2025 December 17 - چهار شنبه 26 آذر 1404
برخی نکات معرفتی و معنوی
کد مطلب: ١٣٢٩٠ تاریخ انتشار: ٢٤ آبان ١٤٠٤ - ١٨:٥٧ تعداد بازدید: 105
دروس خارج » فقه الحکومه
برخی نکات معرفتی و معنوی

(جلسه هفتاد و سوم 01 12 1403)

  
 
لينک دانلود  
 
 
 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و یکم

 (جلسه هفتاد و سوم 01 12 1403)

موضوع: برخی نکات معرفتی و معنوی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

امروز جلسه آخر ما در سال 1403 است ان شاء الله ادامه درس را بعد از ماه مبارک رمضان در خدمت دوستان هستیم.

«حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ مُوسَى قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ قَالَ»

 روایتی صحیحه محمد ابن ابی عمیر از اصحاب اجماع از مشایخ ثقات از هشام ابن حکم می گوید:

«كُنْتُ عِنْدَ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ مُعَاوِيَةُ بْنُ وَهْبٍ وَ عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ أَعْيَنَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ بْنُ وَهْبٍ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِي الْخَبَرِ الَّذِي رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) رَأَى رَبَّهُ عَلَى أَيِّ صُورَةٍ رَآهُ وَ عَنِ الْحَدِيثِ الَّذِي رَوَوْهُ أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَرَوْنَ رَبَّهُمْ فِي الْجَنَّةِ عَلَى أَيِّ صُورَةٍ يَرَوْنَهُ فَتَبَسَّمَ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ يَا فُلَانُ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ يَأْتِي عَلَيْهِ سَبْعُونَ سَنَةً أَوْ ثَمَانُونَ سَنَةً يَعِيشُ فِي مُلْكِ اللَّهِ وَ يَأْكُلُ مِنْ نِعَمِهِ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ حَقَ‏ مَعْرِفَتِهِ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) يَا مُعَاوِيَةُ إِنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه واله وسلم) لَمْ يَرَ رَبَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِمُشَاهَدَةِ الْعَيَانِ وَ إِنَّ الرُّؤْيَةَ عَلَى وَجْهَيْنِ رُؤْيَةُ الْقَلْبِ وَ رُؤْيَةُ الْبَصَرِ فَمَنْ عَنَى بِرُؤْيَةِ الْقَلْبِ فَهُوَ مُصِيبٌ وَ مَنْ عَنَى بِرُؤْيَةِ الْبَصَرِ فَقَدْ كَفَرَ بِاللَّهِ وَ بِآيَاتِهِ...»

از اصحاب امام صادق از اجلّا سندش صحیح است در کفایة الأثر تا آن جا که از حضرت در رابطه با توحید و رؤیت خدا سوال می کنند تا حضرت می فرماید:

«إِنَّ أَفْضَلَ الْفَرَائِضِ وَ أَوْجَبَهَا عَلَى الْإِنْسَانِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ وَ الْإِقْرَارُ لَهُ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ حَدُّ الْمَعْرِفَةِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ غَيْرُهُ وَ لَا شَبِيهَ لَهُ وَ لَا نَظِيرَ لَهُ وَ أَنَّهُ يَعْرِفُ أَنَّهُ قَدِيمٌ مُثْبَتٌ بِوُجُودٍ غَيْرُ فَقِيدٍ»

یعنی همه جا حاضر است

«مَوْصُوفٌ مِنْ غَيْرِ شَبِيهٍ وَ لَا مُبْطِلٍ»

هر صفتی، صفت کمال دارد ولی نه شبیه به کسی است و نه مثلی دارد

«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»

كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف‏، ناشر: بيدار، ص 260

این عصاره توحید است آن چه در ذهن مان از خدای عالم درست کردیم که خدا بالا نشسته است! دستان مان را بلند می کنیم نگاه می کنیم از بالا خدای عالم یک چیزی در دست مان بریزد... غلط است.

یک مقدار دقت کنیم باید خدایی که در ذهن مان درست کردیم خدای ذهنی مان را دور بیاندازیم. هر چه در ذهن مان از خدا تصور می کنیم بگوییم این مخلوق ذهن ماست خدا بالاتر از این ها است خدا هم خالق من است و هم خالق تصورات ذهنی من است.

مادامی که خدای ذهنی را داریم می پرستیم این پرستش خدا نیست پرستش چیز ذهنی خودمان است. به تعبیر عرفا خدای در کنار را هم عبادت نکنیم آن ها که می خواهند تصوری از خدا داشته باشند نهایت چیزی که ما می توانیم تصور کنیم آن ذات احدیتی که کمالات او هیچ حدی ندارد، ذهن من محدود است محدود به لا محدود نمی تواند احاطه داشته باشد.

الا این که ما انیّت و انانیِّت را کنار بگذاریم به جایی برسیم که خودمان را جلوه او بدانیم آن جا یک بحث جدایی می شود. دعای عارفین در مناجات خمس عشر

«إِلَهِي قَصُرَتِ الْأَلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَنَائِكَ كَمَا يَلِيقُ بِجَلَالِكَ وَ عَجَزَتِ الْعُقُولُ عَنْ إِدْرَاكِ كُنْهِ جَمَالِكَ وَ انْحَسَرَتِ الْأَبْصَارُ دُونَ النَّظَرِ إِلَى سُبُحَاتِ وَجْهِكَ»

نه عقل ها می توانند تو را درک کنند نه چشم ها توانایی دیدن جمال تو را دارند.

«وَ لَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَرِيقاً إِلَى مَعْرِفَتِكَ إِلَّا بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِكَ إِلَهِي فَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِينَ تَوَشَّحَتْ أَشْجَارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِي حَدَائِقِ صُدُورِهِمْ وَ أَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجَامِعِ قُلُوبِهِم‏...»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص148 و 150

این بالاترین مرتبه توحید است که خدایا هیچ عقلی نمی تواند آن ذات اقدس لا یتناهی را درک کند مثل این که مورچه ای کنار درخت بزرگ توت یا گردو ایستاده است هر چه بخواهد این درخت را در ذهنش تصور کند برایش مقدور نیست؛ چون عقلش به اندازه دید چشمش است چشم او هم به اندازه یک متر، دو متر می تواند ببیند بالاتر از این را نمی تواند ببیند.

به درخت نگاه می کند به اندازه بیست، سی سانتیمتر از درخت را می تواند ببیند به این مورچه بگویند این درخت چهل متر است می گوید یعنی چه؟! این را تشبیه کردم البته می گویند:

«ألتّشبيه يقرّب من وجه و يبعّد من وجه»

تصور ما از خدای عالم به این شکل است هر چه از خدا تصور می کنیم با توجه به ذهن مان است. امام باقر فرمود مورچه داشتن شاخ را برای خودش کمال می داند، بالاترین مرتبه توحیدش این است که ای خدایی که دارای شاخ هستی!

 حضرت می فرماید (علمایی که توحید را از ما اهل بیت نمی گیرند) هم تصورشان از خدا این چنین است.

 خدا خانم مجتهده اصفهانی (امین) را بیامرزد یادم است سال 54 بزرگواری عبارتی از ایشان نقل کرد عبارت ایشان به قدری در دل من نشست هر وقت تسبیحات اربعه می گویم غالباً به یاد ایشان هستم. ایشان می گوید در تسبیحات اربعه ما «سبحان الله» می گوییم یعنی خدایی که از هر عیبی مبرا هستی هر عیبی که تصور شود منزه هستی. «الحمد لله» خدایا هر خوبی و کمالی که تصور شود تو داری. «لا اله الا الله» آن کسی که از هر عیبی مبرا است و همه کمالات را دارد فقط مختص خدا است. بعد می گوییم «الله اکبر». خدایا این که «سبحان الله، الحمد لله، لا اله الا الله» گفتم بر مبنای ذهن خودم بود تو خیلی بالاتر از این هستی!

«الله اکبر مِن تسبیحي و تحمیدی و تهلیلي»

این فرمایش خانم امین است این خانم بزرگوار پنجاه، شصت جلد تألیف دارد خدا روح شان را شاد کند. لذا هر چه از خدای عالم تصور می کنیم دقت کنیم بر مبنای برداشت ذهن خودمان نباشد.

بعد می گوید:

«وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَةُ الرَّسُولِ وَ الشَّهَادَةُ لَهُ بِالنُّبُوَّةِ وَ أَدْنَى مَعْرِفَةِ الرَّسُولِ الْإِقْرَارُ بِهِ بِنُبُوَّتِهِ وَ أَنَّ مَا أَتَى بِهِ مِنْ كِتَابٍ أَوْ أَمْرٍ أَوْ نَهْي‏ فَذَلِكَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ الَّذِي بِهِ يَأْتَمُّ بِنَعْتِهِ وَ صِفَتِهِ وَ اسْمِهِ فِي حَالِ الْعُسْرِ وَ الْيُسْرِ»

شناختن امامی که به او اقتدا می کند هم به نَعت و هم صفت و هم به اسم، مراد از نعت و صفت چه است، آیا آن صفاتی که ذاتی بشر است مثل تعقل و ... صفات کمال مثل علم و دیگر صفات است؟

«وَ أَدْنَى مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِيِّ»

هم تراز پیغمبر است تمام فضائلی که نبی مکرم دارد امام هم دارد

«إِلَّا دَرَجَةَ النُّبُوَّةِ»

الا درجه نبوت که از مختصات نبی مکرم است «عدل النبی»

«عِدْلُ النَّبِيِّ وَ وَارِثُهُ وَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اللَّهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي كُلِّ أَمْر وَ الرَّدُّ إِلَيْهِ وَ الْأَخْذُ بِقَوْلِهِ وَ يَعْلَمُ أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»

بعد حضرت تک تک ائمه را نام می برد امام بعد از رسول الله، امیر المؤمنین تا حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) این از روایاتی است که سنداً صد در صد صحیح است هیچ اشکال سندی ندارد، راویان آن ثقه هستند. اولاً خزاز که از شخصیت های برجسته شیعه است در مورد کتاب کفایة الأثر، مجلسی می گوید:

«وكتاب الكفاية كتاب شريف لم يؤلف مثله في الإمامة»

مثل کتاب کفایة الأثر در امامت کسی ننوشته است.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج1، ص29

عرض کردیم دو کتاب از اول تا آخر در رابطه با امام، مقام امام و جایگاه امام است. یکی کفایة الأثر و دیگری بصائر الدرجات است یعنی این دو کتاب را کسی نداشته باشد از امامت بهره ای نبرده است. اگر این کتاب را حداقل هفت - هشت بار نخوانده باشد خیلی با مقامات امام آشنا نیست.

پرسش:

مقام امام بالاتر است یا مقام نبوت!

پاسخ:

امامت بالاتر است

پرسش:

پس چرا این جا دارد نبوت بالاتر است؟

پاسخ:

نبوت این که وحی بگیرد وحی به عنوان شریعت مختص پیغمبر است ولی وحی به عنوان تبیین شریعت و تمام ائمه مُحَدث بودند و با ملائکه مرتبط بودند.

 روایت صحیح که حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب صلاة شان اشاره می کند امام می فرماید نبی مکرم مؤید «بروح القدس» بود آن روح القدس با تمام ما ائمه است که رابطه ما با خدای عالم است.

البته این برای فهم عموم مردم است وگرنه همان روح القدس مرتبه خلقتش دون مرتبه اهل بیت (علیهم السلام) است.

 لذا حدیث شریف رضوی که امام در مصباح الهدایة مفصّل شرح داده از امیر المؤمنین از نبی مکرم عرض می کند:

«نحن افضل ام الملائکة»

حضرت فرمود:

«الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق‏‏)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج‏1، ص ص254

آن جا می گوید خدا ما را آفرید نه عرشی، نه فرشی و نه مَلکی بود تا خدا اراده کرد به سبب و واسطه ما ملائکه مقرب (چهار تا ملک را) جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل را بیافریند. وقتی آفریده شدند به نور ما نگاه کردند تصور کردند ما خالق شان هستیم !

«فَسَبَّحْنَا وَ سَبَّحَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ هَلَّلْنَا وَ هَلَّلَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ كَبَّرْنَا وَ كَبَّرَتِ الْمَلَائِكَة»

إرشاد القلوب إلى الصواب( للديلمي)؛ نويسنده: ديلمى، حسن بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 841 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: الشريف الرضي‏ مكان چاپ: قم‏: 1412 ق‏، ج2، ص405

امام (رضوان الله تعالی علیه) روی حدیث رضوی سرمایه گذاری علمی خوبی دارد به دوستان توصیه می کنم کتاب مصباح الهدایة امام را مطالعه کنند این کتاب در اینترنت است پی دی اف و فایل وردیش هم هست در نرم افزار مکتبه اهل بیت هم هست دوستان مطالعه کنند.

 دقت کنیم ببینیم در دنیا چه خبر است و قضایا و مسائل چه است؟ مخصوصاً روی چهار تا عبارت ها و مصطلحاتی که امام خیلی به کار می برد فیض اقدس، فیض مقدس، مقام احدیت و مقام واحدیت.

در مورد این چهار مقام مقاله های زیادی نوشته شده است مخصوصاً در المصطفی چند رساله در این زمینه دارند که مقام فیض اقدس، فیض مقدس، مقام احدیث و مقام واحدیت چه است؟ با این مصطلحات مقداری آشنا بشویم ولو حداقل ظاهر این عبارت ها را بخوانیم و رد شویم در ذهن مان هم نیامد شاید یک دفعه خدای عالم نگاهی کرد قلب ما تسلیم این ها شد.

عزیزی دو، سه مرتبه به ما فرمودند مطالبی که شما از آقای کشمیری فرا گرفتید چرا نمی گویید؟ هفت - هشت سالی که در خدمت شان بودیم فرمایشات این بزرگواران در معارف اهل بیت دور می زد. همان تعبیر امیر المؤمنین

«مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل ‏وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّة»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج26، ص1

ما معمولا در این قسمت ها گیر هستیم.

 اولین تجلی یعنی تجلی ذات بر ذات، تجلی ذات بر ذات نتیجه اش مقام احدیت است، عِدل و هم سطح با مقام مشیّت، رسول اکرم و اهل بیت است. مقام واحدیت تجلی مقام احدیت است که تولید اسماء می شود مرتبه اسماء متأخر از مرتبه مقام مشیّت که متحد با مقام حقیقت محمدیه (صلوات الله علیهم اجمعین) است.

تصور حق بدون تصور هیچ اسمی و ... احدیت می شود تصور حق به اضافه تجلی اسماء، واحدیت می شود. یکی از عزیزان هم یک دفعه این را از من سوال کرد فرق بین احدیت و واحدیت چه است؟

بحث حدیث رضوی می شود گفت یک بحث منبری امام است یعنی مطالبش حدود سی درصد عموم فهم و هفتاد درصد هم خاص فهم است. با عبارت های امام آشنا بشنویم بحث معرفتی حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) و مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی (مرحوم کمپانی) ما را کمک می کند که روی معرفت اهل بیت (علیهم السلام) یک شناخت مختصری پیدا کنیم.

 یعنی چیزی که خدا از این سه، چهار تا استاد به ما توفیق داد آقای کشمیری، آقای مجتهدی، آقای بهجت و یک بزرگوار دیگر به این نتیجه رسیدیم که:

«لَوْ عَلِمَ أَبُوذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَه‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص332

می فهمیدم چه است. محصول ده، پانزده سال بودن در خدمت این بزرگان این هست: «لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَه‏» .

عزیزمان از من خواست یجفلون را خدمت شان بگویم.

کافی، جلد 8، صفحه 167 حضرت می فرماید:

«كَأَنِّي بِالْقَائِمِ (علیه السلام) عَلَى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ عَلَيْهِ قَبَاءٌ فَيُخْرِجُ مِنْ وَرَيَانِ قَبَائِهِ كِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ فَيَفُكُّهُ فَيَقْرَؤُهُ عَلَى النَّاسِ»

جایگاه خودش را برای مردم معرفی می کند

«فَيُجْفِلُونَ عَنْهُ»

مردم از او فرار می کنند

«إِجْفَالَ الْغَنَمِ»

همان طور که گوسفند و گله فرار می کند

«فَلَمْ يَبْقَ إِلَّا النُّقَبَاءُ»

جز نُقباء کسی در اطراف حضرت نمی ماند

«فَيَتَكَلَّمُ بِكَلَامٍ فَلَا يَلْحَقُونَ مَلْجَأً حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَيْهِ وَ إِنِّي لَأَعْرِفُ الْكَلَامَ الَّذِي يَتَكَلَّمُ بِهِ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص168

این ها هم تاب و توان شنیدن مقام حضرت را ندارند این ها می روند تمام اطراف زمین را می گردند کسی که این مقام را داشته باشد با به عبارت دیگر در یک جمله کوتاه مظهر اتمّ تمام صفات کمال و جمال حق باشد (در یک جمله خیلی عموم فهم) پیدا نمی کنند. بعد خدمت حضرت می آیند اعتراف به عجز می کنند و تسلیم حضرت می شوند. حال مراد از رفتن، گشتن و برگشتن چه است رمز و رموزی است فقط ظاهر این ها را می فهمیم. خدمت حضرت می آیند

در هر صورت...

 همان تعبیری که «لو تکلّمت لکفرتَ» راوی می گوید آقا جان! پرده را مقداری بالا بزن می گوید اگر مقداری پرده را بالا بزنم می گویی امام صادق کافر شد! من را تکفیر می کنی! لذا جایگاه اهل بیت (علیهم السلام) در میان بزرگان ما مظلوم است.

توصیه من به دوستان این است روایات متعدد خدمت آقایان خواندیم حضرت احاطه علمی به تمام ما سوی الله دارد. حدیث:

«فَإِنَّا يُحِيطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِكُم‏وَ لَا يَعْزُبُ عَنَّا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِكُمْ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج53، ص175

«لَئِنْ تَرَوْنَ أَنَّهُ لَيْسَ لَنَا مَعَكُمْ أَعْيُنٌ نَاظِرَةٌ أَوْ أَسْمَاعٌ سَامِعَةٌ لَبِئْسَ مَا رَأَيْتُمْ وَ اللَّهِ لَا يَخْفَى عَلَيْنَا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَعْمَالِكُمْ فَاحْضُرُونَا جَمِيلا»

الخرائج و الجرائح‏؛ نويسنده: قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله‏ (تاريخ وفات مؤلف: 573 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة الإمام المهدى عليه السلام‏، ناشر: مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، قم: 1409ق، ج2، ص596

یا:

«إِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَحَرِّكْ شَفَتَيْكَ، فَإِنَّ الْجَوَابَ يَأْتِيكَ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج50، ص155

امثال این ها زیاد داریم

(وَيقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَينِي وَبَينَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)

آنها که کافر شدند می ‌گويند: «تو پيامبر نيستی!» بگو: کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند!

سوره رعد (13): آیه 43

فرمود:

 «عِلْمُ الْكِتَابِ وَ اللَّهِ كُلُّهُ عِنْدَنَا»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص257، بَابٌ نَادِرٌ فِيهِ ذِكْرُ الْغَيْب‏، ح3

 (وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيبِ وَالشَّهَادَةِ فَينَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)

بگو: عمل کنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می ‌بينند! و به زودی، به سوی دانای نهان و آشکار، باز گردانده می ‌شويد؛ و شما را به آنچه عمل می ‌کرديد، خبر می ‌دهد!

سوره توبه (9): آیه 105

امام رضا (سلام الله علیه) فرمود:

«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»؟ قال: هو و اللّه عليّ ابن أبي طالب عليه السّلام»

شرح الكافي- الأصول و الروضة( للمولى صالح المازندراني)؛ نويسنده: مازندرانى، محمد صالح بن احمد تاريخ وفات مؤلف: 1081 ق‏، محقق / مصحح: شعرانى، ابوالحسن‏، ناشر: المكتبة الإسلامية، تهران‏: 1382 ق‏، ج5، ص340

یعنی مصداق اولیه اش او است.

 روایت دیگر در کافی حضرت فرمود:

«اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَرْحَمُ وَ أَرْأَفُ بِعِبَادِهِ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ ثُمَّ يَحْجُبَ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ صَبَاحاً وَ مَسَاءً.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص261، بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ (علیهم السلام) يَعْلَمُونَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ وَ أَنَّهُ لَا يَخْفَى عَلَيْهِمُ الشَّيْ‏ءُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِم‏، ح1، 2، 3

یا:

 «أَ تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى افْتَرَضَ طَاعَةَ أَوْلِيَائِهِ عَلَى عِبَادِهِ ثُمَّ يُخْفِي عَنْهُمْ أَخْبَارَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏»

بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم؛ نویسنده: صفار، محمد بن حسن، مصحح: كوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، ج1، ص124

امثال این روایات الی ماشاء الله داریم. اینها بعضی از روایاتی بود که در علم امام به عالم هستی با توجه به درک مخاطبین است. در بعضی از موارد، مقداری پرده بالا رفته است. حدیث کمیل ابن زیاد را ملاحظه بفرمایید:

«و فی کلام أمیرالمؤمنین علیه السلام فی حدیث کمیل‏ حیث سأله عن الحقیقة، فقال: ما لَک و الحقیقة؟ فقال: أَوَ لستُ صاحبَ سرّک. قال علیه السلام: بلى و لکن یرشّح‏ علیک ما یطفح منّی. فقال کمیل: أو مثلک یخیب سائلًا. فقال أمیر المؤمنین علیه السلام: الحقیقة کشف سبحات الجلال من غیر إشارة. فقال: زدنی فیه بیاناً. فقال علیه السلام: محو الموهوم مع صحو المعلوم. فقال: زدنی بیاناً. فقال علیه السلام: هتک الستر لغلبة السرّ. فقال: زدنی بیاناً. فقال علیه السلام: جذب الأحدیة لصفة التوحید. فقال: زدنى بیاناً. فقال علیه السلام: نور یشرق من صبح الأزل، فیلوح على هیاکل التوحید آثاره. فقال: زدنی بیاناً. فقال علیه السلام: أطف السراج، فقد طلع الصبح»

جامع الأسرار و منبع الأنوار؛ المؤلف: سید حیدر آملی، ص۱۷۰

«ما الحقیقة» حضرت ابتدا می گوید: «فقال: ما لك و الحقيقة؟» تو را چه به حقیقت! برو دنبال کارت اصرار می کند باز حضرت امتناع می کند می گوید آقا جان! آیا مثل شما سائل در خانه اش را رد می کند؟! بعد حضرت سه مرحله از جایگاه حقیقت را مطرح می کند بعد می فرماید: «زدني» مقداری بالاتر! فرمود: «طلع الصبح» آفتاب آمد دلیل آفتاب! بعد از این نمی توانی بالا بروی ولی در رابطه با اباذر و سلمان وقتی از حقیقت سوال می کنند حضرت می فرماید: به به! دو صدیق، مهربان، رئوف و بزرگوار بعد حضرت شروع می فرماید در رابطه با حقیقت صحبت کردن. یعنی فرق کمیل با سلمان و ابوذر این است بعضی از قسمت هایش خود سلمان با این ها یکی است.

 عمار می گوید در هنگام هجوم به خانه حضرت امیر دستم بر قبضه شمشیر بود چشم هایم را به لب هایم علی دوخته بودم که لب بجنباند و شمشیر بکشم، دیدم سلمان یک گوشه ای خیلی آرام ایستاده است! طوری که گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است.

 تفاوت معرفت نسبت به امام این است. چون آن چه که خدا اراده کرده، اراده کرده اند.

مرحوم علامه طباطبایی روی این جمله آقا امام حسین (سلام الله علیه) دقت دارد که می فرماید: «رضاه رضانا» نمی فرماید: ما راضی به رضای او هستیم بلکه می فرماید: «رضاه رضانا» رضای خدای عالم رضای ما است. مرحوم امام هم به این عبارت خیلی عنایت دارد در یکی از سخنرانی هایش هم فرمود در روایت دارد هرچه در عاشورا مصیبت بیشتر می شد چهره امام حسین (سلام الله علیه) درخشنده تر می شد. این چه مسئله و چه قضیه ای است، هرچه مصیبت عمیق‌ تر، گسترده تر و سخت تر، امام بشّاش تر است.

پرسش:

استاد روایت است که تمام قرآن در سوره حمد است.

پاسخ:

بله، بعد همه اش در بسم الله است و بسم الله در «ب» است و أنا نقطة باء بسم الله.

پرسش:

... جایی دیدم این را تضعیف کرده و گفته اند روایت جعلی است.

پاسخ:

روایت زیاد است از این مسائل گذشته! فراتر از مستفیض است. امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می خواهد بفرماید: هرچه معارف است در خانه ما است.

«من أراد الحكمة فليأت الباب»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج29، ص602

(أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا ، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ)

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج2، ص193

لذا هرچه هست دَر خانه اهل بیت است. ما باید بتوانیم به معرفت اهل بیت دست پیدا کنیم. همان تعبیری که در آخر جامعه کبیره است:

«فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِم‏ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ إِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ.»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص617

یعنی وقتی عارفین بهم شد، عارفین بالله هم هست.

«مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُم‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص615

این ها مظهر اتمّ اسماء جلال و جمال هستند. اگر این ها را خوب بشناسیم قطعا خدا را هم شناختیم.

(وَيقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَينِي وَبَينَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)

آنها که کافر شدند می ‌گويند: «تو پيامبر نيستی!» بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند!»

سوره رعد (13): آیه 43

فرمود:

«هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج1، ص66- 67

اصلا روایت متعدد داریم کسی دنبال اسم اعظم است قطعا بسم الله الرحمن الرحیم اسم اعظم خدا است. شاید روایت در حد متواتر باشد شیعه و سنی این را نقل کرده اند.

پرسش:

آیا نقطه گذاری از اول بوده است؟

پاسخ:

مراد از کلمه نقطه نقطه ای که زیر بسم الله است نیست می خواهد بفرماید: آغاز خلقت «مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ‏»

«وَ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَمْحُو مَا يَشَاءُ وَ بِكُمْ يُثْبِتُ وَ بِكُمْ يَفُكُّ الذُّلَّ مِنْ رِقَابِنَا وَ بِكُمْ يُدْرِكُ اللَّهُ تِرَةَ كُلِّ مُؤْمِنٍ يُطْلَبُ بِهَا وَ بِكُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجَارَهَا وَ بِكُمْ تُخْرِجُ الْأَشْجَارُ أَثْمَارَهَا وَ بِكُمْ تُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ رِزْقَهَا وَ بِكُمْ يَكْشِفُ اللَّهُ الْكَرْبَ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ اللَّهُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ تَسِيخُ الْأَرْضُ الَّتِي تَحْمِلُ أَبْدَانَكُمْ وَ تَسْتَقِرُّ جِبَالُهَا عَنْ مَرَاسِيهَا إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص577، بَابُ زِيَارَةِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام)، ح2

این ها را می خواهد بگوید.

پرسش:

می خواهد بگوید از اول بوده کلمه بدون نقطه نمی شود.

پاسخ:

در این بحث می خواهم بگویم این نقطه ظاهری نیست. مسئله کنایه است می گوید چون تمام حروف با نقطه شروع می شود الف را می خواهی بنویسی الف در حقیقت تشکیل شده از تعدادی نقطه که کنار هم قرار گرفته است. «ب» را می خواهی بنویسی «ب» تشکیل شده از تعدادی نقطه است و همین طور سایر حروف...

این که می فرماید من نقطه «ب» بسم الله هستم یعنی هرچه شما بخواهی بنویسی در عالم هر اتفاقی بیفتد از نقطه شروع می شود. آغاز عالم هستی ما هستیم «وَ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَمْحُو مَا يَشَاءُ وَ بِكُمْ يُثْبِتُ وَ بِكُمْ يَفُكُّ الذُّلَّ...»

همان تعبیر امام (رضوان الله تعالی علیه) در رابطه با حدیث رضوی در کتاب مصباح الهدایه . «وَ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ» یعنی چه؟ این که من نقطه «ب» بسم الله هستم یعنی چه؟

دقت کنیم از این چهار چوب مادیات فراتر برویم

«إِنَّ لِلْقُرْآنِ ظَهْراً وَ بَطْناً وَ لِبَطْنِهِ بَطْنٌ إِلَى سَبْعَةِ أَبْطُن‏»

عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية؛ نويسنده: ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين‏ (تاريخ وفات مؤلف: زنده در 901 ق‏) ، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى‏، ناشر: دار سيد الشهداء للنشر، قم: 1405ق، ج4، ص107

«ولكلّ حرف من القرآن سبعون بطنا»

الهدايا لشيعة أئمة الهدى( شرح أصول الكافي للمجذوب التبريزي)؛ نويسنده: مجذوب تبريزى، محمد (تاريخ وفات مؤلف: 1093 ق‏)، محقق / مصحح: درايتى، محمد حسين و قيصريه ها، غلامحسين‏، ناشر: دار الحديث‏، قم: 1429ق/ 1387ش، ج2، ص227

هر آیه و هر کلمه ای از قرآن هفتاد بطن دارد. از خدا بخواهیم ما را با هفتاد بطن قرآن نه، با همان دو سه بطن اول آشنا کند تا بدانیم چه خبر است.

اولیاء الله لذّتی که از معرفت می برند تمام عالم از لذت های مادی نه بلکه از لذت های بهشتی هم آن لذت را نمی برند. یعنی عشق خدای عالم، عبادت واقعی خدای عالم همه مترتّب بر معرفت است.

هرکس معرفتش بالاتر، عشقش هم بالاتر عبادتش هم خالص تر و زندگیش هم پاک تر، فردای قیامت این ها کاری به بهشت ندارند و به جهنم هم کار ندارند و آن جا: «آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین» یعنی کار با حور، طیور و قصور و امثال این ها نیست این ها عشق شان این است که با خدا دو به دو حرف می زنند.

«وَ لَكَ لَا لِسِوَاكَ سَهَرِي وَ سُهَادِي وَ لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي وَ وَصْلُكَ مُنَى نَفْسِي وَ إِلَيْكَ شَوْقِي وَ فِي مَحَبَّتِكَ وَلَهِي وَ إِلَى هَوَاكَ صَبَابَتِي وَ رِضَاكَ بُغْيَتِي وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي وَ جِوَارُكَ طَلِبَتِي وَ قُرْبُكَ غَايَةُ سُؤْلِي وَ فِي مُنَاجَاتِكَ أُنْسِي وَ رَاحَتِي وَ عِنْدَكَ دَوَاءُ عِلَّتِي وَ شِفَاءُ غُلَّتِي وَ بَرْدُ لَوْعَتِي وَ كَشْفُ كُرْبَتِي فَكُنْ أَنِيسِي فِي وَحْشَتِي وَ مُقِيلَ عَثْرَتِي وَ غَافِرَ زَلَّتِي وَ قَابِلَ تَوْبَتِي وَ مُجِيبَ دَعْوَتِي وَ وَلِيَّ عِصْمَتِي وَ مُغْنِيَ فَاقَتِي وَ لَا تَقْطَعْنِي عَنْكَ وَ لَا تُبْعِدْنِي مِنْكَ يَا نَعِيمِي وَ جَنَّتِي وَ يَا دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي‏...»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص148 و 150

تعابیری که امام سجاد در لابلای کتاب صحیفه سجادیه آورده یک دنیا معارف در آن خوابیده است.

در هر صورت...

ان شاءالله مطالبی را ماه رمضان در کانال می گذاریم هر روز کانال را ببینند مطالب خاصی بود و فایل خاصی به ذهن مان بود که دوستان ببینند حتما می گذاریم.

دوستان تلاش کنند اولا از خدا بخواهند آن چه که رضای او و رضای حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است انجام دهند و احساس کنند حضرت ولی عصر ناظر اعمال و ناظر همه کردار آن ها است. من که بالای منبر رفتم دارم صحبت می کنم به تعبیر میرزا آقا جواد ملکی قبل از این که مردم صحبت من را بشنوند حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) صحبت های من را می شنود؛ یعنی اولین مخاطب ما در صحبت ها آقا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است. حضرت ولی عصر آن جا نشسته دارد می بیند ما داریم حرف می زنیم، چطور حرف می زنیم دقت کنیم مطالب قربة الی الله باشد.

نکته دیگری را خدمت دوستان عرض کنم و آن اینکه اعمال تان، اعمال مستحبی، منبر و روضه تان را به خاطر خشنودی حضرت زهرا (سلام الله علیها) به حضرت امیر (سلام الله علیه) هدیه کنید چون حضرت فاطمه زهرا کسی را که با حضرت امیر رابطه داشته باشد و به او چیزی را هدیه کند خوشحال می شود. هدیه به حضرت امیر جهت خوشنودی حضرت زهرا.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها