2025 December 17 - چهار شنبه 26 آذر 1404
ولادت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در منابع اهل سنت
کد مطلب: ١٣٢٩١ تاریخ انتشار: ٢٤ آبان ١٤٠٤ - ١٩:٢٤ تعداد بازدید: 95
دروس خارج » فقه الحکومه
ولادت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در منابع اهل سنت

(جلسه هفتاد و چهارم 17 01 1404)

  
 
لينک دانلود  
 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و یکم

 (جلسه هفتاد و چهارم 17 01 1404)

موضوع: ولادت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در منابع اهل سنت

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

 

پرسش:

نظر جنابعالی درباره روایاتی که در منابع شیعه هست مبنی بر حلیّت خمس برای شیعیان و عدم وجوب آن ، چیست؟

پاسخ:

ما روایات فراوانی در وجوب خمس داریم. به ویژه در توقیع حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) که آمده است:

«لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلَائِکةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنْ أَکلَ مِنْ مَالِنَا دِرْهَماً حَرَاما»

لعنت خدا و ملائکه و جمیع مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را خورده باشد.

وسائل الشیعة، نویسنده: شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 9، ص 541، ح 12671

آن روایات در موارد خاص است که طرف می‌آید و می‌گوید من مشکل دارم و حضرت حلال می‌کند. سپس وقتی که بیرون می‌رود، حضرت می‌فرماید: این افراد به دنبال این هستند که به یک بهانه‌ای حق ما را به ما ندهند.

اگر در این زمینه دو سه روایت داریم، ده ها روایت هم بر وجوب خمس داریم. اهل سنت هم خمس را در مواردی مثل معدن و کنز واجب می‌دانند. در کتاب «صحیح بخاری» هم آمده است:

«فی الْمَعْدِنِ جُبَارٌ وفی الرِّکازِ الْخُمُسُ»

هرکسی معدنی را استخراج می‌کند، باید خمس آن را پرداخت کند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 2، ص 545، ح 65

اهل سنت خمس را در گنج‌های زیر زمینی واجب می‌دانند.

موضوع: مباحثی پیرامون شبهات ولایت فقیه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

بحث ما در رابطه با شبهات ولایت فقیه بود و گفتیم که مخالفین علما و غیر علما هفت یا هشت کتاب مستقلاً در عربستان و داخل ایران در رد ولایت فقیه نوشته‌اند.

این افراد معمولاً نمی‌آیند ولایت فقیه را به صراحت رد کنند، بلکه وقتی می‌خواهند ولایت فقیه را زیر سؤال ببرند از نبی گرامی اسلام شروع می‌کنند و ولایت حضرت را زیر سؤال می‌برند بعد هم ولایت ائمه اطهار و ولایت حضرت ولی عصر را زیر سؤال می‌برند.

افرادی هم نظیر «احمد الکاتب» اصلاً وجود حضرت مهدی را انکار می‌کنند و می گویند: وقتی مهدی وجود ندارد و امام حسن عسکری فرزندی نداشت، ولایت فقیه من درآوردی است و از قرن چهارم و پنجم توسط «شیخ مفید» مطرح شده است.

این در حالی است که مسئله ولادت حضرت مهدی (اروحنا فداه) یک مسئله اختلافی میان شیعه و سنی است. اهل سنت معتقدند که حضرت مهدی نزدیک قیامت ظهور خواهد کرد و از قطعیات است که می گویند:

«من أنکر خروج المهدی فقد کفر»

معجم احاديث المهدي، علی الكوراني، قم، المعارف الاسلاميه، 1411ق، ج2، ص18

حتی «بن باز» هم به صراحت می‌آورد که انکار مهدویت کفر است، اما ما معتقدیم که در سال 255 هجری مصادف با روز جمعه نیمه شعبان حضرت ولی عصر (علیه السلام) متولد شده است.

ما هیچ مورد اختلافی بین فریقین نداریم که علمای اهل سنت عقیده شیعه را ابراز کنند. نزدیک به صد و سی تن از بزرگان اهل سنت مثل «ابن حجر» و «صفدی» و دیگران معتقد به ولادت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هستند.

بسیاری از علمای اهل سنت معتقدند که حضرت مهدی در روز جمعه نیمه شعبان سال 255 هجری متولد شده است و بعضی از آنها قائلند ولادت حضرت در سال 260 هجری بوده است.

«ذهبی» در کتاب «تاریخ الإسلام» و «العبر» نقل می‌کند که حضرت مهدی به دنیا آمده است، اما نمی‌دانیم چه زمانی از دنیا رفته است! خیلی عجیب است که ولادت حضرت مهدی قطعی است، اما می گوید نمی دانیم چطور و کجا از دنیا رفته است!!

بحثی که ما داشتیم روی کتاب «تفکر الفکر السیاسی للشیعی من الشوری إلی ولایة الفقیه» بود. نویسنده بحث «امام مهدی» را مقدم کرده است و آن را ملاک هجمه به شیعه قرار داده است. در کتاب «تاریخ الإسلام» آمده است:

«وأما ابنه محمد بن الحسن الذی یدعوه الرافضة القائم الخلف الحجة، فولد سنة ثمان وخمسین، وقیل: سنة ست وخمسین»

ایشان می‌نویسد که دویست و پنجاه و هشت یا دویست و پنجاه و شش به دنیا آمده است. سپس می‌نویسد:

«عاش بعد أبیه سنتین ثم عدم، ولم یعلم کیف مات»

حضرت مهدی بعد از پدرش دو سال بیشتر زنده نبود، اما نمی‌دانیم چه زمانی از دنیا رفته است.

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 19، ص 113، باب 4 حرف الحاء

حالا اگر یک شترچران بیابان‌های ریاض چنین حرفی بزند انسان با خود می‌گوید که عقل و شعور و فرهنگ ندارد و چنین حرفی می زند، اما «ذهبی» یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت است. اهل سنت معتقدند که تمامی علمای اهل سنت کنار سفره چهار نفر نشسته‌اند: «ذهبی» و «ابن حجر» و «مزّی» و «عراقی».

یعنی اگر «ذهبی» را از اهل سنت حذف کنیم چیزی برایشان باقی نمی‌ماند، همانطور که اگر «شیخ طوسی» و «سید مرتضی» و «شیخ مفید» را از شیعه حذف کنند چیزی برای شیعه باقی نمی‌ماند.

«ذهبی» عبارت «فولد» را آورده است، یعنی قضیه ولادت حضرت مهدی را هم قطعی می‌گیرد.

جالب است که در کتاب «العبر فی خبر من غبر» حوادث سال دویست و پنجاه و پنج را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«وفیها محمد بن الحسن العسکری بن علی الهادی محمد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق العلوی الحسینی أبو القاسم»

سپس می‌نویسد:

«الذی تلقبه الرافضة الخلف الحجة وتلقبه بالمهدی وبالمنتظر وتلقبه بصاحب الزمان وهو خاتمة الاثنی عشر وضلال الرافضة ما علیه مزید فإنهم یزعمون أنه دخل السرداب الذی بسامرا فاختفی وإلی الآن»

در ادامه می‌نویسد:

«وکان عمره لما عدم تسع سنین أو دونها»

وقتی پدرش از دنیا رفت نُه سال یا کمتر داشت.

العبر فی خبر من غبر، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: مطبعة حکومة الکویت - الکویت - 1984، الطبعة: ط 2، تحقیق: د. صلاح الدین المنجد، ج 2، ص 37، باب سنة إحدی وخمسین ومائتین

ذهبی در کتاب «سیر أعلام النبلاء» ظاهراً سر عقل آمده و می‌نویسد:

«المنتظر الشریف أبو القاسم محمد بن الحسن العسکری بن علی الهادی ابن محمد الجواد بن علی الرضی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن الباقر بن زین العابدین بن علی بن الحسین الشهید بن الامام علی بن أبی طالب العلوی الحسینی»

سپس اجداد حضرت ولی عصر را می‌آورد تا به امام حسین می‌رساند. ایشان در ادامه می‌نویسد:

«خاتمة الاثنی عشر سیدا الذین تدعی الامامیة عصمتهم ولا عصمة الا لنبی»

سپس می‌نویسد:

«ومحمد هذا هو الذی یزعمون انه الخلف الحجة وانه صاحب الزمان وانه صاحب السرداب بسامراء وانه حی لا یموت حتی یخرج فیملا الأرض عدلا وقسطا کما ملئت ظلما وجورا»

در ادامه می‌نویسد:

«فوددنا ذلک والله»

به خدا سوگند ما هم ایشان را دوست داریم که بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند.

«وهم فی انتظاره من أربع مئة وسبعین سنة»

چهارصد و هفتاد سال است که رافضه منتظر آمدن حضرت مهدی هستند.

ایشان در ادامه نسبت به ائمه اطهار حرف می زند و می‌نویسد:

«وابناه الحسن والحسین فسبطا رسول الله وسیدا شباب اهل الجنة لو استخلفا لکانا اهلا لذلک»

امام حسن و امام حسین دو فرزند رسول خدا و سرور جوانان اهل بهشت اگر خلیفه بودند شأنیت داشتند.

«وزین العابدین کبیر القدر من سادة العلماء العاملین یصلح للامامة وله نظراء وغیره أکثر فتوی منه واکثر روایة»

همچنین نسبت به امام محمد باقر (علیه السلام) می‌نویسد:

«وکذلک ابنه أبو جعفر الباقر سید امام فقیه یصلح للخلافة»

نسبت به امام جعفر صادق (علیه السلام) می‌نویسد:

«وکذا ولده جعفر الصادق کبیر الشان من ائمة العلم کان اولی بالامر من أبی جعفر المنصور»

در ادامه نسبت به امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌نویسد:

«وکان ولده موسی کبیر القدر جید العلم اولی بالخلافة من هارون وله نظراء فی الشرف والفضل»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 13، ص 119 و 120، باب 59 ومحمد بن أحمد بن حسین (ت)

ذهبی، مهدی آخرالزمان را انکار نمی‌کند، بلکه مهدی که شیعه معتقد هست متولد شده را انکار می‌کند. آن‌ها معتقدند که در آینده یک نفر به نام حضرت مهدی قرار است بیاید، حال اینکه کی بیاید و چطور بیاید را نمی‌دانند. در طول این مدت افراد زیادی در عربستان سعودی ادعای مهدویت کردند، اما دولت عربستان سعودی آنها را اعدام کرده است. حال خودشان مانده‌اند که چطور مهدی واقعی را تشخیص بدهند.

ما از وهابی‌ها سؤال می‌کنیم شما که معتقدید حضرت مهدی آخرالزمان می‌آید، نشانه‌های حضرت مهدی چیست؟! از کجا معلوم کسانی که در عربستان ادعای مهدویت کردند، حضرت مهدی شما نبودند؟! وهابیت شعری گفته‌اند که در قافیه گیر کرده‌اند!!

«ابن خلکان» قبل از «ذهبی» از دنیا رفته است. او در کتاب «وفیات الأعیان» جلد دو صفحه 94 می‌نویسد:

«أنه المنتظر والقائم والمهدی، وهو صاحب السرداب»

تا جایی که می‌نویسد:

«کانت ولادته یوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس وخمسین ومائتین»

ولادت حضرت در روز جمعه نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری بود.

«ولما توفی أبوه - وقد سبق ذکره - کان عمره خمس سنین»

زمانی که پدرش از دنیا رفت پنج سال داشت.

الکتاب: وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان، المؤلف: أبو العباس شمس الدین أحمد بن محمد بن إبراهیم بن أبی بکر ابن خلکان البرمکی الإربلی (المتوفی: 681 هـ)، المحقق: إحسان عباس، الناشر: دار صادر – بیروت، ج 4، ص 176، باب أبو القاسم المنتظر

او مدت زندگی حضرت و از دنیا رفتن حضرت مهدی را ذکر نمی کند. آقای «صفدی» هم در کتاب «الوافی بالوفیات» می‌نویسد:

«ولد نصف شعبان سنة خمس وخمسین وماتین»

حضرت مهدی در نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج به دنیا آمده است.

الوافی بالوفیات، اسم المؤلف: صلاح الدین خلیل بن أیبک الصفدی، دار النشر: دار إحیاء التراث - بیروت - 1420 هـ- 2000 م، تحقیق: أحمد الأرناؤوط وترکی مصطفی، ج 2، ص 249، باب 3 ابن الحسن

من در اینجا آماری خدمت دوستان بدهم و به نظرم اگر این آمار را یادداشت کنند خیلی خوب است.

آقای «فقیه ایمانی» یکی از علمای بزرگ اصفهان بود که چند سال قبل از دنیا رفت. ایشان کتابی تحت عنوان «إصالة المهدویة» دارند که در صفحه 81 نام صد و دوازده نفر از علمای اهل سنت که معتقد به ولادت حضرت مهدی هستند، را آورده است.

آقای «دکتر سید ثامر عمیدی» که یکی از طلبه‌های نجف است، در دانشگاه بین المللی آل البیت لندن دکترا گرفتند و من هم استاد راهنمای ایشان بودم. ایشان رساله‌ای در هشتصد صفحه نوشته بود و الحق و الانصاف زحمت کشیده بود.

ایشان کتابی به نام «دفاعٌ عن الکافی» دارند که به عنوان کتاب برگزیده سال انتخاب شد. اگر دوستان مطالعه کنند کتاب خوبی است.

ایشان در این کتاب جلد 1 صفحه 568 نام صد و بیست و هشت نفر از علمای بزرگ اهل سنت را ذکر کرده است که به ولادت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) اعتراف نموده‌اند.

ما هیچ موضوع اختلافی میان شیعه و اهل سنت نداریم که نزدیک به صد و سی نفر از علمای اهل سنت عقیده شیعه را داشته باشند، جز مسئله مهدویت!

اگر از توحید شروع کنیم اصل وجود خدا را نمی‌توانند انکار کنند، اما در وحدانیت و صفات و نبوت و امامت و معاد با شیعه اختلاف نظر دارند. در معاد هم عقیده‌ای که صد نفر از علمای اهل سنت موافق شیعه باشند بنده ندیدم. در هیچ یک از مسائل اختلافی ما این همه انبوه از علمای اهل سنت که موافق شیعه نظر داده باشند نداریم، اما با تمام این احوالات عده‌ای واقعاً مصداق اتم آیه شریفه:

(خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیم)

خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده، و بر چشمهای آن‌ها پرده افکنده شده، و عذاب بزرگی در انتظار آنها است.

سوره بقره (2): آیه 7

هستند. ما مصداق اتمّ این آیه شریفه را نسبت به بعضی از شیعه‌های سنی زده‌مان یا شیعه‌های وهابی زده‌مان نظیر «سید ابوالفضل برقعی» و «سید مصطفی طباطبایی» می‌بینیم. ملاحظه کنید «سید مصطفی طباطبایی» عبارت‌های وقیحی نسبت به حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) دارد که هیچ وهابی چنین تعبیر وقیحی ندارد.

ملاحظه کنید این همه انبوه روایات و در مقابل حرف این شیعه‌های وهابی زده! حال اگر کسی در عربستان یا اردن یا فلان کشور باشد و به فرهنگ اهلبیت دسترسی نداشته باشد این حرف را بزند شکی در آن نیست.

آیت الله العظمی سبحانی دو بار یا سه بار فرمودند: من شبهه‌ای در ناصبی بودن «طباطبایی» ندارم!!

ما سه ساعت و اندی درباره مهدویت با «طباطبایی» مناظره داشتیم که متن این مناظره در سایت «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» موجود است.

ایشان در این سه ساعت نتوانست یک حرف درست و حسابی بزند، بعد از مناظره هم گفته بود که من خیلی اشتباه کردم با فلانی مناظره کردم. اشتباه دوم من این بود که در رابطه با موضوع مهدویت بحث کردم که دست آنها خیلی پر بود! ای کاش من در موضوع علوم قرآنی بحث می‌کردم که دستشان خالی است! او چندین ماه کلاس‌های خود را تعطیل کرد، اما یک سری شیاطین او را تحریک کردند که دوباره شروع کند ولی همین آقایی که با هشتصد نفر نماز می‌خواند، بعد از ورود ما به بحث‌های ایشان با چهار پنچ نفر در خانه خود نماز می‌خواند.

به نظر بنده یکی از موضوعاتی که دوستان باید خوب روی آن کار کنند مسئله مهدویت است. دوستان باید آماده باشند و مسلط به مباحث اعتقادی در مناظرات و شبهاتی که دوره مهدویت است.

از میان نزدیک به هشت هزار شبهه‌ای که دهه هفتاد جمع شد، مهم‌ترین موردی که به آن شبهه وارد شده است حدیث ثقلین است. صد و چهل و هشت مورد شبهه نسبت به حدیث ثقلین وارد شده است، حال آنکه ما نسبت به غدیر خم صد شبهه نتوانستیم پیدا کنیم.

در مقابل نسبت به موضوع مهدویت ششصد شبهه وارد شده است. آن هم به صورت مستند نه اینکه تنها در ماهواره و فضای مجازی مطرح شده باشد. اگر بخواهیم شبهات مهدویت در فضای مجازی و ماهواره را حساب کنیم از پنج هزار هم عبور می‌کند.

به عنوان مثال «ابن تیمیه» در فلان جلد و فلان صفحه، فلان شبهه را وارد کرده است. «قفاری» در فلان کتاب و فلان صفحه ، چنین شبهه مطرح کرده است. این شبهات از کتاب‌های وهابیت که چاپ و استخراج شده بیرون آورده شده است.

چه بسا پاسخ دادن به بعضی از شبهات چندین ماه طول می‌کشد. چنین نیست که هرکسی وارد شود بتواند شبهه را جواب بدهد.

بنده گاهی اوقات نگاه می‌کنم افسوس می خورم که وهابی‌ها این همه کار می‌کنند، اما ما در حوزه، رساله‌هایمان در سطح سه و سطح چهار و دکتری در فروعات فقهیه و بعضی از مسائل کلامی که تکرار در مکرّرات است ورود داریم و خسته هم نمی‌شویم. ما از این قضیه نه احساس ناراحتی داریم و نه احساس خستگی داریم. واقعاً این مباحث درد است.

بنابراین بنده از عزیزان تقاضا دارم یکی از موضوعاتی که واجب است روی آن کار کنند و پاورپوینت و تصویر کتاب را آماده کنند موضوع مهدویت است. گرفتن پاورپوینت دیگران به درد شما نمی‌خورد. از من به شما نصیحت! اگر می‌خواهید در مناظره و پاسخگویی به شبهات قوی شوید و مردانه به میدان بیایید از صفر شروع کنید. اطلاعات را بگیرید و مطالعه کنید، اما خودتان مستقلاً به میدان بیایید.

کتاب‌هایی که در رابطه با مهدویت نوشته شده است را مطالعه کنید. اولاً ما یک اطلاعات کلی از مهدویت داشته باشیم در کتاب‌های شیعه و کتاب‌های اهل سنت و مقالاتی که در بعضی از مجلات نوشته می‌شود و سایت‌هایی که به شبهات جواب می‌دهند.

به عنوان مثال ما خودمان در سایت «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» بر این عقیده هستیم که الحمدلله نود درصد شبهات وهابیت را جواب دادیم. یک دوره باید مطالعه کند و نوت برداری کند، نه اینکه اگر مقاله‌ای خواند آن را تلخیص کند.

شخص باید پنجاه مقاله را مطالعه کند و آنها را به زیبایی موضوع بندی و نوت برداری کند، سپس نوت برداری خودش را موضوع بندی کند. بعد از آن برمبنای موضوع بندی اطلاعات به دست بیاورد. هرکسی از منابع روایی و کلامی مطلبی نقل کرد به او اعتماد نکنید و تا زمانی که خودتان با چشمانتان ندیدید قبول نکنید. بنابراین ما روی این جهت که دیگر طلبه وقت نگذارد، معمولاً هر موضوعی می‌آوریم تصویر کتاب را هم نشان می‌دهیم.

بارها اتفاق افتاده است که به اعتماد برخی از بزرگان مطالبی نوشتیم و در بحث‌ها آوردیم، سپس دیدیم که این آقا اشتباه کرده است. به عنوان مثال مطلبی از «تاریخ طبری» آورده است، در حالی که اصلاً «تاریخ طبری» چنین حرفی نداشته است.

ما به قدری در این زمینه‌ها زمین خوردیم و زمین زدیم که دیگر از هیچ احدی غیر از معصوم حرفی قبول نمی‌کنیم! تا زمانی که مطلبی را با خودم در کتابی مثل کتاب «کافی» نبینم، قبول نمی‌کنم. مگر اینکه شخص تصویر کتاب را به من نشان بدهد تا اطمینانی برای ما بیاید که الحق و الانصاف این مطلب از «کلینی» و «شیخ طوسی» است.

یکی از موضوعاتی که دوستان هم باید روی آن کار کنند که خیلی هم ضرورت دارد و در میان جوانان ما بحث است، علائم ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) است. این یکی از موضوعاتی است که ضرورت دارد روی آن کنیم. یک سری روایاتی در علائم ظهور داریم که جوانان و حتی بعضی از بزرگان ما آنها را می‌بینند و برایشان سؤال ایجاد می‌شود.

وقتی که «ملک عبدالله» از دنیا رفت، برخی گفتند که الحمدلله دیگر حضرت مهدی (ارواحنا فداه) ظهور می‌کند!

این گفته بدان جهت بود که ما روایاتی داریم وقتی حاکم عربستان که «عبدالله» است از دنیا رفت آن را به من بشارت بدهید تا من آمدن حضرت مهدی را بشارت بدهم. الآن چندین سال است «ملک عبدالله» از دنیا رفته و هیچ خبری هم نیست!

اولاً ما روایاتی داریم که تمام علائم حتمیه قابل تغییر است. تنها یک مسئله قابل تغییر نیست و آن هم ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) است. غیر از ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) هر علائمی گفتند ولو کلمه «حتمیه» هم آمده باشد، نیاز به بررسی دارد.

یکی از بحث‌های مهم دیگر نشانه‌ها و علائم یاران حضرت مهدی است که مفصّل است.

ویژگی‌های یاران حضرت مهدی بحثی است که باید روی آن کار شود تا برای جوانان و خود ما مفید باشد. ما اصلاً کاری به جوانان نداریم، حداقل برای خود ما مفید است.

اگر خودمان بخواهیم جزو یاران حضرت مهدی باشیم، با توجه به روایات متعدد و متواتر چه وظایفی داریم.

نکته سوم ویژگی‌های حکومت حضرت مهدی است. این سه مسئله از ضروریاتی است که مثل نماز صبح برای ما طلاب واجب عینی و تعیینی و تعینی است و روی این سه مسئله باید کار کنیم. این مسائل ضرورت کار ماست و برای مردم دقیق تبیین نشده است. هرکجا انسان منبر می‌رود و از این مسائل می‌گوید، مردم با عشق حرف‌های انسان را گوش می‌دهند. به قدری مطالب نادرست برای مردم گفته شده است که وقتی انسان با مدرک و جلد و صفحه کتاب با مردم حرف می زند، مردم لذت می‌برند.

بنابراین علائم ظهور، ویژگی‌های یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) و ویژگی‌های حکومت حضرت مهدی از ضروریاتی است که دوستان باید روی آن کار کنند.

ما گفتیم اگر دوستان مقاله بنویسند به طوری که قابل نشر در فضای مجازی باشد، ما هدایایی از یک میلیون تا پنج میلیون تومان خدمتشان تقدیم می‌کنیم. هرکدام از بزرگواران آمادگی دارند روی این سه موضوع کار کنند که شکل مقاله داشته باشد.

مقاله یک سری شرائطی دارد که باید رعایت شود. این مقاله حداقل باید هشت صفحه باشد. اگر بیشتر هم شد که خیلی خوب است.

بنابراین عزیزان ما ان شاءالله امسال که امروز اولین جلسه آن هست خوب روی این سه موضوع کار کنند. افراد بسیاری بارها از خودمان سؤال کردند که صیحه آسمانی چیست. همین یکی دو هفته قبل بود که در «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» شخصی از آمریکا روی خط آمد و پرسید که قضیه صیحه آسمانی چیست که در روایات داریم.

الآن به قدری مردم مطالب نادرست می‌شنوند که دنبال یک مطلب صحیح و درست می‌گردند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها