(جلسه هفتاد و هفتم 23 01 1404)
موضوع: فهرست ادله روایی ولایت فقیه
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
سلام علیکم ورحمة الله، در خدمت دوستان هستیم!
پرسش:
استاد ببخشید! شرحی که بر جامعه کبیره نوشته شده باشد معرفی می کنید.
پاسخ:
مرحوم شیخ جواد کربلایی چهار جلد شرح نوشته است که شرح خیلی خوبی است مشخص است نسبت به روایات مربوط به مقامات ائمه مسلط است هر فرازی را می آورد با احادیث اهل بیت شرح می دهد. زیارت جامعه کبیره در حقیقت یک دور امام شناسی خیلی جامع و کامل است. سندا هم مشکلی ندارد.
آغاز بحث...
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ در جلسه گذشته در رابطه با ده دوازده تا شبهه ای که احمد الکاتب مقدمه ای بر ولایت فقیه مطرح کرده بود اشاره کردیم.
بنده یک فهرستی از این را خدمت عزیزان عرض کنم ان شاء الله آن هایی که اهل مطالعه هستند، مطالعه کنند، بعد از این که شبهات را جواب دادیم وارد این بحث خواهیم شد.
البته خود احمد الکاتب بعدا می آید تک تک این روایات را بررسی می کند و اشکال می کند که باید وقتی به آن قسمت رسیدیم بعضی از روایات مطرح بشود، بعد جواب داده بشود.
اما ما در رابطه با ولایت فقیه دنبال چه چیزی هستیم؟ یکی دو سال پیش بود من نامه ای که امام (رضوان الله تعالی علیه) به مقام معظم رهبری در سال شصت و شش که رئیس جمهور بودند را مطرح کردم. مقام معظم رهبری در نماز جمعه مطلبی را مطرح کردند و مرحوم امام یک نامه ای نوشتند و در آن نامه عصاره ولایت فقیه را از دیدگاه خودشان مطرح کردند که در ولایت فقیه ما به دنبال چه چیزی هستیم!
البته عبارت تا حدودی هم تند است ... اسم مقام معظم رهبری می آید پس از اهدای سلام و تحیت ... مرحوم امام می فرماید "من میل نداشتم در این موقع حساس به مناقشات پرداخته شود و عقیده دارم که در این مواقع سکوت بهترین طریقه است. البته نباید گمان کنیم که هرچه می گوییم و می کنیم کسی را حق اشکال نیست، بلکه تخطئه یک هدیه الهی است."
این نکته خیلی مهم است که ما خیلی جا ها این عبارت امام را خرج می کنیم، "تخطئه یک هدیه الهی است برای رشد انسان ها لکن صحیح ندانستم که جواب مرقوم شریف و تقاضایی که در آن شده بود به سکوت واگذار کنم، آنچه در نظر دارم به صورت فشرده عرض می کنم. از بیانات جنابعالی در نماز جمعه این طور ظاهر می شود که شما حکومت را به معنای ولایت مطلقه ای که از جانب خدا به نبی مکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) واگذار شده است و اهم احکام الهی است و بر جمیع احکام شرعیه الهی تقدم دارد صحیح نمی دانید، ولایتی که به پیامبر واگذار شده است و بر تمام احکام الهیه مقدم است. "
توضیح می دهند که چطور مقدم است، می گوید شما این را صحیح نمی دانید و تعبیر به آنچه این جناب گفته ام که حکومت در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است بکلی بر خلاف گفته های این جانب بود، یعنی شما اگر مطالبی آوردید که در چهارچوب احکام الهی ولایت دارد، این بر خلاف آنچه است که من عقیده دارم، اگر اختیارات حکومت در چهارچوب احکام فرعیه الاهیه است باید عرض شود حکومت الاهیه و ولایت مطلقه مفوضه به نبی اسلام یک پدیده بی معنا و محتوا است. اگر بنا است ولایت مطلقه رسول اکرم در چهارچوب احکام باشد حق اولویت بر همه احکام نداشته باشد این ولایت مطلقه پیامبر بی معنا است.
پس ما یک احکام ثابت الاهیه داریم، یک ولایتی بر پیامبر در چهارچوب این احکام، می گوید این بی معنا است بلکه این ولایت حق تقدم بر تمام احکام دارد البته با اقتضای مصالح، و اشاره می کنند به پیامدهای آن که هیچ کس نمی تواند ملتزم به آن ها باشد مثلا خیابان کشی هایی که ملتزم تصرف در منزل یا حریم آن است در چهارچوب و احکام فرعیه نیست.
نظام وظیفه، اعزام الزامی به جبهه ها، جلوگیری از ورود و خروج ارز، جلوگیری از ورود یا خروج هر نوع کالا و منع احتکار و گمرکات و مالیات و جلوگیری از گران فروشی و قیمت گذاری و جلوگیری از پخش مواد مخدر و منع اعتیاد به هر نحو غیر از مشروبات الکلی و صدها امثال آن از اختیارات دولت است بنابر تفسیر شما خارج است، و صدها امثال این ها.
بعد یک مقداری در این جا توضیح می دهند باید عرض کنم که حکومت شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) است.
در ذهنم است که دو سال پیش بود که در رابطه با حکومت اسلامی رسول اکرم از دیدگاه قرآن و احادیث ما دو سه ماه بحث کردیم، تمام آیاتی که دلالت می کند بر حکومت اسلامی رسول اکرم و احادیثی که دال بر داشتن حکومت اسلامی و تشکیل حکومت و اعمال ولایت در احادیث بود را مطرح و بررسی کردیم. دوستان می توانند بحث هایی که ما داشتیم را از سایت ملاحظه کنند.
مرحوم امام می گویند: باید عرض کنم حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه است حتی نماز، روزه و حج است.
عزیزان به این دقت کنند، ولایت مطلقه رسول اکرم شعبه یکی از احکام اولیه اسلام است، یعنی مراد این است که خدای عالم این اختیار را به او داده است و مقدم بر همه احکام فرعیه نماز، روزه، حج، حاکم می تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند.
حاکم می تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند، مسجدی که ضرار باشد، (با این قید)، در صورتی که رفع بدون تخریب نشود خراب کند، حکومت می تواند قرارداد های شرعی را که خود با مردم بسته است و موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد یک جانبه لغو کند، یعنی همین طوری بدون دلیل موجه نمی تواند لغو کند. می تواند از هر امری چه عبادی و چه غیر عبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است جلوگیری کند. مثلا رفتن به حج، چند سال رفتن به حج را ممنوع کردند، برطرف شد، دوباره راه افتاد.
مادامی که چنین است یعنی مخالف مصالح اسلام است حکومت می تواند از حج که از فرائض مهم اسلامی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلام می دانست موقتا جلوگیری کند. مرحوم امام ادامه می دهند: "آنچه که گفته شده است تا کنون و یا گفته می شود ناشی از عدم شناخت ولایت مطلقه الهی است. آنچه گفته شده است که شایع است، مزارعه و مضاربه و امثال آنها با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض میکنم که فرضاً چنین باشد، این از اختیارات حکومت است. و بالاتر از آن هم مسائلی است، که مزاحمت نمیکنم. ان شاء الله تعالی خداوند امثال جنابعالی را، که جز خدمت به اسلام نظری ندارید، در پناه خود حفظ فرماید."
پس مراد از ولایتی که مرحوم امام دنبال آن است و کسانی که نظریه امام را دارند مثل مرحوم نراقی و دیگران، این ها می خواهند همان ولایت مطلقه الهی که به نبی مکرم واگذار شده است، عین همان را به ولی فقیه منتقل کنند. البته عرض کردیم با این قید (مگر مواردی که مختص معصوم است) اگر یک ولایتی است که از اختیارات معصوم است اعمال ولایت تکوینی یا مصالح دیگر آن خارج از ولایت فقیه است، ولی مادامی که این اعمال ولایت از مختصات و اختیارات خاص معصوم نباشد همه را ولی فقیه عین آنچه که برای نبی مکرم، امیرالمؤمنین، آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) است، ولی فقیه هم تمام آن اختیارات را دارد حالا این کل ادعا است.
پرسش:
حاج آقا ببخشید! آیا تشکیل حکومت از اختیارات مخصوص معصوم نیست؟
پاسخ:
نه، نداریم که تشکیل حکومت مخصوص حاکم معصوم است، ما نه روایت داریم، نه دلیل داریم. یکی از ادله عقلیه ولایت فقیه هم خدای عالم در قرآن آیات متعددی در رابطه با حدود آورده است، در باره دیات آورده است، جرائم جنایی آورده است مثل رجم و امثال این ها آورده است. بحث گرفتن زکوات و امثال این ها را آورده است. این ها آیا در زمانی که امام غائب باشد همه تعطیل است؟! یعنی آیا خدای عالم راضی است به تعطیل شدن این احکام؟! قطعا راضی نیست. این احکامی که در آیات صریح آمده است، روایات صریح هم برای این ها داریم. قطعا خدای عالم راضی به تعطیل احکام اجرایی اسلامی نیست.
این هم همان طور که معلوم می شود که شیخ انصاری هم در اول مکاسب آورده است که ما برای اجرای این حدود و اجرای این دیات و امثال این ها نیاز به حکومت داریم. اول خود معصوم است، معصوم اگر مبسوط الید باشد مکلف است که از طرف خدای عالم حکومت تشکیل بدهد، اگر معصوم نبود، در جایی که فقهایی بودند فقیهی که می تواند تشکیل حکومت بدهد و اعمال حکومت کند بر او واجب است اگر نشد عدول مؤمنین، اگر نشد، حتی شیخ دارد که فساق مؤمنین.
چون آن شارع مقدس هیچ جامعه ای را بدون حکومت نخواسته است، و البته این را بعضی از آقایان می گویند عقلی است، آنچه که از روایات برمی آید ارشاد به عقل است، و یا نه اصلا بگوییم فراتر از عقل است.
شارع مقدس نظرش این است که جامعه اسلامی و جامعه مسلمان حتی جامعه بشری بدون آن که حکومتی باشد، امکان قوام را ندارد، همان طور که حضرت امیر هم در دو سه تا از خطبه های شان دارند که ما ناگزیر از قیم و حاکم اسلامی هستیم، عادل باشد یا فاجر باشد، ان شاء الله بحثش را بعدا مفصل خواهیم داشت.
پرسش:
استاد! این برای جا هایی است که شیعیان در اکثریت باشد، مثلا تشکیل حکومت بدهد. جا هایی که شیعیان در اقلیت هستند مثل پاکستان، افغانستان، آنجا نوع حکومت به چه صورت است؟ اکثر مردم مسلمان است ولی حکومتش، حکومت اسلامی نیست.
پاسخ:
در آن جا هم فرض بفرمایید یک سری قوانینی برای مصالح عامه است، مثل قوانین راهنمایی و رانندگی، شما در آمریکا هم بروید شرعا واجب است که مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت کنید، شما نمی توانید بگویید این جا حکومت کفر است به همین خاطر من از چراغ قرمز عبور می کنم! یا مثلا حکومت کفر است نمی خواهم مالیات بدهم! نه، شما در هر کجای دنیا بخواهید بروید آنچه که مصالح عام اقتضا می کند را باید مراعات کنید الا یک مواردی که نص صریح بر خلاف داریم، مثل قضیه همجنس بازی، و امثال این ها، این دیگر به هیچ وجهی قابل قبول نیست!
در هر صورت...
در مواردی که ما نص صریح بر مخالفتش داریم، آن جا دیگر هیچ، ولی مادامی که نص صریحی بر مخالفت نداریم عمل کردن به مقررات حاکم جور هم لازم است. من گمان نمی کنم هیچ فقیهی جرأت کند خلافش را بگوید چون صلاح مسلم از همه بالا تر است.
فرض بفرمایید شما به بلاد کفر رفتید یک قوانینی برای زندگی است، شما هم می خواهید یک خانه ای بسازید، می گویند شما باید بروید مجوز بگیرید، این که بگویید این جا کفرستان است و قانونش به درد نمی خورد! و نمی خواهم! قطعا این چنین چیزی جایز نیست.
پرسش:
به چه دلیل؟
پاسخ:
به این دلیل که حفظ شؤون مسلم از اهم واجبات است، حرمت مؤمن اهم من حرمة الکعبة است. در مواردی که این چنین است حرمت مؤمن شکسته می شود، ولذا ما به خاطر حفظ حرمت مؤمن و حفظ زندگی مؤمن و مصالح مؤمن ناگزیر هستیم این ها را اعمال کنیم، عرض کردم مادامی که نصی بر خلاف آن نداشته باشیم یا نصی بر وجوب مخالفت نداشته باشیم.
پرسش:
استاد! شاید راهکار وجود داشته باشد. مثلا در کشورهای غربی برای طلاق، آن ها احکام طلاق اسلامی را ندارند، آن ها می روند در دادگاه خودشان و طلاق می گیرند، دیگر کاری ندارد، مثلا شهادت عدلین را ندارند!
پاسخ:
آن جداست. در مواردی که می توانیم به وظایف شرعی مان عمل کنیم، باید مراعات کنیم و عمل کنیم. و الّا آن ها نماز ندارند، چون نماز ندارند ما نماز هم نخوانیم؟!
پرسش:
آن قوانین کلی شهروندی شان این است.
پاسخ:
عرض کردم قوانینی که دولت برای مصالح اجتماعی جعل کرده است، دوستان به این دقت کنند، قوانینی که مصالح اجتماعی آن کشور و آن شهر را تأمین می کند رعایتش برای مسلمان لازم است.
پرسش:
ظاهرا در خاطرات حضرت امام (رحمة الله علیه) آمده است زمانی که در نوفل لوشاتو بودند، گوسفندی را آن جا ذبح کردند با قوانین فرانسه نمی ساخت (چون در خارج از کشتارگاه ذبح شد) اعتراض کردند.
پاسخ:
بله. اما در رابطه با ادله، یک ادله عقلیه است که هم خود امام و هم برخی دیگر از علما می گویند: قوی ترین دلیل بر ولایت فقیه، ادله عقلیه است که خدای عالم به تعطیل حدود و دیات و تعطیل اجرای این احکام راضی نیست.
پرسش:
استاد! تعیین تشخیص مصلح به دست رهبری است و از آن طرف هم شورای خبرگان باید نظارت بر رهبری داشته باشد، یعنی از یک جهت آن ها تشخیص می دهند که این صلاحیت دارد یا ندارد، در این جا یک اختلاف و تناقضی پیش می آید.
پاسخ:
نه، تناقض پیش نمی آید. این ادله ای که می خوانیم، ادله ای که ما داریم و قبل از آن ادله عقلیه، ما فقیهی را ولیّ می دانیم که: «صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ»
«فَأَمَّا مَنْ كَان مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه»
تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج27، ص131
اگر یک فقیهی آمد و بعد از مدتی «مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ» نشد، مطیعا لهواه شد، باید یک کسی در جامعه باشد که تشخیص بدهد. اصلا آن که هیچ، شما از یک مرجع تقلید می کنید، بعد از مدتی برای شما مشخص می شود که این آقا شرایط تقلید کردن را ندارد، بلافاصله باید از تقلید او برگردید.
پرسش:
یعنی خبرگان در جزئیات هم می تواند دخالت کند مثلا بگوید من الان مصلحت می دانم که حجاب باشد یا مصلحت می دانم که نباشد؟
پاسخ:
طبق اصل 110 قانون اساسی ولیّ فقیه می تواند در مواردی که تشخیص می دهد کاملا اعمال ولایت کند، آن جا مبسوط الید است. خبرگان رهبری را خود قانون و خود فقیه گفته است که من که شما را منصوب کردم اگر شما تشخیص دادید که من یک روزی شرایط را ندارم به مردم اعلام کنید یعنی همان هم به دستور خود ولی فقیه است، ولی فقیه در صورتی است که «صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ»، بوده آمده دو یا پنج نفر را معین کرده است که شما بر عملکرد من نظارت داشته باشید، من شما را قبول دارم اگر دیدید من از چهارچوب بیرون رفتم اعلام کنید.
پرسش:
یعنی خبرگان در سایر موارد هم می توانند وارد بشوند؟
پاسخ:
خبرگان برای این است که بدانند آیا شرایط ولایت فقیه باقی است یا از بین رفته است، استمرار دارد یا ندارد. همین عبارتی است که از امام عسکری (علیه السلام) خواندیم «فَأَمَّا مَنْ كَان مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه» یقلدوه چه مسئله فقاهتی و احکامی باشد، چه مسائل حکومتی باشد هیچ فرقی نمی کند.
پرسش:
گاهی وقت ها رهبری باید یک حکم بالاتر از قانون بدهند، خبرگان می تواند این جا وارد بشود؟
پاسخ:
خیر نمی تواند، مادامی که این ویژگی ها در رهبری است نمی تواند، بله اگر ثابت بشود این چهار تا ویژگی را ندارد یکی از آن ها را از دست داده است می تواند وارد بشود.
در رابطه با ادله بزرگان ما از جمله خود مرحوم امام که در همین دو سه سطر آمده خیلی سریع رد شده اند. من فرمایشات مرحوم امام را قبلا خدمت آقایان عرض کردم. فقط در حد چهار پنج سطر توضیح می دهند:
«وما ورد في حق العلماء من كونهم ( حصون الاسلام )، ( أمناء )، و ( ورثة الأنبياء )، و ( خلفاء رسول الله )، و ( أمناء الرسل )، وأنهم ( كسائر الأنبياء )، و ( منزلتهم منزلة الأنبياء في بني إسرائيل )، وأنهم ( خير خلق الله بعد الأئمة إذا صلحوا )، وأن ( فضلهم على الناس كفضل النبي على أدناهم)»
الاجتهاد والتقليد؛ نويسنده: السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الإمام الخميني، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الإمام الخميني (1418- 1376ش)، ص25
این جا حدود دوازده روایت ایشان می آورند بدون این که سند یا دلالت این ها را بررسی کنند. چون ایشان معتقد هستند ادله عقلی که ما داریم کفایت می کند نیازی به این ده- دوازده دلیل نداریم.
عمدتا هم ایشان از فرمایشات مرحوم نراقی گرفته است. آقای نراقی حدود نوزده دلیل آورده است از این نوزده تا دوازده تا را ایشان همین طوری اشاره وار بیان کرده و رد شده است.
مرحوم نراقی از همه مفصل تر در کتاب عوائد الایام مطرح کرده است. ایشان از صفحه 531، حدود شصت- هفتاد صفحه مطلب آورده است.
«لأن المؤمنين الفقهاء حصون الإسلام كحصن سور المدينة لها»
عوائد الأيام؛ نويسنده: المحقق النراقي (وفات: 1244)، تحقيق: مركز الأبحاث والدراسات الإسلامية، ناشر: مركز النشر التابع لمكتب الإعلام الإسلامي (1417 – 1375ش) ص531
البته ما مصادر این ها را هم جداگانه در آوردیم که مراد ایشان چه چیزی است.
پرسش:
استاد! با توجه به این که دلیل عقلی اهمیت دارد این متنی را که حضرت امام دارند، توضیح دادند، بفرمایید آدرس بدهید چون مهم ترین دلیل عقلی شان چه چیزی است؟
پاسخ:
کتاب ولایت فقیه، حکومت اسلامی که دیگر عصاره حرف ها را در آن جا زده است، فارسی است به عربی هم ترجمه شده است، به انگلیسی و اردو هم ترجمه شده است، ایشان هر حرفی دارد در این کتاب آورده است.
قبل از این کتاب، ایشان در کتاب اجتهاد و تقلید بحث کرده اند. در صفحه 24، هم در رسائل شان دارند، در کتاب بیع شان دارند و در کتاب های عربی شان در سه چهار جا دارند و این ها برای قبل از انقلاب است، کتاب بیع امام قبل از انقلاب است.
از آن طرف هم بعضی از بزرگواران مانند آقا سید کاظم حائری که از شاگردان برجسته مرحوم شهید صدر بوده است خیلی مفصل بحث کرده است و نکات خوبی دارد.
مرحوم سید جعفر مرتضی در کتاب ولایة الفقیه، فقط همین مقبوله عمر ابن حنظله را خوب شرح داده است از نظر سندی از همه بهتر وارد شده است. مرحوم سید جعفر مرتضی عاملی ایشان آمده است روی مقبوله عمر ابن حنظله کار کرده است می گوید مقبوله نیست صحیحه است، و حدود سی چهل صفحه بحث سندی کرده و خیلی خوب وارد شده است یعنی من دیدم که از دیگر فقهاء بهتر بحث کرده است .
از میان این ها آیت الله خوئی هم در مصباح الفقاهه، جلد 3، صفحه 287 مطالبی آورده است ولی ایشان معتقد به آن گونه ای که امام معتقد به ولایت مطلقه فقیه است، ایشان این چنین عقیده ندارد.
در میان دیگر بزرگوارانی که کار کردند مرحوم سید محمد صدر کتابی به نام ماوراء في الفقه دارد، در جلد9، صفحه43، ایشان هم در این جا یازده تا روایت آورده است و روایاتی که می شود برایش توجیهی درست کرد، ایشان سندی ولی خیلی مختصر کار کردند. به نظر من از نظر دلالی ایشان مفصّل تر از همه کار کرده است، مخصوصا به مقبوله عمر ابن حنظله هشت نه تا اشکال وارد کرده است و جواب داده است. علمی تر کار کرده است، نه این که دیگران علمی نیستند، همه علمی واردشدند ولی ایشان یک مقداری عمیق وارد شده است. البته نکات جدیدی هم دارد، یعنی اشکالات جدیدی مطرح کرده و جواب داده است. این ها خلاصه ای بود از آنچه که آقایان دراین رابطه نوشته اند.
آنچه مهم است از این نوزده تا دلیلی که مرحوم نراقی آورده است و دیگران هم بعد از نراقی همان ادله ایشان را آورده و یک مقداری شرح و بسط دادند، نقد کردند و رد کردند.
ما چهار پنج تا دلیل و روایت داریم، اگر از این چهار پنج تا بتوانیم استفاده کنیم فبها، اگر نه این نوزده تا روایتی که مرحوم نراقی آورده است از این نوزده تا چهارده - پانزده دلیل به درد منبر می خورد، به درد موعظه کردن می خورد ولی به درد این نمی خورد که در کرسی اجتهاد بیاید. یا سند ندارد یا عام است و نمی توانیم از آن عام استفاده کنیم نمی توانیم الغاء خصوصیت کنیم. من فهرستی از این ادله را عرض می کنم دوستان یک ملاحظه ای داشته باشند:
یکی از اولین روایاتی که همه آقایان رویش کار می کنند، مقبوله عمر ابن حنظله است که شاید به ایشان ظلم شده، مقبوله نیست، بلکه صحیحه عمر ابن حنظله است.
بعد از آن مشهوره ابی خدیجه است:
«اجْعَلُوا بَيْنَكُمْ رَجُلًا مِمَّنْ قَدْ عَرَفَ حَلَالَنَا وَ حَرَامَنَا فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ قَاضِيا»
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ج6، ص303
توقیع مبارک حضرت ولی عصر است
«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم»
كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص240
و حدیث امام حسن عسکری علیه السلام است:
«فَأَمَّا مَنْ كَان مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه»
تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج27، ص131
پنجمین روایت هم برای آقا امام حسین (علیه السلام) است
«مَجَارِيَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِه»
تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص238
من خلاصه اش را این جا آوردم تفصیلش را بعدا بحث می کنیم.
پرسش:
استاد! آن هایی که طرف ما هستند این روایت را اصلا قبول دارند بالفرض مقبوله نگوییم، صحیحه بگوییم، طرفی که خصم و مقابل ما است قبول می کنند؟
پاسخ:
ما کار نداریم که این ها قبول می کنند یا نمی کنند، ما این چهار تا دلیل را داریم که آقایان می گویند اگر روایت از سه تا بالاتر رفت مستفیض می شود، سندش هم ضعیف باشد ما می توانیم به آن عمل کنیم. اگر ما از این پنج تا روایت بتوانیم به یک قطعیتی برسیم، یعنی یک مسئله قدر متیقنی از این پنج تا روایت در بیاوریم، حالا بقیه را نمی گوییم نیستند، آن چهارده تا روایت دیگر هم مؤید است.
مثلا کلینی در کافی در هر بابی روایت اولی که می آورد نظر خودش است و معمولا از دیدگاه خودش صحیح ترین روایت روایت اول است بعد چهار تا، پنج تا، ده تا روایت دیگر در آن باب آورده است این ها را به عنوان مؤید آورده است.
فرضا هم اگر آن چهار پنج تا روایت هم نبود، روایات اول که صحیحه است بر مبنای آن کلینی فتوا داده است، لذا ما این پنج تا روایت را که داریم مثلا «اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي» ملاحظه کنید «اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي» این که رسول اکرم به فقهاء خلفائی بگوید بعد می گویند
«وَ يَرْوُونَ أَحَادِيثِي وَ سُنَّتِي»
این «وَ يَرْوُونَ أَحَادِيثِي وَ سُنَّتِي» می خواهد بگوید یعنی علماء، (برای اثبات مطلب کافی نیست و) یک مقداری چسب دو قلو می خواهد! که ما «وَ يَرْوُونَ أَحَادِيثِي وَ سُنَّتِي» را به فقها بچسبانیم!
«اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي يَرْوُونَ حَدِيثِي وَ سُنَّتِي.»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج4، ص420
یا:
«الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص32، بَابُ صِفَةِ الْعِلْمِ وَ فَضْلِهِ وَ فَضْلِ الْعُلَمَاء، ح2
یا: أَنَّ الْعلماء...»
«أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ مِنْ أَحَادِيثِهِمْ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص117، بَابُ مَعَانِي الْأَسْمَاءِ وَ اشْتِقَاقِهَا، ح8
این منبری را که بالای منبر رفته است و احکام می گوید آن را هم شامل می شود «الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» بالای منبر می گوید احادیث پیامبر را برای مردم مطرح می کند.
این پنج تا روایت عصاره ادله ای است که برای ولایت فقیه آمده است، اگر با این پنج تا روایت توانستیم استدلال کنیم واستفاده کنیم آن چیزی که امام (رضوان الله تعالی علیه) خواسته است که فقیه می تواند همانند معصوم بیاید حکومت بر احکام داشته باشد، حکم الهی را موقتا طبق مصالحی تعطیل کند، آیا از این پنج روایت می توانیم این حکومت بر احکام را استخراج کنیم یا نه؟ اگر توانستیم، آن چهارده تا روایت را هم می آوریم و می شود مؤید. ولی اگر نتوانستیم آن وقت سراغ ادله عقلیه می رویم.
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

















