2022 August 10 - چهار شنبه 19 مرداد 1401
اهمیت ولایت اهل بیت علیهم السلام
کد مطلب: ١٢٥٧٥ تاریخ انتشار: ١١ خرداد ١٤٠١ - ١٨:٣٢ تعداد بازدید: 20
دروس خارج » فقه الحکومه
اهمیت ولایت اهل بیت علیهم السلام

جلسه چهل و ششم 26 10 1400

 بسم الله الرحمن الرحیم

 (جلسه چهل و ششم  26 10 1400)

موضوع:  اهمیت ولایت اهل بیت علیهم السلام

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

پرسش:

نظر شیخ مفید در مورد حضرت زهراء سلام الله علیها چیست؟

پاسخ:

ایشان در کتاب «المزار» چاپ قم صفحه ی 156 می گوید:  

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ عَلَى ابْنَتِكَ الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ [بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏] يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَيَّتُهَا الْبَتُولُ الشَّهِيدَةُ الطَّاهِرَة»

 نام كتاب: كتاب المزار- مناسك المزار( للمفيد)؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: ابطحى، محمد باقر، ناشر: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد- رحمة الله عليه‏، قم‏: 1413 ق، ص179

آیا از این بهتر و واضح تر؟ در کتاب «اختصاص » در قضیه ی فدک می گوید خلیفه دوم:

«فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ»

با لگد آن چنان زد

 «وَ كَانَتْ حَامِلَةً بِابْنٍ اسْمُهُ الْمُحَسِّنُ»

که به فرزندش محسن حامله بود

 «فَأَسْقَطَتِ الْمُحَسِّنَ مِنْ بَطْنِهَا»

نام كتاب: الإختصاص‏؛ نويسنده: مفيد محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، ناشر: الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، ايران؛ قم: ‏1413 ق‏، ص 185

آنهایی که می گویند شهادت حضرت محسن دروغ است باید منصفانه این مطالب را بنگرند.

در کتاب «امالی» صفحه 49 می گوید:

«فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَضْرِمُوا عَلَيْهِمُ الْبَيْتَ نَارا»

 

الأمالي (للمفيد)؛  مفيد، محمد بن محمد، محقق / مصحح: استاد ولى، حسين وغفارى على اكبر، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ص49

دستور آتش زدن خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را صادر کرد. در جای دیگر کتاب امالی می گوید:

«فَلَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلًا وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا  فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا»

الأمالي (للمفيد)؛  مفيد، محمد بن محمد، محقق / مصحح: استاد ولى، حسين وغفارى على اكبر، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ص281

این که حضرت زهرا (سلام الله علیها) وصیت می کند قبر او را مخفی کنند کاملا واضح و روشن است.

شیخ صدوق قبل از شیخ مفید است در کتاب کامل الزیارات مفصل قضیه ی معراج را نقل می کند:

«أَمَّا ابْنَتُكَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ يُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِي تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِيَ حَامِل‏»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص332، الباب الثامن و المائة نوادر الزيارات‏، ح13

در صفحه 105 می گوید:

«أَبْكِي مِنْ ضَرْبَتِكَ عَلَى الْقَرْنِ وَ لَطْمِ فَاطِمَةَ خَدَّهَا»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 134، المجلس الثامن والعشرون

این که به صورت حضرت زهراء سلام الله علیها سیلی می زنند حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله می گوید من به خاطر این گریه می کنم.

همچنین شیخ صدوق در کتاب امالی می گوید:

«مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 114، المجلس الرابع و العشرون‏

این روایات درحد مستفیض است

پرسش:

آیا متواتر نیست؟

پاسخ:

مرحوم مجلسی ادعای تواتر دارد. من یک مقدار احتیاط می کنم کلمه متواتر را به کار نمی برم ولی وقتی به حد مستفیض برسد حجت تمام می شود.

مرحوم علامه مجلسی می گوید:

«أن فاطمة صلوات الله عليها كانت شهيدة و هو من المتواترات‏»

مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، حقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج5، ص318

مرحوم شهید صدر نیز چنین بیان کرده است. بعضی از بزرگان ما ادعای تواتر کرده اند.

شیخ طوسی در کتاب «تلخیص الشافی» می گوید:

«والمشهور الذي لا خلاف فیه بین الشیعة»

آیا از این بهتر می می شود؟ بعضی دیگر از بزرگان شیعه هستند که نسبت به روایات مربوط به سیلی خوردن و شهادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)  ادعای اجماع کرده اند.

 مرحوم مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) یک روایت مفصلی را بیان می کند که من از دوستان تقاضا می کنم این روایت را حتما ببینند. در آن جا از قول حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها می گوید:

«...فَأَخَذَ عُمَرُ السَّوْطَ مِنْ يَدِ قُنْفُذٍ- مَوْلَى أَبِي بَكْرٍ- فَضَرَبَ بِهِ عَضُدِي‏ فَالْتَوَى السَّوْطُ عَلَى عَضُدِي حَتَّى صَارَ كَالدُّمْلُجِ، وَ رَكَلَ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَرَدَّهُ عَلَيَّ وَ أَنَا حَامِلٌ فَسَقَطْتُ لِوَجْهِي وَ النَّارُ تُسْعَرُ وَ تَسْفَعُ وَجْهِي، فَضَرَبَنِي بِيَدِهِ حَتَّى انْتَثَرَ قُرْطِي مِنْ أُذُنِي وَ جَاءَنِي الْمَخَاضُ»

... با پا زدند، سیلی به صورتم زدند گوشواره هایم تکه تکه شد و به زمین ریخت. درد زایمان گرفت و بچه ام شهید شد.

«فَأَسْقَطْتُ مُحَسِّناً قَتِيلًا بِغَيْرِ جُرْمٍ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج30، ص349

مطالبی که حضرت زهرا صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می فرماید خیلی جانسوز است.

در هر صورت...

امروز روز رحلت یا شهادت حضرت ام البنین (سلام الله علیها) است. این مناسبت را هم خدمت حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف و همه عزیزان تسلیت عرض می کنم.

 

آغاز بحث...

بحث ما در رابطه با قضیه ی حکومت اسلامی انبیا و ائمه (علیهم السلام) است. گفتیم اهل سنت بر این عقیده هستند که در برابر حاکم اسلامی باید ساکت بود و حاکم اسلامی هر جنایتی را خواست انجام بدهد آزاد است!

می گویند اگر حاکم اسلامی در تلویزیون جلوی مردم نیم ساعت زنا کند بر بقیه لازم هست که اعتراض نکنند  !

یا حاکم اسلامی اگر لواط داد، و لواط دادنش برای همه ثابت بشود، کسی حق اعتراض ندارد. این چه حکومت اسلامی است؟ واقعا این طور شریعت را دارند به استهزاء می گیرند چقدر بی حیاء و بی آبرو هستند

بن عثیمین یکی از مفتیان تقریبا طراز اول عربستان سعودی هست _وی در زمان بن باز بوده و کتاب عقیده ی تدمریه ی ابن تیمیه را شرح کرده است _ می گوید:

«إذا کان یشرب الخمر و یزني و یتلوّط»

 یعنی لواط می داد. در انتخاب این الفاظ می خواهد غلظت را برساند.

«ویقتل النفس بغیر الحق فإنه یجب طاعته ولو ضربک ضربا فیجب علیک أن تطیعه»

یا در سایت عربی یک مفتی سعودی به نام «عبدالعزیر الریس» می گوید:

«لوقام الحاکم بالزنا لمدة نصف الساعة وشرب الخمر علی التلفیزیون الرسمي فإنه لا یصح الخروج علیه او انتقاد علی العلن»

اگر حاکم در تلویزیون به مدت نیم ساعت زنا بکند و شراب بخورد جایز نیست برعلیه او قیام شود یا علنا انتقاد بکنند

وقتی کسی از اهل بیت معصومین علیهم السلام جدا بشوند مصداق فرمایش رسول اکرم خواهند بود که فرمودند:

«أهل بيتي أمان لأمتي من الاختلاف فإذا خالفتها قبيلة من العرب فصاروا حزب إبليس»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص162

دوستانی که در فضای مجازی کار می کنند دقت کنند. وهابی ها می گویند فقهای شیعه هم این فتوا را داده اند.

اگر ولی فقیه زنا کرد اشکال ندارد. این را دقت بفرمایید در سایت انصار السنة می گویند:

«یجب طاعة المرجع الفقیه ولی امر الشیعه حتی ولو کان یشرب الخمر و یزنی و یتلوط»

در جامع المسائل مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی هست دقت کنید چقدر این ها احمق هستند.

«الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء»

سوال هشتصد و سی و هفت:

«هل تکون الاحکام الصادرة من ولي الامر المسلمین في الجمهوریة الاسلامیة الایرانیة نافذة المفعول علی مسلمي سایر البلدان؟»

آیا احکامی را که ولی امر مسلمین در جمهوری اسلامی ایران می دهد آیا نافذة المفعول برای تمام مسلمین در سائر کشور ها هم هست ؟ نافذ یعنی قابل پیاده شدن، یعنی همه مسلمانان باید عمل بکنند. ایشان در جواب چنین فتوا داده است:

«احکام الصادرة من الولي الفقیه اذا کانت لمنطقة خاصة فهي واجب لتلک المنطقة واذا کانت عاما فهي نافذة المفعول»

احکام صادره از ولی فقیه اگر برای منطقه خاصی باشد پس برای همان منطقه واجب الاجراء هست اما اگر عمومی باشد باید همه آنها عمل بکنند.

اما مخالفین شیعه کلمه ی «نافذة المفعول» را نفهمیده اند وگفته اند این جا می گوید بله اگر ولی فقیه لواط هم داد اشکال ندارد ! ببنید این ها چقدر احمق هستند!

این تعبیر در قران نیز آمده است که می فرماید:

(وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا)

و فرمان خدا، در هر حال انجام شدني است!

سوره نساء (4): آیه47

این را چه می گویند؟

من واقعا خدا را شاهد می گیرم اگر شبانه روز برای شکر نعمت ولایت سجده به جا بیاوریم نمی توانیم حق آن را اداء بکنیم!

اگر خدای عالم از ما احتیاج به غذا و آب را بگیرد و ما را مثل فرشته ها قرار دهد، تمام عمرمان را از آن لحظه ای که از رحم مادر به دنیا می آییم تا آن لحظه ای که از دنیا می رویم در سجده باشیم برای نعمت ولایت باز نمی توانیم شکر نعمت ولایت را بجا آوریم!

«تعرف الاشیاء باضدادها»

یا:

«لا تعرف الحق حتی تعرف الباطل»

حق را بخواهی بشناسی اول برو باطل را بشناس!

ما بارها برای دوستان گفتیم، همان طور که دیروز هم از مقام معظم رهبری نقل کردم در نقل مطالب ادب غدیری را باید رعایت کنیم، ادب علوی را رعایت کنیم عبارت های تند، فحش، اهانت نباید از زبان ما جاری بشود.

«وَ لَا تَتَكَلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ لَا يَلِيقُ بِنَا وَ لَا بِشِيعَتِنَا»

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 71 بَابُ تَحْرِيمِ الْفُحْشِ وَ وُجُوبِ حِفْظِ اللِّسَان‏‏، ج‏12، ص82

ولی گفتن حقائق امروز ضرورت دارد. شما قدیمی ترین و اصلی ترین کتاب این ها کتاب «المغنی فی الامامة – عبدالجبار معتزلی» جلد 20 صفحه 10 را در اثبات خلافت خلیفه اول ببینید.

 ادله ای که ایشان از آیات، روایات، عقل و اجماع می آورد را مطالعه کنید از یک نفری که مسلمان نیست و مسیحی است سوال کنید آیا این ها می تواند دلیل عقل پسند باشد؟

بعد از آن عضد الدین ایجی است، تفتازانی است، این ها استوانه های کلامی اهل سنت هستند. این ها هرچه دارند از قاضی عبدالجبار دارند. یعنی این ها عیال کنار سفره عبدالجبار معتزلی هستند.

ایشان هرچه توانسته از خلیفه اول دوم و سوم دفاع کرده وخواسته خلافت آنها را مشروع جلوه بدهد اما به مطالبی استناد کرده که ربطی به خلافت آن سه نفر ندارد.

«الغريق يتشبّث بكلّ حشيش‏»

مصداق اتم آن قاضی عبدالجبار معتزلی متوفای 415 است. ایشان هشت – نه تا آیه و چندین روایت برای اثبات مدعای خود آورده است و در نهایت به اجماع استدلال کرده است.

در این مورد لارم نیست جواب سید مرتضی را بخوانید بلکه شما باشید بینکم و بین ربکم آیا این دلیل می تواند قانع کننده باشد یا نه؟

(قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَينَا عَلَيهِ آبَاءَنَا)

مي‌گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروي مي‌نماييم!

سوره بقره (2): آیه 170

چون پدران ما این راه را رفتند ما هم باید برویم. اگرچه سید مرتضی در کتاب «الشافی» آن چنان جواب داده که فخر رازی از شدّت عصبانیت آتش گرفته است.

شما کتاب تفسیر فخر رازی را مطالعه کنید وقتی به جواب های سید مرتضی می رسد و می خواهد ردّ بکند واقعا آدم احساس می کند این مرد از غضب می سوزد.

فحش می دهد توهین می کند، جسارت می کند عبارت های رکیک نسبت به سید مرتضی می دهد و آخر هم می خواهد جواب بدهد واقعا جواب کودکانه می آورد از فخر رازی که واقعا یکی از فحول علمای اهل سنت است چنین جوابی واقعا کودکانه است.

 شما آیه ی غار را ببینید در تاریخ اسلام کسی مثل فخر رازی از آیه ی غار برای خلافت ابوبکر استفاده نکرده است. نزدیک سی و پنج صفحه در مورد آیه ی غار برای خلافت ابوبکر استدلال کرده است.

این مطلبی را که عرض می کنم خیلی زیبا هست این را یادگاری برای این هفته و حضرت ام البنین (سلام الله علیها) داشته باشید.

 سعد ابن عبدالله اشعری می گوید با بعضی از علمای سنی مناظره می کردم اشکالی در رابطه با آیه ی غار کردند نتوانستم جواب بدهم، خدمت امام عسکری علیه السلام رفتم تا از حضرت سوال کنم، رفتم داخل دیدم که یک آقا زاده ی سه - چهار ساله که صورتش مثل خورشید و ماه می درخشید، نشسته است...

البته آنهایی که حضرت را دیدند همه بالاتفاق گفته اند که از نظر زیبایی اگر حضرت یوسف علیه السلام بیاید از خجالت سرش را پایین می اندازد.

ما یک همسایه ای داشتیم مرحوم شد، می گفت من یک توسلی داشتم یک تشرف کوتاه مدتی خدمت حضرت صاحب الزمان علیه السلام داشتم. می گفت آن چنان دلم را برد شب و روز داشتم ناله می کردم و واقعا داشتم تلف می شدم و اصلا یک لحظه هم قیافه ی زیبا و نورانی حضرت از جلوی چشمانم کنار نمی رفت.

نماز می خواندم، غذا می خوردم، می خواستم استراحت کنم همیشه آن قیافه نورانی حضرت جلوی چشمانم بود و کنار نمی رفت. تا اینکه دوباره به خود اهل بیت علیهم السلام توسل کردم که این حال را از من بگیرند و از من گرفتند.

در هر صورت...

کتاب «کمال الدین» جلد 2 صفحه 464 خیلی عبارت زیبایی است می گوید هرچه از حضرت سوال می پرسم آقا زاده شان جواب می دادند:

«عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْمَنِ غُلَامٌ يُنَاسِبُ الْمُشْتَرِيَ فِي الْخِلْقَةِ وَ الْمَنْظَرِ عَلَى رَأْسِهِ فَرْقٌ بَيْنَ وَفْرَتَيْنِ كَأَنَّهُ أَلِفٌ بَيْنَ وَاوَيْنِ وَ بَيْنَ يَدَيْ مَوْلَانَا رُمَّانَةٌ ذَهَبِيَّةٌ»

تا آن جایی که می گوید من هرچه که می خواستم سوال کنم قبل از سوال ایشان به ما می گفت، بعد حضرت بدون این که من بگویم فرمود یکی از کسانی که مناظره کردی گفته:

«لما [مَا] أَخْرَجَ مَعَ نَفْسِهِ مُخْتَارَ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِلَى الْغَارِ»

ابابکر

«إِلَّا عِلْماً مِنْهُ أَنَّ الْخِلَافَةَ لَهُ مِنْ بَعْدِه‏»

چون پیغمبر می دانست خلیفه بعد از خودش ابوبکر است لذا ایشان را به غار برد که از شر دشمن محفوظ بماند ! که بعد از خودش مردم بدون خلیفه نمانند ! این که حضرت امیرالمومنبن علی علیه السلام یا دیگران را نبرد پس معلوم می شود که نظر رسول الله به ابوبکر بوده است !

از آن طرف هم می گوید امیرالمومنین علی  علیه السلام را در جایگاه خودش خوابانید چون می دانست اگر امیرالمومنین علیه السلام کشته بشود جهان اسلام به هم نمی خورد؛ ولی اگر ابوبکر کشته شود همه جهان اسلام به هم می ریزد ! و لذا حضرت امیرالمومنین علیه السلام را در معرض قتل قرار داد و ابابکر را در کنار خودش به جای أمن برد.

حضرت فرمود:

«فَهَلَّا نَقَضْتَ عَلَيْهِ دَعْوَاه‏»

چرا جواب نقضی به او ندادی!

«أَ لَيْسَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) الْخِلَافَةُ بَعْدِي ثَلَاثُونَ سَنَة»

مگر پیغمبر نفرمود خلافت بعد از من سی سال است

كمال الدين و تمام النعمة، ابن بابويه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج‏2، ص 462

این مطلب را همه اهل سنت آورده اند. در صحاح و دیگر کتب شان نیز هست. پیغمبر فرمود:

«الخلافة بعدي ثلاثون سنة ثم تكون ملكا عضوضا»

...بعد از ان هم سلطنت خواهد آمد.

المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطية الأندلسي الوفاة: 546هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - لبنان - 1413هـ- 1993م، الطبعة: الاولى، تحقيق: عبد السلام عبد الشافي محمد، ج3، ص468

طبق این روایت همه معتقد هستند که حکومت معاویه سلطنت است، نه خلافت . می گوید وقتی پیامبر فرمود:

«الْخِلَافَةُ بَعْدِي ثَلَاثُونَ سَنَةً فَجَعَلَ هَذِهِ مَوْقُوفَةً عَلَى أَعْمَارِ الْأَرْبَعَةِ الَّذِينَ هُمُ الْخُلَفَاءُ الرَّاشِدُونَ فِي مَذْهَبِكُم‏»

این سی سال شامل خلافت چهار تا خلیفه است، سال چهل امیر المؤمنین به شهادت رسید «الْخِلَافَةُ بَعْدِي ثَلَاثُونَ سَنَةً»؛ تمام شد. اگر بناء بود پیغمبر خلیفه خودش را ببرد باید هر چهار نفر را هم با خودش می برد چون فرموده: «الْخِلَافَةُ بَعْدِي ثَلَاثُونَ سَنَةً»؛ چرا اولی را برد، دومی، سومی و چهارمی را نبرد؟ اگر واقعا برای حفظ جایگاه خلفای بعد از خودش بود باید همه آنها را هم می برد.

«فَكَانَ الْوَاجِبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص أَنْ يُخْرِجَهُمْ جَمِيعاً عَلَى التَّرْتِيبِ إِلَى الْغَارِ وَ يُشْفِقَ عَلَيْهِمْ كَمَا أَشْفَقَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ»

كمال الدين و تمام النعمة، ابن بابويه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج‏2، ص 463

بعد می گوید من رفتم با آن کسانی که مناظره می کردم جواب را گفتم و آنها مبهوت ماندند و دیگر نتوانستند جوابی بدهند.

در هر صورت...

آیات قرآن را ببینید آیه ی ولایت:

 (إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)

سرپرست و ولي شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا مي‌دارند، و در حال رکوع، زکات مي‌دهند.

سوره مائده (5): آیه 55

(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)

اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده‌اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي‌دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي‌کند.

سوره مائده (5): آیه 67

(الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا )

امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم!

سوره مائده (5): آیه 3

همین طور ده ها آیه دیگر است که خودشان می گویند شأن نزولش در ولایت امیر المؤمنین است. ده ها روایت دارند:

«وأنت خليفتي في كلّ مؤمن من بعدي»

السنة، اسم المؤلف: عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1400، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني؛ ج2، ص 565، ح 1188

تمام این ها را کنار گذاشتند رفتند سراغ:

(وَسَيجَنَّبُهَا الْأَتْقَى؛ الَّذِي يؤْتِي مَالَهُ يتَزَكَّى)

و بزودي با تقواترين مردم از آن دور داشته مي‌شود، همان کس که مال خود را (در راه خدا) مي‌بخشد تا پاک شود.

سوره لیل (92): آیه 16 و 17

می گویند چون ابوبکر در مکه اموالش را در اختیار پیغمبر گذاشته بود؛ پس خلیفه است! ببینید چقدر بی ربط است. یا مثلا قضیه ی نماز ابوبکر به جای پیغمبر، که خود پیغمبر ایشان را کنار زد و خودش نشسته نماز خواند.

وقتی به بن بست علمی برخورد می کنند می گویند ابوبکر به پیغمبر اقتدا کرد، مردم هم به ابوبکر اقتدا کردند. ببینید چقدر مسخره است!

بعضی دیگر هم می گویند چون صحابه به ابوبکر می گفتند:

«يا خليفة رسول الله»

خدا هم در قرآن نسبت به صحابه گفته است:

(أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ)

و آنها راستگويانند!

سوره حشر (59): آیه 8

پس این ها که گفته اند «يا خليفة رسول الله» در نتیجه ابوبکر خلیفه بوده است !

این استدلال ها بی مغز و بچه گانه است و هیچگونه دلالتی بر این مدّعا نمی کند.

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها