2022 June 28 - سه شنبه 07 تير 1401
به فتوای بزرگان اهل سنت، منکر خلافت ابوبکر و عمر کافر است!!
کد مطلب: ١٢٥٥٠ تاریخ انتشار: ٢٧ فروردين ١٤٠١ - ١٧:٠٩ تعداد بازدید: 65
اخبار » عمومي
به فتوای بزرگان اهل سنت، منکر خلافت ابوبکر و عمر کافر است!!

 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

05/12/1400

موضوع: به فتوای بزرگان اهل سنت، منکر خلافت ابوبکر و عمر کافر است!!

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

خلاصه ای از مباحث جلسات گذشته در امامت الهی ائمه اطهار (علیهم السلام)

به فتوای بزرگان اهل سنت، منکر خلافت و امامت ابوبکر و عمر کافر است!!

در منطق شیعه، اهانت به مقدسات اهل سنت، گناه نابخشودنی است!

تماس‌های بینندگان برنامه

آیا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در جنگ تبوک، صرفاً جانشین در میان اهلبیت بود؟

شبهه ای به آیه تطهیر درباره عصمت ائمه (علیهم السلام)

مجری:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

الحمدلله این توفیق نصیب ما شد تا بازهم در شب جمعه‌ای دیگر برنامه «حبل المتین» را به محضر همه شما گرامیان تقدیم کنیم. برنامه‌ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد آیت الله حسینی قزوینی باشیم.

ان شاءالله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم. مثل همیشه در ابتدای برنامه و ابتدای مجلس خودمان حسن مطلع این مجلس و محفل را نام و یادی از حضرت صدیقه شهیده (سلام الله علیها) قرار می‌دهیم.

ان شاءالله که نظر حضرت فاطمه زهرا و دردانه آن بزرگوار حضرت صاحب العصر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به همه ما شیعیان و دلباختگان آن حضرت باشد. حضرت استاد عرض سلام دارم و در محضرتان هستیم، بفرمایید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی سلام عرض می‌کنیم و موفقیت همه عزیزان و گرامیان را از خداوند منّان خواهانیم.

همانطور که عزیزمان هم اشاره کردند آغاز برنامه را با یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) شروع می‌کنیم، باشد که دین و دنیا و آخرتمان بیمه آن بزرگوار باشد و نگاهی هم به ما و دست اندرکاران شبکه و بینندگان عزیز ما داشته باشند.

ز دست مردم یثرب چه آمد بر سرت مادر

که مرگ خویش را کردی طلب از داورت مادر

از پهلو به آن پهلو مپیچ ای غم گسار من

مبادا صدمه بیند زخم‌های پیکرت مادر

تو بین دشمنان کردی حمایت از علی من هم

جدا یک دم مگردم از کنار بسترت مادر

تو کردی پاک از چشم علی اشک و غم و من هم

بگیرم اشک مظلومی ز چشمان ترت مادر

نه تنها من در و دیوار این غم خانه می‌گرید

گهی بر تو گهی بر غصه‌های رهبرت مادر

و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

مجری:

احسنتم، اعظم الله أجورنا و أجورکم. خیلی ممنون و متشکرم، حضرت استاد لطف فرمودید.

عزیزان بیننده خدمت شما عرض کنم که مثل همیشه در ابتدای برنامه این یادآوری را انجام بدهم که از همین الآن از زمان شروع برنامه این فرصت در اختیارتان بوده و هست که تماس بگیرید.

اگر سؤال خاصی دارید یا مطلبی هست که قصد دارید آن را در برنامه مطرح کنید در خدمتتان هستیم. ان شاءالله با همین شماره‌هایی که زیرنویس شده تماس بگیرید. عزیزان اتاق فرمان پاسخگوی شما خواهند بود و در فرصت مقتضی حتماً با شما تماس خواهند گرفت.

به سراغ اصل مطلب و مباحثی برویم که در سلسله درس‌های آموزه‌هایی از امامت و ولایت در محضر حضرت استاد بودیم و استفاده می‌کردیم. پای این درس نشسته بودیم و مفصلاً رسیدیم به بحث حدیث:

«من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

حضرت استاد در رابطه با این حدیث مفصلاً صحبت کردند و مطالب نابی را فرمودند. ان شاءالله این جلسه هم از حضور ایشان سؤالاتی را مطرح خواهیم کرد.

اگر امکان دارد لطف بفرمایید هم برای عزیزان بیننده و هم کسانی که به تازگی همراه ما شدند مختصری از مطالب گذشته بفرمایید تا همه در جریان قرار بگیرند.

خلاصه ای از مباحث جلسات گذشته در امامت الهی ائمه اطهار (علیهم السلام)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

در رابطه با حدیث:

«من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 4، ص 96، ح 16922

با سند صحیح از منابع شیعه و اهل سنت بحث کردیم و نظرات علمای اهل سنت را هم بیان کردیم.

در این دو جلسه اخیر به این نتیجه رسیدیم که بزرگان اهل سنت امامت و خلافت را اصلی از اصول دین شمردند و گفته‌اند که امامت از اصول دین است.

آقایان «بیضاوی» متوفای 685 هجری و «بدخشی» متوفای 922 هجری و «شمس الدین اصفهانی» متوفای 749 هجری و «سبکی» متوفای 756 بر این عقیده هستند. ما این مطالب را از منابع آقایان اهل سنت نقل کردیم.

بحث دومی که داشتیم پیرامون این قضیه بود که تعدادی از بزرگان گفته‌اند که امامت و خلافت رکنی از ارکان دین است. دسته قبل می‌گفتند که امامت اصلی از اصول دین است، اما این دسته بر این عقیده هستند که امامت رکنی از ارکان دین است.

«قرطبی» متوفای 671 هجری در کتاب «تفسیر» خود جلد اول صفحه 391 و «هیثمی» متوفای 807 هجری در کتاب «مجمع الزوائد» جلد 9 صفحه 151 و «ابن عبدالبر» متوفای 463 هجری در کتاب «الاستیعاب» جلد 2 صفحه 581 بر این مطلب تأکید دارند.

همچنین بزرگان دیگری نظیر «شنقیطی» یکی از وهابی‌های معاصر در کتاب تفسیر خود به نام «اضواء البیان» که مورد عنایت آقایان وهابی‌هاست جلد یک صفحه 71 این مطلب را آورده است. آن‌ها معتقدند که امامت رکنی از ارکان دین است.

بحث سوم که ما مطرح کردیم این بود که اگر کسی منکر رکنی از ارکان دین باشد حکم آن چیست. ما در این زمینه فتوای «لجنه دائمه افتاء عربستان سعودی» که مرکز صدور فتوا برای همه وهابی‌هاست را بیان کردیم که چنین است:

«من أنکر وجحد شیئا من أرکان الإسلام أو من واجبات الدین المعلومة بالضرورة فهو کافر ومارق من دین الإسلام»

هرکسی چیزی از ارکان دین را انکار کند یا چیزی از واجبات دین که معلوم بالضروره هست را انکار کند هم کافر است و هم از دین اسلام خارج است.

فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء، نویسنده: أحمد بن عبد الرزاق الدویش، الریاض - المملکة العربیة السعودیة، ج 2، ص 281، فتوی رقم (5508)

اینها همگی معتقدند بودند که اگر کسی رکنی از ارکان دین را منکر باشد کافر است و از دین اسلام خارج است.

ما این سه مسئله که همانند زنجیر به هم پیوسته بود را بیان کردیم؛ امامت اصلی از اصول دین است، امامت رکنی از ارکان دین است، انکار رکن هم موجب کفر و خروج از دین است.

مجری:

بسیار عالی، خیلی ممنون و متشکریم. قبل از اینکه سؤال جدید را از حضرت استاد بپرسیم و مطرح کنیم، این یادآوری را خدمت همه بینندگان عزیز انجام بدهم.

چند وقتی هست علاوه بر عزیزانی که از طریق فرکانس‌های ماهواره برنامه را مشاهده می‌کنند و عزیزانی که سابقاً هم اپلیکیشن برنامه را نصب کرده بودند و از آن طریق با برنامه همراه شدند یا سایت «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» برنامه را پیگیری می‌کنند، قابلیت دیگری هم فراهم شده است.

چند وقتی هست این امکان فراهم شده است که عزیزان از طریق برنامه اینستاگرام می‌توانند به صورت لایو برنامه را مشاهده کنند در سرویس‌هایی که از طریق گوشی‌های موبایلشان در خدمتشان هست.

برنامه از این طریق هم پخش می‌شود و خیرمقدم می گوییم به همه عزیزانی که از این طریق به تازگی همراه ما شدند.

اگر در صفحه اینستاگرام «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» را سرچ کنید، به اسم «valiasraj.tv» هست که مشخص است. الحمدلله این امکان هم فراهم شده و عزیزان می‌توانند به صورت مستقیم و زنده برنامه را مشاهده کنند.

حضرت استاد! ما کاملاً به وضوح مشاهده می‌کنیم که علمای اهل سنت امامت را یا رکنی از ارکان دین برشمردند یا آن را جزو اصول دین دانستند. همچنین اگر کسی منکر باشد آن را قطعاً از دین خارج و از دایره اسلام بیرون دانستند.

حال می‌خواهیم ببینیم که این بحثی تئوری است یا در عمل هم چنین است؟! اهل سنتی که ما ملاحظه می‌کنیم خلفایشان شیخین هستند و امامتشان را به آنها سپردند.

آیا کسی که این را انکار کند، مقدمه اول و دوم را هم پذیرفته است که منکر شیخین خارج از دین شده است یا صرفاً چیزی است که در حد تئوری مطرح شده است؟!

به فتوای بزرگان اهل سنت، منکر خلافت و امامت ابوبکر و عمر کافر است!!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته زیبایی است. با توجه به سه مقدمه‌ای که ما عرض کردیم و گفتیم امامت از اصول دین است، امامت رکنی از ارکان دین است و منکر امامت و خلافت هم کافر است. نتیجتاً هم آقایان در رابطه با خلافت شیخین همین نظر را دارند.

در مناظره‌ای هم که عرض کردیم یک ماه قبل بین دو نفر از علمای شیعه و اهل سنت در تونس انجام شده بود و خیلی هم زیبا بود، یکی از بحث‌هایی هم که عالم شیعه آورد همین بود. ایشان به این قضیه مختصراً اشاره کردند و گذشتند.

بنده از بینندگان عزیز اعم از شیعه و اهل سنت خواهش می‌کنم به این مطالب خوب دقت کنند.

اگر قرار باشد گذشته را ملاک قرار بدهیم، نمی‌توانیم آینده را بسازیم. ما باید گذشته را ملاک قرار بدهیم و عبرت بگیریم تا آینده را اصلاح کنیم. خیلی خوب است که گذشته ملاکی برای اصلاح آینده باشد.

اگر گذشته ملاک باشد برای اینکه در آینده طبق گذشته برنامه ریزی کنیم، قطعاً زندگی برای شیعه و اهل سنت و حتی وهابی‌ها و مسیحیت و پیروان ادیان ابراهیمی دشوارتر خواهد شد. ما هرچه جلوتر می‌رویم اختلافات عمیق‌تر و عداوت‌ها بیشتر می‌شود.

ما می‌بینیم بزرگان اهل سنت نظیر «سیواسی حنفی» متوفای 861 هجری در کتاب «شرح فتح القدیر» جلد اول صفحه 350 می‌نویسد:

«وإن أنکر خلافة الصدیق أو عمر رضی الله عنهما فهو کافر»

هرکسی خلافت ابوبکر و عمر را انکار کند، کافر است.

شرح فتح القدیر، کمال الدین محمد بن عبد الواحد السیواسی، سنة الولادة / سنة الوفاة 681 هـ، الناشر دار الفکر، مکان النشر بیروت، ج 1، ص 350، باب فإن قوله جهر تتوجه النفس إلی طلب علته

اگر شما بخواهید این قول را ملاک قرار بدهید، چه خواهد شد!؟ در این صورت آیا می‌توان زندگی مسالمت آمیزی داشت؟!

افرادی هستند که در منزل زن شیعه است و همسرش سنی است، در منزل یک برادر شیعه و یک برادر اهل سنت است، همچنین یک خواهر شیعه و یک خواهر اهل سنت است. شخصی هست که پدرزن شیعه و مادرزن اهل سنت است.

در این صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟! ما کاری با شیعه نداریم، بلکه نظرات علمای اهل سنت را مطرح می‌کنیم.

آقای «سبکی شافعی» متوفای 771 هجری که انسان معتبری است و کتاب‌هایش مورد عنایت اهل سنت است، در کتاب «فتاوی السبکی» جلد دوم صفحه 576 می‌نویسد:

«وفیمن أنکر إمامة أبی بکر وعمر أن الصحیح أنه یکفر»

اگر کسی امامت ابوبکر و عمر را انکار کند، قول صحیح این است که کافر است.

سپس می‌نویسد:

«وإن أنکر خلافة الصدیق فهو کافر»

اگر کسی خلافت ابوبکر را انکار کند کافر است.

فتاوی السبکی، اسم المؤلف: الامام أبی الحسن تقی الدین علی بن عبد الکافی السبکی، دار النشر: دار المعرفة - لبنان/ بیروت، ج 2، ص 576، فصل سب النبی

ما با این موارد چکار کنیم؟! این‌ها یک مورد و دو مورد نیست. آقای «ابن نجیم حنفی» در کتاب «البحر الرائق» جلد اول صفحه 370 بحث را روی شیعه چیده است و زیربنای کار شیعه است. ایشان می‌نویسد:

«وَالرَّافِضِی إنْ فَضَّلَ عَلِیا علی غَیرِهِ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ»

اگر یک رافضی علی بن أبی طالب را بر دیگر خلفا تفضیل بدهد بدعت گذار است.

«وَإِنْ أَنْکرَ خِلَافَةَ الصِّدِّیقِ فَهُوَ کافِرٌ»

و اگر خلافت ابوبکر را انکار کند کافر است.

البحر الرائق شرح کنز الدقائق، اسم المؤلف: زین الدین ابن نجیم الحنفی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، الطبعة: الثانیة، ج 1، ص 370، بَابُ الْإِمَامَةِ

حداقل نزدیک به پانصد میلیون شیعه در جهان وجود دارد. شما می‌خواهید با این روایات چکار کنید؟! آقای «ابن عابدین» متوفای 1252 هجری است و کتاب ایشان هم کتاب درسی حوزه‌های علمیه اهل سنت است. ایشان می‌نویسد:

«ومن أنکر خلافة الصدیق أو عمر فهو کافر»

هرکسی خلافت ابوبکر و عمر را انکار کند کافر است.

حاشیة رد المختار علی الدر المختار شرح تنویر الأبصار فقه أبو حنیفة، اسم المؤلف: ابن عابدین.، دار النشر: دار الفکر للطباعة والنشر.- بیروت.- 1421 هـ - 2000 م، ج 1، ص 561، باب مطلب البدعة خمسة أقسام

آقای «طحطاوی حنفی» متوفای 1231 هجری در کتاب «حاشیه طحطاوی» می‌نویسد:

«وإن أنکر خلافة الصدیق کفر کمن أنکر الإسراء لا المعراج»

اگر کسی خلافت ابوبکر را انکار کند کافر است مثل کسی که اسراء و معراج پیغمبر اکرم را انکار کند.

«وألحق فی الفتح عمر بالصدیق فی هذا الحکم»

ابن حجر در کتاب «فتح» عمر بن خطاب را هم به صدیق ملحق کرده است.

این یعنی اگر کسی منکر خلافت عمر بن خطاب هم باشد کافر است.

«وألحق فی البرهان عثمان بهما أیضا»

و در کتاب «البرهان» گفته است که اگر کسی عثمان را هم انکار کند کافر است.

حاشیة علی مراقی الفلاح شرح نور الإیضاح، اسم المؤلف: أحمد بن محمد بن إسماعیل الطحاوی الحنفی، دار النشر: المطبعة الکبری الأمیریة ببولاق - مصر - 1318 هـ، الطبعة: الثالثة، ج 1، ص 204، فصل فی بیان الأحق بالإمامة

ما با این فتاوی چکار کنیم؟! هیچکدام از این افراد هم که شیعه نیستند! شبکه‌های وهابی که روایتی را در کتاب «بحارالانوار» یا مطلبی از فقهای هزار و دویست سال قبل را ملاک قرار می‌دهند و علیه شیعه مطرح می‌کنند تا ایجاد اختلاف کنند، پاسخ دهند.

آقایان این مطالب را هم دیده‌اند یا خیر؟! عقیده بنده این است که اگر یک عالم شیعه گفته است که اهل سنت کافر است، ما باید این کتاب را داخل یک صندوقچه بگذاریم و روی آن بتن ریزی کنیم تا این مطلب در آنجا بماند.

همچنین اگر یک عالم اهل سنت هم گفته باشد شیعه کافر است، ما باید این کتاب را در یک صندوق بگذاریم و در آن را قفل کنیم و کلید آن را داخل دریا بیندازیم و روی این صندوق بتن بریزیم تا این کتاب در آنجا بماند.

ما باید به این فکر باشیم که یک آینده سراسر نور و سراسر صفا و سراسر صمیمیت ایجاد کنیم به طوری که هم شیعه با اهل سنت و هم اهل سنت با شیعه با صفا و مسالمت آمیز زندگی کنند و هیچکدام از طرفین به دیگری جسارت نکنند.

ضمن اینکه هرکسی عقاید خود را بیان کند و هرکسی به عقاید طرف مقابل هم احترام بگذارد. چنین نباشد که یکی از طرفین بگوید عقاید من وحی منزل است، عقاید تو باطل است بنابراین تو کافر هستی!

شما می‌توانید ادله عقاید خودتان را بیان کنید، اما ما چنین نیست که دیگران را هم ملزم کنید عقاید شما را بپذیرند.

یک شیعه می‌تواند عقاید خود را مطرح کند، ادله خود را مطرح کند و تمام مبانی طرف مقابل را عالمانه، نه مغرضانه و توأم با اهانت و سب و شتم، نقد کند.

در مقابل، چنین نیست که طرف مقابل را ملزم کند که شما باید بیایید شیعه شوید. ائمه اطهار (علیهم السلام) چنین کاری نکردند. همچنین بزرگان ما در طول تاریخ چنین کاری نکردند.

اگر فرصت داشته باشیم بنده در بخش پایانی نکاتی را عرض می‌کنم. در کتاب «فتاوی الهندیة» که تعدادی از علمای بزرگ هند در مذهب «امام ابوحنیفه» آن را نوشتند، مطلبی در این زمینه آمده است.

در حقیقت تعدادی از علمای هند تمام آراء «ابوحنیفه» را مستند به آیات و روایات در اینجا مطرح کردند. ایشان در جلد دوم صفحه 264 می‌نویسد:

«من أَنْکرَ إمَامَةَ أبی بَکرٍ الصِّدِّیقِ رضی اللَّهُ عنه فَهُوَ کافِرٌ»

سپس می‌نویسد:

«وَکذَلِک من أَنْکرَ خِلَافَةَ عُمَرَ رضی اللَّهُ عنه فی أَصَحِّ الْأَقْوَالِ»

الفتاوی الهندیة فی مذهب الإمام الأعظم أبی حنیفة النعمان، الشیخ نظام وجماعة من علماء الهند، الناشر دار الفکر، سنة النشر 1411 هـ - 1991 م، ج 2، ص 264، باب مُوجِبَاتُ الْکفْرِ أَنْوَاعٌ منها ما یتَعَلَّقُ بِالْإِیمَانِ وَالْإِسْلَامِ

این در حقیقت فتوای جمع کثیری از علمای طراز اول احناف است. بازهم آقای «ابن نجیم» بحث امامت را مطرح کرده است. ایشان در آنجا بحث خلافت را مطرح کرده بود، اما در اینجا بحث امامت را مطرح کرده است و در کتاب «البحر الرائق» می‌نویسد:

«وَبِإِنْکارِهِ إمَامَةَ أبی بَکرٍ رضی اللَّهُ عنه علی الْأَصَحِّ کإِنْکارِهِ خِلَافَةَ عُمَرَ رضی اللَّهُ عنه علی الْأَصَحِّ»

البحر الرائق شرح کنز الدقائق، اسم المؤلف: زین الدین ابن نجیم الحنفی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، الطبعة: الثانیة، ج 5، ص 131، بَابُ أَحْکامِ الْمُرْتَدِّینَ

آقای «ابن حجر هیتمی شافعی» در کتاب «الصواعق المحرقه» می‌نویسد:

«فمذهب أبی حنیفة رضی الله عنه أن من أنکر خلافة الصدیق أو عمر فهو کافر علی خلاف حکاه بعضهم وقال الصحیح أنه کافر»

ایشان در ادامه می نویسد:

«وفی الفتاوی البدیعیة من أنکر إمامة أبی بکر رضی الله عنه فهو کافر وقال بعضهم وهو مبتدع والصحیح أنه کافر وکذلک من أنکر خلافة عمر فی أصح الأقوال»

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 1، ص 138، باب خاتمة

بازهم در کتاب «فتاوی السبکی» جلد دوم صفحه 575 و 576 آمده است:

«وفیمن أنکر إمامة أبی بکر وعمر أن الصحیح أنه یکفر»

سپس می‌نویسد:

«وإن أنکر خلافة الصدیق فهو کافر»

فتاوی السبکی، اسم المؤلف: الامام أبی الحسن تقی الدین علی بن عبد الکافی السبکی، دار النشر: دار المعرفة - لبنان/ بیروت، ج 2، ص 576، فصل قال ابن المنذر لا أعلم أحدا یوجب القتل بمن سب من بعد النبی

«ابن حجر عسقلانی» در کتاب «لسان المیزان» جلد پنجم صفحه 101 از قول «طبری» متوفای 310 هجری و صاحب «تاریخ طبری» و «تفسیر طبری» می‌نویسد:

«من قالان أبا بکر وعمر لیسا بامامی هدی أیش هو»

اگر کسی بگوید ابوبکر و عمر امام هدایت نبودند، تکلیفش چیست؟

«فقال له بن الأعلم مبتدع»

ابن اعلم گفت: او بدعت گذار است.

«فقال له الطبری منکرا علیه مبتدع مبتدع هذا یقتل»

طبری به ابن اعلم گفت: این چه حرفی است که تو می‌زنی که بدعت گذار است. او باید کشته شود.

«من قالان أبا بکر وعمر لیسا بامامی هدی یقتل یقتل»

او بازهم گفت: هرکسی بگوید ابوبکر و عمر امام هدایت نبودند باید کشته شود، باید کشته شود!!

لسان المیزان، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت - 1406 - 1986، الطبعة: الثالثة، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند -، ج 5، ص 101، ح 344

حال ما شیعه را کنار می‌گذاریم و به آن دسته از عزیزانی که زن و شوهر شیعه و سنی در یک خانه زندگی می‌کنند یا برادر و خواهر شیعه و سنی در کنار هم زندگی می‌کنند می‌اندیشیم!

ما در داخل ایران از این موارد زیاد داریم. حال خارج از ایران را کاری نداریم. ما در ایران هزاران نفر داریم که یکی از همسران شیعه و دیگری اهل سنت است. همچنین در خانه‌ای چهار فرزند دارند که دو تن از آنها شیعه و دو تن دیگر اهل سنت است.

مدتی قبل خانمی قم آمده بودند که ما هم با ایشان ملاقات داشتیم. این خانم که خیلی هم فعال هستند همسرشان اهل سنت و خودشان شیعه هستند. ایشان فعالیت زیادی در ایرانشهر دارند و خدمات زیادی هم برای ایتام و نیازمندان انجام دادند.

بنده از ایشان سؤال کردم: آیا همسر شما اعتراض نمی‌کنند که شما اصلاً شیعه هستید و این کارها را انجام می‌دهید؟!

ایشان گفتند: تا به حال یک مورد هم همسرم به من اعتراض نکرده است. من هم تا به حال یک مورد به همسرم اعتراض نکردم که چرا شما سنی هستید. ما اصلاً با همدیگر بحثی نمی‌کنیم!!

بنده پرسیدم: شما چند فرزند دارید. ایشان در جواب گفت: دو پسر و دو دختر دارم. یک پسر و یک دخترم اهل سنت و یک پسر و یک دخترم شیعه هستند. سهم من جداست و سهم شوهرم هم جداست.

بنده پرسیدم: فرزندانتان تا به حال اختلافی نداشتند؟! ایشان گفت: ما به هیچ وجه تا به حال اختلافی نداشتیم. ما می‌خواهیم مردم این چنین زندگی داشته باشند.

در منطق شیعه، اهانت به مقدسات اهل سنت، گناه نابخشودنی است!

ما بارها گفتیم: کسانی که واقعاً مقدسات اهل سنت را به استهزاء می‌گیرند، مسخره می‌کنند، توهین می‌کنند و فحش می‌کنند کار خلاف شرع و حرام انجام می‌دهند.

کار آنها خلاف قرآن کریم و خلاف اسلام و خلاف رویه ائمه اطهار (علیهم السلام) و بزرگان و علما و فقهای ماست. ما باید به این مسائل قدری دقت کنیم.

بنده عرض کردم در ولادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در بیرجند با علمای بزرگ اهل سنت جلسه‌ای داشتیم. آن‌ها از بنده می‌پرسیدند: آیا شما تا به حال یک بار گفتید که اهانت به مقدسات اهل سنت گناه است؟! بنده گفتم: من هزار بار گفتم!

این مسئله به قدری برایشان عجیب و غریب بود که باور نمی‌کردند. بنده از اتاق فرمان تقاضا می‌کنم این قسمت از عرایض بنده یا تکه‌هایی از گفته‌های قبل را که در این شبکه و قبل از آن در «شبکه جهانی ولایت» و «شبکه سلام» گفتم کلیپ درست کنند.

بنده سه سال و نیم در «شبکه سلام» برنامه داشتم و در آنجا هم همین حرف را می‌زدم و می‌گفتم: اهانت به مقدسات اهل سنت خلاف شرع و حرام و گناه نابخشودنی است.

بنده در «شبکه نور» در افغانستان که متعلق به اهل سنت است هم همین حرف را می‌زدم. بنده همچنین در «شبکه المستقله» که متعلق به عربستان سعودی است هم این حرف را می‌زدم. این عقیده ماست، نه اینکه برای خودنمایی و تقیه این حرف را بزنیم.

به عنوان مثال وقتی فلان آدم رذل، جشن فوت عایشه را می‌گیرد و در مقابل، رهبر انقلاب فتوا صادر می‌کند و بیانیه می‌دهد و این اقدام را محکوم می‌کند، این عقیده ایشان است و نمی‌خواهند خودنمایی کنند.

همچنین دیگر مراجع عظام تقلید که در این زمینه حرف زدند و این اقدام را محکوم کردند این عقیده ایشان است. در اینجا دیگر تقیه معنا ندارد. تقیه در جایی است انسان خوف قتل یا فتنه‌ای را داشته باشد.

مجری:

بله، همینطور است. قطعاً بینندگان هم شاهد بودند و بارها و بارها پیش می‌آمد که مطالبی از کتب اهل سنت مطرح می‌شد یا بیننده تماس می‌گرفت ورای اینکه چیزی عقیده هست، اما در عمل هم دیدیم حضرت استاد بارها مطالب را نشان نمی‌دادند.

مطلبی که از خود اهل سنت نقل شده است و خودشان به برخی از همسران پیامبر اهانتی کردند، اما این صحبت که از کتب اهل سنت است اینجا بازنشر نمی‌شد.

منشأ و ریشه این اقدام همان عقیده مستحکمی است که حضرت استاد بازهم تأکید کردند. باید بگوییم هزارباره شد تأکیداتی که بارها و بارها انجام شده بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بنده بارها عبارت «آلوسی» را بیان کردم. «آلوسی» از علمای قدیم نیست، بلکه متوفای سال 1270 هجری و کمتر از دویست سال قبل است. «آلوسی» که خود سلفی مسلک است، در کتاب «روح المعانی» جلد 18 صفحه 122 می‌نویسد:

«ونسب للشیعة قذف عائشة»

به شیعه نسبت دادند که به عایشه اتهام فحشا زدند.

«وهم ینکرون ذلک أشد الإنکار»

شیعه این اتهام را با شدت انکار می‌کند.

«ولیس فی کتبهم المعول علیها عندهم عین منه ولا أثر أصلا»

در کتاب‌های معتبر شیعه اصلاً آثاری از این افتراء نیست.

«وکذلک ینکرون ما نسب إلیهم من القول بوقوع ذلک منها بعد وفاته»

بعضی افراد نسبت می‌دهند که عایشه بعد از وفات پیغمبر اکرم بعضی کارهای خلاف عفت انجام داد، اما شیعه آن را به شدت انکار می‌کند و در کتاب‌هایشان اثری از این نیست.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 18، ص 122، باب النور: (16) ولولا إذ سمعتموه... ..

آقایان این مطالب را نمی‌بینند!؟ جالب اینجاست که کتاب «تبیان» متعلق به «شیخ طوسی» متوفای 460 هجری نزدیک به هزار سال قبل است. در کتاب «تبیان» جلد دهم آمده است:

«وما زنت امرأة نبی قط، لما فی ذلک من التنفیر عن الرسول وإلحاق الوصمة به»

همسر هیچ پیغمبری گرفتار فحشا نشد، زیرا اگر همسر پیامبری دچار فحشا شود مردم از آن پیامبر متنفر می‌شوند و این ننگ را به پیغمبر متصل می‌کنند.

به عنوان مثال اگر در یک جامعه خدای ناکرده همسر یک استاندار یا فرماندار یا بخشدار دچار فحشا باشد، آیا این فرماندار می‌تواند فرمانداری کند؟! آیا این استاندار می‌تواند استانداری کند؟! مقام پیامبر الهی که خیلی بالاتر از اینهاست. ایشان می‌نویسد:

«فمن نسب أحدا من زوجات النبی إلی الزنا، فقد أخطأ خطأ عظیما»

هرکسی به همسران پیغمبر نسبت زنا بدهد، خطای عظیمی انجام داده است.

«ولیس ذلک قولا لمحصل»

اصلاً این حرف بدون دلیل و بدون مدرک است.

التبیان فی تفسیر القرآن، نویسنده: الشیخ الطوسی، ج 10، ص 52، باب 66 - سورة التحریم

این فرمایش «شیخ طوسی» است. همچنین «مرحوم طبرسی» متوفای 548 هجری در کتاب «مجمع البیان» جلد پنجم صفحه 220 همین تعبیر را می‌آورد و می‌نویسد که ما نسبت به انبیاء الهی چنین تفکری نداریم و همسران انبیاء الهی از این کار منزه بودند.

در کتاب «جوامع الجوامع» که کتاب درسی حوزه علمیه است جلد سوم صفحه 596 و 597 همین تعبیر مطرح شده است.

«علامه مجلسی» در کتاب «بحارالانوار» هم مطلبی در این خصوص آورده است. آقایان وهابی که دائماً به دنبال پیدا کردن یک سوژه از کتاب «بحارالانوار» هستند، چرا این مطلب را نقل نمی‌کنند؟! در کتاب «بحارالانوار» جلد یازدهم صفحه 314 آمده است:

«و لأن الأنبیاء یجب أن ینزهوا عن مثل هذه الحال»

سپس می‌نویسد:

«ما زنت امرأة نبی قط و کانت الخیانة من امرأة نوح أنها کانت تنسبه إلی الجنون و الخیانة و من امرأة لوط أنها کانت تدله علی أضیافه»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 11، ص 314، ح 6

شما تمامی این مباحث را مطالعه بفرمایید، سپس ببینید که حرف وهابی‌ها چیست. بنده عذر می‌خواهم، اما در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» اثر «البانی» متوفای 1420 هجری مطلبی در این زمینه آمده است. ایشان در بحث عایشه می‌نویسد:

«ففیه إشعار قوی بأن الأمر فی حد نفسه ممکن الوقوع»

امکان دارد که همسر پیغمبر هم دچار فحشا شده باشد.

سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقهها وفوائدها، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، الناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، الریاض، الطبعة: الأولی، (لمکتبة المعارف)، ج 6، ص 27، ح 2507

ما نمی‌دانیم چه بگوییم؟! بگوییم وای به حالت؟! بگوییم خاک بر سرت؟! ایشان متعلق به هزار سال قبل نیست، بلکه همان سالی از دنیا رفته است که «بن باز» از دنیا رفته است.

ما اصلاً عبارت «بخاری» را کنار می‌گذاریم که از قول ابوبکر چه حرفی زدند و از قول همسر ابوبکر چه حرفی زدند. ایشان از قول رسول الله حرف‌هایی زدند که بدن انسان به لرزه می افتد!!

شما این مطالب را نگاه کنید، سپس فرمایشات بزرگان ما را هم نگاه کنید که ملاک است. بنده مطالبی از قول علما تا «مرحوم مجلسی» آوردم و این مطلب را هم از آقای «البانی» آوردم.

مجری:

حاج آقا خیلی دردناک است. عزیزان سیر همین جلسه را پی بگیرید و ببینید که ما از کجا آغاز کردیم.

ما از تکفیرهای متعددی آغاز کردیم که همین الآن هم از شبکه‌های وهابی می‌شنویم. آن‌ها نسبت به شیعیان ابراز می‌کنند که شیعه کافر و واجب القتل است، ما با شما بحث نمی‌کنیم به جهت اینکه اصلاً شما را داخل در دایره اسلام نمی‌دانیم.

چرا ما داخل در دایره اسلام نمی‌دانید؟! آن‌ها در جواب می گویند که شما به همسر پیامبر توهین می‌کنید.

بینندگان عزیز همین سیر را پی بگیرید تا به اینجا برسید و ببینید چه کسی تکفیر می‌کند!! ببینید چه کسی تهمت می زند!! اگر صرفاً همین برنامه را ببینید قطعاً می‌توانید نسبت به اصل چنین صحبت‌هایی قضاوت خوبی انجام بدهید.

خیلی عالی فرمودید. این مباحث بحث روز است و بحثی است که بارها و بارها در شبکه‌های وهابی مطرح می‌شود. چه تهمت‌هایی علیه شیعه می‌زنند و با چه انگ‌هایی می‌خواهند شیعه را تکفیر کنند و حکم به قتل او بدهند، اما نتیجه چه می‌شود.

تماس‌هایی زیادی داریم و نمی‌دانم که می‌رسیم صحبت دیگری و سؤالات دیگری را مطرح کنیم یا خیر.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بنده معمولاً تماس‌ها را مقدم می دانم. شما تماس‌ها را بگیرید. اگر وقت شد صحبت می‌کنیم و اگر وقت نشد بحثمان را برای بعد می‌گذاریم. بنده الان هم اینستاگرام را می‌بینم. تعداد زیادی از عزیزان ما از طریق اینستاگرام برنامه‌ها را می‌بینند.

مجری:

عزیزان از هرکدام از رسانه‌ها برنامه را مشاهده می‌کنند برایشان چنین امکانی هست که تماس بگیرند و ما صدایشان را داخل استودیو پخش می‌کنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

غیر از اینستاگرام دیگر نرم افزارها هم برنامه را پخش می‌کند؟!

مجری:

از طریق ماهواره و سایت و اپلیکیشنی که در اختیارشان هست می‌توانند برنامه را مشاهده کنند. یک فاصله کوتاه می‌گیریم، ان شاءالله برمی گردیم و تماس‌های شما بینندگان را می‌شنویم.

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». الحمدلله تا این لحظه توانستیم از محضر حضرت استاد آیت الله حسینی قزوینی بهره مند شویم و مطالب نابی را از ایشان شنیدیم.

در این فرصت باقیمانده در خدمت شما عزیزان بیننده هستیم و سؤالاتی که مطرح می‌کنید را می‌شنویم و حضرت استاد هم پاسخگوی سؤالات شما خواهند بود.

تماس‌های بینندگان برنامه:

به سراغ تماس‌های بینندگان برویم. آقای ناصری از بندر لنگه پشت خط هستند. آقای ناصری در خدمت شما هستیم، بفرمایید:

بیننده (آقای ناصری از بندر لنگه – اهل سنت):

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

علیکم السلام و رحمة الله.

بیننده:

حال شما خوب است؟

مجری:

سلامت باشید، شما خوب هستید؟

بیننده:

ممنون از برنامه خوبتان. سه سؤال از حاج آقا قزوینی داشتم.

سؤال اول این است که اگر امامت حضرت علی از اصول دین است و اینقدر مهم بوده است، چرا در قرآن کریم به صراحت نیامده است؟! روایاتی در این زمینه هست، اما باید در قرآن کریم چهار آیه به صراحت بیان می‌شد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اجازه بدهید من از حضرتعالی سؤالی بپرسم. شما معتقد هستید که آیه 40 سوره مبارکه توبه:

(إِذْ هُما فِی الْغار)

در آن هنگام که آن دو در غار بودند.

سوره توبه (9): آیه 40

مربوط به ابوبکر است یا خیر؟!

بیننده:

بله.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آیا اسم ابوبکر در این آیه آمده است؟

بیننده:

عموماً اسم صحابه در قرآن کریم نمی‌آمد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اسم زید و دیگران همگی در قرآن آمده است. چنین نیست که اسم صحابه نیامده باشد. اسم «ابولهب» و «ابوجهل» هم که از دشمنان پیغمبر اکرم هستند در قرآن کریم آمده است. شما از کجا می گویید این آیه در مورد ابوبکر است؟!

بیننده:

روایات صحیح در این زمینه داریم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدا اموات شما را بیامرزد. آیه 11 سوره مبارکه نور مربوط به خانم عایشه هست یا خیر؟!

بیننده:

بله.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آیا اسم عایشه در آیه آمده است یا به کمک روایت این را می‌فرمایید؟ شما به کمک روایت چنین عقیده‌ای دارید. قرآن کریم در سوره مبارکه نحل آیه 44 می‌فرماید:

(وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِم)

و ما این ذکر (قرآن) را بر تو نازل کردیم تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها تبیین کنی.

سوره نحل (16): آیه 44

آیه شریفه نفرموده که قرآن را قرائت کن، بلکه خطاب به رسول گرامی اسلام می‌فرماید که قرآن را تبیین کن به این معنا که قرآن را تفسیر و معنا کنی و شأن نزول آن را به مردم بگویی!!

اگر شما سنت را کنار بگذارید دو رکعت نماز صبح را نمی‌توانید بخوانید، زیرا در هیچ جای قرآن کریم نیامده که نماز صبح دو رکعت است. اگر جایی سراغ دارید به ما هم یاد بدهید تا از محضر شما استفاده کنیم.

بیننده:

نه، نیست.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدا اموات شما را بیامرزد.

«من ثقات الشامیین کان جبریل ینزل علی النبی بالسنة کما ینزل علیه بالقرآن»

از ثقات شامیین این است که جبرئیل سنت را برای پیغمبر اکرم نازل می‌کرد، همانطور که قرآن را نازل می‌کرد.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 13، ص 291، باب قوله باب ما کان النبی یسأل مما لم ینزل علیه الوحی

مشاهده کنید آیه شریفه:

(إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُون)

سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده‌اند و نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌پردازند.

سوره مائده (5): آیه 55

ببینید بزرگان شما در این زمینه چه نظری دارند. آقای «طبری» متوفای 310 هجری در کتاب «تفسیر» خود جلد ششم صفحه 298 می‌نویسد: این آیه در حق علی بن أبی طالب نازل شده است.

آقای «آلوسی» در کتاب «تفسیر» خود جلد ششم صفحه 176 می‌نویسد: این آیه در حق علی بن أبی طالب نازل شده است.

بیننده:

بزرگان ما خودشان به حرفشان باور نداشتند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! ما که ضامن باور داشتن یا نداشتن افراد نیستیم. بسیاری از شیعیان هم نقل کردند که آیه 40 سوره توبه در حق ابوبکر نازل شده است، اما معتقد به خلافت ابوبکر نیستند.

حال ما باید بگوییم که اگر این افراد این را گفتند، قائل به خلافت ابوبکر نبودند؟! ابوبکر این همه مقام دارد، چرا قائل به خلافت ابوبکر نیستند؟! هدایت دست خداوند است.

(إِنَّک لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشاءُ)

تو نمی‌توانی کسی را که دوست داری هدایت کنی، ولی خداوند هر کس را بخواهد هدایت می‌کند.

سوره قصص (28): آیه 56

هدایت دست خداوند است. ما در روایت هم داریم:

«انْظُرْ إِلَی مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَی مَنْ قَال»

به گوینده نگاه نکنید، به گفتار او نگاه کنید.

عیون الحکم و المواعظ، نویسنده: لیثی واسطی، علی بن محمد، محقق / مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، ص 241، ح 4592

گفتار آنها برای ما حجت است. اخیراً دانشگاه أم القربی در مکه مکرمه کتابی تحت عنوان «مخالفة الصحابی للحدیث النبوی الشریف» نوشته است. در این کتاب آمده است صحابه خودشان به روایاتی که نقل کرده‌اند، عمل نکردند.

چند مورد از عایشه همسر پیغمبر اکرم روایت نقل کردند که خودش روایت را نقل کرده است، اما به خلاف آن عمل کرده است. ما با این مسائل چکار کنیم؟! آیا بگوییم که چرا عایشه خودش به روایاتی که نقل کرده عمل نمی‌کند؟!

کتابی که ملاحظه می‌کنید کتاب «مخالفة الصحابی للحدیث النبوی الشریف دراسة نظریة تطبیقیة» تألیف «پروفسور عبدالکریم» هست.

در این کتاب آمده است که نظر اکثر علما نسبت به اینکه اگر یک صحابی روایتی نقل کرد و به روایتش عمل نکرد تکلیف چیست.

آیا قول صحابه مقدم است یا عمل صحابه مقدم است؟! ایشان حدود پانصد صفحه در این زمینه بحث کرده است. عزیز من اگر ملاک روایت است، آیه شریفه:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاس)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

آقای «آلوسی» به صراحت نقل می‌کند و از قول «عبدالله بن مسعود» مفسر عصر صحابه می‌نویسد:

«کنا نقرأ علی عهد رسول الله (صلی الله علیه و سلم) یاأیها الرسول بلغ ماأنزل الیک من ربک إن علیا ولی المؤمنین وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

ما همگی در زمان پیغمبر اکرم این آیه را چنین می‌خواندیم: ای پیغمبر! به مردم بگو که علی ولی امر مؤمنین است و اگر ولایت علی معرفی نشود رسالت تو ناتمام است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 6، ص 193، باب المائدة: (67) یا أیها الرسول... ..

شما ادبیات بلد هستید و می دانید کلمه «کان» همیشه در جایی می‌آید که یک عملی مستمر و دائمی باشد. در این روایت «کنت» نیامده است، بلکه «کنا» به معنای "ما همگی صحابه" به صورت دائمی است.

اگر ملاک روایت است، در آیه 40 سوره مبارکه توبه و آیه 11 سوره نور و آیه 67 سوره مائده و آیه 55 سوره مائده و آیه 3 سوره مائده و آیات دیگر باید ملاک همین باشد.

بیننده:

حرف شما صحیح، اما اگر امامت حضرت علی در قرآن و روایات آمده است چرا انصار حضرت علی را یاری نکردند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولاً به نظرم یاری نکردن نسبت به انصار افترا باشد. در کتاب‌های شما در خصوص دفاع مهاجرین و انصار از امیرالمؤمنین مطالبی آمده است. در کتاب «الکامل لابن اثیر» جلد دوم آمده است:

«فقالت الأنصار أو بعض الأنصار لا نبایع إلا علیا»

تمامی انصار یا بعضی از آنها گفتند: ما غیر از علی بن أّبی طالب با کسی دیگر بیعت نمی‌کنیم.

الکامل فی التاریخ، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم الشیبانی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1415 هـ، الطبعة: ط 2، تحقیق: عبد الله القاضی، ج 2، ص 189، باب حدیث السقیفة وخلافة أبی بکر رضی الله عنه وأرضاه

در کتاب «تاریخ طبری» آمده است:

«فقالت الأنصار أو بعض الأنصار لا نبایع إلا علیا»

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 2، ص 233، باب ذکر الأخبار الواردة بالیوم الذی توفی فیه رسول الله ومبلغ سنه یوم وفاته

«ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة» جلد هفتم می‌نویسد:

«و بایع المسلمون أبا بکر و کان اکثر بنی عبد مناف من بنی أمیة و بنی هاشم و غیرهم لهم میل قوی إلی علی بن أبی طالب یختارون ولایته»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 49، فصل قال الرافضی البرهان الثانی قوله تعالی (یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک وإن لم تفعل فما بلغت رسالته)

حال فرمایش خود را بفرمایید.

بیننده:

بنده گفتم اگر عده زیادی طرفدار حضرت علی بودند، حضرت طرفدار کمی نداشت که شما می‌فرمودید طرفداران حضرت کم بودند و نمی‌توانستند کاری کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، آقای «ابن ابی الحدید» می‌گوید من از استادم پرسیدم: علی بن أبی طالب که سه هزار نفر همراه داشت، چرا قیام نکرد؟! ایشان در جواب گفت: اگر علی بن أبی طالب سه هزار نفر همراه داشت، طرف مقابل سی هزار نفر بودند. چطور با آنها مقابله می‌کردند!؟

این مطلب را آقایان اهل سنت آوردند. شما همین عبارت را از قول خلیفه دوم در اینترنت جستجو کنید در رابطه با اینکه با زور شمشیر و شلاق خلافت را به دست گرفتند.

قبایلی که از اطراف مدینه آورده بودند، همگی با شلاق و شمشیر آمده بودند. امیرالمؤمنین در برابر آنها چکار می‌توانستند انجام دهند؟! آیا باید برادرکشی راه می‌انداختند؟!

«لما أن رأیت أسلم أیقنت بالنصر»

وقتی هجوم قبیله اسلم را دیدم، به پیروزی در خلافت یقین کردم.

الصحیح من سیرة النبی الأعظم (ص)، نویسنده: السید جعفر مرتضی العاملی، ج 33، ص 332

قبیله اسلم که از گذشته با انصار عداوت دیرینه داشتند. بر فرض امیرالمؤمنین سی هزار نفر هم نیرو داشتند و طرف مقابل هم سی هزار نفر نیرو داشتند. اگر این افراد به جان هم بیفتند و کشت و کشتار صورت بگیرد، منافقین اسلام را نابود می‌کردند.

یک سوم آیات قرآن کریم نسبت به منافقین آمده است. یکی از علمای دانشگاه الأزهر کتابی تحت عنوان «النفاق و المنافقین فی القرآن» نوشته که در اینترنت هم موجود است. ایشان می‌نویسد که ده جزء قرآن کریم در خصوص منافقین است.

آیا در این صورت، دیگر منافقین می‌گذاشتند اثری از اسلام باقی بماند؟! همچنین دو حکومت قوی و دو ابر قدرت به دنبال فرصتی بودند تا اسلام و مسلمانان را نابود کنند. امیرالمؤمنین دیدند که اگر جنگ برادرکشی به راه بیفتد، اثری از اسلام باقی نمی‌ماند.

همانطور که رسول گرامی اسلام در طول سیزده سالی که در مکه بودند دست به شمشیر نزدند. حضرت دیدند اگر دست به شمشیر بزنند همین سی چهل نفری که مسلمان شدند را قتل عام می‌کنند. بنابراین رسول اکرم سیزده سال خون دل خوردند.

اگر سؤال دیگری دارید من در خدمت شما هستم. من نمی‌دانم عرایض ما قانع کننده بود یا خیر!؟

بیننده:

بله. من دو هفته پیش شیعه شدم و قدری این شبهات در ذهنم باقی مانده است.

مجری:

خدا حفظتان کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

الحمدلله، شکر خدای عالم. خداوند به شما جزای خیر عنایت کند.

مجری:

خیلی هم خوب که کاملاً تا روشن شدن حقیقت این سماجت را دارید و خود همین هم مسیری هست که باعث می‌شود تمامی انسان‌هایی که دنبال پیدا کردن حق و حقیقت و راه درست هستند خداوند هم مسیر را به آنها نشان بدهد.

آقای ناصری عزیز از بندر لنگه ان شاءالله موفق و مؤید باشید، خدانگهدارتان. بازهم این یادآوری را انجام بدهم که الحمدلله این امکان برای همه شما بینندگان عزیز فراهم شده است که از طریق لایو اینستاگرام در خدمت شما باشیم و برنامه را مشاهده کنید.

علاوه بر راه‌هایی که در رسانه‌های قبل می‌توانستید مشاهده کنید و از فرکانس‌های ماهواره یا از طریق اینترنت چه با اپلیکیشن یا از سایت «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» امکان تماشای این برنامه برای شما بود، می‌توانید از طریق لایو هم ما را دنبال کنید.

آقا محمد حسین از تهران پشت خط هستند. آقا محمد حسین در خدمت شما هستیم، بفرمایید:

بیننده (آقا محمد حسین از تهران – شیعه):

سلام علیکم، خوب هستید؟

مجری:

سلام علیکم و رحمة الله، سلامت باشید.

بیننده:

سلام عرض می‌کنم خدمت حضرت آیت الله قزوینی و امیدوارم همیشه سلامت و تندرست باشند و مورد لطف و نظر الهی باشند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

تشکر از شما.

بیننده:

آقای قزوینی ما از شما یک سؤال داشتیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بفرمایید.

بیننده:

مگر عایشه أم المؤمنین و همسر پیامبر نبوده است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بوده است.

بیننده:

استاد عایشه بعد از پیغمبر اکرم یک شخصیت علمی شناخته شد. درست است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سؤالتان را بفرمایید.

مجری:

به جهت اینکه همسر پیامبر بوده شخصیت علمی بوده است؟!

بیننده:

کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» نسبت به قول‌هایی که روی ابوبکر و عمر بوده است، بیشتر روی احادیثی که از عایشه نقل شده است کار کرده است.

چرا عایشه در مقابل امیرالمؤمنین قیام کرد؟! مگر ایشان یک شخصیت علمی نبود؟! اگر ایشان به قول اهل سنت شخصیت بسیار علمی بود و بعد از پیغمبر اکرم امین‌ترین فرد بود، چرا در مقابل امیرالمؤمنین قیام کرد؟!

مجری:

یعنی با توجه به قرابتی که به پیامبر داشتند، چه اتفاقی افتاد که بعد از آن مطابق با صحبت‌های پیغمبر اکرم عمل نکردند؟!

بیننده:

این سؤال اول من است. سؤال دیگری هم دارم که بعد از جواب این سؤال عرض می‌کنم.

مجری:

آقا محمد حسین عزیزان زیادی پشت خط هستند. اگر اجازه بدهید ما این سؤالتان را از حضرت استاد خواهیم پرسید و پاسخ آن را خواهیم گرفت. ان شاءالله برای شب‌های آینده در خدمت شما خواهیم بود.

خدانگهدار شما آقا محمد حسین عزیز که از تهران همراه ما بودید. آقای امامی از تهران پشت خط هستند. آقای امامی در خدمت شما هستیم، بفرمایید:

بیننده (آقای امامی از تهران – شیعه):

سلام علیکم، خوب هستید؟

مجری:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

من از حضرت استاد دو سه سؤال داشتم. هرکدام که وقت داشتند را زحمت بکشند و پاسخ دهند.

سؤال اول اینکه یک سری از آقایان اهل سنت در مورد حدیث منزلت می‌گفتند: امیرالمؤمنین تنها بر اهلبیت رسول الله خلیفه بوده است.

جانشین دیگر پیغمبر اکرم «عبدالله بن مکتوم» بوده است. امیرالمؤمنین تنها بر اهلبیت پیامبر جانشین بوده و مسئول خلافت بودند. سؤال دوم در زمینه آیه تطهیر است. در آیه شریفه:

(إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیرا)

خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33): آیه 33

(لِیذْهِبَ) به کار رفته است که در مورد اذهاب و به معنای رفتن است. رفتن هم به این معناست که قبلاً در جایی بوده و بعد رفته است. آیا این مخالفت ندارد با اینکه ما می گوییم در اهلبیت هیچگونه رجس و پلیدی نیست؟!

اگر ما اذهاب را به معنای رفتن بگیریم، این به این معناست که اهلبیت کسانی هستند که رجسی در آنها هست و با توجه به سیاق آیات قبل و حتی قسمت اول آیه در مورد زنان پیغمبر اکرم و ائمه اطهار هست.

این بدان معناست که این تطهیر، تطهیر تشریعی است نه تطهیر تکوینی که خداوند برداشته باشد. معنای قرآن کریم این است که اگر شما به این موارد عمل کنید، پلیدی از شما پاک می‌شود. این دو سؤال من بود.

مجری:

بسیار خوب، آقای امامی عزیز بسیار از شما تشکر می‌کنیم که از تهران همراه ما بودید. خدا حفظتان کند، خدانگهدارتان.

آقای رمضانی از مشهد مقدس پشت خط هستند. آقای رمضانی در خدمت شما هستیم، بفرمایید:

بیننده (آقای رمضانی از مشهد – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت آقای مرعشی عزیز و جناب آقای قزوینی.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

علیکم السلام، در خدمتتان هستیم، بفرمایید:

بیننده:

بنده تماس گرفته بودم و کارشناستان جواب بنده را دادند، اما دوباره لطف کردند و با ما تماس گرفتند.

بنده عرض کوچکی داشتم و به کارشناستان پشت خط گفتم که من افغانستانی هستم و زمانی آخوندها و عالمان افغانستانی که روی منبر می‌رفتند، داستان‌هایی در مورد حضرت علی می‌گفتند که قدری اغراق آمیز بود.

به عنوان مثال می‌گفتند که حضرت علی به افغانستان آمده و اژدها کشته است. بنده می‌خواستم خدمت آیت الله قزوینی بگویم به نظر شما با طرز فکر الآن درست است که مردم فکر می‌کنند؟! ممنون می‌شوم اگر جواب بدهید.

مجری:

بسیار خوب، تشکر می‌کنم از آقای رمضانی عزیز که از مشهد تماس گرفتند و این سؤالشان را مطرح کردند.

سؤالات زیاد شدند. عزیزان دست نگه دارند تا ما پاسخ این سؤالات را بدهیم و بعد از آن اگر فرصت شد بازهم تلفن‌ها را وصل خواهیم کرد.

آقا محمد حسین پرسیدند که چرا عایشه در مقابل امیرالمؤمنین با وجود قرابتی که به پیغمبر اکرم داشت، قیام کرد؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اقدام عایشه را پاسخ بدهیم، «طلحه» را چکار کنیم؟! مگر «طلحه» و «زبیر» با پیغمبر اکرم نسبت نداشتند؟! مهم‌تر از آنها مگر «ابوجهل» عموی پیغمبر اکرم نبود؟! مگر «ابولهب» عموی پیغمبر اکرم نبود؟!

قرابت هیچ ارتباطی به مسئله هدایت و تصمیم گیری ندارد. همچنین از نظر علمی «بلعم باعورا» دارای مقامات علمی زیادی بود، به طوری که قرآن کریم می‌فرماید:

(فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما)

(در آنجا) بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که او را مشمول رحمت خود ساخته و از سوی خود علم فراوانی به او تعلیم داده بودیم.

سوره کهف (18): آیه 65

اما قرآن کریم در آیه دیگری نسبت به او می‌فرماید:

(وَ لکنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کمَثَلِ الْکلْب)

ولی او به پستی گرائید و از هوای نفس خویش پیروی کرد او همچون سگ (هار) است.

سوره اعراف (7): آیه 176

برادر بزرگوارم! آنچه می‌تواند انسان را در صراط مستقیم نگه دارد تزکیه و تقوا و عمل کردن به دستورات پیغمبر اکرم است. قرآن کریم به صراحت نسبت به همسران پیغمبر اکرم می‌فرماید:

(وَ قَرْنَ فِی بُیوتِکنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیةِ الْأُولی)

و در خانه‌های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.

سوره احزاب (33): آیه 33

این چه علمی است که نتوانست مانع از نشستن همسر پیغمبر اکرم در خانه شود؟! بنابراین نه علم مایه نجات است و نه خویشاوندی با پیغمبر اکرم مایه نجات است.

آنچه مایه نجات است، عمل به دستورات پیغمبر اکرم است. «اویس قرنی» حتی پیغمبر اکرم را ندید، اما حضرت در مورد او فرمودند:

«إِنِّی لَأَجِدُ نَفَسَ الرَّحْمَنِ مِنْ جَانِبِ الْیمَنِ»

غرر الأخبار؛ نويسنده: ديلمى، حسن بن محمد، تاريخ وفات مؤلف: 841 ق‏، محقق / مصحح: ضيغم، اسماعيل‏، ناشر: دليل ما، ايران؛ قم‏، 1427 ق ؛ ص 268

گر در یمنی چو با منی پیش منی

گر پیش منی چو بی منی در یمنی

«سلمان» از ایران رفت، اما رسول گرامی اسلام در مورد او فرمودند:

«سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیت»

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 64، ح 282

از طرف دیگر «أبی بن کعب» پیغمبر اکرم را هم دید. همچنین آقایان نسبت به بعضی از همسران پیغمبر اکرم فتوا داده‌اند که در نهایت مرتد شدند.

بنابراین نه علم و نه خویشاوندی مایه نجات انسان است. آنچه می‌تواند مانع شود که انسان گناه نکند، عمل کردن به دستورات پیغمبر اکرم است. هرکسی عمل کرد نجات پیدا کرد و هرکسی عمل نکرد نجات پیدا نکرد. امام صادق به شیعیان فرمودند:

«وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِن النَّارِ وَ لَا عَلَی اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ»

ما برگه برائت از آتش جهنم برای کسی نیاوردیم.

«مَنْ کانَ لِلَّهِ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِی وَ مَنْ کانَ لِلَّهِ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُو»

هرکسی مطیع خدا باشد دوست ماست و هرکسی عصیان گر خداوند باشد دشمن ماست.

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 2، ص 74، ح 3

آیا از این بهتر بگوییم؟!

مجری:

بله، خیلی ممنون. تشکر می‌کنیم از آقا محمد حسین عزیز که این سؤال را مطرح کردند. شاید در ابتدای راه هم باشید، اما متعددا اگر تماس گرفتید و سؤال دیگری هم بود در خدمتتان خواهیم بود. ایشان گفته بودند سؤال دیگری هم دارند، اما فرصت نشد.

آقای امامی از تهران دو سؤال پرسیدند. یک سؤالشان این بود که در حدیث منزلت که در جنگ تبوک بود، بالاخره جانشین اصلی پیغمبر اکرم کسی دیگر بوده و حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) صرفاً جانشین در میان اهلبیت بودند.

آیا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در جنگ تبوک، صرفاً جانشین در میان اهلبیت بود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در قضیه جنگ تبوک عبارت‌ها را مشاهده کنید. در روایت آمده است که رسول گرامی اسلام می‌فرماید:

«لا ینبغی أن أذهب إلا وأنت خلیفتی»

من از مدینه بیرون نمی‌روم، جز اینکه تو را برای خلافت بعد از خودم نصب کنم.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

این خیلی مهم است.

مجری:

این وسواس حضرت استاد است نسبت به اینکه هر چیزی که قرار است گفته شود همانند بعضی از شبکه‌هایی که قطعاً ممکن است بعضی از شما دیده باشید، صرفاً مطلبی می گویند و شما هم باید بپذیرید.

در مقابل حضرت استاد دقت نظری دارند که برای شما بینندگان عزیز قطعاً همه چیز مستند واضح شود.

این خود خود یک رویه است که یاد بگیریم هرکسی هرچیزی گفت از او نپذیریم بلکه او مستند بخواهید تا برایتان مسلم شود که مطلب چه چیزی هست. این را هم باید جداگانه در یک کنار آموخت و یاد گرفت.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بنابراین بحثی که ما در رابطه با حدیث منزلت داریم چه در کتب شیعه و چه در کتب اهل سنت اصلاً بحث اینکه خلیفه در میان اهل خود هست را نداریم.

مجری:

باید به اصل حدیث بپردازیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه کنید در کتاب «فضائل الصحابه» اثر «احمد بن حنبل» آمده است:

«لا ینبغی ان اذهب الا وأنت خلیفتی قال وقال له رسول الله أنت ولی کل مؤمن بعدی ومؤمنة»

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 684، ح 1168

این مطالب کاملاً واضح و روشن است. همچنین در کتاب «السنة» اثر «ابن ابی عاصم» آمده است:

«أنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنک لست نبیا إنه لا ینبغی أن أذهب إلا وأنت خلیفتی فی کل مؤمن من بعدی»

السنة، اسم المؤلف: عمرو بن أبی عاصم الضحاک الشیبانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1400، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ج 2، ص 565، ح 1188

سند این روایت هم حسن و معتبر است. طبق این روایت رسول گرامی اسلام می‌فرماید: یا علی! تو خلیفه من در حق تمام مؤمنین بعد از من هستی.

حال هرکسی مؤمن است علی بن أّبی طالب خلیفه اوست و هرکسی مؤمن نیست علی بن أبی طالب خلیفه او نیست.

این روایت «أنت خلیفتی فی أهلی» ندارد. بنده نمی‌دانم این عزیزمان این مطلب را از کجا آوردند. بنده هرچقدر در منابع اهل سنت نگاه می‌کنم، «خلیفتی فی أهلی» را در منابع پیدا نمی‌کنم.

فرض گیریم «أهلی» هم باشد، ثابت شد که علی بن أبی طالب در خانواده پیغمبر اکرم خلیفه است. خانواده پیغمبر اکرم افضل البشر و افضل القبائل هستند. وقتی کسی در افضل القبائل خلیفه شد، در دیگر قبائل هم به طریق اولی خلیفه است.

این همان قضیه حدیث الدار است. وقتی پیغمبر اکرم فرمودند علی بن أبی طالب در میان شما خلیفه من هست که شما تصمیم گیرنده هستید، بنابراین به طریق اولی نسبت به دیگران هم خلیفه هست.

مجری:

خود این هم می‌تواند یک دلیل جداگانه باشد و بسیار جالب هم بود که انسان بتواند از این طریق این مطلب را اثبات کند.

شبهه ای به آیه تطهیر درباره عصمت ائمه (علیهم السلام)

ایشان سؤال دومی هم داشتند، اما فرصت بسیار محدود است. سؤال دومشان نسبت به آیه شریفه:

(إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیرا)

بود. (لِیذْهِبَ) نشان دهنده این است که قبلاً چیزی بوده که الآن می‌خواهد برود. بنابراین عصمتی که شیعیان به او قائل هستند که از ابتدا اهلبیت هیچ رجسی نداشتند خدشه دار می‌شود.

ما چه نتیجه‌ای بگیریم؟! بگوییم که این تطهیر، تطهیر تکوینی نیست بلکه همان تطهیر تشریعی است که خداوند می‌خواست آنها کار بد انجام ندهند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولاً روایات متعددی داریم که ائمه اطهار به این آیه بر عصمت خودشان استدلال کردند. ثانیاً (إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ) اگر این اراده تشریعی باشد، چه فضیلتی است؟!

چه فضیلتی است که رسول گرامی اسلام اصحاب کساء را زیر عبا جمع کند یا شش ماه جلوی در خانه امیرالمؤمنین آیه شریفه (إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیرا) را بخواند؟!

اگر این امری تشریعی است هرکسی می‌تواند به اینجا برسد، همانند آیه شریفه‌ای که در رابطه با وضو آمده است:

(ما یرِیدُ اللَّهُ لِیجْعَلَ عَلَیکمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکنْ یرِیدُ لِیطَهِّرَکمْ وَ لِیتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیکمْ لَعَلَّکمْ تَشْکرُون)

خداوند نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید شاید شکر او را بجا آورید.

سوره مائده (5): آیه 6

این اراده، اراده تشریعی است و ربطی به اراده تکوینی ندارد. هرکسی وضو بگیرد با طهارت می‌شود.

(یرِیدُ لِیطَهِّرَکمْ) در وضو تشریعی است. من می‌توانم اراده کنم وضو بگیرم و کسی دیگر می‌تواند اراده نکند و وضو نگیرد، اما آیه تطهیر که با کلمه (إِنَّما) آمده است به معنای این است که فقط و فقط این است و غیر از این نیست.

اراده خداوند عالم بر این تعلق گرفته است که رجس را از شما دور کند. یک مرتبه رجسی می‌آید، یک دفعه رفع است و یک دفعه دفع است. در اینجا چون کلمه (لِیذْهِبَ) با (عَنْ) متعدی شد به معنای دفع است، نه به معنای رفع.

دفع به معنای این است که اصلاً نمی‌گذارد بیاید. به عنوان مثال در بعضی از روایت‌ها تعابیر زیبایی آمده است. در روایت آمده است:

«مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ حَلَاوَةً أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ مَرَارَةَ الْمَوْت»

هرکسی یک شیرینی را به برادرش اطعام کند، خداوند عالم تلخی مرگ را از او می‌برد.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 63، ص 288، ح 13

«أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ مَرَارَةَ الْمَوْت» یعنی چه؟! یعنی اول «مَرَارَةَ الْمَوْت» وارد می‌شود و سپس خداوند آن را برطرف می‌کند یا «أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ» اصلاً نمی‌گذارد مرارت و سختی مرگ بیاید؟! همچنین در روایت آمده است:

«مَنْ بَدَأَ بِالْمِلْحِ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ سَبْعِینَ دَاءً»

هرکسی غذا خوردن را با نمک شروع کند، خداوند عالم هفتاد مرض را از او می‌برد.

وسائل الشیعة، نویسنده: شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 24، ص 406، ح 30904

هفتاد مرض را از او می‌برد به این معناست که هفتاد مرض در بدنش است؟ نمک خوردن مرض‌ها را بیرون می‌کند یا نمک خوردن مانع می‌شود که اصلاً مرض‌ها به بدن انسان نیاید؟!

مجری:

قرآن کریم هم در یک جا نسبت به مؤمنون چنین تعبیر می‌کند:

(أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُون)

آگاه باشید اولیا (و دوستان) خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند.

سوره یونس (10): آیه 62

همین اولیاء الله وقتی وارد بهشت شدند، می گویند:

(وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکورٌ)

آن‌ها می‌گویند حمد (و ستایش) برای خداوندی است که اندوه را از ما برطرف ساخت، چرا که پروردگار ما غفور و شکور است.

سوره فاطر (35): آیه 34

طبق آیه قرآن کریم در دنیا هم که حزنی نداشتند، پس چرا (أَذْهَبَ) بازهم به کار رفت؟! نکته همین است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

به عنوان مثال در روایت داریم:

«مَنْ تَصَدَّقَ حِینَ یصْبِحُ بِصَدَقَةٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ ذَلِک الْیوْم»

هرکسی اول صبح صدقه بدهد، خداوند عالم نحس آن روز را از او دور می‌کند.

الأمالی، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ص 443، ح 7

آیا این بدان معناست که ابتدا نحس روز می‌آید و سپس خداوند عالم آن را برمی دارد یا اصلاً خداوند عالم نمی‌گذارد نحوست بیاید؟!

ما از اینطور روایات بیش از دویست مورد داریم که (أَذْهَبَ) به معنای دفع است، نه به معنای رفع. رفع در جایی است که چیزی می‌نشیند سپس آن را برطرف می‌کنند.

به عنوان مثال شخصی بیماری گرفته است. دکتر به او دارو می‌دهد و می‌گوید: با این دارو این بیماری از بدنت بیرون می‌رود. به این حالت رفع می گویند.

در مقابل می گویند مثلاً اگر کسی روزی ده هزار واحد ویتامین D مصرف کند، بدن او مقاومت می‌کند و نمی‌گذارد اصلاً این ویروس وارد بدن او شود. به این حالت دفع یا (أَذْهَبَ) می گویند.

مجری:

بسیار زیبا، الحمدلله، خیلی عالی. حضرت استاد دست شما درد نکند، بسیار استفاده کردیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در این زمینه مطلب بسیار زیاد است. ان شاءالله زمانی که به آیه تطهیر رسیدیم، حداقل نزدیک به پانزده شبهه که از سوی وهابیت و علما مطرح شده است که (لِیذْهِبَ) به چه معناست یا (الرِّجْسَ) به چه معناست یا (إِنَّما) به چه معناست را پاسخ خواهیم داد.

مجری:

تشکر می‌کنیم از بیننده عزیز آقای امامی که تماس گرفتند و این سؤال را مطرح کردند. آقای رمضانی از مشهد قبلاً در همین شبکه پاسخ را گرفته بودند. ان شاءالله اگر فرصتی شد بازهم سؤالشان را مطرح خواهیم کرد.

عذرخواهی می‌کنم از عزیزانی دیگر همانند آقای علی و آقای بهادری و دیگر بینندگانی که متأسفانه فرصت نیست حتی اسمشان را بخوانیم. ان شاءالله که موفق و مؤید باشید. تا دیدار آینده خدانگهدار

 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها