2025 December 17 - چهار شنبه 26 آذر 1404
برگ هایی از مظلومیت امیر المومنین سلام الله علیه (2)
کد مطلب: ١٣٢٨٩ تاریخ انتشار: ٢٤ آبان ١٤٠٤ - ١٨:٤١ تعداد بازدید: 106
دروس خارج » فقه الحکومه
برگ هایی از مظلومیت امیر المومنین سلام الله علیه (2)

(جلسه هفتاد و دوم 30 11 1403)

  
 
لينک دانلود  
 
 
 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و یکم

 (جلسه هفتاد و دوم 30 11 1403)

موضوع: برگ هایی از مظلومیت امیر المومنین سلام الله علیه (2)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

سلام علیکم ورحمة الله و برکاته، در خدمت دوستان هستیم.

پرسش:

استاد ببخشید! برخی معتقدند که آیه:

(وَإِنْ يكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ)

نزديک است کافران هنگامي که آيات قرآن را مي‌شنوند با چشم‌زخم خود تو را از بين ببرند، و مي‌گويند: «او ديوانه است!»

سوره قلم (68): آیه 51

در اصل مربوط به حادثه غدیر بوده ولی کم کم در قرون متأخر در خصوص چشم زخم استفاده شده است آیا همچنین چیزی است؟

پاسخ:

وقتی ابن عباس می گوید سیصد آیه در مورد حضرت امیر داریم شاید یکی از آیات این آیه باشد. کتاب «علي في القران» برای آیت الله سید محمد شیرازی در دو جلد است این کتاب را نگاه کنید. ایشان در کتاب علی فی القران حدود هشتصد و شصت- هفتاد آیه با مدرک از منابع شیعه و سنی آورده است. بنده در این موضوع، مفصّل تر از این کتاب ندیدم. این کتاب جدید هم هست تقریبا برای سی – چهل سال قبل است.

پرسش:

کتاب بحار الانوار یک روایت می آورد که آیه (وَإِنْ يكَادُ الَّذِينَ) در روز غدیر توسط جبرئیل نازل شد و به پیامبر گفت این آیه را بخواند.

پاسخ:

اگر باشد خوب است.

پرسش:

استاد ببخشید! اقتدای حضرت امیر المؤمنین پشت خلفا چه می شود؟

پاسخ:

ما در روایات داریم که حضرت امیر سلام الله علیه اگر هم پشت سر این ها نماز می خوانده اقتدا نفرموده و نماز را فرادی می خواندند.

« و وقف خلف أبى بكر وصلى لنفسه»

تفسير القمي، القمی (م.307ق.)، به كوشش الجزائري، قم، دار الكتاب، 1404ق، ج2، صص158-159

به خاطر این که حفظ وحدت بشود و اختلاف و درگیری در امت نیفتد حضرت این کار را کردند. این ها دنبال قتل امیر المؤمنین بودند.

این روایت تمام روایاتی که در این زمینه است را تخصیص می زند.

پرسش:

ما هم می توانیم این کار را بکنیم؟

پاسخ:

اگر مجتهد هستید ملاحظه کنید اجتهاد تان چه می گوید اگر مقلد هستید ببینید مجتهدی که از او تقلید دارید چه می گوید. در این جا ما تابع مراجع هستیم یعنی هرکس تابع مرجع خودش است. مسئله، مسئله ای تقلیدی است این طوری نیست که بگوییم یک قاعده کلی است.

انساب سمعانی هم نقل کرده است که ابوبکر به خالد دستور داد من به نماز می روم علی هم آن جا می آید در آخرین لحظه که من مشغول تشهد هستم تو گردن علی را بزن تا قضیه تمام بشود!

وسط نماز ابوبکر از این کار پشیمان شد، با خود گفت اگر علی را بکشند طرفدار های علی هم می ریزند ما را می کشند! در مسجد فتنه درست می شود. آخر به این نتیجه رسید گفت:

«يَا خَالِدُ! لَا تَفْعَلْ مَا أَمَرْتُكَ، السَّلَامُ عَلَيْكُمْ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج29، ص126

این ها سلام را اول می دهند و تشهد را آخر می آورند. چیزی نمانده که این ها جا به جا نکرده باشند!

پرسش:

در مورد تولد حضرت علی (علیه السلام) در خانه خدا چند تا شبهه ایجاد می کنند اول می گویند حضرت در کعبه متولد نشده ثانیا اگر متولد هم شده باشد دو نفر دیگر هم هستند که آن ها هم در خانه خدا متولد شده اند.

 ثالثا این فضیلت نیست به خاطر این که در خانه خدا زایمان درست نیست خداوند در قضیه حضرت مریم او را موقع زایمان از مسجد بیرون کرد چطور این جا اجازه می دهد که در خانه خودش این تولد صورت بگیرد؟ رابعا می گویند آن موقع در خانه خدا بت ها بوده و در بین بت ها کسی متولد بشود فضیلت نیست!

پاسخ:

از پاسخ به همان شبهه آخرش شروع می کنم. رسول اکرم در همین خانه کعبه ای که مملو از بت بوده نماز خوانده است. بر همین کعبه طواف کرده است و از سال دوم هجری تا سال هشتم هجری قبله همه مسلمان ها همین کعبه ی مملو از بت ها بود. در سال هشتم هجری بت ها برداشته شد؛ یعنی شش سال قبله همه مسلمان ها بوده است.

اگر بنا بر اشکال باشد، اشکال اول بر رسول اکرم وارد است که اطراف همین خانه مملو از بت طواف می کرده و قبل از سال هشتم دو مرتبه عمره انجام داده و حضرت طواف کرده است و در کل، قبله مسلمان ها بوده است چطور آن موقع اشکال نداشت؟!

همین جایی که بت ها بوده داریم هفتاد تا پیغمبر در دفن شده است. آن ها را آقایان می خواهند چه کار کنند؟! یعنی پیامبران در کنار بت ها دفن شدند؟ حجر اسماعیل محل دفن حضرت اسماعیل و مادر بزرگوارشان حضرت هاجر بوده است.

آقایان صراحت دارند بر این که قبل از حضرت امیر و بعد از حضرت امیر احدی در آن جا متولد نشده است.

پرسش:

استاد همین بت ها را حضرت امیر شکستند!

پاسخ:

بله توسط حضرت امیر شکسته شد.

در هر صورت...

ابو زکریای رازی در مورد تولد حضرت علی در خانه کعبه دارد:

«وكان ولد في الكعبة ولم يولد فيها خليفة غير أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (عليه السلام)»

تاریخ الموصل؛ ابوزکریا الازدی، کتاب الثالث عشر، ص 58

گنجی دارد:

«ولد أمير المؤمنين علي بن أبي طالب بمكة في بيت الله الحرام ليلة الجمعة لثلاث عشرة ليلة خلت من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله الحرام سواه إكراما له بذلك ، وإجلالا لمحله في التعظيم»

كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب عليه السلام؛ ص 405- 406

ابن صبّاغ مالکی:

«ولم يولد في البيت الحرام قبله أحد سواه وهي فضيلة خصّه الله تعالى بها، إجلالا له وإعلاء لمرتبته وإظهارا لكرامته، فولدت غلاماً نظيفاً منظّفاً لم أر أحسن وجهاً منه، فسمّاه أبو طالب عليّاً»

الفصول المهمة في معرفة الأئمة؛ نويسنده : علي بن محمد أحمد المالكي ( ابن الصباغ) (وفات : 855)، تحقيق: سامي الغريري، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر، قم: 1422، ص173

پرسش:

حکیم ابن حزام را هم می گویند در کعبه متولد شده است.

پاسخ:

همه دروغ است، این ها را بنی امیه جعل کرده اند. در رابطه با حکیم ابن حزام راوی آن را خود اهل سنت رد کرده اند و گفته اند مشکل دار است.

«قال البخاري: منکر الحدیث»

لسان المیزان در مورد او می گوید غیر ثقه است. او از طرفداران زبیری ها بوده روایت هم در تاریخ بخاری و دیگر کتب مرسل است. این ها از آن مطالبی است که بنی امیه خواستند هر فضیلتی برای حضرت امیر است عبارت مثل آن را برای خلفا یا برای دیگران بدل سازی کنند.

یکی از کارهایی که مدتی در ذهنم افتاد انجام بدهم البته ناقص ماند دیگر فرصت نکردم تکمیل کنم روایات بدلی است که این ها درست کرده اند، نزدیک سی تا سی و پنج مورد من پیدا کردم، ندیدم کسی این ها را استقصا کرده باشد.

«عن أبي سعيد قال قال يعني النبي صلى الله عليه وسلم الحسن والحسين سيدا شباب أهل الجنة»

 الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص378

روایت بدلی و جعلی:

«عن علي قال بينا أنا جالس عند رسول الله صلى الله عليه وسلم إذ أقبل أبو بكر وعمر فقال يا علي هذان سيدا كهول أهل الجنة إلا ما كان من الأنبياء فلا تخبرهما»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص350

«قال النبي صلى الله عليه وسلم أبو بكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج1، ص189

همچنین در مورد خلقت نوری و امثال این ها روایت جعل کردند.

(أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ)

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج2، ص193

(روایت بدلی و جعلی در این مورد) :

«أنا مدينة العلم وأبو بكر أساسها وعمر حيطانها وعثمان سقفها وعلي بابها لا تقولوا في أبي بكر وعلي وعثمان إلا خيرا»

الفردوس بمأثور الخطاب؛ اسم المؤلف: أبو شجاع شيرويه بن شهردار بن شيرويه الديلمي الهمذاني الملقب إلكيا الوفاة: 509 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1406 هـ - 1986م، الطبعة: الأولى، تحقيق: السعيد بن بسيوني زغلول، ج1، ص43

امثال این روایت ها زیاد است. اگر کسی جستجو کند شاید بالای پنجاه مورد باشد.

پرسش:

سد الابواب را هم جعل کردند.

پاسخ:

بله، سد الابواب و خوخه و... ملاحظه بفرمایید بنی امیه بی کار ننشسته بودند تمام تلاش شان بر این بود که یک چیزی از فضائل امیر المؤمنین را برای خلفا درست کنند.

با این همه کاری که کردند چه شد آیا واقعا توانستند برای آن ها فضیلت کسب کنند؟ یک عبارتی است می گوید اگر علی را دوست داشته باشیم دنیایمان می سوزد و اگر دشمن داشته باشیم آخرت مان می سوزد. دشمنان علی از عداوت، دوستان علی از ترس فضائل امیر المؤمنین را مخفی کردند.

ببینید این تعبیر خیلی دلنشین است. از محمد ابن ادریس شافعی است:

«ما تقول: في عليّ؟ فقال: و ما ذا أقول في رجل أخفت أوليائه فضائله خوفا، و أخفت أعداؤه فضائله حسدا، و شاع من بين ذين ما ملأ الخافقين»

حلية الأبرار في أحوال محمّد و آله الأطهار عليهم السلام‏؛ نويسنده: بحرانى، سيد هاشم بن سليمان‏، تاريخ وفات مؤلف: 1107 ق‏، ناشر: مؤسسة المعارف الإسلامية، قم‏، 1411 ق‏،، ج2، ص 136

«و شاع من بين ذين ما ملأ الخافقين» شرق و غرب عالم را فضائل حضرت علی پر کرده است! این ها:

(يرِيدُونَ لِيطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ)

آنان مي‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولي خدا نور خود را کامل مي‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!

سوره صف (61): آیه 8

یا شعبی که اهل سنت به او لقب امیر المؤمنین فی الحدیث!! داده اند، می گوید:

«إن أحببناهم قتلونا، وإن أبغضناهم أدخلونا النار»

عيون الأخبار؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم بن قتيبة الدينوري (المتوفى: 276هـ)، الناشر: دار الكتب العلمية –بيروت1418هـ، ج1، ص311

این را بزرگان اهل سنت آورده اند. از جمله عیون الاخبار ابن قتیبه که از کتاب های معتبر اهل سنت است. در کتاب های شیعه هم آمده است این که صحابه و محدثین از نقل فضائل علی وحشت داشتند.

تا جایی که امکان پذیر بود من جمع کردم. تا پایان دوران بنی امیه محدثین اهل سنت وحشت داشتند حدیثی در فضائل حضرت علی (سلام الله علیه) نقل کنند. کسی است می گوید من حاضرم از صبح تا ظهر بالای منبر بروم فضائل حضرت علی را نقل کنم ظهر سرم را ببرند برای کشته شدن حاضر هستم ولی این اندازه به من اجازه نمی دهند که من بروم دو سه ساعت فضائل آن حضرت را بگویم بعد این ها بیایند سر من را قطع کنند.

این محدثین از اهل سنت هستند و شیعه نیستند.

در هر صورت...

این همه روایاتی که الان می بینیم در فضائل حضرت امیر است و آن هم در کتب اهل سنت موجود است این نیست جز این که ارادة الله فوق ارادتهم خدای عالم خواست که نام امیر المؤمنین تا قیام قیامت باشد.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم؛ موضوع بحث ما در رابطه با این عبارت بود که گفتند امیر المؤمنین (سلام الله علیه) خودش را خلیفه نمی دانست.

عرض کردیم حدود یک صد و پنجاه روایت که واژه خلیفه در آن ها استفاده شده بود مانند: «انت خلیفتي، هو خلیفتي، خلیفتي في أهلي، خلیفتي من بعدي، خلیفتي علی المسلمین و خلیفتي علی کل مؤمن و مؤمنة و...» با عبارت های مختلف این واژه آمده است.

من نمی دانم! آیا این یک صد و پنجاه روایت کافی نیست؟! شاید خود رسول اکرم می دانست که این ها روی واژه خلافت یک حساب جاری ویژه ای دارند و کلمه خلیفه از دیگر واژه ها صراحتش برای امامت و ولایت حضرت امیر (سلام الله علیه) بیشتر است.

اولین روایتی که آوردیم روایت ابن عباس است می گوید امیر المؤمنین ده تا فضیلت دارد که هیچ احدی ندارد. عمده این ده فضیلت را آوردیم بعد در آخرش می آید مصادره به مطلوب می کند می گوید:

«وَأَخْبَرَنَا الله عز وجل في الْقُرْآنِ انه قد رضي عَنْهُمْ عن أَصْحَابِ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما في قُلُوبِهِمْ هل حدثنا انه سَخِطَ عليهم بَعْدُ قال وقال نبي اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِعُمَرَ حين قال ائْذَنْ لي فَلأَضْرِبْ عُنُقَهُ قال أو كنت فَاعِلاً وما يُدْرِيكَ لَعَلَّ اللَّهَ قَدِ اطَّلَعَ إلى أَهْل بَدْرٍ فقال اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص330، ح3062

خدای عالم در قرآن می گوید آن ها که در بیعت شجره بودند خدا راضی شده است. آیا آیه ای داریم که خدا بر این ها غضب کرده است؟ و مصداق اتم کسی که در بیعت شجره بود امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بوده است.

شما چطور نسبت به دیگر صحابه می گویید ایشان از اصحاب شجره و در بیعت رضوان بوده است خدا از بیعت کننده رضوان راضی است ولی نسبت به امیر المؤمنین می رسید این همه سبّ و شتم دارید!

بعد آن عبارت: «وما يُدْرِيكَ لَعَلَّ اللَّهَ قَدِ اطَّلَعَ إلى أَهْل بَدْرٍ فقال اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ» آن را مطرح می کند که در ذیل حدیث صحیح بخاری است این قطعا افترا به رسول الله است که بیاید بگوید: «اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ»

«اطَّلَعَ على أَهْلِ بَدْرٍ فقال اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة : الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1095، ح2845

 این ها در حقیقت فوق عصمت برای صحابه را تثبیت می کنند. این روایت را مسند احمد آورده، محقق آن می گوید رجال احمد رجال صحیح است غیر ابو بلج، این ابو بلج فزاری یک دنیای دیگری دارد تقریبا ما هفت – هشت صفحه در مورد ایشان بحث داریم در سایت حضرت ولی عصر دوستان مراجعه کنند آن جا بحث شده است.

حاکم نیشابوری روایت ابن عباس را مفصل در حد سه صفحه نقل می کند آن عبارتی که در رابطه با لیلة المبیت می گفتم این ها ریختند تا صبح همه شان سنگ می زدند

«وقد لفّ رأسه في الثوب لا يخرجه»

امیر المؤمنین لحاف را کشیده بود از زیر لحاف بیرون نمی آمد.

«حتى أصبح ثم كشف عن رأسه»

وقتی سرش را از لحاف بیرون آورد دیدند امیر المؤمنین است.

«فقالوا إنك للئيم وكان صاحبك لا يتضور ونحن نرميه»

وقتی ما می آمدیم به بدن رسول الله سنگ می زدیم، رسول الله این طرف و آن طرف نمی غلطید به خود نمی پیچید.

«وأنت تتضور»

ولی به تو که سنگ می زدیم داشتی به خودت می پچیدی!

«وقد استنكرنا ذلك فقال بن عباس وخرج رسول الله صلى الله عليه وسلم في غزوة تبوك وخرج بالناس معه قال فقال له علي أخرج معك قال فقال النبي صلى الله عليه وسلم لا فبكى علي فقال له أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه ليس بعدي نبي إنه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

ما همان شب هم برایمان عجیب بود! می گفتیم هر وقت به پیامبر سنگ می زدیم به خودش نمی پیچید ولی امشب دارد به خودش می پیچد. چرا؟!

آن آقایانی که می گویند امیر المؤمنین می دانست (که در شبی که بجای پیامبر خوابید، کشته نمی شود، پس فضیلتی برای ایشان نیست) آیا خودشان حاضر بودند بیایند ولو این که پیامبر هم فرموده بود زنده می می مانید؟ آیا هیچ کدام شان حاضر بودند تا صبح بیایند جای پیامبر بخوابند فقط همین سنگ باران مشرکین قریش را تحمل کنند؟! همین اندازه حاضر بودند بیایند؟!

اگر ما بحث معرفة النبی، و معرفة الامام را مقداری رویش کار کنیم شاید برای بعضی ها حرف هایی که در رابطه با ولایت اهل بیت می زنیم قبول کردنش سخت است ولی شما فرمایشات امام و فرمایشات اقای خویی را ملاحظه کنید.

آقای خویی صراحت دارد: «وهم الواسطة في الخلق»

«في ولايتهم ( عليهم السلام ) التكوينية أما الجهة الأولى، فالظاهر أنه لا شبهة في ولايتهم على المخلوق بأجمعهم، كما يظهر من الأخبار، لكونهم واسطة في الايجاد، وبهم الوجود، وهم السبب في الخلق، إذ لولاهم لما خلق الناس كلهم، وإنما خلقوا لأجلهم، وبهم وجودهم، وهم الواسطة في الإفاضة، بل لهم الولاية التكوينية لما دون الخالق. فهذه الولاية نحو ولاية الله تعالى على الخلق ولاية ايجادية، وإن كانت هي ضعيفة بالنسبة إلى ولاية الله تعالى على الخلق، وهذه الجهة من الولاية خارجة عن حدود بحثنا وموكولة إلى محله.»

مصباح الفقاهة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، چاپخانه: العلمية – قم، ناشر: مكتبة الداوري – قم، ج3، ص279

مرحوم شیخ انصاری، و مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم نائینی و مرحوم آقا ضیا عراقی و مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی این ها همه شان نسبت به جایگاه ولایت اهل بیت حرف های این چنینی دارند.

تعبیر مرحوم اصفهانی را ملاحظه بفرمایید، تعبیری شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه وقتی می آید از مرحوم کمپانی می خواهد نام ببرد شرح کفایه شان را نام می برد، بعد می گوید فهمیدن کلمات مرحوم کمپانی مما یختبر به الرجال یعنی به مراتب عبارتش سخت تر از اصل کفایه است. خیلی ها هستند کفایه را متوجه می شوند ولی حاشیه و شرح مرحوم کمپانی را متوجه نمی شوند! همین آقا می گوید:

«لهم الولاية المعنوية والسلطنة الباطنية على جميع الأمور التكوينية والتشريعية»

حاشية كتاب المكاسب؛ تأليف : الشيخ محمد حسين الأصفهاني، تحقيق: الشيخ عباس محمد آل سباع، الطبعة: الأولى / 1418 ه‍ ق، الناشر: أنوار الهدى، المطبعة: علمية، ج 2، ص 379

این را در حاشیه بر مکاسب آورده است. در منبر نگفته که بگوییم خطابه است. یا مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) از استادش مرحوم قمشه ای دارد:

«فالحقيقة المحمّديّة هي الَّتي تجلَّت في صورة العالم والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّيها»

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية؛ مؤلف: امام خمينى- تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ص57

این تعابیر را از مرحوم شیخ مفید تا فقهای معاصر استقصا کردیم. آیت الله خویی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب مصباح الفقاهه جلد 5 صفحه 35، 37 و 38 تعابیر را می آورد و می گوید روایات متواتر در این زمینه داریم.

در روایت تشریع و تکوین می گوید در این زمینه روایات متواتر داریم ولی الان متأسفانه بعضی از اساتید بزرگوار یا اساتید غیر بزرگوار! که از آن ها انتظار بیش از این نیست ولی بعضی از بزرگوارانی که لهم کلام و در حوزه قابل توجه هم هستند این ها روی بحث ولایت اهل بیت (علیهم السلام) چه ولایت تشریعی و چه ولایت تکوینی کم کاری کردند.

انتظار ما این است روایاتی که آمده است را اگر قبول ندارید، بیایید روایات را توجیه کنید فرمایشات فقهای بزرگوار از شیخ مفید، علامه حلی، شیخ انصاری، آخوند خراسانی، آقا ضیا، امام و آیت الله خویی را با علم و دلیل رد کنید نمی شود بگویید این ها نفهمیدند و بدون هیچ مدرکی همچنین تعابیر را به کار بردند.

آن هایی که از طریق مکاشفات و این طور موارد به مقامات اهل بیت رسیدند به آن ها کار نداریم. مرحوم حسینقلی همدانی تعابیری که در مکاشفاتش دارد و همین طور شاگردان او مرحوم کربلایی و مرحوم بهاری و بزرگانی که اهل کشف و کرامت و اهل سیر و سلوک هستند که روی مقامات اهل بیت (علیهم السلام) کار کردند و رسیدند.

یا آقای شیخ جعفر مجتهدی تبریزی مطالبی که دارد این ها یک مورد، دو مورد نیست جلد دوم کتاب در محضر لاهوتیان چاپ شده است به دوستان توصیه می کنم یک دوره این کتاب را مطالعه کنند.

اگر برای دیگران قضیه، روایت باشد برای خود من درایت است من هفت – هشت سال با این مرد بودم در بین الطلوعین آن جا می رفتم. مطالبی که آقای مجاهدی در این کتاب نقل کرده، بخشی از آن چیزهایی است که ایشان در مورد این مرد الهی نوشته است.

دکتر طباطبایی که ساکن قم است می گوید من در آلمان درس می خواندم دیدم پشت در نامه ای از اقای مجتهدی است در آن نامه نوشته بود من فلان روز در دامنه فلان کوه منتظر هستم، می گوید من که چند سال ان جا بودم اسم آن کوه و روستا را نشنیده بودم رفتم. هوا برفی بود.

وقتی مراجعه کردم دیدم ایشان آن جا نشسته بالای کوه رفتیم دیدم یک اطاقکی است وارد اطاق شدیم دیدم خانم و یک جوان بیست دو بیست و سه ساله است خانم وقتی ایشان را دید به دست و پایش افتاد تشکر کرد.

من از آن خانم سوال کردم این آقا را شما از کجا می شناسید؟ گفت من پسرم بیماری مسری داشت در شهر برای این که دیگران مبتلا نشوند بیرون آمدم، دیدم این جا اطاقکی است همین جا بودیم یک شب خیلی دلم شکست متوسل به حضرت مسیح شدم شب حضرت مسیح را در خواب دیدم گفت مشکل بچه ای تو به دست حضرت مهدی آخرین وصی پیغمبر اسلام حل خواهد شد.

می گفت فردای آن روز دیدم در باز شد این آقا وارد شد گفتم شما مهدی آخرین وصی رسول الله هستید گفت نه! من خاک زیر پای او هم نیستم بعد گفت ایشان کنار تخت بچه ام آمد یک اسمی را گفت ولی اسم مهدی نیاورد یک اسم دیگر گفت.

همین که به کمر فرزندم دست زد فرزندم بلند شد و گویا که اصلا بیماری نداشته است. به ایشان عرض کردم چه گفتید؟ ایشان فرمود یا علی گفتم.

این هایی که از این کانال در عصر ما و در این صد سال اخیر مطالب دارند خیلی هستند شاید بشود گفت این قضایا از تواتر هم بالاتر باشد؛ لذا با تمام این حال یک مقدار استبعاد نشان می دهد که اگر ما زیر بار نرویم یک مقدار استغفار کنیم خدای عالم این طینت ما را به طرف اهل بیت روشن کند و آن روحیه قبولی را اگر نداریم انکار را هم نداشته باشیم!

(وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)

هنگامي که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهيد و خاموش باشيد؛ شايد مشمول رحمت خدا شويد!

سوره اعراف (7): آیه 204

امام (رضوان الله علیه) در کتاب آداب الصلاة یک بحث مفصلی دارد و از بعضی از حوزوی ها گلایه می کند این ها نه تنها روحیه قبولی ندارند مطالب معارف اهل بیت را می شنوند موضع می گیرند و روحیه استنکار دارند این ها باید بروند خودشان را اصلاح کنند توبه کنند و از خدا بخواهند نورانیتی در دل این ها ایجاد بشود

(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا)

و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براي مؤمنان، نازل مي‌کنيم؛ و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمي‌افزايد.

سوره اسراء (17): آیه 82

«ولا یزید الظالمین» می فرماید. کافرین و مشرکین نمی فرماید. (وَلَا يزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا) به خدای عالم پناه می بریم.

در هر صورت...

در این جا یکی از واژه هایی که ابن عباس نقل می کند و شاهد مثال ما این جا بود «لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي»

«لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي قال بن عباس وقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة قال بن عباس وسد رسول الله صلى الله عليه وسلم أبواب المسجد غير باب علي فكان يدخل المسجد جنبا وهو طريقه ليس له طريق غيره قال بن عباس وقال رسول الله صلى الله عليه وسلم من كنت مولاه فإن مولاه علي قال بن عباس وقد أخبرنا الله عز وجل في القرآن إنه رضي عن أصحاب الشجرة فعلم ما في قلوبهم فهل أخبرنا أنه سخط عليهم بعد ذلك قال بن عباس وقال نبي الله صلى الله عليه وسلم لعمر رضي الله عنه حين قال ائذن لي فاضرب عنقه قال وكنت فاعلا وما يدريك لعل الله قد اطلع على أهل بدر فقال اعملوا ما شئتم هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

جالب این است که ذهبی هم در پاورقی می گوید این روایت صحیح است. مبنای اهل سنت این است اگر ذهبی و حاکم یک روایتی را تصحیح کنند به منزله ورود روایت در صحیحین است. و اضافه بر این که ذهبی یک آدم معاند است شاگردش می گوید در قلب استاد ما یک شعبه ای از نصب بوده است به این سادگی حاضر نیست فضائل اهل بیت را بپذیرد.

کتاب میزان الإعتدال، جلد 1، صفحه 83 روایت را از نبی مکرم نقل می کند:

«يَا عَلِيُّ، أَنْتَ سَيِّدٌ فِي الدُّنْيَا، سَيِّدٌ فِي الْآخِرَةِ، حَبِيبُكَ حَبِيبِي، وَحَبِيبِي حَبِيبُ اللَّهِ، وَعَدُوُّكَ عَدُوِّي، وَعَدُوُّي عَدُوُّ اللَّهِ»

هر چه می خواهد سنداً و دلالتاً اشکال کند پیدا نمی کند می گوید:

«القلبُ یشهَدُ أنَّه باطل»!!

ميزان الاعتدال في نقد الرجال؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 1، ص 213

من با تعدادی از دانشجوها پشت مقام ابراهیم بحث می کردیم گفتم بعد از این شما در کتاب هایتان بنویسید اگر یک روایت صد در صد صحیح بود باید نگاه کنیم ببینیم اگر قلب ذهبی شهادت به کذب روایت نداد بعد بگوییم روایت صحیح است! یک قاعده رجالی جدیدی به عنوان شهادت قلب ذهبی هم درست کنید!

ولی همین ذهبی با این عداوت وقتی به این جا می رسد می گوید روایت صحیح است.

یعنی ذهبی سخت گیرترین افراد در فضائل حضرت امیر (سلام الله علیه) بود وقتی بگوید «عدوك عدوي، و عدوي عدو اللّه‏» با مبنای اعتقادیش جور در نمی آید ولذا ناگزیر است بگوید «القلبُ یشهَدُ أنَّه باطل» حال آن که حاکم نیشابوری و دیگران همه گفتند روایت صحیح است.

 جالب است البانی همین روایت را می آورد کلمه «خلیفتی» را کلاً حذف کرده است! «هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي‏، أَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي‏» خودش هم می گوید صحیح است «وافَقَهُ ذهبی»، حاکم نیشابوری می گوید صحیح است ذهبی هم گفت صحیح است «و هُوَ کَما قالا» این روایت همان طور که آن دو نفر گفتند صحیح است من هم می گویم صحیح است ولی کلمه «أَنْتَ خَلِيفَتِي‏» را حذف کرده است!

در زیارتنامه حضرت هم می خوانیم:

«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ، وَأَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ»

حضرت بالای منبر است اگر اشتباه نکنم مردی وارد مسجد می شود می گوید:

«لقد ظُلمتُ»

در حق من ظلم کردند دفع ظلم کن حضرت فرمودند:

 «تعال»

 نزدیک بیا نزدیک آمد فرمود:

«یا اخا العرب انک ظلمت واحدا، ولقد ظلمت عدد المدر والوبر»

به اندازه ریگ های بیابان در حق من ظلم شد

«تعال ندعوا علی من ظلما»

بیا با همدیگر نفرین کنیم در حق کسانی که به ما ظلم کرده اند.

تمام آن چه که نبی مکرم در ظرف بیست و سه سال زحمت کشید همه را به باد دادند بدعت گذاشتند سنت پیغمبر را آتش زدند نقل احادیث پیغمبر را ممنوع کردند ... یکی، دو مورد نیست فقط «لقد ظلمتُ» نیست به شخص من ظلم شد.

پرسش:

«أول مظلوم» چطور قابل توجیه است یعنی قبلش ظلمی به کسی نشده بود؟

پاسخ:

اول مظلوم به معنای این است که در این حدّ و به این شدّت به کسی ظلم نشده است. جلسه قبل روایت خیلی درد آوری خواندیم حضرت می فرماید: من مشغول غسل پیغمبر بودم در سقیفه جمع شدند تمام سخنان پیغمبر را زیر پا گذاشتند این کارشان در سقیفه «أقرَحَ قَلبی» قلب من را به درد آورد.

پرسش:

ظلم به رسول اکرم بالاتر است یا نسبت به حضرت امیر بالاتر است؟

پاسخ:

ظلم رسول اکرم یک طور بود ظلم امیر المؤمنین یک طور دیگر بود تمام ظلم هایی که بر رسول اکرم شد بر امیر المؤمنین هم قطعاً بود و بعد از رسول اکرم یک ظلم های جدیدی آغاز کردند وقتی امیر المؤمنین در مسجد شهید می شود می گویند مگر علی نماز هم می خواند؟!

جرج جرداق می گوید:

«قتل علی فی محراب عبادته لشدّة عدالته»

من یک فایلی به اسم اولین مظلوم یا مظلوم ترین مظلوم ها دارم. تمام روایاتی که از زبان حضرت امیر یا از زبان ائمه (علیهم السلام) در رابطه با مظلومیت امیر المؤمنین است همه را جمع کرده ام. خیلی درد آور است بعضی وقت ها اسم فایل را می بینم و نگاه می کنم حالم منقلب می شود و از ناراحتی و ترس فایل را باز نمی کنم مطالعه کنم.

بعضی مواقع درد به قدری عمیق است که آدم نمی تواند تحمل کند. همان تعبیری که فرمود:

«فَصَبَرْتُ‏ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِي نَهْبا»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص48

یا دارد مثل این که زهر هلاهل خورده باشم صبر کردم مثل کسی که شمشیر بر قلبش فرو برده اند. چقدر درد آور است! به آن شکل من در این بیست و پنج سال صبر کردم. پنج سال حکومت ایشان هم که بدتر از بیست و پنج سال خانه نشینی شان بود.

حداقل بیست و پنج سال حضرت در گوشه ای بود و نوعی آرامش داشت در آن پنج سال جنگ های مختلفی شد. در جنگ جمل نزدیک سی هزار کشته، در جنگ صفین که هجده ماه طول کشید، یک صد و ده هزار کشته داشت!

تاریخ یعقوبی را ملاحظه بفرمایید آمار کشته های جنگ صفین و جمل را داده است تمام این ها بر قلب امیر المؤمنین زخم و جراحت است. لذا وقتی شمشیر به فرق مبارکش می خورد می فرماید:

 «فُزْتَ‏ وَ رَبِ‏ الْكَعْبَة»

الإمامة والسياسة؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: 276هـ. ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م. ، تحقيق : خليل المنصور، ج1، ص130

خیلی درد است این که بگوید به سرم شمشیر خورد و درد دارد سخت است با جمله ای که بفرماید: «فُزْتَ‏ وَ رَبِ‏ الْكَعْبَة» و از آن استقبال کند.

عباراتی که اهل سنت آوردند مثل ابن اثیر جزری در اسد الغابه و... وقتی که ام کلثوم گریه می کند حضرت می فرماید اگر می دیدی آن چه من می بینم هرگز گریه نمی کردی، عرض کرد آقا جان چه می بینی؟ گفت دارم می بینم رسول اکرم با صف هایی از پیامبران آمدند، صدیقه طاهره همراه با حضرت خدیجه و حضرت مریم آمدند. رسول اکرم می گوید علی جان بشتاب ما همه در انتظار تو هستیم.

شما این را مقایسه کنید با آخرین لحظات عمر ابوبکر و عمر خود اهل سنت نقل کردند می گویند «وَدَدْتُ أَني كَبْشٌ يُسَمنُنِي أَهْلِي...»

«(طُوبَى لَكَ يَا عُصْفُورُ تَأْكُلُ مِنَ الثمَارِ، وَتَطِيرُ فِي الأَشْجَارِ، لاَ حِسَابَ عَلَيْكَ وَلاَ عَذَابَ، وَاللَّهِ لَوَدَدْتُ أَني كَبْشٌ يُسَمنُنِي أَهْلِي، فَإِذا كُنْتُ أَعْظَمَ مَا كُنْتُ وَأَسْمَنَهُ يَذْبَحُونِي فَيَجْعَلُونِي بَعْضِي شِوَاءً وَبَعْضِي قَدِيدَاً، ثُمَّ أَكَلُونِي ثُمَّ أَلْقُونِي عَذِرَةً فِي الْحَش، وَأَني لَمْ أَكُنْ خُلِقْتُ بَشَرَاً)»

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ ، دار النشر: ، ج13، ص51

این را خودشان نقل کردند. اگر این ها را شیعه نقل کرده بود آسمان را بر سر شیعه خراب می کردند. تعابیر زشتی است که خودشان نقل کردند.

امیدوارم خدای عالم لطف کند قدر این نعمت (ولایت) را بدانیم، و این نعمت را تا آخر عمر از ما نگیرد.

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها