزرگان را برای خودمان الگو قرار بدهیم. این‌ها دقت‌هایی است که بزرگان ما داشتند. البته حرف در این زمینه بسیار زیاد است، اما بنده به همین مقدار اکتفا می‌کنم.

مجری:

بینندگان عزیز این هم اهمیت عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) و گریه کردن برای حضرت ابا عبدالله الحسین از دیدگاه مراجع و علمای بزرگ دین ماست.

بارها و بارها در برنامه عرض کردیم که هرکجا نام امام حسین (علیه السلام) هست، صیقل قلب‌ها و صیقل جان‌هاست. نام مبارک امام حسین (علیه السلام) صیقل این عالم است.

فرمایشات حضرت استاد قلب‌های همه ما را منور کرد. جا دارد همین الآن با همدیگر میان برنامه‌ای را ببینیم و اگر هم اشکی از چشمانتان سرازیر شد برای همه ما دعا بفرمایید. کلیپی می‌بینیم و برمی گردیم.

بینندگان عزیز و سروران گرامی با ادامه «مع امام منصور» از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» خدمت شما بینندگان عزیز هستیم.

در خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی بزرگوار هستیم و صحبت‌هایی در مورد اهمیت عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) از دیدگاه مراجع و علمای بزرگ مطرح کردند.

سؤالی که می‌خواهم خدمت حضرت استاد مطرح کنم این است که حضرت استاد از اهمیت عزاداری امام حسین و پاداشی که خداوند بزرگ نسبت به گریه بر حضرت ابا عبدالله الحسین بر همه کسانی که اشک می‌ریزند گذاشته است فرمودید.

حضرت استاد سؤال اینجاست که این پاداش در کتب اهل تسنن هم ذکر شده است یا خیر؟!

پاداش گریه بر عزای امام حسین (سلام الله علیه) در منابع اهل سنت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با قضیه اهل تسنن ما با دو دسته روایات مواجه هستیم. دسته اول جایگاه حضرت سیدالشهدا در میان کتب اهل تسنن است. در این زمینه تعابیری در بعضی از کتب اهل سنت هست که این تعابیر را نسبت به هیچ یک از صحابه نیاوردند.

بنده ندیدم اهل تسنن این تعابیر را نسبت به حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که حضرت را خلیفه چهارم می‌دانند آورده باشند.

به عنوان مثال آقای «خوارزمی» کتابی به نام «مقتل الحسین» دارند. «خوارزمی» متوفای 568 هجری قمری است و شخصیتی برجسته است، به طوری که «ذهبی» و دیگران بسیار از او تجلیل می‌کنند.

ایشان ذیل آیه هفتم از سوره مبارکه رعد روایتی را نقل می‌کند با این مضمون که پیغمبر اکرم ذیل آیه شریفه:

(إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هاد)

تو تنها بیم دهنده‌ای، و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است.

سوره رعد (13): آیه 7

فرمودند: منذر من هستم، هدایت گر امیرالمؤمنین هست.

«وَ بِالْحَسَنِ أُعْطِيتُمُ الْإِحْسَان‏»

خداوند به برکت امام حسن احسان خود را در میان بندگان تقسیم می‌کند.

«وَ بِالْحُسَيْنِ تَسْعَدُونَ وَ بِهِ تَشْقَوْن‏»

و به وسیله امام حسین یا به سعادت می‌رسید یا گرفتار شقاوت می‌شوید.

تعبیر بسیار عجیبی است. روایت:

«لَا یحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 86، ح 78

را در رابطه با امیرالمؤمنین آورده‌اند، اما این تعبیر که با امام حسین به سعادت می‌رسید و با امام حسین هم به شقاوت می‌رسید در جایی نیامده است.

محبت امام حسین، عمل به دستورات امام حسین، عشق به امام حسین و عزاداری برای امام حسین شما را به سعادت می‌رساند. رویگردانی از امام حسین و بی توجهی به امام حسین شما را به شقاوت می‌رساند.

«أَلَا وَ إِنَّ الْحُسَيْنَ بَابٌ مِنْ أَبْوَاب‏»

حسین یکی از درهای بهشت است.

این خیلی عجیب است. در کتب اهل سنت آمده است که امام حسین یکی از درهای بهشت است.

«من عانده حرّم اللّه عليه رائحة الجنّة»

هرکسی با حسین دشمنی ورزد خداوند بوی بهشت را بر او حرام می‌کند.

مقتل الحسین علیه السلام؛ تألیف: اخطب خوارزم، موفق بن احمد - سماوی، محمد، الناشر: انوار الهدي، چاپ دوم، سنة 1381ش -1423ق؛ ج1، ص 212

این شخص نه تنها نمی‌تواند وارد بهشت شود و بهشت را ببیند، بلکه نمی‌تواند بوی بهشت را استشمام کند. عطر گلاب بهشت همه جا را فراگرفته است، اما کسانی که با امام حسین درافتادند و بی توجه هستند بوی بهشت را هم استشمام نمی‌کنند.

البته در کتاب «مناقب» اثر «فضل بن شاذان» یکی از کتب شیعه هم همین تعبیر آمده است و می‌نویسد:

«وَ بِالْحُسَینِ تَسْعَدُونَ وَ بِهِ تَشْقَوْنَ أَلَا وَ إِنَّ الْحُسَینَ بَابٌ مِنْ أَبْوَاب الْجَنَّةِ مَنْ عَادَاهُ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ رَائِحَةَ الْجَنَّة»

مائة منقبة من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمة، نویسنده: ابن شاذان، محمد بن احمد، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص 22، باب المنقبة الرابعة

در خصوص سؤالی که حضرتعالی پرسیدید نکته دیگری هم بیان شده است. آقای «احمد بن حنبل» کتابی به نام «فضائل الصحابه» دارند. ایشان متوفای 241 هجری قمری و 855 میلادی است.

در یکی از سفرهایی که ما به استان بوشهر داشتیم، بنده گفتم که «مالک» رئیس مالکی‌ها متوفای 179 هجری است. هرکسی اشتباهی از عبارت‌های ما بگیرد ما صد هزار تومان به او جایزه می‌دهیم.

پسری آمد و گفت: اینجا نوشته است که «مالک» متوفای 759 است. بنده گفتم: پسر گلم! 759 میلادی است. ما برمبنای سال قمری می گوییم و برمبنای سال شمسی هم نمی‌گوییم.

معمولاً سال وفات علمای اهل سنت را برمبنای سال قمری حساب می‌کنند. سال وفات ائمه اطهار هم برمبنای سال قمری محاسبه می‌شود.

سال وفات حضرت صدیقه طاهره 11 هجری قمری است. سال وفات امیرالمؤمنین 40 هجری قمری است. سال وفات امام حسن 50 هجری است. سال وفات امام حسین 61 هجری قمری است. سال وفات امام سجاد 96 هجری قمری است.

سال وفات امام باقر 116 هجری قمری است. سال وفات امام صادق 148 هجری قمری است. سال وفات امام کاظم 183 هجری قمری است. سال وفات امام رضا 202 هجری قمری است. سال وفات امام جواد 220 هجری قمری است.

سال وفات امام هادی 256 هجری قمری است. سال وفات امام حسن عسکری 260 هجری قمری است.

مشخص است که هرچه ما می گوییم برمبنای سال قمری است. گاهی اوقات به جهت اینکه بعضی از بزرگان اهل سنت ایراد نگیرند، مجبوریم سال وفات علمای اهل سنت را بیان کنیم.

«احمد بن حنبل» متوفای سال 855 میلادی و 241 هجری قمری است. ایشان در کتاب «فضائل الصحابه» روایتی آورده است که بسیار روایت عجیبی است. «احمد بن حنبل» از قول «ربیع بن منذر» به نقل از پدرش نقل می‌کند که امام حسین فرمودند:

«من دمعتا عیناه فینا دمعة أو قطرت عیناه فینا قطرة اثواه الله عز وجل الجنة»

هرکسی اشک چشمش در مصیبت ما جاری شود یا تنها یک قطره از چشمش بیاید، خداوند ثواب بهشت را به او می‌دهد.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 675، ح 1154

بازهم در کتاب «ذخائر العقبی» اثر «طبری» متوفای 694 هجری روایتی در این زمینه آمده است.

ما چند نفر به نام «طبری» داریم. «طبری» معروف صاحب کتاب «تاریخ طبری» متوفای 310 هجری است. «طبری» دوم معاصر «کلینی» بود و سال وفاتش دقیقاً دست ما نیست.

«طبری» سوم صاحب «دلائل الامامه» و معاصر «مرحوم نجاشی» و «شیخ طوسی» بوده است. «طبری» چهارم صاحب کتاب «ذخائر العقبی» است که متوفای 694 هجری قمری است. ایشان همین تعبیر را دارد و می‌نویسد:

«من دمعت عیناه فینا دمعة أو قطرت عیناه فینا قطرة آتاه الله عز وجل الجنة»

هرکسی اشک چشمش در مصیبت ما جاری شود یا تنها یک قطره از چشمش بیاید، خداوند ثواب بهشت را به او می‌دهد.

ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، اسم المؤلف: محب الدین أحمد بن عبد الله الطبری، دار النشر: دار الکتب المصریة – مصر، ج 1، ص 19، باب ذکر ما لمن توجع لهم

فرقی نمی‌کند این شخص شیعه باشد، سنی باشد یا مسیحی باشد. بنده حدود ده سال پیش دو سه هفته ماداگاسکار واقع در آفریقا برای علما و طلاب تدریس داشتم.

روزی پیرمردی هفتاد ساله به محل استراحت ما آمد. دوستان گفتند که ایشان حدود پنجاه سال مبلغ مسیحیت بوده است.

روزی یکی از دوستان این شخص به او گفتند: امشب شب تاسوعا هست. شیعیان مجلسی دارند، بد نیست بیایید و در این مجلس شرکت کنید. این شخص می‌گوید: عذر ما را بپذیرید. ما نمی‌توانیم در این مجالس شرکت کنیم و زیاد با موقعیت ما نمی‌سازد.

دوست ایشان خیلی اصرار می‌کند و می‌گوید: ضرر که ندارد. بیایید و در گوشه‌ای بنشینید بعد با همدیگر برویم.

این شخص خود نقل می‌کرد که ما در این مجلس نشستیم و خطیب در رابطه با امام حسین (علیه السلام) و قمر بنی هاشم مطالبی گفت.

من منقلب شدم و دیدم اشک امانم نمی‌دهد و همانند مادری که عزیزترین فرزندش را از دست داده باشد جگرم می‌سوخت و اشکم همینطور می‌ریزد. وقتی مجلس تمام شد دیدم حوصله اینکه جایی دیگر بروم را ندارم. به منزل آمدم و تا صبح گریه کردم.

این شخص این مطالب را نقل می‌کرد و اشک می‌ریخت. او نقل می‌کرد تا صبح یک لحظه هم اشک امانم نمی‌داد. وقتی صبح شد درب خانه روحانی را زدم و گفتم: امام حسین شما مرا دیوانه کرد.

اشکی که من دیشب ریختم قلبم را آتش زده است و جگرم می‌سوزد. چطور می‌توانم اسلام و مذهب شیعه را انتخاب کنم؟! دینی که امام حسین داشت مایه نجات است، نه چیزی که ما داریم.

من صبح به دست همان روحانی مذهب شیعه را انتخاب کردم و از مسیحیت خداحافظی کردم و الآن هم حدود پانزده سال است در آفریقا مبلغ شیعه هستم.

ملاحظه کنید پاداش یک قطره اشک بهشت است. پاداش از این بالاتر؟! این اتفاقی است که من با چشم خودم دیدم. این قضیه روایت هم نیست، درایه است!

امام حسین (سلام الله علیه) نعمتی بی پایان برای نجات در قیامت!

پاداش یک قطره اشک بر امام حسین بهشت است. آیا بهشت بالاتر از ولایت است؟! آیا بهشت بالاتر از انتخاب مذهب امام حسین (علیه السلام) است؟!

«من دمعت عیناه فینا دمعة»

در این روایت نیامده که اگر تنها شیعه اشک بریزد بهشت بر او واجب می‌شود، بلکه آمده است هرکسی بر امام حسین اشک بریزد بهشت بر او واجب می‌شود. اشک چشم مایه هدایت او و ورود او به بهشت خواهد بود.

ولو یک لحظه هم از عمر انسان باقی مانده باشد خداوند عالم به او توفیق می‌دهد با مذهب اهلبیت از دنیا برود.

یکی از صحابه خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید و گفت: من دوستی داشتم که مبلغ تفکرات اهل سنت و خوارج بود. من بسیار به او علاقه داشتم و او را دوست داشتم. وقتی به دیدن او رفتم، دیدم در حال احتضار است.

من به او گفتم: حیف نیست که بدون ولایت علی بن أبی طالب و اهلبیت از دنیا بروی؟! این همه در کتب خواندی که تنها راه نجات ولایت اهلبیت است. او چشمانش را بست و از دنیا رفت.

من خدمت امام صادق عرض کردم: یابن رسول الله! کاش این شخص آخر عمر با مذهب اهلبیت از دنیا می‌رفت.

حضرت فرمود: گفتار تو او را عوض کرد و با مذهب اهلبیت از دنیا رفت. همین که با او حرف زدی قلبش نرم شد و با مذهب اهلبیت از دنیا رفت.

خداوند عالم دنبال بهانه است تا به طوری بندگانش را به بهشت برود. خداوند بنده‌هایش را دوست دارد. ممکن است بنده خدا بد باشد، اما خداوند او را دوست دارد. هرچه فرزندی بد باشد، بازهم پدر و مادر به فرزندش علاقه دارد.

نقل شده است مادر پیری برای فرزند خود مایه دردسر شده بود به طوری که پسرش دائماً با همسر خود دعوا می‌کرد. در نهایت روزی پسر عصبانی شد. او مادر را برداشت بالای کوه برد و سنگی هم روی سینه‌اش گذاشت تا همان جا تمام کند.

زمانی که پسر داشت پایین می‌آمد، پایش لیز خورد و زمین افتاد. در همان حال مادر گفت: خدایا فرزندم را از زمین خوردن حفظ کن. مادر است دیگر!

محبت مادر در حقیقت قطره‌ای از اقیانوس بی کران محبت خداوند عالم است. خداوند عالم می‌فرماید:

(نَبِّئْ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیم)

بندگانم را آگاه کن که من غفور و رحیمم.

سوره حجر (15): آیه 49

اگر شما در حق کسی بدی کردید، حتی به او التماس کنید تا شما را ببخشد و عذرخواهی کنید صورتش را برمی گرداند و حاضر نیست شما را ببخشد. حال ممکن است تعبیر نادرستی باشد، اما خداوند عالم به بنده التماس می‌کند که بیاید.

(قُلْ یا عِبادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم)

بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد زیرا که او غفور و رحیم است.

سوره زمر (39): آیه 53

محبتی که پدر و مادر به فرزند دارد، در حقیقت تابشی از نور بیکران رحمت و مغفرت خداوند عالم است. اگر قدری دقت کنیم و حواسمان را جمع کنیم و دست به دامن اهلبیت بزنیم، نجات خواهیم یافت مخصوصاً در این ایام محرم.

امام حسین کشتی نجات است، کشتی پر سرعتی هم هست. بیاییم نسبت به گذشته توبه و استغفار کنیم و اگر حق و حقوقی از دیگران هست را ادا کنیم.

تلاش کنیم اگر نماز و عبادتی از ما قضا شده است در حد توانمان ولو به همان اندازه که زورمان می‌رسد به جا آوریم.

اگر دست به دامن امام حسین (علیه السلام) بزنیم، شک نداشته باشیم که فردای قیامت در امان هستیم و کنار حریم حضرت سیدالشهدا هستیم.

ما در این زمینه روایت زیاد داریم، اما بنده نمی‌خواهم زیاد وقت بگیرم. ان شاءالله در فرصتی مناسب به این قضایا اشاره می‌کنیم.

بنده تنها عبارتی را که «مرحوم نوری» در کتاب «مستدرک الوسائل» آورده است بیان می‌کنم. ایشان در این کتاب جلد دهم صفحه 318 روایتی در این زمینه آورده است.

مرحوم «شیخ حر عاملی» تمام روایات کتب اربعه و «أمالی» را جمع کرده است و حدود سی و پنج هزار روایت را در کتاب «وسائل الشیعه» گردآوری کرده است.

«مرحوم میرزا نوری» استدراکی بر این کتاب نوشته و روایاتی که از چشم «شیخ حر عاملی» افتاده یا صلاح ندیدند در کتاب بیاورند را حذف و اضافه کرده است.

کاری که ایشان کرده همانند کار «حاکم نیشابوری» است که کتاب «مستدرک علی الصحیحین» را در تأیید یا رد روایات «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» نوشته است.

«مرحوم نوری» کتاب «مستدرک الوسائل» را نوشته‌اند و حدود بیست و یک هزار روایت هم در این کتاب آورده‌اند.

با وجود اینکه بنی امیه و بنی عباس با تمام قدرت جلوی نشر احادیث اهلبیت (علیهم السلام) را می‌گرفتند، اما ما می‌بینیم تنها در این دو کتاب پنجاه و پنج هزار روایت آمده است.

وقتی ما تک تک این روایات را می‌بینیم، دقت کنیم که این روایات از لا به لای خون و شکنجه بیرون آمده و به دست ما رسیده است و به این سادگی‌ها به دست ما نرسیده است.

این روایت، روایت مشهوری است که همه آقایان آن را می‌خوانند. رسول اکرم به امام حسین که داشتند می‌آمدند نگاه کردند، حضرت را در آغوش گرفتند و فرمودند:

«إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَینِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»

شهادت امام حسین حرارتی در قلب مؤمنین به وجود آورده است که خاموش شدنی نیست.

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نویسنده: نوری، حسین بن محمد تقی، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 10، ص 318، ح 12084

به فرموده رسول گرامی اسلام آتشی که شهادت امام حسین در قلب‌ها ایجاد کرده است تا قیام قیامت خاموش شدنی نیست.

ملاحظه کنید شخصی که عزیزترین عزیزش از دنیا می‌رود بعد از چند ماه یا چند سال سرد می‌شود. به قول معروف خاک سرد است، شخص سرد می‌شود و حالت بی تابی گذشته خود را از دست می‌دهد. حتی بعد از چند سال اصلاً فراموش می‌کند.

در مقابل حضرت سیدالشهدا هزار و چهارصد سال قبل به شهادت رسیده است، اما وقتی مداح از امام حسین حرف می زند قطرات اشک از گونه‌های کودکان خردسال هم سرازیر می‌شود.

امام حسین چکار کرده است که حتی فرزندان خردسال ما هم وقتی روضه حضرت سیدالشهدا را می‌شنوند منقلب می‌شوند؟!

قدر این نعمت را بدانیم، قدر این ولایت را بدانیم، قدر این محبت را بدانیم. این‌ها به سادگی به دست ما نرسیده است.

بنده نکته‌ای خدمت عزیزان عرض کنم. وقتی عشق امام حسین در دلتان هست، برای پدرانتان و مادرانتان و اجداد و نیاکانتان که باعث شدند شما مذهب اهلبیت را انتخاب کنید و عشق اهلبیت را در دلتان جا دادید هم دعا کنید.

در حقیقت آنها این سرمایه بزرگ را برای شما به ارمغان آوردند. آن‌ها در حقیقت صاحب نعمت شما هستند و از آنها هم تشکر کنید و برای آنها هم سلام و درود و صلوات بفرستید.

زمانی که گریه و عزاداری می‌کنید، بخشی از ثواب عزاداری را هدیه کنید به روح کسانی که اولین بار باعث شدند مکتب اهلبیت احیا شود و محبت و ولایت و امامت اهلبیت را در دلشان قرار دادند و این محبت نسل اندر نسل به ما رسیده است.

نکته دیگر این است که بدانیم محبت اهلبیت در جایی که نطفه پاک نباشد رشد نمی‌کند. اگر نطفه پاک نباشد خدای ناکرده فرزند نامشروع است و به عزاداری امام حسین نمی‌رود. اگر لقمه یا شیر حرام باشد خیلی اثرگذار است.

بنده چند سال ماه صفر در شهر دزفول سخنرانی داشتم. خداوند مرحوم آیت الله نبوی که از علمای بزرگ دزفول بود را بیامرزد. ایشان خیلی مرد بزرگواری بود، حوزه علمیه دارند و معمولاً آقازاده‌هایشان گاهی اوقات تلفنی با ما صحبت می‌کنند.

ایشان خود برای من نقل کرد و گفت: من زمان آیت الله العظمی بروجردی به مدینه رفته بودم و در آنجا با آیت الله لواسانی نماینده آیت الله العظمی بروجردی دیدار داشتم.

آیت الله لواسانی قضیه‌ای را مستقیم برای خود من نقل کردند و این قضیه را بدون واسطه از نماینده آیت الله العظمی بروجردی در مدینه نقل می‌کنم.

در آن زمان بعثه وجود نداشت. هرکدام از مراجع نماینده‌ای در مکه و مدینه داشتند که احکام را برای آن‌ها می‌گفت. آیت الله لواسانی نقل می‌کردند که من چند سالی است با خطیب مسجد النبی رفاقت دارم و به منزل همدیگر رفت و آمد می‌کنیم.

روزی ماه مبارک رمضان بود که ایشان به منزل ما آمد و گفت: سید برای من قهوه بیاور! من گفتم: ماه رمضان است. او گفت: من مهمان شما هستم. شما وظیفه دارید از مهمان پذیرایی کنید. برای من قهوه بیاور!

من پرسیدم: شما معذور هستید؟! نمی‌توانید روزه بگیرید؟! خطیب مسجد النبی گفت: من گمان نمی‌کردم که اینجا باید سؤال نکیر و منکر جواب بدهم. من دوست دارم قهوه بخورم.

قهوه آوردم، او خورد و شروع به گریه کردن کرد. وقتی قضیه را از او پرسیدم، گفت: من از روایات و تفاسیر به این نتیجه رسیدم که تنها راه نجات فردای قیامت ولایت علی بن أبی طالب است و هیچ راهی غیر از این نیست.

من گفتم: وقتی به این نتیجه رسیدی، چرا ولایت علی بن أبی طالب را قبول نمی‌کنی؟! او بسیار گریه و بی تابی کرد و گفت: والله قسم خیلی تلاش کردم ولایت علی بن أبی طالب را در قلبم فروکنم، اما دیدم هرکاری می‌کنم ولایت علی در دلم نمی‌رود.

هرچه فشار آوردم که ولایت علی بن أبی طالب در قلبم برود، نشد. یقین دارم فردای قیامت راه نجات ندارم. دیوانه که نیستم هم در این دنیا گرسنگی و زجر بکشم و در قیامت هم در آتش جهنم بسوزم. حداقل در این دنیا آزاد باشم و آزاد بخورم!!!

بنابراین امام صادق (علیه السلام) فرمودند: وقتی خنکی ولایت و محبت ما را در دلتان احساس کردید، به پدران و مادرانتان دعا کنید که شما را با نطفه پاک و سالم به دنیا آوردند. این نطفه پاک بود که پذیرش ولایت و محبت اهلبیت (علیهم السلام) بود.

کسانی که واقعاً محبت اهلبیت را ندارند فرقی نمی‌کند شیعه باشد یا سنی باشد، یقین داشته باشند که راهی برای نجاتشان نیست. ما در خدمت شما هستیم.

مجری:

بسیار ممنونم. یک ارتباط تلفنی داریم. اگر اجازه می‌فرمایید وصل کنم.

تماس‌های بینندگان برنامه:

جناب آقای امین از تهران سلام علیکم، بفرمایید:

بیننده (آقای امین از تهران – شیعه):

سلام علیکم. حاج آقا یک سلام هم خدمت شما عرض کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله آقا امین عزیز.

بیننده:

حاج آقا اگر یادتان باشد من یکشنبه مزاحم شدم در خصوص مطلبی که گفته بودم در شبکه وهابی نشان داده بودند.

حاج آقا ظاهراً حق با آنها بوده است، زیرا در کتاب «روح المعانی» که آقای «آلوسی» آورده است شما آن را معنا نکردید. این مطلب فکر کنم صفحه 193 بود.

من آن شب می‌خواستم روی خط باشم، اما دیدم که صدای ما را از پشت صحنه گرفتند. من هم تلفن را قطع کردم و گفتم که ادامه مطلب را از تلویزیون می‌بینم، والا می‌خواستم روی خط باشم.

جایی که شما زرد کردید، سپس سبز کردید و بعد هم زرد کردید مطلب شروع می‌شود. البته از بالاتر که شما خط قرمز کشیدید و نوشته است:

«فقام بولایته یوم غدیر خم وأخذ بیده فقال علیه الصلاة والسلام: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم والاه من والاه وعاد من عاداه»

ایشان سپس می‌نویسد:

«وأخرج الجلال السیوطی فی الدر المنثور عن أبی حاتم وابن مردویه وابن عساکر راوین عن أبی سعید الخدری قال: نزلت هذه الآیة علی رسول الله (صلی الله علیه و سلم) یوم غدیر خم فی علی بن أبی طالب کرم الله تعالی وجهه»

بعد از قسمتی که شما هایلایت زرد کردید، آمده است:

«وخبر الغدیر عمدة أدلتهم علی خلافة الأمیر کرم الله تعالی وجهه وقد زادوا فیه إتماما لغرضهم زیادات منکرة»

عمده خبر غدیر و دلالت آنها به خلافت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب از اضافات و زیاده منکری که به آن اضافه کردند.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 6، ص 193، باب المائدة: (67) یا أیها الرسول... ..

این یعنی آقای «آلوسی» این روایت را قبول ندارد، اما شما این را به عنوان یک مطلب از آقای «آلوسی» آوردید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه کنید در روایت آمده است:

«وأخرج ابن مردویه عن ابن مسعود قال: کنا نقرأ علی عهد رسول الله (صلی الله علیه و سلم) یاأیها الرسول بلغ ماأنزل الیک من ربک إن علیا ولی المؤمنین وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

اگر این روایت اشکالی داشت، «آلوسی» بلافاصله بعد از این باید اعلام کند که این روایت جعلی است. ایشان در ادامه گفته است:

«وخبر الغدیر»

بیننده:

حاج آقا بعد از آن گفته است که این مطلب از زیادات منکری است که شیعیان به این آیه اضافه کرده‌اند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«وخبر الغدیر عمدة أدلتهم علی خلافة الأمیر کرم الله تعالی وجهه وقد زادوا فیه إتماما لغرضهم زیادات منکرة»

مراد حدیث غدیر است که در بالا آمده است و نوشته شده است:

«فقام بولایته یوم غدیر خم وأخذ بیده فقال علیه الصلاة والسلام: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم والاه من والاه وعاد من عاداه»

ملاحظه کنید بحث روی خبر غدیر است، نه روی این آیه شریفه.

بیننده:

آنجا که آمده است «زیادات منکرة» به چه معناست؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ایشان نوشته است که در خبر غدیر زیادات منکره ای آورده‌اند. آیا این آیه هم جزو زیادات منکره است؟! ایشان که نسبت به این آیه حرفی نمی‌زند.

اگر قرار بود نسبت به این آیه حرفی بزند، می‌گفت: عبارت «عبدالله بن مسعود» ضعیف است. همچنین تفسیری که آمده است: «إن علیا ولی المؤمنین» ضعیف است. اصلاً در اینجا به این مسئله اشاره شده است؟!

بنده در جلسه گذشته هم این روایت را از قول «جلال الدین سیوطی» در کتاب «الدر المنثور» و از قول «ابن ابی حاتم» و «ابن مردویه» آوردم.

مبنای «سیوطی» این است که هرجایی روایت ضعیف است، بلافاصله تذکر می‌دهد که این روایت ضعیف است.

عزیز من اصلاً مشخص است که آقای «آلوسی» به دنبال این است که بگوید در خبر غدیر مطالبی اضافه کرده‌اند. حال در خصوص اینکه این آیه جزو آن هست یا خیر، اشاره‌ای به این آیه ندارد.

بیننده:

حاج آقا الآن بنده خودم هم می گویم که اصلاً از آقای «آلوسی» هیچ انتظاری نیست. این روایت در منابع شیعه به صورت صحیح آمده است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من در جلسه گذشته مفصل برای شما نقل کردم.

بیننده:

از منابع شیعه نیاوردید. اگر همین روایت را در منابع شیعه به صورت مفصل دارید برای ما بیاورید. ما کاری با «آلوسی» نداریم، زیرا هرچه بیاوریم ایشان آن را زیر سؤال می‌برد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه کنید روایاتی تحت عنوان «الأحادیث الصحیحة فی نزول آیة الإبلاغ» در کتب شیعه آمده است. اولین آیه در کتاب «کافی» جلد اول صفحه 289 حدیث 4 آمده است:

«أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ بِوَلَایةِ عَلِی»

تا جایی که می‌فرماید:

«فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِ یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکرُهُ فَقَامَ بِوَلَایةِ عَلِی ع یوْمَ غَدِیرِ خُم»

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 289، ح 4

بیننده:

حاج آقا من نسبت به این قضیه مشکلی ندارم. شما گفتید که این آیه در زمان رسول خدا اینطور قرائت می‌شد و این هم در کتاب «روح المعانی» آمده است. من گفتم این آیه این چنین قرائت نمی‌شد.

در خصوص اینکه علی بن أبی طالب ولی هست، امیر هست، امام هست و خلیفه هست هیچ شکی نیست.

شما می گویید که این آیه اینطور قرائت می‌شد، اما من می گویم که این آیه اینطور قرائت نمی‌شد. «آلوسی» هم می‌گوید که این مطلب از زیادات منکره است و به این آیه اضافه کرده‌اند.

روایتی که شما آوردید درست است، اما احساس می‌کنم مطلبی که گفتید در کتاب «روح المعانی» آمده غلط بوده است. من اصل آیه را قبول کردم، اما شما گفتید که این روایت آنطور قرائت می‌شد. این آیه در زمان پیغمبر اکرم آنطور قرائت نمی‌شد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز دل من اولاً به این تعبیر در کتب شیعه نیامده است. به تعبیر آیت الله العظمی خوئی همه روایات شیعه به دست ما نرسیده است. در طول تاریخ کتابخانه بزرگان شیعه را آتش زدند و به خاکستر مبدل کردند و بسیاری از آثار شیعه نابود شده و از بین رفته است.

کتابخانه «سید مرتضی»، «شیخ مفید» و «شیخ طوسی» را به آتش کشیدند. این سه بزرگوار نزدیک به بیست هزار جلد کتاب در کتابخانه داشتند، اما مخالفین این کتابخانه‌ها را آتش زدند و روایات به دست ما نرسیده است.

بیننده:

حال روایاتی که از میان رفته که هیچ، مسئله بر سر روایاتی است که باقی مانده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! وقتی یک مخالف که معتقد به ولایت امیرالمؤمنین نیست این روایت را نقل می‌کند و رد هم نمی‌کند، قضیه روشن است. بنده در جلسه گذشته از کتاب «الدر المنثور» مطلبی خدمت شما آوردم.

آقای «سیوطی» تمام روایات ضعیف را در کتاب خود با عنوان «بسند ضعیف» مشخص کرده است. اگر عبارت «بسند ضعیف» را در کتاب «الدر المنثور» سرچ کنید، می‌بینید بیش از چهارصد مورد تکرار شده است.

بیننده:

حاج آقا من جواب سؤالم را گرفتم. من این مطالب را متوجه شدم. حرف من این است که این آیه در زمان رسول خدا اینطور قرائت نمی‌شد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم در کتاب «الدر المنثور» آمده است:

«وأخرج ابن مردویه عن ابن مسعود قال: کنا نقرأ علی عهد رسول الله (یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک) ان علیا مولی المؤمنین (وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس)»

ابن مریویه به نقل از ابن مسعود می‌گوید ما همگی در زمان پیغمبر اکرم این آیه را چنین می‌خواندیم: ای پیغمبر! به مردم بگو که علی ولی امر مؤمنین است و اگر ولایت علی معرفی نشود رسالت تو ناتمام است.

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1993، ج 3، ص 117، باب المائدة: (67) یا أیها الرسول... ..

«سیوطی» هیچ مطلبی در خصوص ضعف این روایت نیاورده است. اگر «سیوطی» مطلبی در خصوص ضعف روایت می‌گفت، «آلوسی» هم آن را بیان می‌کرد.

«آلوسی» به دنبال این است که ضعف مطلب را اثبات کند و بگوید که «سیوطی» گفته روایت ضعیف است.

مجری:

جناب آقای امین از تهران پاسخ سؤال را دریافت کردند. آقای محمدی عزیز از اصفهان پشت خط هستند. آقای محمدی سلام علیکم؛

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام علیکم، شب شما بخیر مجری محترم. سلام عرض می‌کنم خدمت استاد ارجمند حضرت آیت الله قزوینی، خسته نباشید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خواهش می‌کنم جناب آقای محمدی عزیز.

بیننده:

از دقت نظر و کوشش بسیاری که در ارائه مطالب می‌فرمایید بسیار تشکر می‌کنم. من خیلی دقت کردم، واقعاً برنامه‌تان بسیار جذاب و دقیق هست، از شما تشکر می‌کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ممنونم.

بیننده:

سؤالی داشتم. امام حسین (علیه السلام) در حدیثی فرمودند که قرآن چهار قسمت است. عبارات، اشارات، لطائف و حقایق که برای عوام، خواص، اولیاء و انبیاء هست.

سؤال من این است که در حال حاضر انبیاء الهی از دنیا رفتند. البته ما اعتقاد داریم که وجود نوری انبیاء الهی است، اما به هر حال این ظاهر قرآن است.

بنده می‌خواستم ببینم که حقایق للانبیاء در ارتباط با وجود نوری انبیاء الهی است یا در این زمان مراد ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند که افضل از انبیاء بنی اسرائیل هستند؟! الآن مصداق حقایق للانبیاء چه می‌تواند باشد؟! با تشکر از برنامه عالی‌تان.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای محمدی بزرگوار ما بارها گفتیم که نور ائمه اطهار اولین نور خلقت است. همانطور که در ادعیه می‌خوانیم:

«خَلَقَکمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ»

خداوند عالم شما را انواری قرار داده که در کنارش مشغول تسبیح خداوند بودید.

«فَجَعَلَکمْ فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکرَ فی‌ها اسْمُه»

خداوند عالم بر ما منت نهاد که شما را در این عالم در این بدن مادی برای هدایت ما قرار داد.

من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 613، ح 3213

اگر نگاه کنید می‌بینید که جسم ظاهری حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) با ما هیچ تفاوتی ندارد. حضرت بقیة الله الأعظم دست و گوش و زبان و ازدواج و خورد و خوراک و همه چیزشان مثل ماست.

تفاوت ما با حضرت ولی عصر این است که آن بزرگوار دارای روح قدسی و مقام نورانیت یا نوری حضرت هست که در درون این وجود مقدس است و قطعاً بدن آن بزرگوار هم به خاطر ارتباطش با آن وجود نوری خیلی عظمت دارد.

این قضیه همانند پیراهن حضرت یوسف هست که چشم حضرت یعقوب را شفا می‌دهد. ضریح ائمه اطهار آهنی است که وقتی در آهنگری بود هیچ ارزشی نداشت، اما وقتی ضریح امامان شد به خاطر انتصابش ارزش دارد.

بنابراین اصل وجود نوری ائمه اطهار (علیهم السلام) هست. ما هم که متوسل به ائمه اطهار می‌شویم، توسل به وجود نوری آن بزرگواران است که اول ما خلق الله است.

خداوند عالم وجود نوری آن بزرگواران را در وجود مادی‌شان قرار داده است و تمام فیوضاتی که به عالم کشیده می‌شود توسط این وجود نوری ائمه اطهار (علیهم السلام) هست.

«آلوسی» می‌گوید: تمام انبیاء الهی در صلب پدرانشان و رحم مادرانشان از وجود نوری رسول اکرم استفاده می‌کردند و واسطه بین خداوند و تمام خلائق وجود نوری رسول اکرم بوده است.

حالا «آلوسی» این توصیف را تنها در وجود رسول اکرم خلاصه کرده است، اما ما می گوییم که این اشتباه است بلکه این واسطه رسول اکرم و سیزده ائمه دیگر هستند.

مجری:

حضرت استاد از شما متشکرم، بسیار استفاده کردیم. از اینکه محبت کردید و بیانات شیرینتان به دل نشست خیلی متشکرم. اجازه مرخصی بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خواهش می‌کنم، موفق و مؤید باشید.

مجری:

بینندگان عزیز از اینکه با ما همراه بودید و این برنامه را نگاه کردید بسیار متشکرم. همچنین از عزیزانی که با ما در ارتباط بودند بسیار تشکر می‌کنیم. ان شاءالله بتوانیم در جلسات آینده هم خدمت شما بینندگان عزیز باشیم.

در این برنامه ذکر امام حسین (علیه السلام) روح بخش است و استودیوی برنامه ما و دل‌های همه بینندگان عزیزی که با ما همراه هستند را منور کرده است.

بسیار متشکرم از اینکه با ما همراه بودید. ان شاءالله تا جلسه آینده شما بینندگان عزیز خودم را به خداوند بزرگ و مهربان می‌سپارم.

یا علی مدد، خدانگهدار

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها