2022 May 28 - شنبه 07 خرداد 1401
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
کد مطلب: ٥٧٤٠ تاریخ انتشار: ٠٢ مهر ١٣٨٧ تعداد بازدید: 11062
سخنراني ها » شبکه سلام
شهادت حضرت علي (عليه السلام)

شبكه سلام 87/07/02

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 87/07/02

آقاي هدايتي

در ميان احاديث، مهمترين و بالاترين حديثي كه در فضيلت آقا اميرالمومنين (عليه السلام) بيان شده، به ويژه در منابع اهل سنت چه حديثي است؟

استاد حسيني قزويني

به نظر من، بالاترين حديثي كه در فضيلت آقا اميرالمومنين (عليه السلام) است، اين است كه مقام آن حضرت فراتر از دانش و فكر بشري است. همان طوري كه خود حضرت علي (عليه السلام) در يك روايتي فرمودند:

و قولوا في فضلنا ما شئتم بعد أن تثبتونا عبيدا مربوبين و لن تبلغ عقولكم علي ما آتانا الله من الفضل.

(و قولوا فينا ما شئتم فلن تبلغوا)

ما را را از مرتبه ربوبيت پائين بياوريد و هرچه مي خواهيد درباره فضل ما بگويد. اما عقل شما بشر به آنچه كه خدا به ما داده است نخواهد رسيد.

بصائر الدرجات، ص256 ـ الإحتجاج للطبرسي، ج2، ص233

لذا در روايتي در مختصر بصائر الدرجات نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

و ما عرفك الا الله و أنا.

يا علي! تو را جز خدا و من كسي نشناخته است.

مختصر بصائر الدرجات، ص125

اين بالاترين سخني است درباره اميرالمومنين (عليه السلام) كه مقام او بالاتر از دانش بشري است.

روايتي را جناب خوارزمي ـ از علماي حنفي و از شخصيت هاي برجسته اهل سنت ـ از إبن عباس نقل مي كند:

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: لو أن الغياض أقلام و البحر مداد و الجن حساب و الانس كتاب ما أحصوا فضائل علي بن أبي طالب عليه السلام.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: اگر تمام گياهان قلم شوند و درياها مركب شوند و اجنه نويسنده شوند و انس و بشر حسابگر باشند، فضائل علي قابل شمارش نيست.

المناقب للخوارزمي، ص18 ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج5، ص62

إبن كثير مي گويد:

مراد از أنفسنا، علي است.

تفسير إبن كثير، ج1، ص379

يعني آقا اميرالمومنين (عليه السلام) هم سنگ و هم طراز نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. اگر فضائل حضرت علي (عليه السلام) همطراز فضائل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نباشد، و أنفسنا معنا ندارد. تمام فضائل نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) غير از نبوت، در اميرالمومنين (عليه السلام) هست.

زمخشري مي گويد:

و فيه دليل لا شئ اقوي منه علي فضل اصحاب الكساء.

اين حديث در ذيل آيه مباهله، كه اميرالمومنين (عليه السلام) نفس و جان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شمرده شده است، قوي ترين و محكم ترين فضيلت براي اصحاب كساء است.

الكشاف للزمخشري، ج1، ص434

و روايتي هم هست كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

يا علي! ما سئلت الله شيئا الا سئلت لك مثله الا قال لي لا نبي بعدك

از خداوند براي خودم هر چه خواستم، براي تو هم همان را خواستم؛ مگر اينكه خداوند فرمود ديگر پيامبري بعد از تو نيست.

المعجم الأوسط للطبراني، ج8، ص47 ـ السنة لعمرو بن ابي عاصم، ص582 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص625 ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج39، ص36

قاضي أياز مي گويد:

لا أعرف في فضيلة علي حديثا أفضل منه.

در فضيلت حضرت علي (عليه السلام)، حديثي فراتر از اين من نديدم.

السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص582

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) و ستم هايي كه بر او روا خواهد رفت بعد از خود، خبر داده بودند يا خير؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه ما روايت زياد داريم. در زيارت نامه آقا اميرالمومنين (عليه السلام) مي خوانيم:

أشهد أنك أنت أول مظلوم و أول من غصب حقه.

گواهي مي دهم كه تو اولين مظلوم هستي و اولين كسي هستي كه حقت غصب شد.

تهذيب الأحكام للطوسي، ج6، ص28 ـ فرحة الغري، ص135 ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج97، ص265

در صحيح بخاري در ذيل آيه شريفه:

هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ

سوره حج/آيه19

از قول اميرالمومنين (عليه السلام) نقل مي كند:

قال انا أول من يجثو بين يدي الرحمن للخصومة يوم القيامة و قال قيس بن عباد و فيهم أنزلت: هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ.

من اولين مظلومي هستم كه فرداي قيامت در محكمه عدل الهي، درباره كساني كه در مورد من ظلم كردند، مورد محاكمه قرار خواهد گرفت.

صحيح بخاري، ج5، ص6

در اين رابطه از آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) روايات متعددي داريم و من جمله اين روايات:

عن إبن عباس، قال: خرجت أنا و النبي صلي الله عليه و سلم و علي في حشان المدينة، فمررنا بحديقة، فقال علي: ما أحسن هذه الحديقة يا رسول الله! فقال: حديقتك في الجنة أحسن منه، ثم أومأ بيده إلي رأسه، ثم بكي حتي علا بكاؤه، قلت: ما يبكيك؟ قال: ضغائن في صدور قوم لا يبدونها لك حتي يفقدوني. قلت: في سلامة من ديني؟ قال: في سلامة من دينك.

إبن عباس مي گويد: روزي با نبي مكرم (صلي الله عليه و سلم) و علي در بيرون مدينه در داخل يك باغي بوديم و صحبت مي كرديم. علي مي گويد: ديدم كه قطرات اشك از چشمان نبي مكرم (صلي الله عليه و سلم) سرازير شد. گفتم: چرا گريه مي كني؟ گفت: كينه هايي مي بينم در سينه بعضي از اقوام كه بعد از من، آن كينه ها را بروز مي دهند. گفتم: آيا دين من سالم مي ماند؟ گفت: بله دين تو سالم مي ماند.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص118 ـ مسند أبي يعلي، ج1، ص427 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج11، ص61 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج4، ص107 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج4، ص480

در روايت ديگري، حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين آورده كه اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود:

إن مما عهد إليّ النبي (صل الله عليه و آله) أن الأمة ستغدر بي بعده.

يكي از وصيت هايي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق من كرد، اين بود كه فرمود: امت من بعد از من در حق تو خيانت و مكر و حيله مي كنند.

المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري ، ج3، ص140 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص137 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج4، ص107

لذا اميرالمومنين (عليه السلام) هم بارها مي فرمود:

ما زلت مظلوما منذ قبض الله نبيه و الي يوم الناس هذا.

از روزي كه خداوند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به پيش خود برد، مظلوميت همواره با من بوده تا امروز.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج20، ص283

اميرالمومنين (عليه السلام) روزي به امام حسن (عليه السلام) فرمود:

و ايم الله يا بُنيّ ما زلت مبغيا علي منذ هلك جدك

قسم به خداوند! از روزي كه جدت از دنيا رفته است، همواره ظلم ها به طرف من سرازير شده است.

الإمامة و السياسة لإبن قتيبه دينوري، ج1، ص68، با تحقيق شيري

همچنين:

بينا علي عليه السلام يخطب إذ قام اعرابي فصاح: وا مظلمتاه! فاستدناه علي عليه السلام، فلما دنا قال له: إنما لك مظلمة واحدة و أنا قد ظلمت عدد المدر و الوبر.

اميرالمومنين (عليه السلام) مشغول خطبه خواندن بود و يك شخص عربي وارد مسجد شد و با صداي بلند گفت كه در حق من ظلم شده است. حضرت علي (عليه السلام) رو كرد به آن عرب و در ميان مردم گفت: در حق تو يك ظلم واقع شده است و به اندازه ذرات عالم در حق من ظلم شده است. به خدا من هم مظلوم هستم. بيا نزديك تا در حق كسي كه نسبت به ما ظلم كرده، با همديگر نفرين كنيم.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج4، ص106 ـ الغارات للثقفي، ج2، ص768

* * * * * * *

آقاي هدايتي

اوج مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) را در چه مي بينيد؟

آقاي هدايتي

بنده حدود 40 سال است كه افتخار جيره خواري كنار سفره حضرت ولي عصر (ارواحنا فداه) را دارم و حدود 27 سال است كه 90% شبانه روزم را در بحث ولايت اهل بيت (عليهم السلام) و پاسخگويي به شبهات گذاشته ام. ولي قسم به علي (عليه السلام)! من خودم را عاجز تر از آن مي دانم كه بخواهم مظلوميت و حقيقت ظلمي كه در حق حضرت علي (عليه السلام) روا داشته، بتوانم به تصوير بكشم. خود اميرالمومنين (عليه السلام) در نهج البلاغه صراحت دارد:

صبرت و في العين غذي و في الحلق شجي أري تراثي نهبا

من (در طول خلافت خلفاء) صبر پيشه كردم در حاليكه خار در چشمم و استخوان در گلويم مانده بود.

نهج البلاغه، خطبه3

از عزيزان بيننده تقاضا داريم كه اين تعبير اميرالمومنين (عليه السلام) را زمزمه كنند. من گمان نمي كنم در شب شهادت اميرالمومنين (عليه السلام) احتياجي به روضه خوان و مداح و مصيبت خوان داشته باشيم و اين جمله اميرالمومنين (عليه السلام) در نهج البلاغه به خدا قلب انسان را كباب مي كند:

اللهم إني أستعديك علي قريش، فإنهم قد قطعوا رحمي و أكفأوا إنائي و أجمعوا علي منازعتي حقا كنت أولي به من غيري و قالوا: ألا إن في الحق أن تأخذه و في الحق أن تمنعه، فاصبر مغموما أو مت متأسفا.

خدايا! مرا در برابر توطئهء قريش ياري فرما، رَحِم مرا قطع كردند. اينها اجماع كردند كه با من بجنگند... ، گفتند: بعضي از حقوق است كه بايد انسان بگيرد و بعضي از حقوق است كه بايد صرف نظر كند. سپس به من گفتند: يا به صورت غمناك صبر كن يا از غصه بمير.

نهج البلاغه، خطبه 217

چه تعبير زشت و وقيحي!

اميرالمومنين (عليه السلام) در كنار جنازه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) مي فرمايد:

قل يا رسول الله عن صفيتك صبري و رق عنها تجلدي و اما حزني فسرمد و اما ليلي فمسهد

در فراق حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، صبر و بردباري من كم شده است و توان خويشتنداري از دست رفته است. حزن من جاودانه است و شب هاي من با شب زنده داري به سر مي شود.

نهج البلاغه، خطبه202

يعني ديگر در فراق حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، شب ها خواب به چشمم نمي رود.

ظاهرا در جنگ صفين است كه إبن عباس مي گويد:

يا علي! مي خواهم امشب حنائي درست كنم. ريش و سر مبارك تان سفيد شده است و خضاب كنيد.

حدود 30 سال از شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) گذشته است.

اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود:

إبن عباس! مگر نمي داني كه ما هنوز در مصيبت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) عزاداريم؛ عزادار كه خضاب نمي كند.

من عقيده ام بر اين است كه اوج مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) در اين است كه مردم حضرت علي (عليه السلام) را نشناختند و ناشناخته ماند؛ نه دوستانش او را شناختند و نه دشمنانش. حتي عقيده ام بر اين است كه پس از گذشتن 1400 سال، واقعيت هايي كه در ابعاد وجودي آقا اميرالمومنين (عليه السلام) بوده است، براي ما ناشناخته مانده است.

جمله اي را بگويم از فرزند آيت الله اميني (ره)، بزرگ امام شناس عصر ما و صاحب كتاب الغدير كه به خود من مي فرمود:

پدرم در بستر مرگ بودند و ديدم لب هايش را تكان مي دهد. نزديك رفتم و عرض كردم كه پدر جان! چيزي مي خواهي برايت بياورم؟ گفت: پسرم! از خداوند مي خواهم كه به من يك عمر طولاني و جاودانه بدهد. گفتم: مي خواهي درباره ولايت و دفاع از اميرالمومنين (عليه السلام) چيزي بنويسي؟ گفت: مي خواهم بنشينم و براي مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) گريه كنم.

چندي پيش يكي از بزرگان نقل مي كردند كه يك شب به خواب مرحوم محمد تقي جعفري (ره) آمده بود و گفته بود:

آقاي جعفري، ما كه آمده ايم به عالم برزخ و كاري از دستمان ساخته نيست. حضرت علي (عليه السلام) خيلي مظلوم است و براي او زياد كار كنيد. تا مي توانيد از مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) دفاع كنيد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا در منابع اهل سنت داريم كه بيان شده باشد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خبر داده باشد از شهادت اميرالمومنين (عليه السلام) يا بگونه اي روايتي داشته باشيم كه حاكي از اين باشد كه حضرت علي (عليه السلام) از شهادت خودش خبر داده باشد؟

استاد حسيني قزويني

در منابع اهل سنت در اين زمينه، بالاي 60 روايت آمده است كه آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از شهادت اميرالمومنين (عليه السلام) خبر داده است. من جمله، روايتي است كه ابن اثير جزري در أسد الغابة في معرفة الصحابة مي گويد:

عن ابن عباس، قال: قال علي يعني للنبي صلي الله عليه وسلم: انك قلت لي يوم أحد حين أخرت عني الشهادة و استشهد من استشهد، ان الشهادة من ورائك فكيف صبرك إذا خضبت هذه من هذه بدم و أهوي بيده إلي لحيته و رأسه، فقال علي: يا رسول الله! اما ان تثبت لي ما أثبت فليس ذلك من مواطن الصبر و لكن من مواطن البشري و الكرامة.

ابن عباس مي گويد: روزي اميرالمومنين (عليه السلام) به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) عرضه داشت: در روز احد عزيزاني شهيد شدند و من به شهادت نرسيدم و غصه مرا فرا گرفت كه چرا شهادت نصيب من نشد؟ نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: شهادت پشت سر تو است. علي جان! آنروز چگونه صبر مي كني كه محاسنت با خون سرت خضاب شود. اميرالمومنين (عليه السلام) گفت: يا رسول الله! اگر همچنين شهادتي نصيب من بشود و محاسن من با خون سرم خضاب شود، اين جاي بشارت و مژده است نه صبر كردن.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج4، ص34 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج16، ص194

جابر بن عبدالله هم روايت كرده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إنك مقتول و هذه مخضوبة من هذه لحيته من رأسه.

علي جان! تو به شهادت خواهي رسيد. اين محاسنت با خون سرت خضاب خواهد شد.

المعجم الكبير للطبراني، ج2، ص247 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص136

از عايشه نقل شده است:

رأيت النبي صلي الله عليه و آله التزم عليا و قبّله و هو يقول بأبي الوحيد الشهيد.

عايشه مي گويد: ديدم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روزي حضرت علي (عليه السلام) را در بغل گرفته است و به سينه چسبانده است و او را مي بوسد و مي گويد: پدرم فداي آن باد كه تنها و غريب به شهادت مي رسد.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص138 ـ مسند أبو يعلي، ج8، ص55 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص549 ـ المناقب الخوارزمي، ص65، حديث34

به نظر من تعبير عجيبي است كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به اميرالمومنين (عليه السلام) بگويد:

پدرم فداي تو باد كه تو تنها و غريب شهيد مي شوي.

اما راجع به اينكه خود اميرالمومنين (عليه السلام) از شهادتش خبر داده يا نه؟ روايات متعددي در اين زمينه داريم. شايد بتوان ادعا كرد كه بالاي 34 روايت در منابع اهل سنت آمده است. من جمله آقاي احمد بن حنبل، رئيس حنابله، در مسند خود از زيد بن وهب نقل مي كند:

إتق الله يا علي فانك ميت، فقال علي: لا، بل مقتول ضربة علي هذا تخضب هذه.

روزي تعدادي از خوارج پيش حضرت علي (عليه السلام) آمده بودند. يكي از خوارج به نام جعد بن بعجه به حضرت علي (عليه السلام) گفت: تو يك روزي خواهي مرد. اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: خير، من نخواهم مرد، بلكه به شهادت خواهم رسيد. ضربتي بر فرق من وارد مي شود كه محاسن من خضاب خواهد شد.

مسند احمد، ج1، ص91 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص297 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص544

همچنين ابن كثير دمشقي سلفي در البداية و النهاية نقل مي كند:

و الذي فلق الحبة و برأ النسمة! لتخضبن هذه من هذه الحيته من رأسه، فما يحبس أشقاها.

اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: قسم به خدائي كه بشر را آفريد و دانه را شكافت، اين محاسن من از خون سرم خضاب خواهد شد. چرا آنكه مي خواهد مرا به شهادت برساند، آماده نمي شود.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص358

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا در منابع اهل سنت از قاتل اميرالمومنين (عليه السلام) نام برده شده است يا خير؟

استاد حسيني قزويني

ابن تيميه، امام و پيشواي وهابيت، تعبيري دارد. اين را من اول نقل بكنم تا عزيزان وهابي و آن جوانان عزيزي كه فريب ابن تيميه را خورده اند و تصور مي كنند كه اسلام راستين در مذهب وهابيت است و حال آنكه اساس وهابيت براي نابودي اسلام است. ابن تيميه وقتي به قاتل اميرالمومنين (عليه السلام) مي رسد، مي گويد:

و الذي قتل عليا كان يصلي و يصوم و يقرأ القرآن و قتله معتقدا أن الله و رسوله يحب قتل علي. ففعل ذلك محبة لله و رسوله في زعمه.

كسي كه حضرت علي (عليه السلام) را كشت، نماز مي خواند و روزه مي گرفت و قرآن مي خواند و معتقد بود كه خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كشته شدن حضرت علي (عليه السلام) را دوست دارند. به خيالش، يك كار خدا پسندانه و پيامبر پسندانه انجام داد.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج7، ص153

همچنين مي گويد:

كان من أعبد الناس و اهل العلم.

ابن ملجم از عابدترين مردم بود و از كساني بود كه عالم و دانشمند بود.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج5، ص47

اين سخن آقاي ابن تيميه است در مورد قاتل اميرالمومنين (عليه السلام).

من از عزيزاني كه فريب وهابيت را خورده اند، توجه شان را جلب مي كنم به سخن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله). شايد اين عبارت را در بالاي 50 كتاب از اهل سنت با سندهاي متعدد آورده اند كه عبيد الله ابن عباس نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمودند:

أن النبي صلي الله عليه و سلم قال لعلي: يا علي! من أشقي الأولين و الآخرين؟ قال: الله و رسوله أعلم. قال: أشقي الأولين: عاقر الناقة و أشقي الآخرين: الذي يطعنك يا علي.

شقي ترين مردم امت هاي نخستين و آخرين كيست؟ حضرت علي (عليه السلام) فرمود: خدا و پيامبرش بهتر مي دانند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: شقي ترين امت هاي اول، كسي است كه شتر حضرت صالح (عليه السلام) را پِي كرد و شقي ترين امت من كسي است كه تو را به شهادت مي رساند.

الطبقات الكبري لإبن سعد، ج3، ص35 ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ج3، ص259 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص136 ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج4، ص35

همچنين آقاي طبراني از جابر نقل مي كند:

من أشقي ثمود؟ من عقر الناقة. من اشقي امتي؟ قال: الله اعلم، قال: قاتلك.

شقي ترين فرد قوم ثمود كيست؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: كسي كه ناقه را پي كرد. شقي ترين امت من كيست؟ حضرت علي (عليه السلام) فرمود: خداوند بهتر مي داند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: قاتل تو، شقي ترين امت من است.

المعجم الكبير للطبراني، ج2، ص247 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص550 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص136

من از عزيزان تقاضا مي كنم يك مقايسه اي كنند بين سخن إبن تيميه حراني كه در مدح إبن ملجم دارد و سخن رسول اكرم (صلي الله عليه و آله).

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آخرين جمله اميرالمومنين (عليه السلام) قبل از ضربت خوردن، معروف و مشهور است:

فزت و رب الكعبة.

آخرين جمله اميرالمومنين (عليه السلام) قبل از شهادت چيست؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه در منابع شيعه زياد آمده است. مخصوصا در شب 21 ماه رمضان كه در كتاب هاي متعدد مانند الإرشاد شيخ مفيد (ره)، المناقب إبن شهر آشوب و غيره كه چه ولوله اي بود در خانه اميرالمومنين (عليه السلام) وقتي تمام بچه ها در كنار بستر اميرالمومنين (عليه السلام) جمع شده بودند. اما جمله اي دارد إبن أثير جزري در كتاب أسد الغابة في معرفة الصحابة ـ از كتاب معتبر رجالي اهل سنت ـ از عمرو بن ذي مُر نقل مي كند:

عن عمرو ذي مر، قال: لما أصيب علي بالضربة، دخلت عليه و قد عصب رأسه، قال: قلت: يا أمير المؤمنين! أرني ضربتك، قال: فحلها، فقلت: خدش و ليس بشئ، قال: إني مفارقكم، فبكت ام كلثوم من وراء الحجاب فقال لها: اسكتي. فلو ترين ما أري لما بكيت، قال فقلت: يا أمير المؤمنين! ماذا تري قال هذه الملائكة وفود و النبيون و هذا محمد صلي الله عليه و سلم يقول يا علي أبشر فما تصير إليه خير مما أنت فيه.

وقتي اميرالمومنين (عليه السلام) ضربت خورده بود، رفتم خدمت ايشان و عرضه داشتم كه آن جاي ضربت را به من نشان بده. ايشان هم جاي ضربت را باز كرد و نشان داد. گفتم: يك خراشي است كه خوب خواهد شد. گفت: خير، من با اين ضربت، پيش خدا خواهم رفت. ام كلثوم دختر اميرالمومنين (عليه السلام)، وقتي اين جمله را شنيد، شروع كرد به گريه كردن. اميرالمومنين (عليه السلام) گفت: دخترم آرام باش. اگر مي ديدي آنچه را كه من مي بينم، گريه نمي كردي. گفتم يا اميرالمومنين (عليه السلام): چه مي بيني؟ الان ملائكه را مي بينم كه دسته دسته به پيشواز من آمده اند و پيامبران گرامي به استقبال من آمده اند و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است كه به من مي گويد يا علي مژده باد بر تو! آنچه كه مي خواهي بيايي و ببيني، خيلي بهتر است از دنيايي كه در آن هستي.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج4، ص114

آقاي زمخشري در ربيع الأبرار از أسماء بنت عميس تعبيري دارد:

أنا لعند علي بن أبي طالب (عليه السلام) بعد ما ضربه ابن ملجم، إذ شهق شهقة، ثم أغمي عليه، ثم أفاق فقال: مرحبا، مرحبا، الحمد لله الذي صدقنا وعده و أورثنا الجنة، فقيل له: ما تري؟ قال: هذا رسول الله و أخي جعفر و عمي حمزة و أبواب السماء مفتحة و الملائكة ينزلون يسلمون علي و يبشرون و هذه فاطمة قد طاف بها و صائفها من الحور و هذه منازلي في الجنة، لمثل هذا فليعمل العاملون.

مي گويد من در شب آخر نزد اميرالمومنين (عليه السلام) بودم. ايشان يك ناله اي كرد و غش كرد و وقتي به حال عادي برگشت، گفت: خوشا خوشا! خدايا شكر كه به وعده ات عمل كردي. گفتم: چه مي بيني؟ گفت: اين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است كه آمده به پيشواز من، برادرم جعفر طيار، عمويم حمزه سيد الشهداء، تمام درهاي آسمان براي ورود من گشوده شده است. ملائكه الهي دسته دسته فرود مي آيند و بر من سلام مي دهند و بشارت مي دهند. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) با دسته اي از حور العين به استقبال من آمده اند. جايگاه من را در بهشت به من نشان مي دهند. چه زيباست كه همه براي اين مقام و مرتبه عمل كنند.

ربيع الأبرار للزمخشري، ج4، ص208

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا نوشته ها و كتاب هايي در منابع اهل سنت است كه شهادت اميرالمومنين (عليه السلام) حتي تأثيري بر جمادات داشته است؟

استاد حسيني قزويني

روايتي را حاكم نيشابوري از علماي بزرگ اهل سنت در كتاب المستدرك علي الصحيحين نقل مي كند از أسماء أنصاريه كه مي گويد:

ما رفع حجر بإيليا ليلة قتل علي الا و وجد تحته دم عبيط.

در شب شهادت اميرالمومنين (عليه السلام) من طرف بيت المقدس بودم، هيچ سنگي را بر نداشتيم، مگر اينكه ديديم در زير آن سنگ، خون هاي لخته شده است.

المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص144

همچنين حاكم نيشابوري از إبن شهاب نقل مي كند:

فقال (عبد الملك) لي: يا بن شهاب! أتعلم ما كان في بيت المقدس صباح قتل علي بن أبي طالب؟ فقلت: نعم، فقال: هلم، فقمت من وراء الناس حتي أتيت خلف القبة، فحول إلي وجهه فاحنا علي فقال ما كان؟ فقلت: لم يرفع حجر من بيت المقدس إلا وجد تحته دم، فقال: لم يبق أحد يعلم هذا غيري و غيرك، لا يسمعن منك أحد، فما حدثت به حتي توفي.

من رفتم به طرف دمشق و عبدالملك را ديدار كردم و سلام دادم و با او گفتگو كردم. ايشان سوال كرد: خبر داري كه روز شهادت حضرت علي (عليه السلام) در ناحيه بيت المقدس چه اتفاقي افتاد؟ گفتم: بله. از مردم جدا شديم و رفتيم پشت پرده و گفت: براي من نقل كن. گفتم: در هنگام شهادت حضرت علي (عليه السلام)، هيچ سنگي در بيت المقدس برداشته نشد مگر اينكه ديديم در زير آن خوني است. گفت: اين قضيه را كساني كه مطلع هستند، همه از دنيا رفته اند و غير از من و تو كسي نمي داند. به من گفت كه اين قضيه را به جايي نگو.

المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص113 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص567 ـ فرائد السمطين، ج1، ص389

چون اين قضيه در زماني بود كه اميرالمومنين (عليه السلام) را در بالاي منابر سب و لعن و ناسزا بدگوئي مي كردند.

من در اينجا يك گلايه اي از اهل سنت مي كنم:

اينهايي كه اينهمه از صحابه دفاع مي كنند و به شيعيان اعتراض مي كنند كه شما به صحابه يا خليفه اول و خليفه دوم جسارت مي كنيد. ضمن اينكه ما هرگونه جسارت را از هر كسي و مقامي محكوم مي كنيم، از اين آقايان اهل سنت مي پرسيم:

مگر حضرت علي (عليه السلام) صحابه نيست؟

مگر حضرت علي (عليه السلام) داماد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟

مگر حضرت علي (عليه السلام) خليفه نيست؟

شما چندبار در خطبه هاي نماز جمعه تان، در بالاي منبرهايتان و در كتاب هايتان از كساني كه از حضرت علي (عليه السلام) بدگوئي كردند و دستور ناسزاگويي به حضرت علي (عليه السلام) را صادر كردند و به تعبير خود صحيح مسلم كه صحيح ترين كتاب شماست، در جلد 5، صفحه 152 صراحت دارد كه معاويه دستور سب حضرت علي (عليه السلام) را صادر كرد، آيا يك جمله در دفاع از حضرت علي (عليه السلام) گفته ايد؟

آيا فقط صحابه منحصر شده است به جناب ابوبكر و عمر و عثمان و خالد؟

حضرت علي (عليه السلام) جزء صحابه نيست؟

اينكه ذهبي مي آيد نسبت به عمار، با آنهمه فضائلش، مي گويد عمار در آخر عمرش خرفت و ديوانه شده بود، آيا عمار احتياجي به دفاع ندارد؟

ابوذري كه مظلومانه در ربذه و به دور از زن و بچه جان مي دهد، صحابه نيست و احتياجي به دفاع ندارد؟

* * * * * * *

آقاي هدايتي

چرا محل دفن اميرالمومنين (عليه السلام) تا مدت ها مخفي بوده است؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه هم روايت شيعه و سني زياد است و من فقط چند روايت از آقا امام باقر(عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) عرض مي كنم.

اين هم يكي از مظلوميت هاي ويژه حضرت علي (عليه السلام) است. حضرت علي (عليه السلام) خليفه و امام مسلمين است، ولي جنازه او را شبانه بردند و دفن كردند.

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

عن أبي جعفر عليه السلام أنه كان في وصية أمير المؤمنين أن أخرجوني إلي الظهر، فإذا تصوبت أقدامكم و استقبلتكم ريح فادفنوني و هو أول طور سينا، ففعلوا ذلك.

جدم حضرت علي (عليه السلام) وصيت كرد كه وقتي من از دنيا رفتم، مرا به پشت كوفه ببريد و هر كجا كه ديديد قدم هايتان حركت نمي كند و بادي مي وزد، مرا همانجا دفن كنيد. آنجا اول طور سينا است كه حضرت موسي (عليه السلام) در آنجا به مناجات با خدا پرداخت.

تهذيب الأحكام للطوسي، ج6، ص34 ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج13، ص219

مرحوم شيخ مفيد (ره) از جابر نقل مي كند:

عن جابر بن يزيد، قال: سألت أبا جعفر محمد بن علي الباقر عليه السلام: أين دفن أمير المؤمنين عليه السلام؟ قال: دفن بناحية الغريين و دفن قبل طلوع الفجر و دخل قبره الحسن و الحسين و محمد بنو علي عليه السلام و عبد الله بن جعفر رضي الله عنه.

از امام باقر(عليه السلام) سوال كردند: اميرالمومنين (عليه السلام) را كجا دفن كردند؟ حضرت فرمود: در ناحيه اي از غري (نجف). قبل از طلوع فجر كه همه خوابند و در ظلمت شب، او را دفن كردند. امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و محمد و عبد الله جعفر او را دفن كردند.

الإرشاد للمفيد، ج1، ص24 ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج42، ص220

در روايتي در تهذيب الأحكام:

قلت لأبي عبد الله (عليه السلام) أين دفن أمير المؤمنين (عليه السلام)؟ قال: دفن في قبر أبيه نوح (عليه السلام)

از امام صادق (عليه السلام) سوال كردند كه حضرت علي (عليه السلام) را كجا دفن كردند؟ فرمود: در قبر پدرش حضرت نوح (عليه السلام) دفن كردند.

تهذيب الأحكام للطوسي، ج6، ص34 ـ فرحة الغري، ص93

اما اينكه چرا قبر ايشان مخفي بود، اين هم دردي است كه نمي دانم بينندگان طاقت شنيدن اين عبارت را دارند يا نه؟

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

ان أمير المؤمنين (عليه السلام) أمر ابنه الحسن بن علي ان يحفر له أربع قبور في أربع مواضع: في المسجد و في الرحبة و في الغري و في دار جعده ابن هبيره و إنما أراد بهذا أن لا يعلم أحد من أعدائه موضع قبره.

وقتي اميرالمومنين (عليه السلام) از دنيا رفت، به فرزندش امام حسن (عليه السلام) دستور داد كه در 4 جا براي او قبر درست كنند. همانگونه كه براي مادرش حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در قبرستان بقيع، چنيدن قبر درست كردند. در مسجد كوفه، در رحبه (7 كيلومتري بيرون كوفه)، در نجف و در خانه جعده فرزند هبيره. بخاطر اينكه دشمنان حضرت علي (عليه السلام) نفهمند قبر او كجاست.

بحار الأنوار للمجلسي، ج42، ص214 ـ فرحة الغري، ص32

در روايتي از امام جواد (عليه السلام) سوال كردند:

يابن رسول الله ! چرا قبر جدت تا زمان امام صادق (عليه السلام) مخفي بوده است؟ فرمود: از ترس دشمنان و خوارج كه اينها بروند جنازه حضرت علي (عليه السلام) را از قبر در بياورند و آتش بزنند. به خاطر همين قبر جدم مدت ها مخفي بود.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب